کد خبر: 4332498
تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۸
انتظار فرج/ 6

راز بزرگ ظهور: دل مهربان، یک‌سوم مسیر انتظار + فیلم

در فرهنگ معارف اسلامی، «آخرالزمان» صرفاً یک مقطع تاریخی یا مجموعه‌ای از حوادث ترسناک نیست؛ بلکه آیینه‌ای است که حقیقت دینداری انسان‌ها، میزان مسئولیت‌پذیری خانواده‌ها و عمق اخلاق اجتماعی را آشکار می‌سازد. روایات اهل‌ بیت(ع) با نگاهی هشداردهنده، ما را از خطرهایی آگاه می‌کنند که نه‌تنها ایمان فردی، بلکه آینده نسل‌ها را تهدید می‌کند. در این میان، آنچه بیش از هر چیز برجسته می‌شود، غفلت انسان از تربیت دینی، سستی در اخلاق و بی‌توجهی به درد و رنج دیگران است؛ غفلتی که می‌تواند انسان را از جرگه منتظران حقیقی حضرت ولی‌عصر(عج) خارج سازد. ایمان عقلانی به امام زمان(عج) و اخلاق نیکو، به‌ویژه داشتن دل مهربان، نخستین گام برای زمینه‌سازی ظهور و نجات از دگرگونی‌های اخلاقی و اجتماعی آخرالزمان است و می‌تواند انسان را در مسیر درست زندگی فردی و اجتماعی قرار دهد.

شیبانی فر 6// دو گروهی که امام صادق(ع) آنان را آدم حساب نمی‌کند

خبرگزاری ایکنا، سلسله درس‌گفتار انتظار فرج را با محور تبیین نشانه‌های آخرالزمان و نقش بنیادین باور به امامت، به‌ ویژه اعتقاد به حضرت مهدی(عج)، با بیان حجت‌الاسلام محمد شیبانی‌فر، استاد حوزه علمیه تهیه کرده است. آنچه در این مجال تقدیم می‌شود با تکیه بر روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع)، به بررسی نشانه‌های این غفلت، راه‌های مصون ماندن از فتنه‌های آخرالزمان و نقش تعیین‌کننده اخلاق و دلِ مهربان در زمینه‌سازی ظهور می‌پردازد. در ادامه بخش ششم این درس‌گفتار را می‌خوانیم و می‌بینیم: 

در روایات اهل‌بیت(ع) فصلی وجود دارد با عنوان خصوصیات آخرالزمان که به اتفاقات هولناکی اشاره می‌کند؛ به‌ویژه رخدادهایی که دامن‌گیر دین مردم می‌شود. نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) با صدای بلند گریه می‌کردند و می‌فرمودند: «وَیلٌ لِأَولادِ آخِرِ الزَّمانِ مِن آبائِهِم»؛ وای بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان. چه اندازه فرزندان آخرالزمان تباه می‌شوند و چه ظلمی از سوی پدرانشان در حق آنان روا داشته می‌شود.

از پیامبر(ص) سؤال شد: آیا منظور این است که پدرانشان از دین برمی‌گردند و مشرک می‌شوند؟ حضرت فرمودند: نه؛ پدرانشان مؤمن‌اند و حتی صدای «اَشهدُ اَنَّ عَلیّاً ولیُّ‌الله» آنان گوش فلک را پر می‌کند. دوباره پرسیدند: پس خطای پدران در آن دوران چیست؟ حضرت فرمودند: نسبت به دین فرزندانشان دغدغه‌ای ندارند؛ «لَا يُعَلِّمُونَهُمْ شَيْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ» واجبات دینی را به فرزندان خود آموزش نمی‌دهند.

