عضو هیئت علمی پژوهشکده حج و زیارت با اشاره به محبت امام حسین(ع) نسبت به همسر و اعضای خانواده خود و تلاشهایشان برای کمک به نیازمندان، تصریح کرد: ایشان با اقداماتشان زمینه شاد زیستن مردم را فراهم میکردند.
حجتالاسلام حافظ نجفی، عضو هیئت علمی پژوهشکده حج و زیارت و استاد حوزه و دانشگاه در گفتوگو با ایکنا ضمن تبریک اعیاد شعبانیه و میلاد امام حسین(ع)، به تشریح شادیهای عمیقی که با تولد امام حسین(ع) برای خاندان اهل بیت(ع) به وجود آمد و شادیهای عمیق و پایداری که امام حسین(ع) در طول زندگی پرخیر و برکتشان تلاش کردند برای اطرافیانشان ایجاد کنند، پرداخت و گفت: روایتی از حضرت علی(ع) نقل شده است که فرمودهاند: شیعیان ما اینگونه آفریده شدهاند که در شادیهای ما شادی میکنند و در ایام حزن و غم ما غمگین میشوند.
وی ادامه داد: ماه شعبان، ایام سرور و شادی اهلبیت(ع) و شیعیان است. درست است که به دلیل ظلمهایی که بر اهلبیت(ع) روا داشته شد، هالهای از غم در زندگی آنان دیده میشود و شیعیان نیز به خاطر جفاهایی که بر اهلبیت(ع) رفت، در مصائبشان غمگین هستند؛ ولی ائمه(ع) خود شاد میزیستند و همیشه تلاش میکردند زمینه شادی، مسرت و سرور را برای دیگران فراهم کنند.
دلیل عمیقترین شادی حضرت فاطمه(س)
حجتالاسلام نجفی در ادامه، به تشریح شادی و سروری پرداخت که تولد امام حسین(ع) در قلب رسول خدا(ص) و خانواده ایشان ایجاد کرد و گفت: در روایت آمده است هنگامی که امام حسین(ع) متولد شدند، رسول خدا لوحی به حضرت زهرا(س) تقدیم کردند. در آن لوح از امام حسین(ع) اینگونه یاد شده بود: «خداوند به پیامبر (ص) فرموده است: ای رسول ما، تو را به خاطر وجود این دو نوه عزیزت، امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، گرامی داشتیم». یعنی وجود امام حسین(ع) یکی از دلایل عنایت و توجه خداوند متعال به حضرت رسول(ص) است. هنگامی که حضرت رسول(ص) این لوح را به حضرت فاطمه(س) تقدیم کردند، آن لوح چنان سرور و شادمانی در حضرت زهرا(س) ایجاد کرد که ایشان تا آن زمان، هرگز به آنگونه شاد دیده نشده بودند.
وی تصریح کرد: وجود امام حسین(ع) و زاده شدن ایشان، باعث سرور قلبی اهلبیت شد. این لوح را طبق روایتی، حضرت جبرئیل به صورت مستقیم از سوی خداوند برای حضرت زهرا(س) آورد. در همین خصوص، جابربنعبدالله انصاری میگوید: روزی به خدمت حضرت رسول(ص) مشرف شدم و این لوح را که مانند زمردی میدرخشید دیدم و از روی آن نسخهبرداری کردم. در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، آن دو بزرگوار نزد جابر رفتند و در این باره پرسیدند و تأیید کردند که رونوشت موجود، از روی همان لوح نوشته شده است.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه، به بیان برخی اقدامات امام حسین(ع) در دوران زندگی خود در راستای ایجاد سرور و شادی در خانواده و اطرافیانشان پرداخت و گفت: در روایت آمده است امام حسین(ع) همیشه موی صورت خود را خضاب میکردند و میفرمودند: «این کار موجب سرور کسانی که در کنار من هستند، میشود». همچنین، اخلاق و محبت امام حسین(ع) در خانواده با این هدف بود که خانواده ایشان همیشه زندگیِ همراه با شادی و آرامش داشته باشند. ایشان در زندگی فردی و خانوادگی خود، همواره زمینه شادکامی و آرامش خانوادهشان را فراهم میکردند.

این پژوهشگر پژوهشگاه حج و زیارت ادامه داد: یکی از مسائلی که در زندگی امام حسین(ع) وجود دارد، اما در سخنرانیها و منابر مربوط به ایشان کمتر به آن پرداخته میشود، این است که امام حسین(ع) در زندگی اجتماعی خود، تلاش بسیاری برای شاد کردن دیگران میکردند. البته شاد کردن به این معنا نیست که حتماً باید لطیفه یا مطلب خندهآوری گفته شود؛ خیر، شاد کردن دیگران توسط امام حسین(ع) امری عملی بود.
وی تشریح کرد: امام حسین(ع) بسیار به مردم کمک و برای حل مشکل مردم اقدام میکردند و گرفتاریهای آنان را برطرف میساختند و بدین وسیله، موجب شادی مردم در زندگیشان میشدند. زمانی که امام حسین(ع) شهید شدند، بر پشت پیکر مطهر ایشان پینهای دیده شد. در این خصوص از امام سجاد(ع) پرسیدند و ایشان فرمودند: امام حسین(ع) شبانه غذا و آذوقه به خانه مستمندان میبردند و به دلیل حمل همین بارها، پشت ایشان پینه بسته بود. یعنی در طول عمر شریفشان، کار امام حسین(ع) در اکثر اوقات این بوده که برای حل مشکلات معیشتی مردم، آذوقه به خانههایشان ببرند.
