
در مسیر بحث و تحقیق درباره معارف مهدویت و جایگاه انتظار، گاهی مواجهه با پرسشها و دغدغههای افراد، بیش از هر منبع علمی، چشمانداز تازهای از فهم و تبیین حقیقت برای ما میگشاید. یکی از این موقعیتها زمانی رخ داد که در یک جلسه منبر، با نگاه و سخن مخاطبی روبهرو شدم که پرسشی عمیق و در عین حال چالشی درباره نقش دعا، اخلاق و انتظار در زندگی منتظران امام زمان(عج) مطرح کرد. این تجربه، زمینهای شد تا تفاوت میان شرط مصون ماندن در آخرالزمان و شرط ظهور حضرت، اهمیت رفتار اخلاقی و معنای حقیقی دعا برای فرج، روشن شود.
خبرگزاری ایکنا، سلسله درسگفتار انتظار فرج را با محوریت تبیین نشانههای آخرالزمان و نقش بنیادین باور به امامت، به ویژه اعتقاد به حضرت مهدی(عج)، با بیان حجتالاسلام محمد شیبانیفر، استاد حوزه علمیه تهیه کرده است. آنچه در این مجال تقدیم میشود، حاصل گفتوگویی است که فراتر از مباحث صرفاً لفظی، به تفسیر واقعی انتظار و مسئولیت هر منتظر در پیشبرد اهداف امام زمان(عج) میپردازد؛ درسهایی عملی و اخلاقی که میتواند راهنمای هر مؤمن در مسیر انتظار فعال و همراه با عمل باشد. در ادامه بخش سوم این درسگفتار را میخوانیم و میبینیم:
در یکی از جلسات منبر، متوجه شدم که یکی از حضار نگاه خاصی به من دارد، طوری که گویی از من دلخور است. او با خندههای ناگهانی و صحبتهای خود میتوانست تمرکز منبری را بر هم بزند. رفتار و حالت سر تکان دادن او نیز نشان میداد از چیزی ناراحت است. بعد از جلسه، او با صدای بلند به من گفت: شما که لباس امام زمان(عج) را پوشیده و سرباز ایشان هستید، چرا حق نمک را ادا نمیکنید؟ وقتی علت را پرسیدم، گفت: به جای گفتن مباحث اخلاقی در منبر، باید فقط از دعا برای فرج امام زمان(عج) سخن بگویید.
پاسخ دادم که مطالب اخلاقی برای افراد بداخلاق و نیازمند به تربیت اخلاقی لازم است و این منافاتی با دعا برای فرج ندارد. او به روایت امام عسکری(ع) که همه در آخرالزمان هلاک میشوند مگر کسی که اهل دعا برای فرج باشد اشاره کرد.
توضیح دادم که شما به این روایت دقت نکردهاید. ما در معارف دینی، «شرط مصون ماندن در آخرالزمان» را داریم، نه شرط ظهور. این معنا در فرمایش معروف امام حسن عسکری(ع) آمده است که اگر میخواهید در آن دوران از هلاکت و فتنهها در امان بمانید و سرمایه دین و ولایت خود را سالم حفظ کنید، باید به حضرت مهدی(عج) معتقد باشید و برای فرج ایشان دعا کنید. این، شرط مصون ماندن است، نه شرط ظهور.
وقتی پرسیده شد: «یعنی دعا شرط ظهور نیست؟» پاسخ دادم: خیر. امام صادق(ع) میفرمایند اگر کسی دوست دارد از یاران قیامکننده ما اهلبیت(ع) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد. بنابراین، در فرمایشات دینی میان شرط مصون ماندن در دوران غیبت و شرط ظهور امام زمان(ارواحنا فداه) تفکیک روشنی وجود دارد.
پرسید: اگر بخواهم از اصحاب امام زمان(عج) باشم، شرط آن چیست؟ عرض کردم: بنابر روایتی از امام صادق(ع)، برای این جایگاه سه شرط اساسی بیان شده است؛ نخست اهل انتظار بودن، دوم اهل ورع و پرهیزکاری بودن و سوم خوشاخلاق بودن.
امام صادق(ع) به ابابصیر فرمودند: اگر روزی به اقتضای مصلحت امامت، امام از نظرها غایب شود، چه میکنی؟ ابابصیر عرض کرد تاکنون به این مسئله نیندیشیده است. امام(ع) فرمودند: همان کارهایی را که در زمان حضور ما انجام میدهید، در دوران غیبت نیز انجام دهید. این بیان امام(ع)، تفسیر حقیقی و بنیادین «انتظار» است؛ انتظاری فعال و مسئولانه، نه صرفاً چشمانتظاری ظاهری و بیرونی.
برخی چنین میپندارند که امام زمان(عج) زمانی ظهور خواهند کرد که زمین سرشار از ظلم و جور شده باشد؛ ازاینرو گمان میکنند میتوان به فساد و معصیت دامن زد و آن را تجلی عملیِ «اللهم عجل لولیک الفرج» دانست. حال آنکه پر شدن زمین از ظلم و جور، شرط ظهور نیست، بلکه پیشبینی و نشانهای از زمان ظهور است.
این تصور نادرست، مانند کسی است که عاشق درس و تحصیل است، اما به او میگویند اکنون تابستان است و باید تا مهرماه صبر کنی. او که طاقت انتظار ندارد، میپرسد مگر در مهر چه اتفاقی میافتد؟ به او میگویند یکی از نشانههای مهر این است که برگها زرد میشود و از درختان میریزد. حال اگر آن دانشآموز نردبانی بگذارد و برگها را یکییکی بکند و روی زمین بریزد و سپس بگوید حالا که برگها ریختهاند، چرا مهر نمیشود، به او پاسخ میدهند که ریختن برگها شرط آمدن مهر نیست، بلکه نشانه آن است.
