پیامبر(ص) در حدیث شریف «ان الحسین مصباح الهدی و سفینته النجاه» میفرمایند: حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است در همین راستا خبرنگار ایکنا از همدان به منظور بررسی و تحلیل این حدیث با حجتالاسلام والمسلمین رضا غلامی روشن، مدرس حوزه علمیه به گفتوگو پرداخته است که مشروح آن را در زیر میخوانیم؛
اهل بیت(ع) چراغ هدایت هستند اما امام حسین(ع) ویژگیها و امتیازاتی دارد که در این کشتی نجات بودن خاصتر است.
ابتدای امر باید به معنی نجات در مفاهیم قرآنی توجه کنیم که این نجات، ابعاد مختلفی دارد، قرآن کریم گاهی نجات را حرکت از سمت ظلمت به سمت نور و حرکت از سمت طاغوت به سمت راستی معرفی میکند به طوری که در آیه ۲۵۷ سوره بقره خداوند اینگونه بیان میکند: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ خدا یار اهل ایمان است که آنان را از تاریکیهای جهل بیرون آرد و به عالم نور برد، و آنان که راه کفر گزیدند یار ایشان شیاطین و دیوهایند که آنها را از عالم نور به تاریکیهای گمراهی در افکنند، این گروه اهل دوزخند و در آن همیشه خواهند بود.»
براساس این آیه یک بخش از نجات، حرکت انسان از سمت ظلمت به سمت نور است. هدایت امام حسین(ع) نیز هدایتی از سمت ظلمت و شرک به سمت نور و توحید و صراط مستقیم است. گاهی نیز نجات به معنای رهایی از عذاب آخرت است در این باره خداوند در سوره زمر آیه ۶۱ اینگونه میفرماید: «وَيُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا بِمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ و خدا کسانی را که پرهیزکاری پیشه کردند، به سبب اعمالی که مایه رستگاریشان بود نجات میدهد، عذاب به آنان نمیرسد، و اندوهگین هم نمیشوند.»
این نجات، نجات از عذابهای آخرتی است که شفاعت اهل بیت بهویژه امام حسین(ع) سبب نجات انسانها خواهد شد.
گاهی نیز نجات به مفهوم نجات از گمراهی است، انسان گاهی در صراط مستقیم نیست و در مسیر خواست شیطان ممکن است قدم بردارد در سوره مائده آیات ۱۶ و ۱۷ خداوند میفرماید: «هْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ خدا به وسیله آن [نور و کتاب] کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راههای سلامت راهنمایی میکند، و آنان را به توفیق خود از تاریکیها [یِ جهل، کفر، شرک و نفاق] به سوی روشناییِ [معرفت، ایمان و عمل صالح] بیرون میآورد، و به جانب راه راست هدایت می کند.» در این بخش هم نجات به مفهوم نجات از گمراهی است.
گاهی این نجات به واسطه الگو بودن ایشان اتفاق میافتد و از آنجایی که امام حسین(ع) یک اسوه کامل در هدایت است وقتی انسان الگوی خود را ابی عبدالله قرار میدهد در برابر طاغوت سر خم نخواهد کرد و ظلم را نمیپذیرد. این خاندان اسوه حسنه هستند و امام حسین(ع) الگوی آزادمردان جهان است.
بنابراین بخشی از چگونگی این هدایت الگو قرار دادن امام حسین(ع) است. اساساً اگر انسان بخواهد امام حسین(ع) را الگو قرار دهد قطعاً آزاده زندگی خواهد کرد و در برابر طاغوت و شرک ایستادگی میکند.
ایشان در بیانی میفرمایند: «انی احب الصلاه.من به نماز عشق میورزم».
انسانی که امام حسين(ع) را الگوی خود قرار میدهد مقید به نماز خواهد بود مانند امام حسین(ع) که در وسط معرکه جنگ نماز اول وقتش را بهجا آورد، انسان نیز مقید به نماز اول وقت خواهد شد. بنابراین الگوپذیری از امام حسین(ع) یکی از روشهای هدایت است.
دومین مسیر هدایت نیز مایه حیات و زندگی بخش بودن ایشان است. قیام امام حسین(ع) تجسم عینی صراط مستقیم است. خداوند در قرآن میفرماید: «واعتصمو بحبل الله جمیعا» اگر انسان بتواند به این معصومین پناه ببرد و متفرق نشوند قطعاً نجات خواهد یافت. بر همین اساس ائمه معصومین و بهویژه امام حسین(ع) موجب هدایتبخشی انسان خواهد شد.
