یک استاد دانشگاه مراکشی معتقد است در ترجمههای قرآن به زبان اسپانیایی باید روششناسی علمی به کار گرفته شود تا جنبه اعجاز و منحصر به فرد بودن متن قرآن حفظ شود و ترجمه را به سمت اهداف تبلیغی تمدنساز آن هدایت کند. 
به گزارش ایکنا به نقل از هسپرس، ترجمه قرآن از عربی به زبانهای دیگر همواره موضوعی دشوار و بحثبرانگیز بوده است. از آنجا که مسلمانان قرآن را معجزه و غیرقابل تقلید میدانند، معتقدند هرگونه ترجمه متن قرآن، نمیتواند معنای حقیقی آن را به طور کامل و دقیق برساند.
بر اساس باورهای اسلامی، قرآن به طور خاص به زبان عربی وحی شده است و بنابراین فقط باید به زبان عربی خوانده شود. ترجمه قرآن به زبانهای دیگر به ناچار کار انسان است و بنابراین، ویژگی منحصر به فرد بودن متن اصلی را ندارد. از آنجایی که این ترجمهها لزوماً تغییراتی در معنی کلمات میدهند، اغلب آنها را نوعی «تفسیر» یا «ترجمه معنایی» مینامند.
بوعزی عسام، استاد ترجمه و مطالعات زبان اسپانیایی در دانشکده ادبیات محمدیه در مراکش در مقالهای به ترجمههای قرآن به زبان اسپانیایی پرداخته و نقاط ضعف و قوت آنها را بررسی کرده است.
عسام در این مقاله میگوید: این مقاله در پی تبیین نکتهای خاص درباره عناوینی است که مترجمان قرآن کریم برای نامگذاری آثار خود آوردهاند. این نقد، چیزی بیش از یک نکته از مجموعه نکاتی که در هر علمی باید مورد توجه قرار گیرد نیست. ما در اینجا قصد داریم به بررسی ترجمه قرآن کریم با توجه به سازوکارهای علم ترجمه معاصر از جمله مؤلفههای متنی و فرامتنی در چارچوب آنچه به عنوان تحلیل ساختارهای خرد و کلان در ترجمه شناخته میشود، بپردازیم.
العلوش نظرات دانشمندان مسلمان را در مورد روش محافظهکارانه اینگونه دستهبندی میکند:
1- ترجمه تحت اللفظی: مترجم با در نظر گرفتن ساختار و ترتیب کلمات آن تا حدی که قواعد اجازه میدهد، معادل هر کلمه را در زبانی که به آن ترجمه میشود جایگزین میکند؛ حتی اگر این امر منجر به دقیق نبودن معنای مورد نظر در اصل شود.
2- ترجمه مفهومی یا تفسیری، به معنای تفسیر کلمات بدون التزام به ترجمه تحت اللفظی کلمات.
علمای مسلمان مانند زرکشی، غزالی، ابن حزم، زرقانی، شاطبی و قفال از ترجمه مفهومی نهی کردند. بر اساس همین برداشت، فقها میگویند که خواندن قرآن به زبانی غیر از عربی؛ مثلاً از نظر مذهب شافعی در نماز یا در جای دیگر خواندن آیات قرآن به زبان غیرعربی جایز نیست، اما امام ابوحنیفه اجازه داده است. این قرائت بر اساس روایتی از سلمان فارسی است. اما برخی از فقها مانند ابن قرطبی این روایت را ضعیف دانستهاند و برخی از محققین گفتهاند که وی بعداً این نظر را پس گرفت.
با این حال، غرق شدن در جزئیات، طبقهبندیها و تعاریف نباید ما را از هدف اصلی انجام ترجمه قرآن کریم و سایر کارهای تبلیغی که مربوط به انجام وظیفه ابلاغ و دعوت جهانیان است منحرف کند.
اما در میان دانشمندان مسلمان در ادوار گذشته که به موضوع ترجمه قرآن کریم و مشکلات مختلف آن پرداختند، چنان که در بالا اشاره کردیم، آگاهی از این بعد ترجمه وجود نداشته است.
شايد اين تصور غالب كه تا به امروز از مطالعات و تحقيقات فراوان در اين زمينه ناشی شده است، در ذات خود تلقی خاصی از متن قرآن را منعكس میكند، زيرا اين متنی الهی است كه از نظر شکل و محتوا یک معجزه است و اینکه هیچ انسانی نمیتواند چیزی شبیه آن یا بخشی از آن بیاورد و این نکته مورد اجماع است. با این حال، محور اختلاف نظر نخست در مفهوم زبان و آنچه ترجمه مستلزم آن است و از سوی دیگر در مورد ماهیت ترجمه نهفته است. ترجمه به طور کلی بر اساس اولین زبانشناسی به دو یا چند نوع تقسیم شده است.هر دانشجوی مترجمی یا کارشناس حرفهای میداند که تقسیم ترجمهها به مفهومی و تحت اللفظی یک طبقه بندی کیفی نیست، بلکه یک طبقه بندی روششناختی است. به این معنی که ما در مورد راه حلهای ترجمه برای عبارات یا عبارات خاص صحبت میکنیم و نه یک روششناسی کلی.
ما معتقدیم که جایگاه ارتباطی منحصر به فرد متن قرآن، ترجمه و حتی ترجمههای متعدد را ایجاب میکند و به هیچ وجه بیتوجهی مسلمانان به این جنبه اساسی از معرفی اسلام توجیهپذیر نیست.
در خاتمه، بررسی عناوین ترجمهها و نکاتی که در مورد آنها وجود دارد نشان میدهد که مشکل در نگارش یا عدم نگارش کلمه «ترجمه» در عنوان کتابها نیست، بلکه در روشن شدن معنا و حدود آن در فضای قرآنی است. اگر این کار با روششناسی علمی انجام شود منحصر به فرد بودن متن قرآن حفظ میشود و همچنین خواندن و در نتیجه ترجمه را به سمت اهداف تبلیغی تمدنساز آن هدایت میکند که باید برای آن مقتضیات زمان و مکان را در نظر گرفت.
