ارزشهای دینی در جامعه اسلامی اهمیت و جایگاه والایی داشته و بهویژه درونیسازی این ارزشها از دوران کودکی و نوجوانی در متون دینی بسیار مورد تأکید و توجه قرار گرفته است، چراکه وجود کودک و نوجوان همانند زمینی بایر است که هرچه در کودکی کاشته شود قطعاً نتایج ارزشمند آن در آینده خودنمایی خواهد کرد. درونیسازی ارزشهای دینی علاوه بر اثرگذاری مثبت در آینده کودک و نوجوان، اثرات بسیار ارزشمندی بر اجتماع و فرهنگ حاکم بر آن میگذارد، چراکه انسان معتقد و عامل به ارزشهای دینی قطعاً در زندگی اجتماعی و جمعی خود نیز فضایی معنویتبار و مملو از خوبیها را خلق کرده و دنیایی با اخلاقتر خواهد ساخت.
سجاد یوسفی، استاد حوزه و دانشگاه در گفتوگو با ایکنا از آذربایجانشرقی در مورد اهمیت و جایگاه ارزشهای دینی، گفت: انسان باورهایی دارد که میخواهد با آن باورها وجدان درونی خود را شکوفا کند و این بایدهای بشری که در جهت رشد و شکوفایی وجدان آدمی است، بهعنوان ارزش اطلاق میشود.
وی با بیان اینکه برای توجه و پرورش دادن این بایدها در وجدان و یافتن ارزشهای درونی، نیازمند فضای امن، راحت، صمیمی و پذیرشگر هستیم، افزود: برای رشد این باورها در وجود خودمان نیازمند آن هستیم که بهصورت مطلق پذیرفته شده و نیاز صمیمیت و همدلی در ما مرتفع شود و تحت مراقبت باشیم تا در بستری مناسب این ارزشها و بایدها در ما رشد پیدا کند.
یوسفی، خانواده را بهعنوان مناسبترین نهاد برای بسترسازی ارزشها و بایدها مطرح کرد و گفت: در نگاه دینی، خانواده با فراهم کردن فضایی مناسب در راستای درونیسازی ارزشهای دینی یک محیط سالم بهوجود آورده و در این محیط سالم، رفتارها و اتفاقاتی را رقم میزند که کودک آنها را در درون خود میبیند؛ چنانچه کودک با مشاهده صمیمیت پدر در بیان واقعیتها و دوری از پنهانکاری و دروغگویی، ارزشی تحت عنوان صداقت و راستگویی را مشاهده کرده و این ارزش را فرامیگیرد.
این استاد حوزه و دانشگاه، با تأکید بر اینکه مراحل رشد اخلاقی در دوران اولیه رشد انسان یا همان دوران کودکی اتفاق میافتد، افزود: در دوران اولیه رشد کودک با رفتار خود پدر و مادرش را راضی نگه میدارد، اما در این حین حافظ منافع وجودی خویش نیز است تا به آن دست یابد و همه اینها در رشد اخلاقی و ارزشها به گونهای نقش بیرونی دارد تا مورد تحسین والدین قرار گیرد.
وی در مورد اینکه تا هفت سالگی بازیها بهعنوان اصلیترین فضای آموزشی برای کودک تلقی میشود، ادامه داد: کودک در داخل بازی قواعد زیستن را فرا گرفته و بعد از هفت سالگی، دوره شناختی رخ میدهد که در آن کودک در حال معنا دادن به آموختههای خویش است؛ در این مرحله کودک خوب و بد رفتارهایش را تشخیص داده و کودک علت را تنبیه یا تشویقها میفهمد، اینکه چرا والدین در مورد رفتارهای وی داوری اخلاقی میکنند؟
استاد حوزه و دانشگاه در مورد فرآیند نهادینه کردن ارزشهای دینی در کودکان و نوجوانان، اظهار کرد: این فرآیند، فرآیند تفکر در آدمی است و آدمی در تبیین این ارزشها درمییابد که وقتی با انسانها برخورد کریمانهای دارد، زندگی رواتر و درون شخص آرامتر است، اما این فرآیند در یک کودک به شکل تفکر انتزاعی نمیتواند ایجاد شود و نیازمند راهکارهایی برای ملموس کردن ان ارزشها برای کودکان است.
