در روز دانشجو، نقش مؤثر دانشگاه و دانشجویان در ترویج فرهنگ ناب قرآنی بیش از پیش مورد توجه قرار میگیرد. با این حال، به نظر میرسد ظرفیت دانشجویان قرآنی در ایجاد فضایی پویا و دینی در دانشگاهها چنان که باید، فعال و هدایت نمیشود. برای بررسی علل این مسئله و ارائه راهکارهای عملی و ساختاری، خبرنگار ایکنا از قم در گفتوگو با عباس سلطانی، کارشناس قرآنی و رئیس دفتر فعالیتهای قرآنی دانشگاه قم بهمناسبت ۱۶ آذرماه، روز دانشجو به تبیین نقش دانشجویان در گسترش فرهنگ دینی پرداخت تا افقی روشنتر برای نقشآفرینی دانشجویان در گسترش فرهنگ قرآنی ترسیم کند که مشروح آن را را در ادامه میخوانیم.
دانشجویان قرآنی ظرفیت بسیار بزرگی برای ایجاد حیات دینی و معرفتی در دانشگاهها هستند، اما واقعیت این است که نقش آنان کمتر از حد توانشان دیده میشود. حضور این دانشجویان تنها به فعالیتهای رسمی مثل مسابقات یا جلسات تلاوت محدود شده، در حالیکه اگر بهصورت شبکهای، منسجم و با هویت مشخص فعالیت کنند، میتوانند در فضای گفتوگو، فرهنگسازی، تولید محتوا و حتی اصلاح نگاه عمومی دانشگاه اثرگذاری جدی داشته باشند.
به بیان دیگر، مشکل در توان نیست، در فعالسازی و دیدهشدن است و بهطور کلی، دانشجویان قرآنی میتوانند و باید نقش محوری در این زمینه ایفا کنند، اما ارزیابی میزان موفقیت فعلی بستگی به معیارهای ما دارد.
جنبه مثبت (پتانسیل): دانشجویان قرآنی، بهواسطه ارتباط عمیقتر با قرآن، میتوانند بهعنوان مبلغان و روشنگران معارف قرآنی در محیط علمی عمل کنند. آنها میتوانند پلی باشند میان دانش دینی و دانش تخصصی دانشگاهی، و این خود زمینهساز ترویج گفتمان قرآنی در مباحث علمی و اخلاقی است.
جنبه انتقادی (وضعیت موجود): همانطور که اشاره کردید، اگر دانشجویان قرآنی نتوانند ارتباط مؤثر و الهامبخشی با دیگران برقرار کنند، یا اگر خود را صرفاً به فعالیتهای محدود گروهی محدود کنند، تأثیرگذاری آنها در سطح کلان دانشگاه کاهش مییابد. این انفعال یا عدم تمایل به مرجعیت، میتواند ناشی از عوامل مختلفی باشد که در ادامه به آنها اشاره میشود.
این نگاه بخشی از واقعیت را بیان میکند، اما علت اصلی نیست. دانشجوی قرآنی معمولاً از نظر علمی، اخلاقی و رفتاری ظرفیت مرجعیت دارد، اما چند مانع جدی مقابل اوست؛ ساختار دانشگاهی مرجعیت دینی را حمایت نمیکند و فضای غالب فرهنگی دانشگاهها بیتفاوت است.
دانشجویان قرآنی آموزش مهارتهای اثرگذاری اجتماعی (گفتوگو، تولید محتوا، مدیریت ارتباطات، پرزنت خود و...) را دریافت نکردهاند؛ برخی از آنها احساس تنهایی و بیپشتوانگی میکنند و تصور میکنند نقششان تأثیری ندارد و در واقع مشکل از دانشجوی قرآنی نیست؛ مشکل در «اکوسیستم اثرگذاری» است که برای او ساخته نشده است.