تمام دغدغه آنان این است که فرزندانشان چه بخورند، چه بپوشند و امور و شئون مادی و ظاهری‌شان چگونه تأمین شود. گمان می‌کند چون چند ده میلیون تومان برای مدرسه غیرانتفاعی هزینه کرده، ابتدای سال تحصیلی فرزندش را تحویل جبرئیل می‌دهد و پایان سال از میکائیل تحویل می‌گیرد و تمام اندیشه‌ای که درباره تعالی و کمال فرزندش دارد، به همین امور خلاصه می‌شود. پیامبر اکرم(ص) برای چنین افرادی گریه می‌کردند.

حضرت فرمودند: در آخرالزمان وضعیت حجاب دگرگون می‌شود، ربا علنی می‌گردد و فحشا قبح خود را از دست می‌دهد و آشکارا انجام می‌شود. در روایات آمده است که اگر کسی دوست دارد از این مهالک و فتنه‌ها جان سالم به در ببرد، نخست باید با ادله عقلی و نقلی به امام زمان(عج) معتقد باشد؛ نه اینکه صرفاً از دیگران شنیده باشد، بلکه با تعقل و استدلال به این باور رسیده باشد(باید به امامت حضرت ولی‌عصر(عج) ایمان داشته باشد و این ایمان، ایمانی برخاسته از عقل و معرفت باشد)، دوم آنکه اهل دعا برای فرج حضرت باشد.

گاهی انسان علاوه بر مصون ماندنِ خود، می‌خواهد گام بالاتری بردارد. از ویژگی‌های منتظران حقیقی امام زمان(عج) این است که تنها به نجات خود نمی‌اندیشند و «تنهاخور» نیستند. در روایات آمده است که امام(ع) فرمودند: در ماه مبارک رمضان برای ظهور مهدی ما دعا کنید. پرسیدند چگونه دعا کنیم؟ فرمودند بگویید: «اللهم اغنِ کلَّ فقیر، اللهم اشبع کلَّ جائع، اللهم اکسِ کلَّ عریان». این دعا که در ماه مبارک رمضان می‌خوانیم، فراز به فرازش در حقیقت همان «اللهم عجل لولیک الفرج» است.

گاهی انسان طبق دستور امام حسن عسکری(ع) به امام زمان(عج) معتقد است و اهل دعا برای فرج نیز هست؛ تا خود را حفظ کند. این مسیر، راهی بسیار مؤثر برای مصون ماندن است، اما اگر کسی بخواهد زمینه ظهور را هموار کند، باید قدمی فراتر بردارد.

امام صادق(ع) فرمودند: اگر کسی می‌خواهد از اصحاب مهدی(عج) ما باشد، باید سه مرحله را طی کند: اول، انتظار با همان توضیحاتی که بیان شد؛ دوم، ورع با تعریف و ویژگی‌هایی که ذکر گردید و سوم فرمودند: اگر می‌خواهید از یاران مهدی ما باشید، باید خوش‌اخلاق باشید.

از امام صادق(ع) پرسیدند: تعریف دقیق و درست اخلاق چیست تا بدانیم نمره اخلاق ما چقدر است و آیا خوش‌اخلاق هستیم یا نه؟ حضرت فرمودند: نخستین ویژگی انسان خوش‌اخلاق این است که دل مهربانی دارد؛ دوم اینکه بسیار مراقب سخن گفتن خود است؛ و سوم اینکه گشاده‌روست؛ حتی اگر اندوه تمام عالم در دلش باشد، اجازه نمی‌دهد دیگران از ناراحتی او متأثر شوند: «بِشْرُهُ فِي وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبِهِ».