به همین قیاس، پر شدن زمین از ظلم و جور، پیشبینی اهلبیت(ع) درباره زمان ظهور است، نه عامل و شرط تحقق آن. اقتضای حقیقی انتظار آن است که انسان مؤمن بگوید: «ای صاحبالزمان، من به اندازهی توان خود میکوشم بار و زحمت شما را در دوران ظهور کمتر کنم»، نه آنکه بر ظلم و تباهی بیفزاید.
در دوران امام عصر(عج)، وضعیت معاملات در بازار بر پایه سلامت، عدالت و پاکی از ربا و ظلم است. معنای حقیقیِ «اللهم عجل لولیک الفرج» این نیست که صرفاً دعایی بر زبان جاری شود، بلکه آن است که انسان در عمل نیز همراه این دعا حرکت کند؛ یعنی بگوید: «ای صاحبالزمان، همانگونه که در دوران ظهور شما در بازار اثری از ربا و حرام نیست، من نیز به اندازه توان خود، حتی در حد یک نفر، میکوشم بازار را از این آلودگیها پاک نگه دارم و بار مسئولیت شما را در زمان ظهور سبکتر کنم.
هیچ روایت معتبری نداریم که اگر کسی چهل شبِ چهارشنبه به مسجد سهله برود یا چهل شبِ جمعه در کربلا، بالای سر امام حسین(ع) حضور پیدا کند، قطعاً به دیدار امام زمان(عج) نائل میشود. اساساً روایتی با این مضمون در منابع ما وجود ندارد. تجربه نیز نشان داده است که برخی افراد این اعمال را بهصورت متوالی انجام دادهاند و اتفاقاتی برایشان رخ داده، اما در مقابل، کسانی هم بودهاند که با وجود انجام همان اعمال، توفیق تشرف برایشان حاصل نشده است.
آیا این مسئله بد است یا خوب؟ اتفاقاً بسیار هم خوب است؛ چرا که اگر روزی انسان بخواهد به دیدار پدرش، امام زمان(عج)، بیندیشد و در ذهنش این تصور شکل بگیرد که میان او و محبوبش چهل هفته فاصله است، همین تصور میتواند انگیزه و شوق او را کاهش دهد.
حقیقت آن است که اسباب تشرف به محضر حضرت، در همان لحظه و به اراده الهی فراهم میشود. چه بسیار کسانی که برای دیدار حضرت، خود را به سختیها انداختند، اما حضرت با آنان در جایی که تصور میکردند قرار نگذاشتند؛ نه بالای سر جدّ بزرگوارشان امام حسین(ع)، نه در مسجد سهله و نه در مسجد جمکران؛ بلکه در جایی کاملاً غیرمنتظره، مانند مغازهی یک قفلساز.
فردی در مغازه خود مشتریای داشت که هر جای دیگری موفق به معامله نمیشد؛ امام زمان(عج) به مغازه او آمد و با اشارهای مشتری را هدایت کرد. این نشان میدهد که رعایت اخلاق و عدالت، سبب تشرف و دیدار حضرت میشود و حضرت فرمودند شما اینگونه باشید من خودم به سراغتان میآیم.
برخی افراد تلاش میکنند با اعمال خاص، امام زمان(عج) را ملاقات کنند، اما این امر با تشریفات فردی و مکان خاص تضمین نمیشود.
نقل شده است که پدر آیتالله سیستانی، زمانی که تصمیم گرفتند برای تشرف به محضر امام زمان(عج) از علوم غریبه استفاده کنند، با خود گفتند پیش از ورود به این مسیر، ابتدا در چهل مسجد و به مدت چهل روز زیارت عاشورا بخوانم؛ اگر نتیجهای حاصل نشد، آنگاه به سراغ قدم بعدی بروم. در همین مسیر، اسباب تشرف برای ایشان فراهم شد؛ آن هم نه در مکانهای شناختهشده، بلکه در منزل بانویی بزرگوار.
خود ایشان نقل میکنند که دیدم پیکر آن بانو را پوشاندند و وجود نازنین امام زمان(عج) بالای سر او نشستند. آن ایام، دوران کشف حجاب رضاخانی بود. حضرت خطاب به ایشان فرمودند: «آقای مجتهدی سیستانی، چرا خودتان را برای دیدن من به زحمت و مشقت میاندازید؟ این بانو در این روزگار، از ترس آنکه حجابش به خطر بیفتد، از خانه خارج نشد و من خودم در لحظات آخر عمر، کنار او حاضر شدم. شما هم وظیفهتان را انجام دهید، من خودم به دیدن شما میآیم.»
این روایت، تمرین و تفسیر حقیقیِ انتظار است. انتظار یعنی انسان در حد و اندازهی خود، بار و زحمت امام زمان(عج) را برای دوران ظهور کمتر کند. منتظران واقعی، چشم پاکاند، اهل طمع و دستاندازی به حقوق دیگران نیستند.
آیا تاکنون روایتی شنیدهاید که علت تأخیر در ظهور حضرت، خراب شدن وضعیت حجاب باشد؟ اگر چنین بود، چرا چهل یا صد سال پیش که وضعیت حجاب بانوان متدین بهمراتب بهتر از امروز بود، ظهور اتفاق نیفتاد؟ آیا جایی شنیدهاید که تأخیر ظهور بهخاطر قضا شدن نماز صبحهاست؟ چند سال پیش که وضعیت نمازها بهتر بود، چرا ظهور رخ نداد؟
آنچه در کلمات وجود نازنین حضرت آمده این است که فیض ملاقات با ما و حتی ظهور ما به تأخیر نیفتاد، مگر به سبب آنکه شیعیان ما با یکدیگر همدل و همراه نیستند.