حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: قرآن کریم اساس و بنیان خانواده را بر مهر و محبت دانسته و بر این اساس توصیههایی را بیان داشته است و به فروتنی و محبت در خانه توصیه کرده است: «وَ قَضَى رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا؛ و پروردگارت مقرر کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر احسان کنید، اگر یکىاز آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها (حتى)اوف نگو و پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى».(اسرا/۲۳)
به درشتی و تلخی سخن راندن با والدین و اهل خانه از منظر قرآن کریم ناشایست و مذموم باشد، چون مُخرب بنای خانه و رافع مهر و مودت باشد؛ و نیز فرمود: «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛ و از با مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خُردى پروردند.»(اسرا/۲۴)
این قاعده رفتاری و تعامل با اهل خانه که والدین از رکن رکین آن باشند، بر فروتنی، محبت و مهر استوار است و لذا این سلوک را اصل و اساس مهم زیست سالم قرار داد و همسنگ توحید در عبودیت دانست که بیانگر اهمیت خانواده، سلامت و پایداری آن باشد، مقصد آن باشد که خانوادهای بر بنیاد مهر و عشق برپا شود و استوار بماند.
این معیار وزینی در سنجش خانواده سالم، مقاوم و ایمان است. مهم آن است که این مهر مکتوم نماند و شایسته باشد که از نگاهشان بدرخشد و بر خانه بتابد. چنانکه رسولخدا فرمود: «وقتی مرد به زن خود با محبت مینگرد و زنش نیز با او به محبت بنگرد، خداوند به رحمت به آنان بنگرد».
حیات خانوادگی حضرت صدیقه طاهره(س) بر چنین اساسی استوار بود و مهرش بر همه اضلاع و ساحات خانه پاکش میتابید و حیاتش در خانه امیرمومنان(ع) و در خانه پدر، سرشار از رضایت و مهر به پدر و همسرش بود و آن را ابراز و پاس میداشت و میفرمود: «رضیت بالله رباً و بک یا ابتاه نبیاً و بابن عمّی بعلاً و ولیاً؛ خشنودم که خداوند پروردگارم و تو پدر، پیامبرم و پسرعمویم همسر و ولی من است.»
پیامبر(ص) هم محبتش را به دُردانهاش آشکار میساخت و میفرمود: فاطمه قلب و نور، چشم و میوه دل من است. «انّ فاطمةَ بِضعَةُ مِنّی و هی نورُ عینی و ثَمرةُ فُؤادی»
حضرت زهرا(س) بر بنای آموزههای قرآنی و سیره نبوی با مهرش از کوخ کوچک علی، کاخی از مهر بنا کرد و آن را به ادب و تواضع آراست، چنان محبتش را در اوراق زرین مهر میپیچید و تقدیم علی(ع) میکرد که همه اهل خانه با عطر کلماتش سرمست میشدند. چنان که در عاشقانهاش به علی(ع) فرمود: «روحی لِروحکَ الفَداء و َنفسی ِلِنفسِکَ الوَقا یا اباالحسن اِنکُنتَ فی خیرِِ کُنتُ مَعکَ وَ اِن کُنتَ فی شرِِ کُنتُ مَعک؛ روحم فدای روح تو و جانم سپر بلای جان تو یا اباالحسن! همواره با توام، اگر در خوشی به سر بری با تو خواهم بود و گر در بلا گرفتار شوی باز با تو خواهم بود.»
همواره همسرش را با احترام مخاطب قرار میداد، یا به کنیهاش میخواند و میفرمود: «ابوالحسن» یا گاه به «یابن عَمّ رسولالله» میخواندش.
هر خدمت و کاری که همسرش برای خانه و اهل خانه انجام میداد، سپاسش را آشکارا بیان میداشت و به زیباترین کلام چنین دعایش میکرد: «جزاکالله عَنّی خَیرَ الجزاء یا ابنعَمّ رسول الله».
بیتردید خطاب نیکو و زیبا با پاسخ زیبا همراه خواهد بود؛ چه نیکو فرمود آن جمال بیمثال خداوند: خطابتان را زیبا کنید تا پاسخ زیبا بشنوید «اِجمَلوا فیالخطاب، اِستَعموا جَمیل الجَواب».
مهر او یک سویه نبود، همسرش علی(ع) که باب مهر خدا بود نیز با تمام وجودش به او عشق میورزید و علنا به همسریاش میبالید و میفرمود: «اَنا زُوجُ البَتولِ سیدةِ نساءِالعالَمین؛ من همسر بتولم، آنکه سرور زنان جهانیان است»
بانویی که مهر قدسیش چنان در جان علی جای گرفت که نبض نگاه و نفسش به شوق دیدنش میتپید. آن لحظه که نگاه علی به نگاهش گره میخورد، یک کران نگاه میشد و کشتیمهرش به رخ او پهلو میگرفت و در ساحل امن و بی اندوه، آرام میگرفت. خود از این مهرورزیاش چنین حکایت میکند: «و َلقَدکُنتُ اُنظُرُالیها َفَتَنکَشفَ عَنّی الهُموم والاحزان؛ هرگاه نگاهم به فاطمه میافتاد، اندوه از من زدوده میشد.»
انتهای پیام