امام علی(ع) تنها فردی است كه از ميان همه گذشتگان كه سخنی از آنها بهجا مانده، به آخرين مرحله فصاحت و بلاغت رسيده و گفتار او اقيانوس بيكرانهای است كه سخن هيچ مبلغی به پای آن نخواهد رسيد.
سخنانی که در قالب خطبهها، نامهها و حکمتها گردآوری شده و مفسران دینی تفسیرهایی در رابطه با آنها داشتهاند که هرکدام از یک دید و سلیقه به این موضوعات پرداختهاند، بر این منوال ما در ایکنا بر این شدیم که ابتدا تفسیری از خطبهها و حکمتهای امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه در اختیار مخاطبان قرار دهیم که برای رسیدن به این هدف از منابع مختلفی مانند مصادر نهجالبلاغه، جلد 1، اصول کافی جلد 6 استفاده میشود که در ادامه آن را با موضوع «نظم آفرینش» میخوانید.
خطبه 185 نهجالبلاغه يكى از جامعترين خطبههاى نهجالبلاغه است و بيشتر از معارف الهيه سخن مىگويد و در واقع از شش بخش تشكيل شده است. در بخش اول همانند بسيارى از خطبههاى نهجالبلاغه از حمد و ستايش الهى و ذكر اسما و صفات او با تعبيرات بسيار دقيق و حساب شده، سخن به ميان آمده است.
در بخش دوم از رسالت پيامبر اكرم(ص) و مأموريت ويژه و برنامههاى عملى او سخن مىگويد، در بخش سوم انگشت روى آفرينش بعضى از جانداران، بهعنوان نمونه زندهاى از نشانههاى علم و قدرت پروردگار گذارده و به خصوص درباره مورچگان و آفرينش آسمان و زمين و خورشيد و ماه، بحث مىكند.
در بخش چهارم به نتيجهگيرى از آنچه گفته شد مىپردازد و عظمت آفريدگار را در پشت اين صحنههاى شگفتانگيز نشان مىدهد و به آنهايى كه اين آيات عظمت حق را مىبينند و راه انكار را مىپويند هشدار مىدهد.
در بخش پنجم بار ديگر به آفرينش موجود اعجاب انگيز ديگرى بهنام ملخ و دقايق خلقت او مىپردازد و سرانجام در بخش ششم باز به نتيجهگيرى جامعى پرداخته و خطبه را با يک بحث كلى درباره نظام آفرينش و عظمت آفريدگار و خضوع همه موجودات در برابر ذات پاك او به پايان مىرساند.
امام علی(ع) در بخشی از خطبه 185 نهجالبلاغه میفرماید: «خلقة السماء و الكَون: وَ كَذَلِكَ السَّمَاءُ وَ الْهَوَاءُ وَ الرِّيَاحُ وَ الْمَاءُ، فَانْظُرْ إِلَى الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ النَّبَاتِ وَ الشَّجَرِ وَ الْمَاءِ وَ الْحَجَرِ وَ اخْتِلَافِ هَذَا اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ تَفَجُّرِ هَذِهِ الْبِحَارِ وَ كَثْرَةِ هَذِهِ الْجِبَالِ وَ طُولِ هَذِهِ الْقِلَالِ وَ تَفَرُّقِ هَذِهِ اللُّغَاتِ وَ الْأَلْسُنِ الْمُخْتَلِفَاتِ. فَالْوَيْلُ لِمَنْ أَنْكَرَ الْمُقَدِّرَ وَ جَحَدَ الْمُدَبِّرَ، زَعَمُوا أَنَّهُمْ كَالنَّبَاتِ مَا لَهُمْ زَارِعٌ، وَ لَا لِاخْتِلَافِ صُوَرِهِمْ صَانِعٌ؛ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى حُجَّةٍ فِيمَا ادَّعَوْا، وَ لَا تَحْقِيقٍ لِمَا [دَعَوْا] أَوْعَوْا؛ وَ هَلْ يَكُونُ بِنَاءٌ مِنْ غَيْرِ بَانٍ، أَوْ جِنَايَةٌ مِنْ غَيْرِ جَانٍ؟!؛ خلقت آسمان و هوا و بادها و آب يكى است. پس به خورشيد و ماه و درخت و آب و سنگ بنگر و آمد و شد اين شب و روز و روان گشتن اين درياها و بسيارى اين كوهها و بلندى اين قلهها و پراكندگى اين لغتها و زبانهاى گوناگون. واى بر كسانى كه آفريننده و مدبر آنها را انكار كنند و چنان پندارند كه گياهانى هستند كه هيچ برزگرى آنها را كشت نكرده است و اين اشكال گونه گون را صانعى نيست. آنان براى ادعاى خود حجتى نياوردند و در آنچه باور داشتند، تحقيق و يقينى نداشتند. آيا هيچ بنايى بى سازندهاى تواند بود و هيچ جنايتى بى جنايتكارى صورت بندد؟»
