به گزارش ایکنا، حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمدجواد میرجعفری؛ پژوهشگر و استاد حوزه و دانشگاه، شامگاه 21 بهمن ماه در نشست علمی «شباهتها و تفاوتهای انقلاب بولیواری با انقلاب اسلامی» با بیان اینکه با روی کار آمدن هوگو چاوز انقلاب بولیواری شروع شد، گفت: درسال 1992 چاوز کودتا کرد تا رئیسجمهور شود ولی شکست خورد و دو سال به زندان افتاد؛ شخصی که قبل از چاوز بود فردی کاملا فاسد بود. در سال 1998 چاوز در انتخابات شرکت کرد و رای آورد و از سال 1999 تا 2013 رئیس جمهور ونزوئلا شد؛ او شخصیتی مردمدار، نظامی برجسته، متواضع، اهل مطالعه و دانش بود و محبوبیت زیادی هم در نزد مردم داشت تا جایی که در آمریکای لاتین مخالفان آمریکا طرفدار او بودند.
وی افزود: بعد از چاوز در کشورهای آمریکای لاتین موج مخالفت با امپریالیسم آمریکا شروع شد و در چند کشور این منطقه کسانی روی کار آمدند که مخالف آمریکا بودند. چاوز سعی کرد تا میتواند رفاه بیاورد و با فساد مبارزه کند و انقلاب خود را از چند مکتب گرفت؛ کمونیسم، سوسیالیسم، بولیواریست و الهیات رهاییبخش؛ بولیواریست به ماجرای سیمون بولیوار در سالهای ابتدایی قرن 19(1813 میلادی) برگشت دارد.
میرجعفری تصریح کرد: سال 1498 اسپانیا با فضای استعماری خود وارد ونزوئلا شد تا مثلا این قاره آمریکای لاتین را کشف کنند؛ اسپانیاییها جنایات زیادی در این منطقه برای مسیحی کردن مردم این کشور مرتکب شدند و در تاریخ نقل است که از مردم میپرسیدند که تو مسیحی میشوی یا خیر و اگر کسی سرش را بالا میبرد گردن او را میزدند و حدود صد سال طول کشید تا با زور شمشیر همه را مسیحی کردند و استعمار کاملی با تغییر فرهنگ و زبان آنان رخ داد.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه سیمون بولیوار علیه استعمارگران قیام و بساط آنان را جمع کرد، گفت: در آمریکای لاتین الهیات رهاییبخش چندین دهه است که شروع شده است زیرا کلیسا با خشونت تلاش داشت که مردم را مسیحی کند و از مفسدین و دیکتاتورها دفاع میکرد؛ متالهین آمریکای لاتین دیدند که مردم از کلیسا ناراحت هستند لذا الهیات رهاییبخش را ترویج کردند که دو نقطه عطف دارد؛ اول مبارزه با ظلم و دیگری مبارزه با فقر؛ میگویند کلیسا طرفدار ظلم و فقر است.
میرجعفری با بیان اینکه ونزوئلا 303 میلیارد بشکه نفت دارد و کشوری ثروتمند است ولی استعمارگران و کلیسا بر ارزش فقر و بر دینداری خشن تاکید داشتند که مورد قبول مردم نبود، اظهار کرد: این کشور از نفت و طلا و منابع دیگر هم غنی است؛ الهیات رهایی بخش برای مبارزه با ظلم وفقر ایجاد شد و با این نگاه بر روی انجیل مطالعه کردند؛ اینکه حضرت عیسی(ع) با فقرا زیست میکرد و ما باید فقرا نجات دهیم و دینی که طرفدار فقرا نباشد و فقر را از بین نبرد به درد نمیخورد؛ دینی که در کناز ظالم باشد دین نیست. چاوز از این الهیات هم استفاده کرد.
وی افزود: چاوز با کاریزمای بالایی که داشت مکتب سوسیالیسم مسیحی را راهاندازی کرد؛ مکتبی که معتقد به خدا، حضرت عیسی(ع) و حضرت مریم(س) بود و بعد بی خدایی کمونیسم را کنار گذاشت. شخصیتی قوی داشت و مردم را با خود همراه کرده بود و یک نوع منطقهگرایی در آمریکای لاتین راه انداخت و رهبر آمریکای لاتین شد؛ او در سال 2013 از دنیا رفت؛ وزیر خارجه او نیکولاس مادورو بود و به مردم سفارش کرد که به مادورو رای بدهند و او هم روش چاوز را ادامه داد.