شادیِ آزادی و مسلمانی با قدمهای مبارک امام حسین(ع)
حجتالاسلام نجفی به روایت دیگری درباره زندگی امام حسین(ع) اشاره کرد و گفت: در روایت آمده است ایشان از محلی عبور میکردند و دیدند جوانی غمگین نشسته و تکه نانی در دست دارد؛ یک تکه از آن نان را خود میخورد و تکه دیگر را به حیوانی که در کنارش است میدهد. امام حسین(ع) به آن جوان فرمودند: «تو را غمگین میبینم؛ دلیل این غم چیست و چرا یک لقمه خودت میخوری و لقمه دیگر را به این حیوان میدهی؟» آن جوان پاسخ داد: «من غلام یک یهودی هستم و میخواهم آزاد شوم. به این حیوان غذا میدهم، به امید اینکه خداوند به خاطر این احسان، مرا در آزادیام یاری کند.» امام حسین(ع) با آن غلام نزد صاحب یهودیاش رفتند و ۲۰۰ دینار به آن فرد دادند و فرمودند: «من از تو میخواهم این غلام را آزاد کنی.» آن شخص، با اینکه یهودی بود، امام را میشناخت و به ایشان گفت: «به احترام شما، این غلام را آزاد کردم.» امام فرمودند: «این ۲۰۰ دینار را در قبال آزادی او بگیر.»، اما آن یهودی گفت: «من غلام را آزاد کردم و این ۲۰۰ دینار را نیز به او میبخشم.» همسر آن یهودی نیز که شاهد ماجرا بود، گفت: «به خاطر قدوم مبارک امام حسین(ع) که به خانه ما آمدند، من مسلمان میشوم و مهریهام را به همسرم میبخشم». مرد یهودی نیز گفت: «من هم مسلمان میشوم و خانهام را به همسرم میبخشم». حرکت امام حسین(ع) اینگونه موجب شادمانی عمیق چندین نفر شد؛ افرادی که امام حتی آنان را نمیشناخت و فقط برای رفع غم یک جوان و شاد کردن دل او، ۲۰۰ دینار از دارایی خود را بخشیدند و چنین شادی بزرگی را در زندگی تعدادی از افراد جامعه به ثمر نشاندند.
وی روایت دیگری نیز در همین زمینه مطرح کرد و گفت: روزی امام در خانه بودند که فردی به دیدار ایشان آمد و گفت: «من دیه کامل یک انسان را بدهکارم و از پرداخت آن ناتوانم. به دنبال انسانی کریم میگشتم که شما را به من نشان دادند و گفتند کریمترین فرد در شهر، اباعبدالله الحسین(ع)، نوه پیامبر خداست». امام فرمودند: «من از تو چند سؤال میپرسم؛ اگر پاسخ درست دادی، به مقدار درستی پاسخهایت، دین تو را پرداخت میکنم». سپس پرسیدند: «ای اعرابی، چه عملی نزد خداوند از همه باارزشتر است؟» اعرابی پاسخ داد: «ایمان به خدا.» امام پاسخ را پذیرفتند و فرمودند: «یکسوم دیه را بر عهده گرفتم». سؤال دوم این بود: «چه چیزی باعث نجات انسان از هلاکت میشود؟» اعرابی پاسخ داد: «اعتماد کامل به وعدههای خداوند». امام این پاسخ را نیز پذیرفتند. سپس پرسیدند: «چه چیزی باعث زینت یک انسان میشود؟» اعرابی پاسخ داد: «علمی که همراه با حلم و بردباری باشد». امام این پاسخ را هم قبول کردند، ولی پرسیدند: «اگر کسی دانش نداشت، چه چیزی باعث زینت است؟» اعرابی گفت: «جوانمرد بودن.» امام پرسیدند: «اگر جوانمرد نبود چه؟» اعرابی پاسخ داد: «فقری که همراه با صبر باشد». امام پاسخها را پذیرفتند و به شوخی پرسیدند: «اگر فردی صبر هم نداشت، پس چه؟» اعرابی گفت: «اگر کسی پیدا شود که نه علم دارد، نه جوانمردی و نه صبر، آذرخشی از آسمان نازل میشود و او را نابود میکند». امام حسین (ع) لبخندی زدند و دیه کامل یک فرد را به او پرداختند و علاوه بر آن، انگشتری به وی هدیه دادند که نگین آن ۲۰۰ دینار ارزش داشت. آن اعرابی، شاد و دعاگو، از محضر امام مرخص شد.
حجتالاسلام نجفی با تأکید بر اینکه باید به زندگی اهلبیت(ع) در بُعد اجتماعی نگاه کنیم، تصریح کرد: آموختنیهای بسیاری در زندگی آنان، از نظر کمک به دیگران و ایجاد شادمانی در زندگی مردم وجود دارد که باید از ائمه(ع) الگو بگیریم. شادی فقط با حرفهای بیمحتوا ایجاد نمیشود، بلکه با تأثیرگذاری مثبت در زندگی دیگران میتوان آنان را عمیقاً شاد کرد؛ کاری که اهلبیت(ع) انجام میدادند.
وی در پاسخ به این پرسش که در برخی مراسم میلاد ائمه(ع) به ویژه امام حسین(ع)، برخی مادحان به ذکر مصیبت میپردازند، آیا این اقدام با توصیه پیامبر(ص) به شاد بودن در ایام شادی اهلبیت(ع) مغایرت ندارد؟ گفت: چنین رفتاری در محضر یکی از مراجع عظام تقلید رخ داد و یکی از مداحان پس از مدیحهسرایی، به خواندن شعری درباره مصائب اهلبیت(ع) پرداخت. آن مرجع بزرگوار فرمودند: «امروز روز شادی اهلبیت(ع) است؛ در اعیاد و میلادهای آنان، مداحی و سرودهای شادیبخش بخوانید و مردم را شاد کنید».
انتهای پیام