پس نخستین ویژگی انسان خوش‌اخلاق آن است که دل مهربانی داشته باشد. در همین زمینه نقل شده است که فردی نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: دوست دارم در کسب‌وکارم پیشرفت کنم و خداوند به مالم برکت بدهد؛ چه کار کنم؟ پیامبر(ص) فرمودند: شغلت چیست؟ گفت: دامداری مختصری دارم. حضرت پرسیدند: کارگری هم داری؟

عرض کرد: نه یا رسول‌الله، نمی‌توانم؛ همسر و دخترانم به من کمک می‌کنند. حضرت فرمودند: پس حتماً به همسر و دخترانت بگو ناخن‌هایشان را کوتاه کنند. آن مرد عرض کرد: شما فرموده‌اید مردها ناخن‌هایشان را کوتاه کنند و خانم‌ها ناخن‌هایشان را بلند نگه دارند و به نظافت آن اهمیت بدهند تا دستشان زیباتر دیده شود؛ پس چرا همسر و دختران من باید ناخن‌هایشان را کوتاه کنند؟ حضرت فرمودند: مگر این حیوانات را نمی‌دوشند؟ عرض کرد: بله، اما چه ارتباطی دارد؟

حضرت فرمودند: لحظه‌ای که دستشان را دور بدن حیوان می‌گذارند تا شیر بدوشند، اگر ناخن به بدن حیوان برخورد کند و حتی اندکی موجب آزار او شود، خداوند برکت را از بهای آن شیر برمی‌دارد و سپس فرمودند: تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

حضرت فرمودند: یک‌سوم نمره اخلاق، دلِ مهربان داشتن است و چه زیبا گفته‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی نشاید که نامت نهند آدمی»

اول، وسط و آخرِ زندگی انسان باید در جهت فراهم کردن شرایط ظهور امام زمان(عج) باشد. کسی که دغدغه همنوع خود را ندارد، اساساً آدم نیست. به امام صادق(ع) عرض شد: آیا شما همه را آدم حساب می‌کنید؟ (این روایت در خصال شیخ صدوق آمده است). حضرت فرمودند: نه. پرسیدند: چه کسانی از نگاه شما آدم نیستند؟ امام صادق(ع) چند گروه را نام بردند و فرمودند: یکی از آنان کسی است که در جای تنگ، چهارزانو بنشیند؛ فرمودند: در نگاه من، جعفر بن محمد، چنین فردی آدم نیست.

بنده را به همایشی دعوت کردند. پیش از آن به من گفتند قصد داریم برای یک کار خیریه، بانی جذب کنیم و حاضران عمدتاً پزشک هستند؛ از رشته‌های مختلف، چه داخلی و چه اساتید پروازی. عرض کردم به نظر خودم گزینه مناسبی برای این جمع نیستم و ترجیح می‌دهم فرد دیگری، با ظاهر رسمی‌تر و کت‌وشلواری، در جلسه حاضر شود. اما ایشان اصرار داشتند که خودم سخنرانی کنم و من هم از آن‌جا که «ادب در اطاعت است»، علی‌رغم میل باطنی، پذیرفتم.

وقتی وارد جلسه شدم، خانم‌ها با پوشش خاص خودشان ـ که عمدتاً پزشک بودند ـ و آقایان هم با ظاهرهایی غالباً کراواتی یا با دستمال‌گردن، به من نگاه کردند؛ نگاه‌هایی که حرف می‌زد. ارتباط اولیه‌ای شکل نگرفت؛ حق هم داشتند.

فردی که خوشامد می‌گفت، مرا کنار بزرگواری نشاند و با گرمی معرفی کرد. سپس رو به من گفت: ایشان دکتر فلانی هستند، از اساتید فلان دانشگاه معتبر ایتالیا. عرض کردم: خوشحالم از زیارتتان آقای دکتر. ایشان گفتند: مرسی. پذیرایی آوردند. یاد روایت امام صادق(ع) افتادم که فرمودند: وقتی مهمان جایی شدید، مقید باشید بیش از یک میوه برندارید؛ حتی اگر با کودکان هم مهمان شدید، به دری که غذا یا پذیرایی وارد می‌شود مثل افراد گرسنه خیره نشوید و بر شکم خود مسلط باشید.