وی اظهار کرد: در منابع دینی بهویژه در قرآن، جایگاه و اثرات ارزشهای دینی و اخلاقی به شکل روشن و با استفاده از داستانها و تجارب بشری نشان داده شده که هر مقدار زندگی با اخلاق و وجدان همراه باشد، درنتیجه بهتر خواهد بود و بر این اساس روش قرآن، بیشتر روی تمثیل، داستانگویی، عبرتانگیزی و تا حدودی بر مسئله موعظه تمرکز دارد و میتوان با تعریف داستانهای قرآنی برای کودک، ارزشهای دینی را به وی آموخت تا کودک نیز متناسب با سن خود متوجه این ارزشها شود.
یوسفی با تأکید بر اینکه برای درونیسازی ارزشهای دینی، در مراحل بعدی مسئله تعلقات اجتماعی پیش میآید، ادامه داد: چند نوع تعهد در ارزشهای دینی وجود دارد که شامل تعهد در مقابل خویشتن و دیگران است و همچنین تعهداتی که در مقابل طبیعت و خداوند داریم و همگی این موضوعات به شکل روشن در آموزههای دینی بهویژه در قرآن آمده است و بیانگر آن است که با رعایت این تعهدات پایه ارزشهای دینی ظهور و بروز بیشتری خواهد داشت.
وی با اشاره به اینکه یک خانواده سالم وقتی میتواند ثمره و صالح خوبی داشته باشد که فضای امنی را برای کودک فراهم کند و کودک بتواند با صمیمیت و بدون هراس، مسائل و احساسات خود را راحت با والدین خود در میان بگذارد، افزود: هر چه این فضا در خانواده مهیا باشد، امکان رشد اخلاقی نیز بالاتر خواهد بود.
استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه بعد از خانواده، نهاد مدرسه این موضوع را برعهده دارد و دانشآموز در کلاس استدلالهای اخلاقی را میشنود و با شهود و تجربه دست به انتخاب ارزشها میزند، افزود: علاوه بر این دو نهاد، نهادهای دیگر مثل آموزشگاهها، کانونها، مساجد و پایگاهها هر مقدار در باب درونی کردن این ارزشهای اخلاقی همسو باشند، پایداری و استحکام بیشتری را در این رابطه تجربه خواهیم کرد.
یوسفی در رابطه با تربیت ارزش و اخلاقی نیز گفت: دین بر این باور است که تا هفت سالگی بازیها و محیط بهعنوان مؤثرترین ابزارهای نهادینه کردن ارزشها و رفتارها در آدمی هستند و در مراحل بعدی مسئله زبان و گفتوگوهای اخلاقی پیش میآید.
وی با اشاره به اینکه از سنین دو تا هفت سالگی که اصولاً دوران قبل از مدرسه است، شیوه بازیکردن، داستانگویی، ایفای نقش یا از طریق روشهای ناظر بر این بخش را بهعنوان تمرینهای اخلاقی در کودک در نظر بگیریم، اظهار کرد: میتوان گفتوگوهای اخلاقی را متناسب با گروه سنی کودکان تشکیل داد تا کودکان با استفاده از تجربه اخلاقی یکدیگر، ارزشها را بفهمند و هرقدر این گفتوگوهای شهودی بیشتر شود، همان اندازه به رشد اخلاقی کودک کمک خواهد کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه، با تأکید بر اینکه مسائلی همچون تغذیه حلال، فضای سالم، دوستان صالح جزو عوامل مؤثر در رشد اخلاقی و به تعبیری نهادینه کردن ارزشهای دینی محسوب میشود، اما معتقدم بیشترین اثرگذاری مربوط به ایمن بودن محیط است، گفت: آدمی اگر در محیطی ایمن قرار داشته باشد، میتواند درون خود را بهخوبی بشناسد و ارزشها را در خود ایجاد کند، اما وقتی فضای خانواده ناسالم است و کودک با ترس، تنبیه، قهر، طرد شدن و... مواجه شود، نمیتواند در راستای نهادینه کردن ارزشهای دینی تلاش کند.
یوسفی با اشاره بر اینکه عفت یکی از مفاهیم جدی یادگیری در دوران کودکی است، بیان کرد: عفت یعنی، کودک به واسطه اینکه خود را یک انسان میداند، برای خود نیز ارزشگذاری داشته به همین منظور برای دیگران هم ارزش قائل است و با عفت کلام این موضوع را نشان میدهد، اما وقتی والدین این کرامت را رعایت نکرده و ارزشمندی کودک را مورد توجه قرار نداند، در نتیجه کودک به مرز ارزشهای خود بها نخواهد داد.