به هیچ عنوان، جشنوارهها لازمند، اما کافی نیستند. جشنواره یک رخداد است، اما قرآنی شدن دانشگاه یک فرآیند است؛ دانشگاهها وقتی به جشنواره اکتفا میکنند، یعنی کار را مناسبتی کردهاند، نه پایدار؛ یعنی فعالیت قرآنی را به چند روز خاص محدود کردهاند و جریان انسانی و پایدار قرآنی ایجاد نکردهاند.
فضای قرآنی تنها با برنامههای کوتاهمدت شکل نمیگیرد بلکه نیازمند ساختار، پیوست فرهنگی، برنامههای مستمر و شبکه دانشجویی فعال است.
به عبارتی دیگر انتقاد مبنی بر اینکه دانشگاهها تمام بار قرآنی شدن را بر دوش جشنوارهها انداختهاند، نقدی وارد و رایج است.
جشنوارههای قرآنی عمدتاً ابزارهایی برای شناسایی، ارزیابی و ایجاد انگیزه در میان فعالان قرآنی هستند. آنها اغلب جنبهای رقابتی و تشویقی دارند و میتوانند سطح علمی و مهارتی فعالان را بالا ببرند. اما، اگر فضای کلی دانشگاه صرفاً به این جشنوارهها محدود شود، کافی نیست.
فضای قرآنی یک محیط پویا، روزمره و یکپارچه با تمام شئونات علمی، فرهنگی و تربیتی است. صرفاً برگزاری چند مسابقه در سال، نمیتواند جایگزین تزریق دائمی معارف قرآنی در کلاسها، پژوهشها، ساختارهای مدیریتی و روابط اجتماعی دانشگاه شود.
این انفعال اغلب نتیجه چند عامل است:
بیتعریفی نقش: دانشجوی قرآنی نمیداند دقیقاً چه مأموریت اجتماعی دارد.
بیحمایتی ساختاری: تشکل، بودجه، مکان ثابت یا برنامههای آموزشی کافی برای او وجود ندارد.
فشار فرهنگی فضای غالب دانشگاه: دانشجوی قرآنی گاهی احساس میکند «اقلیت» است و نمیخواهد مورد قضاوت قرار گیرد.
عدم مهارت رسانهای: نسل امروز محیط را با پیامهای کوتاه و رسانهای تغییر میدهد، در حالیکه بسیاری از فعالان قرآنی هنوز ابزار رسانهای را بلد نیستند و درواقع انفعال بیشتر محصول محیط است تا کمکاری فرد.
انفعال دانشجویان قرآنی در دانشگاهها میتواند ریشههای متعددی داشته باشد که فهمیدن آنها برای ارائه راهکار ضروری است:
عدم آموزش مهارت مرجعیت: شاید این دانشجویان از نظر علمی و دینی قوی باشند، اما فاقد مهارتهای لازم برای تبلیغ مؤثر در محیط علمی (مانند فنون سخنرانی، مناظره علمی، نگارش متون تحلیلی و مدیریت گفتوگو در فضای مجازی و حقیقی) باشند.
ترس از انگخوردن یا انزوا: در برخی محیطهای دانشگاهی، ممکن است گفتمان دینی با انگهایی مانند سطحینگری یا عدم درک مسائل روز همراه شود. دانشجوی قرآنی ممکن است برای حفظ جایگاه علمی یا اجتماعی خود، از موضعگیریهای صریح اجتناب کند.
تمرکز بر جنبههای عبادی محض: اگر فعالیتهای قرآنی صرفاً بر جنبههای فردی، حفظ و تلاوت متمرکز شود و از پرداختن به ابعاد اجتماعی، مدیریتی و حکمرانی قرآن غفلت شود، این دانشجویان برای ورود به مباحث تخصصی دانشگاهی آماده نخواهند بود و احساس میکنند مرجعیت علمی ندارند.
چند اقدام کلیدی و عملی شامل ایجاد نظام هویتبخشی برای دانشجویان قرآنی (نشان، کارت، امتیاز، حمایت علمی و فرهنگی) نیاز داریم.
تربیت فعال رسانهای: آموزش تولید محتوا، سواد رسانهای، مهارت گفتوگو و جریانسازی.