در میان میوه‌های گران‌قیمت، یک سیب برداشتم. احساس می‌کردم آن آقا لحظه‌به‌لحظه مرا رصد می‌کند؛ شاید در ذهنش این بود که من باید میوه گران‌تری انتخاب کنم. با این حال، همچنان نسبت به من بی‌توجه بود.

برگه‌ها را میان حضار پخش کردند. زمان سخنرانی من ۱۵ دقیقه بود. مجری که مرا صدا زد، به سمت جایگاه رفتم. گفتند روی مبل بنشینید؛ عرض کردم ترجیح می‌دهم بایستم، راحت‌تر هستم. وقتی ایستادم، زن و مرد شروع کردند به خندیدن و صحبت با هم.

گفتم: به من ۱۵ دقیقه زمان داده‌اند، اما صحبت‌هایم را در ۱۲ دقیقه تنظیم کرده‌ام. همین جمله باعث شد فضا عوض شود؛ با ذوق گفتند: یک روحانی آمده که سه دقیقه کمتر حرف می‌زند!

شروع کردم و گفتم: روایت داریم از امام صادق(ع) سؤال شد آیا شما همه را آدم حساب می‌کنید؟ حضرت فرمودند: نه.
همین‌جا دوباره چهره‌ها به هم نزدیک شد؛ انگار با خودشان می‌گفتند این روحانی‌ها معمولاً چه کسانی را آدم حساب نمی‌کنند؟ کسی که ما را قبول نداشته باشند؟ ولایت فقیه را قبول نداشته باشد؟ نافله شب نخواند یا سینه‌خیز کربلا نرفته باشد.

اما وقتی قسمت اول و دوم روایت را خواندم، همه مبهوت و مجذوب امام صادق(ع) شدند. حضرت فرمودند: اولین کسی که من، جعفر بن محمد، او را آدم حساب نمی‌کنم «التارک للسواک» است؛ کسی که اهل نظافت دهان و دندان نیست.

گفتم: حداقل انسانیت و حتی حداقل تشیع این است که انسان اول به خودش برسد. عرض کردم من فقط ۱۲ دقیقه وقت دارم و نمی‌توانم کل روایت را بگویم، اما در جمع ما عزیزانی هستند که در حوزه دندان‌پزشکی و جراحی لثه از من بهتر می‌فهمند.

گفتم: در روایات داریم امام رضا(ع) پنج مسواک داشتند؛ صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا. حتی مسواک ظهر را برای نماز عشا استفاده نمی‌کردند. ما شیعه معتقدیم امام کار لغو انجام نمی‌دهد. شما پزشکان محترم بررسی کنید تفاوت بزاق دهان صبح، ظهر و شب چیست.

اسلام مسواک تنها را هم کافی نمی‌داند؛ باید با خلال همراه باشد. پیامبر(ص) نمی‌توانستند ۱۴ قرن پیش درباره مینای دندان توضیح علمی بدهند، اما فرمودند مسواک را از بالا به پایین روی دندان بکشید. گفتم: پیامبر(ص) فرمودند با چوب ریحان خلال نکنید که رگ جذام را تحریک می‌کند. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: اگر با خلال چیزی از بین دندان خارج شد که زبان آن را حس نمی‌کند و آن را قورت دادید، ممکن است باعث زخم معده یا اثنی‌عشر شود و پیامبر(ص) فرمودند: بعد از خوردن شیرینی، یک لقمه نان بجوید و سپس با سرکه قرقره کنید.

گفتم: من روایت را می‌خوانم، اما اطبای حاضر درس آن را بلدند. دیدم جمع کاملاً محو فرمایشات اهل‌ بیت(ع) شده‌اند.
وقتی مورد دوم روایت را خواندم، گویی دوست داشتند هروله کنند. حضرت فرمودند: کسی که در جای تنگ چهارزانو بنشیند، من او را آدم حساب نمی‌کنم.

