کد خبر: 4302211
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۹

چه زمانی پذیرش صلح در قرآن نهی شده است

آیه ۳۵ سوره محمد(ص) اهل ایمان را از در خواست صلح از اهل باطل باز داشته است زیرا استقرار حق با درخواست صلح از گروه باطل، ناسازگار است.

جمعه/ چه زمانی پذیرش صلح در قرآن نهی شده استحجت‌الاسلام علیرضا قبادی، جامعه‌شناس و کارشناس دین، سلسله یادداشت‌هایی با محور بررسی جایگاه صلح در قرآن کریم نوشته و در اختیار ایکنا قرار داده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.

در گفتار گذشته اشاره شدکه در قرآن کریم، برخی وزن‌ها از «ماده سلم»، مترادف صلح مصطلح در عرف سیاسی و بین‌المللی است. بر این مبنا «سلم» در آیه ۶۲ سوره انفال بررسی شد. نکته کانونی آیه مزبور درباره صلح چنین بود: «در صورت تمایل دشمن به صلح، پیامبر(ص) و پیروان او نیز به صلح متمایل شوند و آن را بپذیرند.

برخلاف آیه ۶۲ سوره انفال، آیه ۳۵ سوره محمد(ص) اهل ایمان را از در خواست صلح از اهل باطل باز داشته است. برای بررسی دقیق دلالت آیه درباره عدم دعوت به صلح، همچنین مشخص شدن دلائل تفاوت میان این دو آیه، ابتدا آیه ۳۵ سوره محمد، قرائت سپس بررسی می‌شود. در این آیه آمده است: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ؛ پس سست نشوید، به صلح نخوانید، شما برترید، خداوند با شماست و اعمالتان را تنها نمی‌گذارد». 

قبل از بررسی دلالت‌های آیه، لازم است یادآوری شود که در برخی منابع، به دلیل عدم آشنایی با زبان قرآن یا ...؛ آیه مزبور، را شاهدی برای دعوت به صلح و صلح خواهی در قرآن کریم، ذکر کردند. حال آنکه با اندک تامل ادبی در آيه، اشتباه چنین برداشتی روشن می‌شود، با دقت در فعل «تدعوا» اثر لفظی «نهی/ لا» بر این فعل روشن است و مشخص می‌شود که جمله «تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ» به «لَا تَهِنُوا» عطف شده است، زیرا در صورت عدم عطف، فعل در ايه باید «تدعون» قرائت می‌شد.

اما اینکه چرا در این آیه، اهل ایمان از درخواست صلح باز داشته شدند (نهی شدند)، حال آنکه انتظار می‌رود که به صلح دعوت کنند یا لااقل از درخواست صلح نهی نمی‌شدند. پاسخ آن را باید در سیاق سوره محمد(ص) جستجو کرد. با قرائت و تدبر در این سوره، مشخص می‌شود که آیات این سوره با یکدیگر پیوستگی و انسجام معنایی دارند. سوره محمد درباره دو گروه اهل ایمان و اهل کفر و تقابل میان آن دو سخن گفته و احوال و ویژگی‌های هر یک از آنها را شرح داده است. این سوره همچنین درباره جنگ و جهاد به مومنان سفارش‌هایی کرده است و حقائقی را درباره پایان کار کافران و مومنان بیان می‌کند. 

نکته کانونی آیه در تفکیک، غیریت و تمایز میان حق و باطل و طرفداران هر یک از این دو گروه است. با چنین سیاقی، مرز مشترکی میان حق و باطل وجود ندارد، تا دعوت به صلح از منظر نظری معنادار و قابل توجیه باشد. در آیه ۳۵ سوره محمد به مومنان می‌گوید که در مسیر حق سستی نورزید و درخواست صلح نکنید، برتری با شما و خداوند نیز با شماست، در این مسیر اعمال شما مشفوع است.( کاسته نمی‌شود) سیاق آیات این سوره دلالت روشنی دارد که آیه در مقام تحقق حق است و یکی از دستورات در این راه استقامت، دست نکشیدن از جهد و جهاد( عدم درخواست صلح) و عدم تردید در حقانیت و پیروزی این راه است؛ در این مسیر برتری با حق و اهل حق است و خداوند نیز با آنان است. 

بنابراین، آیه ۳۵ سوره محمد برخلاف آیه ۶۲ سوره انفال، محلی و موضعی برای دعوت و درخواست به صلح نیست، زیرا استقرار حق با درخواست صلح از گروه باطل، ناسازگار است و چنین درخواستی نقض غرض در امحاء باطل است. افزون بر آنکه آیه نمی‌گوید که درخواست یا ابراز تمایل صلح از سوی دشمن را نادیده بگیرید؛ بلکه به اهل ایمان، آگاهی می‌دهد که در مسیر حق و تحقق آن در خواست صلح بی‌معنا و فاقد وجاهت است. تحقق حق تنها با مجاهدت کامل و عدم درخواست سازش و صلح قابل جمع است. 

عدم در خواست صلح از سوی اهل ایمان در استقرار حق، غیر از پذیرش صلح از جانب دشمن است که به مجاهدان در میدان جنگ در سوره انفال گفته شده است که «ان جنحوا للسلم فاجنح لها» اگر دشمن‌ تمایل به صلح داشت، شما هم به صلح متمایل شوید.

همچنین از آیه مزبور نمی‌توان مخالفت قرآن با صلح را نیز برداشت کرد. زیرا چنین برداشتی خلاف سیاق آیات است. بلکه تحقق صلح در این سیاق در استقرار حق و اهل حق و ابطال باطل و اهل آن در معنا و در مصداق قرآنی آن و در سطحی عالی و وسیع محقق می‌شود.

انتهای پیام
captcha