امام علی(ع) در بخش پيشين اين خطبه درباره دقايق و عجايب آفرينش مورچگان، سخن گفت: ولى براى اينکه تصور نشود شگفتیها و نظامات عجيب و خيره کننده منحصر به اين مورد يا موارد محدود نيست در این بخش از خطبه بلافاصله به سراغ اين نکته مىرود که اگر در جاى جاى اين جهان پهناور در زمين و آسمان و مخلوقات گوناگون دقت کنيد همه همينگونه است. در اين ميان انگشت روى شانزده پديده شگفتانگيز اين جهان مىگذارد؛ از زمين و آسمان گرفته تا بعضى مسائل مربوط به انسان و مىفرمايد: «و همين گونه است (آفرينش) آسمان و هوا و بادها و آب.» در ادامه مىافزايد: «نگاهى بيفکن به خورشيد و ماه و گياه و درخت و آب و سنگ و آمد و شد اين شبها و روزها و پيدايش درياها و کثرت اين کوهها و بلندى اين قلهها و تعدد اين لغات و زبانهاى گوناگون».
امام(ع) در اينجا مجموعهاى از موجودات گوناگون اين جهان را مطرح فرموده که هر يک خلقتى شگفتآور و آثارى بسيار دارند. منظور از «سماء» اشاره به مجموعه کرات عالم بالا از ثوابت و سيارات گرفته تا کهکشانهاست، بنابراين شمس و قمر که در جمله بعد مىآيد از قبيل ذکر خاص بعد از عام است و مىدانيم آسمان با اين معنا آفرينشى بسيار عجيب دارد، همان گونه که قرآن در آیه 57 سوره مبارکه غافر مىفرمايد: «لَخَلْقُ السَّماوَاتِ وَالاْرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ؛ آفرينش آسمان و زمين از آفرينش انسانها مهمتر است ولى بيشتر مردم نمىدانند.»
سپس امام(ع) دستور مىدهد به موجودات مختلف اين جهان، از خورشيد و ماه گرفته تا گياهان و درختان نگاه کنيد و همچنين آبها و سنگها و اختلاف ليل و نهار، اشاره به نظام بسيار دقيق و حساب شده نور و ظلمت است که هر يک به دنبال ديگرى مىآيد و فصول چهارگانه را با آثار و برکاتش پديد مىآورد با شبهاى آرام بخش و روزهاى پرتلاش که در آيات بسيارى از قرآن به آن اشاره شده است. (1)
جمله «وَ تَفَجُّرِ الْبِحار» مى تواند اشاره به پيدايش درياها يا جوش و خروشى باشد که بر اثر امواج کوه پيکر پيدا مىشود و مىدانيم درياها کانون عجيبترين مخلوقات خداست، آن گونه که در دعاى امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی آمده است: «يا مَنْ فِى الْبِحارِ عَجائِبُهُ» و نيز منبع مهمى براى مواد غذايى و معدنى و وسيله خوبى براى نقل و انتقالات به صورت بسيار گسترده و سرچشمه پيدايش ابرها و نزول بارانهاست.
کثرت جبال اشاره به کوههاى فراوانى است که کره زمين را همچون زرهى در بر گرفته، طوفانها را در هم مىشکند. ابرها را براى آبيارى زمينها نگه مىدارد و به پوسته زمين در مقابل جزر و مد ناشى از جاذبه ماه آرامش مىبخشد، و دامنههاى آن چراگاه آمادهاى براى چهارپايان است. همچنين طولانى بودن قلهها سبب مىشود منابع آب به صورت برف بر فراز آنها ذخيره شود و تدريجاً به سوى زمينهاى تشنه سرازير گردد و آنها را آبيارى کند، و انسانها و حيوانات تشنه را سيراب کند. قرآن مجيد در آیات 30 تا 33 سوره مبارکه نازعات مىگويد: «وَالاَْرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحَاهَا أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَ مَرْعَاهَا وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا مَتَاعاً لَّکُمْ وَلاَِنْعَامِکُمْ؛ زمين را بعد از آن گسترش داد، و از آن آب و چراگاهش را بيرون آورد، و کوهها را ثابت و محکم نمود، همه اينها براى بهره گيرى شما و چهارپايانتان است.»