گفتم: زمان من تمام شد. همان لحظه برگه‌ای آوردند که دکتر فلانی، سخنران بعدی، درخواست کرده زمان مرا به او بدهند. عرض کردم: از محضرشان عذرخواهی کنید، زمان من همین مقدار بود. همه ایستادند و تشویق کردند.

دکتری که در بدو ورود من، برخورد مناسبی با من نداشت، این بار با روی باز به استقبالم آمد. کنارم نشست و گفت: این مطالبی که گفتی روایت بود؟ گفتم: بله، در کتاب خصال شیخ صدوق. گفت: سندش محکم است؟ گفتم: بله، از امام صادق(ع) است.

گفت: من نماز می‌خوانم، اما هر ترمی که دانشجوی ایرانی داشته باشم، اگر بفهمم ایرانی است، اجازه نمی‌دهم بفهمد نماز می‌خوانم و متدین هستم. اما حالا که این روایت را برای من گفتی، دلم می‌خواهد فریاد بزنم و به همه کسانی که با نگاه خاص به متدینین نگاه می‌کنند بگویم: من با افتخار شیعه امام صادق(ع) هستم؛ امامی که می‌فرماید: کسی که در جای تنگ چهارزانو بنشیند، آدم نیست.

حضرت فرمودند: از ویژگی‌های انسان خوش‌اخلاق این است که دل مهربانی دارد. به‌عنوان یک خانم در اوج کشش و غرایز در این جامعه بیرون می‌روم، نگاهم به خانم‌هایی که باعث شدند دل پسر من، هزار جا روانه شود چیست؟ خودت چرا حجابت خوب نیست؟ جوانان دیگر حق دارند اذیت شوند، اما جوانانی که زیبایی شما را دیدند حق ندارند؟

از همین‌جاست که امام صادق(ع) فرمودند: اگر می‌خواهید در زمره اصحاب مهدی(عج) باشید، یکی از شرط‌های مهم آن خوش‌اخلاقی است و اولین شاخصه انسان خوش‌اخلاق، داشتن دل مهربان است.

مثلا می‌گوییم این چه مدل رفتار با همسر است؟ در روایت داریم که خداوند متعال در دو جا به‌ شدت غضب می‌کند و بنده‌اش را مؤاخذه می‌نماید: یک: زمانی که یتیمی آزار داده شود و دیگری وقتی به زن و فرزند سخت گرفته شود.
می‌گوییم چرا این‌قدر همسرت را اذیت می‌کنی؟ پاسخ می‌دهد: اگر ناراضی است، برود مثل من را برایش بیاورند! می‌گوییم خدا مثل خودت را نصیب دخترت کند. می‌گوید: نه، خدا آن روز را نیاورد! می‌گوییم: پس خودت را اصلاح کن.

خدا عاشق دل‌های مهربان است. در روایات آمده است که هفته‌ای یک‌بار، عذاب از ابولهب برداشته می‌شود و به او رسیدگی می‌کنند. سؤال شد چرا؟  به‌خاطر دو اتفاق:  اول، آن لحظه‌ای که خبر ولادت پیامبر اکرم(ص) را به او دادند و از خوشحالی ریخت‌وپاش کرد؛  دوم، آن زمانی که سنگ به دندان مبارک پیامبر(ص) اصابت کرد و ابولهب آهی کشید؛ به اندازه یک آه برای پیامبر(ص) دل سوزاند، خدای متعال الی الابد حساب این آه را محفوظ دارد.

اگر کسی بخواهد کاری کارستان برای ظهور انجام دهد، امام صادق(ع) فرمودند: یک‌سوم قدم‌هایی که باید بردارد، خوش‌اخلاقی است و از برجسته‌ترین نشانه‌های این خوش‌اخلاقی، دل مهربان داشتن است.

انتهای پیام
خبرنگار:
محسن مسجدجامعی
تدوینگر:
حامد عبدلی
دبیر:
سلما آرام
captcha