وی گفت: اگر کودک ما حس خوبی به بدن خود داشته باشد، مراقبتهای ویژهای را برای خود در نظر میگیرد، اما اگر والدین تصرفهای بیجا در بدن کودک داشته باشند، در نتیجه کودک حس بیگانگی از جسم خود داشته و ارزشی مثل حجاب نیز در وی نهادینه نمیشود.
یوسفی با اشاره به اینکه اگر خانوادهها میخواهند فرزندانشان عفت بدنی داشته باشند، باید به کودک حس ارزشمندی جسمی داده و یاد بدهند که به هر شکلی جسم خود را در معرض نمایش قرار ندهند، افزود: خانواده میتواند از طریق ارزش نهادن به جسم، شخصیت، صحبت و احساس کودک به او یاد بدهند که از ارزشهای شخصی خود مراقبت کند.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به توجه دین اسلام به مباحث اخلاقی و اصل پذیرش و ایمنی و اصل کرامت و ارزش، تصریح کرد: دین دو پیام بسیار مهم برای انسان دارد؛ یکی اینکه بهعنوان یک انسان مورد پذیرش بوده و برای پذیرش انسان هیچ شرطی نیست که این امر به آدمی امنیت میدهد و پیام دوم این است که انسان دارای کرامت و ارزش بوده و انسان نیز باید خود را ارزشمند بداند که اگر این دو اصل، اصل پذیرش و ایمنی و همچنین اصل کرامت و ارزشمندی رعایت شود، بسیاری از مشکلات ما در حوزه تربیت اخلاقی حتی در حوزه تربیت اجتماعی مانند پوشش و... نیز میتواند به راحتی حل شود.
وی با بیان اینکه خانواده، مدرسه و سایر نهادها در مورد کودکان و نوجوانان پذیرش مشروط دارند که این پذیرش ایمنی را از آنها گرفته و درحقیقت، ارزشمندی مشروط میشود، افزود: در چنین شرایطی کرامت ذاتی به کودک داده نمیشود، به طوریکه نسل جدید به رفتارهای معکوس و مقابلهای دست خواهند زد که علاوه بر متوقف ساختن رشد شخصی آنان، رشد اجتماعی را نیز دچار مشکلاتی میکند، درحالی که اگر این دو اصل را در دهههای اخیر پیگیری میکردیم بسیاری از مشکلات کنونی بهوجود نمیآمد.
الهام تقیزاده جدیکار نیز در گفتوگو با ایکنا از آذربایجانشرقی در مورد جایگاه و اهمیت ارزشهای دینی، گفت: ارزش در دین اسلام به مواردی اطلاق میشود که باعث رشد و تعالی انسان شده و راههای رسیدن به آرامش روحی و روانی فرد و جامعه را فراهم کند و این ارزشها به علت ذات پاک انسان در هیچ برهه از زمان یا مکان تغییر نمیکند؛ مثل دروغ گفتن که به هیچ عنوان قابل توجیه نیست.
وی در مورد مبنای تشکیل خانواده و با تأکید بر اینکه خانواده در اسلام از مهمترین کانونها است، اضافه کرد: باتوجه به اینکه انسان موجودی اجتماعی بوده و خانواده آرامش روانی فرد را تأمین میکند که نبود آن نیز آثار سویی بهدنبال دارد که میتوان در جوامع غربی مشاهده کرد متأسفانه فاز خانواده دایی در کشورهای شرقی هم در حال گسترش است و این در حالی است که فرزندان موفق در بستر خانوادههای موفق پرورش مییابند.
تقیزاده، با اشاره به زمان شروع درونیسازی ارزشهای دینی در انسان اظهار کرد: این درونیسازی ارزشهای دینی از همان زمان تولد کودک شروع به شکلگیری میکند، به همین دلیل قرآن و احادیث توصیههای موکدی برای این امر دارند. والدین، مهمترین و مؤثرترین الگوی نهادینه کردن ارزشها در کودکان در همه ابعاد هستند و نقش پررنگ والدین در تربیت دینی و مذهبی کودکان قابل انکار نیست و برخی از والدین، جامعه را در حوزه مشکلات و انحرافات فرزندان مقصر میدانند، درحالی که باید طرز فکرشان را اصلاح کنند، چراکه اگر انحرافی اتفاق افتاده، به علت کمرنگ بودن نقش والدینی این عزیزان است.