در پايان به نکته مهمى از زندگى بشر اشاره مىکند و آن اختلاف لغات و لهجهها و کثرت زبانهاست. با اينکه پدر و مادر همه يکى است اين تعدد لغات از کجا سرچشمه گرفته است و چگونه هر گروهى به زبان خاصى سخن مىگويند؟ و هم اکنون بيش از هزار زبان، اعم از زبانهاى رسمى و محلى در دنيا وجود دارد. خداوند چنان استعدادى براى خلق لغات به انسانها داده که هر گروهى مىتوانند براى خود لغت و زبانى ابداع کنند. شايد براى اينکه اسرار زندگيشان تنها نزد خودشان باشد و بيگانگان از آن باخبر نشوند.
امام علی(ع) بعد از استدلالات قوى و نيرومند و قانع کننده، براى اثبات وجود خدا درباره منکران پروردگار سخن میگويد و ادعاى بىاساس آنها را با دو دليل ابطال مىکند. میفرماید: «واى بر آن کس که (اين نظام شگرف را ببيند) و نظام آفرين اين جهان را انکار کرده و مدبر عالم را نفى کند» اشاره به اينکه آثار تدبير در سراسر جهان آفرينش آن قدر آشکار است که منکران مدبر جهان در خور سرزنش و نفرين هستند. سپس مىافزايد: «آنها گمان کردند همچون علفهاى خود رو هستند که زارعى ندارند و براى اشکال گوناگونشان آفرينندهاى نيست» البته اين تعبير به خاطر نگاه ساده انديشانهاى است که انسانها معمولاً نسبت به علفهاى خود رو دارند، حال آنکه از نظر يک دانشمند گياهشناس هر برگى از آنها نيز دفترى از معرفت کردگار است. امروز دانشمندان به اين نکته پى بردهاند که هزاران نوع گياه خود رو در دشتها و کوهها با خواص دارويى مختلف و حيات بخش مىرويد و هر کدام ساختمان شگرفى براى خود دارند. ريشهها، ساقهها، برگها و گلهاى هر يک از ديگرى عجيبتر و شگفت آورتر است، پس با دقت معلوم مىشود که آنها هم زارع و خالقى دارند با علم و قدرت بىپايان.
آن گاه امام علی(ع) با دو دليل سخن آنها را درهم مىشکند، نخست مىفرمايد: «آنچه منکران پروردگار مىگويند گفتارى است بىدليل، زيرا آنها براى اثبات ادعاى خويش به دليلى پناه نبرده، و براى آنچه در مغز خود پروراندهاند تحقيقى به عمل نياوردهاند» دليل دوم اينکه هر ساختمان و بناى منظم و حساب شدهاى حتماً مهندس و معمارى داشته است، مىفرمايد: «آيا ممکن است ساختمانى بدون سازنده (عاقل و آگاه) يا حتى جنايتى (برنامه ريزى شده) بدون جنايتگر پديد آيد» هم اکنون آثار و بناهايى در گوشه و کنار کره زمين وجود دارد که هزاران سال از عمر آن مىگذرد و به جهت ظرافتها و هنرنماييهايى که در آنها به کار رفته به عنوان آثار باستانى حفظ مىشود و در واقع کتابهايى هستند که تمدن انسانهاى پيشين را در خود نگهدارى مىکنند. نه خداپرستان نه مادیها هيچ کدام ادعا نمىکنند که اين ساختمانها به وسيله باد و باران و طوفانها به وجود آمده يا افراد نا آگاه و بى هنرى بهصورت تصادفى آنها را روى هم چيدهاند، بلکه همه بدون استثنا از وجود اين بناها پى به بانى صاحب عقل و شعورى مىبرند و درايت و تدبير و هنرمندى او را مىستايند.
و جمله «أَوْ جِنَايَةٌ مِنْ غَيْرِ جَان» اشاره به اين است که نه تنها بنا و سازندگى احتياج به علم و تدبير دارد، بلکه تخريبها و جنايات هدفدار نيز نياز به برنامهريزى شخص عاقلى دارد که براى رسيدن به مقصود و مطلوب خويش چه زمان و مکانى را انتخاب کند، از چه وسيلهاى استفاده کند و چگونه وارد عمل شود تا به مقصود برسد.(2)
امروز براى تخريب يک بناى عظيم به گونهاى که عوارض نامطلوب جانبى نداشته باشد از وجود متخصصان و آگاهان استفاده مىکنند، بنابراين هم ساخت و سازهاى حساب شده و هم تخريبهاى برنامهريزى شده هر دو نياز به عقل و تدبير دارد.
انتهای پیام