آنجا که امام حسین(ع) میفرمایند: «هل من ناصر ینصرنی» انسان در این دعوت امام حسین(ع) و به واسطه این عمومیت دعوت امام، هدایت میشود.
دو نمونه بارز تاریخی در روز عاشورا وجود دارد که امام حسین(ع) موجب نجات انسانها شده است. یکی از آنها حربن یزید ریاحی است، کسی که برای اولینبار لشگرکشی میکند و آب را بر روی حضرت میبندد اما با عنایت حضرت ابی عبدالله(ع) و توفیقی که خداوند در هدایت به ایشان عطا میکند از لشگر دشمن جدا شده و اولین شهید واقعه کربلا میشود و یکی هم زهیر ابن قین است که سعی میکرد در مسیر حرکت کاروان امام حسین(ع) قرار نگیرد تا با حضرت مواجه نشود اما حضرت برای ایشان پیک فرستاد و سپس با امام حسین(ع) دیدار کرد و مسیر زندگی وی تغییر و در زمره شهدای کربلا قرار گرفت و توسط امام حسین(ع) نجات یافت.
مفسرین مصادیقی را برای برخی از آیات بیان کردهاند و آنها را به حضرات معصومین نسبت دادهاند، یکی از این آیات آیه ۲۵۶ سوره بقره است: «لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [که شیطان، بت و هر طغیان گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.»
مفسرین در این آیه مصداق عروه الوثقی را امام حسین(ع) دانستهاند. پیامبر درباره این آیه میفرمایند: «هرگاه خواستید به عروه الوثقی چنگ بزنید ولایت علی و امام حسن و امام حسین علیهمالسلام را بپذیرید».
ولایتپذیری ائمه معصومین همان چنگ زدن به عروةالوثقی است که کفر به طاغوت و ایمان آوردن به خداوند را در پی دارد که اتتم و مصداق عینی و واقعی آن ولایتپذیری است به طوری که اگر انسان ولایت ائمه معصومین را پذیرفت در پی آن به طاغوت سر خم نمیکند که نتیجه آن امام حسین است که در نهضت کربلا فرمودند: «من ذلت را نمیپذیرم و کشته شدن را ترجیح میدهم.»
بنابراین مفهوم عروةالوثقی در این آیه ائمه معصومین هستند و مهمترین و والاترین آن پذیرش ولایت آنهاست. حال باید به این سؤال پاسخ دهیم که چرا امام حسین(ع) مصداق عروة الوثقی است؟
قیام عاشورا اوج تجلی کفر وطاغوت است و بزرگترین جنایت تاریخ بشری در این واقعه رخ داده است و بالاترین مصیبت در تاریخ رقم خورده است و تلاش شده که نور روشن حق در صحرای کربلا خاموش شود که نور امام حسین(ع) نه تنها خاموش نشده بلکه امروزه فروزانتر نیز هست و در سراسر عالم نورافشانی میکند. بنابراین مصداق بارز این آیه همان امام حسین(ع) است. در روایت نیز داریم که میفرمایند: «به خدا قسم ما عروة الوثقی هستیم.»
آیه ۷۳ سوره نسا نیز خداوند میفرماید: «وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا و اگر بخشش و فضلی از سوی خدا به شما رسد چنان که گویی میان شما و او هرگز دوستی و مودّتی نبوده، [و از جنگ شما با دشمن آگاهی نداشته، و برای اینکه از پیروزی و غنیمت سهمی نبرده، آه سردی می کشد و] میگوید: ای کاش من هم با آنان بودم، پس به کامیابی بزرگی دست می یافتم.»
هر چند ظاهر آیه مربوط به مشرکان است اما در روایتی از امام رضا(ع) آمده است: ای پسر شبیب اگر دوست داری در آخرت در کنار خاندان ما باشی قاتلان ابی عبدالله را لعن کن و هرگاه به یاد امام حسین(ع) افتادی این آیه را بخوان.«وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا»
حال چرا حضرت مصداق واقعی این آیه است؟ چراکه مصداق حقیقی پیروزی نه در فتحهای ظاهری است. امروز در تاریخ ودردیدگاه اهل بصیرت میبینیم که رستگاری بزرگ با شهدای کربلاست.
انتهای پیام