این روانشناس، با اشاره به اینکه تربیت بنیادی در بستر خانواده انجام میشود و آغاز این روند نیز به انتخاب همسر و آغاز زندگی مشترک بازمیگردد، افزود: همانگونه که فرزندانمان را علیه بیماریهای احتمالی تا شش سالگی واکسینه میکنیم تا از خطرات مصون باشند، باید بنیان تربیتی کودکانمان را تا سن شش سالگی تشکیل دهیم تا در مقابل خطرات موجود در جامعه ایمن و در حقیقت واکسینه شوند.
وی گفت: والدین باید روابط و تعاملات مثبتی با فرزندانشان داشته باشند تا در این رابطه موفق شوند، در غیراین صورت با امر و نهیهای بیمورد، تذکر دادنهای بسیار و سرزنش و قیاس کردن راه بهجایی نخواهد برد، درحالی که محبت کردن یکی از اصول بوده و در دین ما نیز سفارش بسیاری در این رابطه شده است، اما گاه والدین ناخواسته از این امر غافل بوده و بر این باور هستند که رفتار دستوری و سختگیری تنها راه رسیدن به اهداف تربیتی است.
این روانشناس با بیان اینکه دین اسلام دین زیباییها، محبت و توصیه به آرامش درونی است، گفت: ایجاد رابطه صمیمی و تعامل مثبت بین والدین و فرزندان، اصل مهمی است که در برخی از خانوادهها به علت درگیر بودن به زندگی ماشینی آن را فراموش کردهاند، درحالی که اگر بخواهیم فرزندان خود را به درستی تربیت کنیم باید ابتدا مهر و محبت کامل را برقرار کنیم؛ محبتی که در اسلام بهعنوان محبت کردن به حالت اشباع مطرح شده است.
وی با تأکید بر اینکه خود خانواده باید الگوی صحیحی از ارزشهای دینی را به فرزندان ارائه دهد، درغیر اینصورت در تربیت افراد صالح ناکام خواهند ماند، افزود: باید زیباییهای ارزشها و دستورات دینی را به فرندانمان بچشانیم تا درک خوبی از واقعیتهای این ارزشها داشته باشند.
تقیزاده، در مورد راهکارهای تربیت نسل صالح و با تأکید بر اینکه تمام مهارتها نیازمند یادگیری و زمان گذاشتن برای آموختن بوده و مهارت فرزندپروری صحیح نیز از این امر مستثنی نیست، ادامه داد: متأسفانه برخی والدین در راستای تربیت فرزندان از والدین خود و طرز رفتار آنها الگوگیری میکنند، غافل از اینکه نیازهای زمان آنها با نیازهای فرزندانشان متفاوت بوده و حضرت علی(ع) در حدیثی فرمودهاند: آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شدهاند.
این روانشناس، در بخش دیگری از سخنانش در مورد نقش تغذیه حلال در تربیت فرزندان نیز گفت: اهمیت این موضوع را پیامبر گرامی اسلام(ص) بسیار واضح و روشن مطرح کردهاند که عبادت توأم با حرامخوارى، چون ساختمانى است بر روى شن و به قولى بر روى آب؛ وقتی انسان لقمه حرام خورده و بخواهد عبادت و بندگی خدا را کند، این عبادت همانند بنا کردن ساختمان بر روی آب است.
وی با بیان اینکه لحاظ کردن وقت مفید و کافی برای فرزندان از دیگر راهکارهای تربیتی است، افزود: فرزندپروری و تربیت کودک هم از این امر مستثنی نبوده و تا زمانی که نیازهای کودکان صرفاً در نیازهای مادی آنها خلاصه شود، والدین نیز موفقیت چندانی نخواهند داشت.
تقیزاده با اشاره به راهکارهای آموزش مفاهیمی چون حجاب به فرزندان نیز گفت: مسئله حجاب و آموزش میطلبد که با حوصله و از همان ابتدای کودکی موضوع را مورد توجه قرار دهیم، درحالی که اغلب خانوادهها تکلیفشان در این مورد با خودشان معلوم نیست و رفتارهای متناقضی از خود نشان میدهند. هرچند سن تکلیف بهعنوان سن شروع حجاب برای دختران مطرح شده اما هرگز آموزش یکباره در این مورد موفقیتآمیز نخواهد بود لذا والدین از همان کودکی باید به آموزش این مبانی توجه داشته و اقدام کنند.
گفتوگو از امرعلی گل محمدی
انتهای پیام