وی افزود: ایران در دولت آقای احمدینژاد نزدیکی زیادی به این کشور پیدا کرد و چند کارخانه سیمان و خودرو و ... راهاندازی شد و البته ایران منافع مالی خوبی هم به دست آورد؛ مادورو هم این رابطه را با ایران حفظ کرد. آمریکا با این ادعا که آمریکا برای آمریکاییها است و اروپا و چین و غیرآمریکایی نباید در اینجا باشند فشاز زیادی به مادورو آوردند که رابطه با ایران را قطع کند ولی او زیر بار نرفت؛ البته تحریمهای شدیدی علیه این کشور اعلام کردند تا جایی که بخشی از مردم به علت فقر شدید و گرسنگی از مادرو جدا شدند. آمریکا قصدش این بود که مقاومت آنان را بشکند و بگوید مقاومت جواب نمیدهد؛ در دوره بایدن کمی تحریمها کمتر شد و مادرو این بحران را عبور کرد ولی ترامپ تحریمهای خود را شدید کرد.
نقطه اصلی تلاقی آمریکا و ایران
میرجعفری با بیان اینکه نقطه اصلی تلاقی ما با آمریکا در معناست و نه اقتصاد و مسائل نظامی، تصریح کرد: آنها دنبال آزادی هستند ولی آزادی بدون هر نوع تعهد اخلاقی و انسانی؛ ما در حوزه امنیت و اقتصاد با آنان جنگ داریم ولی درگیری اصلی با تفکر استعماری و اندیشه لیبرالی آنان است.
این پژوهشگر اضافه کرد: دلیل مخالفت آمریکا با حضور ایران در ونزوئلا اندیشه آزادیبخش و الگودهی ایران است زیرا برای استقلالطلبان، آزادیخواهان و ... الگو میشود؛ الگویی که مردم باور کنند میشود بدون آمریکا هم زندگی کرد. هرقدر سطح تحصیلات در کشورهای جهان سوم بالاتر میرود تفکر ضدآمریکایی کمتر میشود که در ایران هم این مسئله وجود دارد؛ علت آن این است که تصور میکنند غرب تولید کننده علم است و ما هم اگر میخواهیم پیشرفت و توسعه داشته باشیم باید تابع آمریکا باشیم.
میرجعفری با تاکید بر اینکه آمریکا با الگودهی زندگی بدون آمریکا در اندیشه انقلاب اسلامی مخالف است، اظهار کرد: تحریمهای شدید علیه کوبا و نگاه داشتن آنها در فقر همچنین تحریم علیه ونزوئلا به این دلیل بود تا جایی که بیش از 69 درصد مردم از مادرو جدا شده بودند؛ اینکه مقام معظم رهبری اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند مبتنی بر نگاه قرآنی بود و معنای آن این است که اجازه ندهیم که دشمنان به ما فشار بیاورند و ما در فقر دست و پا بزنیم؛ باید زمینه تحریم را برداریم و خنثی کنیم و اگر نشد آثار آن را کم کنیم و در عرصه فرهنگی و سیاسی هم باید این کار را انجام دهیم.
این پژوهشگر با بیان اینکه انقلاب بولیواری در ونزوئلا و انقلاب اسلامی ایران، هر دو جنبشهایی بودند که با هدف تغییر ساختارهای سیاسی و اقتصادی موجود و مقابله با سلطهگری قدرتهای خارجی شکل گرفتند، ادامه داد: اگرچه زمینههای تاریخی و ایدئولوژیک این دو انقلاب متفاوت است، اما نقطه مشترک مهمی در عدم خروج از مدار سلطه و استقلالطلبی دارند.
شباهتهای انقلاب اسلامی و بولیواری
میرجعفری با اشاره به شباهتهای انقلاب اسلامی و بولیواری، اضافه کرد: مخالفت با امپریالیسم و سلطهگری اولین شباهت بین این دو انقلاب است؛ هر دو انقلاب با شعارهای ضد امپریالیستی شکل گرفتند. انقلاب اسلامی ایران با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» به دنبال قطع وابستگی به بلوک شرق و غرب بود. انقلاب بولیواری نیز تحت رهبری هوگو چاوز، به شدت در مقابل نفوذ و سیاستهای ایالات متحده در آمریکای لاتین ایستاد و به دنبال کاهش سلطه واشنگتن بر منطقه بود.
