وهاب خدابخشی، خبرنگار گروه فعالیتهای قرآنی ایکنا
حوادث تلخ اخیر و هتک حرمت ساحت قرآن کریم و اماکن مقدس ازجمله مساجد کشور، بار دیگر نشان داد که تقابل اصلی جریانهای معاند با ملت ایران، نه صرفاً یک نزاع سیاسی یا اجتماعی، بلکه رویارویی مستقیم با «هویت قرآنی» این جامعه است.
دشمن، اینبار بیپرده و عریان، قرآن را نشانه گرفت؛ اقدامی که اگرچه از سر استیصال و بیخردی بود، اما پیام روشنی برای جامعه قرآنی داشت و آن بود که قرآن همچنان محور انسجام، مقاومت و معنا در زیست دینی مردم ایران است.
در نگاه نخست، این حوادث مصیبتی بزرگ و جریحهدارکننده احساسات دینی بود؛ مصیبتی که مصداق «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» است. اما در لایهای عمیقتر، همین اتفاق تلخ به صحنهای برای بازخوانی جایگاه قرآن در متن جامعه تبدیل شد. حضور پررنگ قرآن در دست مردم در تجمعات اخیر، واکنشهای خودجوش مردمی و حساسیت فراگیر نسبت به حرمت مصحف شریف نشان داد که قرآن نه یک نماد تزئینی، بلکه «مرکز ثقل هویت جمعی» ملت ایران است.
با این حال، تاریخ گواهی میدهد که صرف واکنش احساسی، برای صیانت از قرآن کافی نیست. هر حادثهای از این جنس، جامعه قرآنی را در برابر یک مسئولیت تاریخی قرار میدهد؛ مسئولیتی که اگر بهدرستی فهم و اجرا نشود، فرصتها بهتدریج به فراموشی سپرده میشوند. لذا در ادامه ضمن ارائه نکاتی پیرامون این موضوع به بررسی آنچه به نظر میرسد جامعه قرآنی ما میتواند بیش از پیش در ایفای نقش خود نسبت به شرایط فعلی ایفا کند، میپردازیم.
در قدم اول شاید اولین و فوریترین پیشنهاد به جامعه قرآنی، وحدت حداکثری است. امروز زمان پرداختن به اختلافسلیقهها، رقابتهای درونگروهی، مرزبندیهای تشکیلاتی و حساسیتهای شخصی نیست. دشمن، کل قرآن و کلیت هویت دینی را هدف قرار داده و پاسخ این هجمه، تنها با «ید واحده» ممکن است.
جامعه قرآنی امروز باید از نگاه جزیرهای عبور کند و خود را بخشی از بدنه مردم بداند، نه جریانی جدا از جامعه. قرآن زمانی سربلند میماند که حاملان آن، در متن زندگی مردم حضور فعال داشته باشند.

یکی از مهمترین پیامهای این حوادث، ضرورت بازتعریف نقش مسجد است. مساجد نباید به حاشیه امنی برای انفعال تبدیل شوند. اتفاقاً در چنین شرایطی، مسجد باید پررنگتر، زندهتر و قرآنیتر از گذشته عمل کند؛ لذا پیشنهاد میشود محافل انس با قرآن در مساجد بهصورت مستمر و علنی برگزار شود، کرسیهای تلاوت، جلسات تفسیر ساده و کاربردی، آموزش مفاهیم قرآن برای عموم مردم توسعه یابد، قرآن از قاب تشریفاتی خارج و به متن گفتوگوی اجتماعی مسجد وارد شود و سوزاندن چند نسخه قرآن، هرگز به معنای تضعیف قرآن نیست؛ اما کمرنگ شدن حضور قرآن در مسجد، یک آسیب واقعی و تدریجی است که باید با هوشیاری از آن جلوگیری کرد.
این حوادث، ناخواسته نام قرآن را دوباره به صدر گفتوگوهای عمومی آورد. به همین جهت جامعه قرآنی باید این موقعیت را به فرصت تمدنی تبدیل کند. لذا پیشنهاد میشود پویشهای مردمی تلاوت و تدبر در قرآن شکل گیرد فعالیتهای رسانهای قرآنی با زبان روز و برای نسل جوان تقویت شود، روایتهای نو از نسبت قرآن با زندگی امروز تولید و منتشر شود. قرآن، کتاب گذشته نیست؛ «تکلّم زنده خداوند» است و این حقیقت باید در زبان، رفتار و برنامهریزی قرآنی ما نمایان شود.
یکی از آسیبهای جدی پس از حوادث احساسی، فروکاستن دفاع از قرآن به شعارهای مقطعی است. جامعه قرآنی باید مراقب باشد که دفاع از قرآن، به رفتارهای هیجانی و کوتاهمدت محدود نشود. دفاع حقیقی از قرآن، در آموزش، فهم، عمل و ترویج مستمر آن است. این مسیری است که بایستی تمام متولیان قرآنی و پرچمداران این عرصه با قدرت طی طریق کنند و در نهایت آنچه در روزهای اخیر رخ داد، اگرچه زخمی بر احساسات دینی جامعه بود، اما همزمان آینهای شد برای دیدن ظرفیت عظیم قرآن در ایجاد همبستگی، معنا و مقاومت.
منبعد باید دید جامعه فعالان قرآنی چه میکند؟ آیا این حادثه را صرفاً یک خبر تلخ بداند یا آن را نقطه عزیمت برای بازسازی عمیقتر نسبت جامعه با قرآن قرار دهد. سربلندی قرآن، با حضور آگاهانه، وحدتمحور و تمدنساز جامعه قرآنی رقم خواهد خورد.
انتهای پیام