فعالیتهای کوچک اما مستمر: حلقههای دانشجویی، گفتوگوهای قرآنی، کلاسهای کوتاه و پویشها.
ورود قرآن به متن زندگی دانشگاه: نه فقط مسابقات، بلکه در خوابگاه، کافهکتاب، فضای مجازی و ارتباطات دانشجویی.
تشکیل «گروههای مرجع قرآنی»: که باید مرکب از دانشجویان برتر علمی و اخلاقی است و برای اینکه فضای دانشگاه قرآنیتر شود و دانشجوی قرآنی به مرجعیت برسد، ترکیبی از اقدامات در سطح فردی، سازمانی و محتوایی لازم است:
الف) در سطح مرجعیت فردی، باید دانشجو از فعال صرف به مرجع علمی تبدیل شود.
۱- آموزش تخصصی کاربردی: برگزاری دورههایی با محوریت قرآن و تخصصهای مختلف مانند قرآن و مدیریت، قرآن و اخلاق علم، قرآن و فلسفه علم، قرآن و روانشناسی تربیتی. این امر به دانشجو کمک میکند با زبان تخصصی دانشگاهی صحبت کند.
۲- تشویق به پژوهش: حمایت از پایاننامهها و مقالاتی که مستقیماً به مبانی قرآنی یک رشته علمی میپردازند.
۳- الگوسازی فعال: معرفی دانشجویان قرآنی موفق در زمینههای علمی و حرفهای بهعنوان الگو بهجای تمرکز صرف بر فعالان مسابقات.
ب) در سطح سازمانی دانشگاهی برای قرآنی شدن فضای دانشگاه نیازمند مواردی هستیم:
۱- توسعه حلقههای گفتوگو: به جای برگزاری صرفاً سخنرانیهای کلی، ایجاد کارگاهها و میزگردهای دوطرفه که در آن دانشجوی قرآنی بتواند سؤالات پیچیده همتایان خود را پاسخ دهد و چالشهای خود را مطرح کند.
۲- تضمین حمایت رسمی: مدیریت دانشگاه باید مرجعیت فعالان قرآنی را نه بهعنوان یک نیروی فرهنگی اضافه، بلکه به عنوان یک بازوی فکری در فرآیندهای تصمیمگیری فرهنگی و تربیتی دانشگاه بپذیرد.
۳- جایگزینی رویکرد صرفاً جشنوارهای: تخصیص بودجه برای تولید محتوای ماندگار(کتاب، مقاله، نرمافزار) به جای تمرکز صرف بر هزینههای برگزاری مسابقات.
مرجعیت به سه عنصر نیاز دارد و دانشجوی قرآنی میتواند هر سه را کسب کند:
الف) مرجعیت علمی: دانشجوی قرآنی باید در رشته تحصیلی خود هم برتر باشد؛ زیرا در دانشگاه اول احترام علمی است، بعد معنوی و هرجا موفقیت علمی باشد، حرف معنوی هم شنیده میشود.
ب) مرجعیت اخلاقی و رفتاری: دوستداشتنی بودن، خوشبرخوردی، گرهگشایی، خدمت به دیگران و رفتار مهربانانه، بزرگترین سکوی اثرگذاری است.
پ) مرجعیت ارتباطی و رسانهای: یعنی او باید بتواند، دیده شود، پیام را درست منتقل کند، شبکه انسانی ایجاد و محتوا تولید کند.
وقتی دانشجوی قرآنی در کنار تلاوت و فعالیتهای دینی، در درس، اخلاق، روابط و رسانه نیز قوی باشد، خودبهخود تبدیل به مرجع میشود. مرجعیت دانشجوی قرآنی زمانی حاصل میشود که او زبان مشترک جامعه دانشگاهی (علمی و تخصصی) را بیاموزد و بتواند محتوای قرآنی را به شیوهای معتبر، مستدل و کاربردی در آن زبان ارائه دهد. این نیازمند یک تغییر رویکرد از فعالیت صرفاً مذهبی به تأثیرگذاری علمی ـ فرهنگی مبتنی بر قرآن است.
انتهای پیام