میرجعفری با بیان اینکه بازگشت به هویت بومی و ملی از دیگر ویژگیهای این دو انقلاب است، اظهار کرد: در هر دو جریان، بازگشت به هویت ریشهای و بومی اهمیت داشت. در ایران، اسلامیت به عنوان هویت اصلی و در مقابل فرهنگ غربی مطرح شد. در ونزوئلا، انقلاب بولیواری با الهام از سیمون بولیوار، قهرمان استقلال آمریکای لاتین، تلاش کرد تا هویت آمریکای لاتینی و بومیگرایی را احیا کند.
این پژوهشگر حمایت از مستضعفان و عدالتخواهی را از دیگر ویژگیهای مشترک برشمرد و افزود: عدالت اجتماعی و حمایت از طبقات فرودست از محورهای اصلی هر دو انقلاب بود. در ایران، عدالت اجتماعی و حمایت از مستضعفان در چارچوب عدالت اسلامی پیگیری شد. در ونزوئلا نیز دولتهای بولیواری با سیاستهای مالیاتی و توزیع ثروت تلاش کردند تا فاصله طبقاتی را کاهش دهند و به فقرا کمک کنند.
وی، مقاومت در برابر فشارهای خارجی را هم از دیگر ویژگیهای مشترک این دو برشمرد و تصریح کرد: هر دو کشور پس از انقلاب با تحریمها، فشارهای سیاسی و توطئههای خارجی روبرو شدند. مقاومت مردم و دولت ایران در برابر تحریمها، مشابهی با تلاشهای ونزوئلا برای مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی غرب دارد.
میرجعفری به تفاوتهای انقلاب اسلامی و بولیواری اشاره و اظهار کرد: مهمترین تفاوت در بنیان فکری است. انقلاب اسلامی ایران بر مبنای اندیشه اسلامی و ولایت فقیه استوار است و دین اسلام محوریت تمامی ساختارها را دارد. در مقابل، انقلاب بولیواری دارای ماهیتی سوسیالیستی و چپگرا است و اگرچه از ارزشهای مسیحی نیز الهام میگیرد، اما ساختار آن لائیک و مبتنی بر سوسیالیسم قرن بیست و یکم است.
وی بیان کرد: رهبری و ساختار حاکمیت از دیگر تفاوتها است؛ در ایران، پس از انقلاب، ساختار سیاسی بر اساس جمهوری اسلامی با ولایت فقیه در رأس آن شکل گرفت که قدرت مذهبی و سیاسی را ترکیب میکند. در ونزوئلا، ساختار حاکمیت جمهوری فدرال باقی ماند و رهبری در دست رئیسجمهور منتخب است، بدون اینکه نهاد دینی نظیر ولایت فقیه در بالای هرم قدرت قرار داشته باشد.
میرجعفری با اشاره به تفاوت دیگر یعنی خاستگاه اجتماعی و رهبری، بیان کرد: انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب از پایین بود که با رهبری روحانیت و مشارکت گسترده تودههای مردم به پیروزی رسید. انقلاب بولیواری اگرچه دارای حمایت مردمی بود، اما بیشتر در قالب یک جنبش سیاسی نظامی و با رهبری چاوز شکل گرفت و قدرت را از طریق انتخابات و نه لزوما سرنگونی کامل ساختار قبلی در کوتاهمدت، به دست گرفت.
برخی تفاوتهای انقلاب اسلامی و بولیواری
وی با اشاره به رویکرد به دین و دولت، ادامه داد: در ایران، دین و دولت جدا از هم نیستند و قوانین بر اساس شرع تدوین میشوند. در ونزوئلا، اگرچه چاوز و مادورو خود را مسیحی معرفی میکنند و با کلیسا روابط نزدیکی دارند، اما دولت سکولار است و قوانین بر اساس ایدئولوژی سوسیالیستی تنظیم میشوند، نه احکام دینی.
میرجعفری بیان کرد: انقلاب اسلامی ایران و انقلاب بولیواری ونزوئلا، هر دو نمونههایی از بیداری ملل برای دستیابی به استقلال و عدالت هستند. تفاوت اصلی آنها در مسیر و مقصد نهایی است؛ ایران به دنبال ایجاد تمدنی نوین بر پایه اسلام است، در حالی که ونزوئلا به دنبال تحقق سوسیالیسم و اتحاد کشورهای آمریکای لاتین است. با این حال، در صحنه بینالملل، هر دو به عنوان نیروهای مقاومت در برابر نظم تکقطبی آمریکا شناخته میشوند.
انتهای پیام