مسجد، در منظومه فکری اسلام، صرفاً محل اقامه نماز نیست، بلکه نهادی تمدنساز و کانون پیوند عبادت با حیات اجتماعی انسان است؛ جایی که ذکر و نیایش با تعلیم، تربیت، مسئولیتپذیری اجتماعی و حتی کنشگری سیاسی درهم میآمیزد. در پرتو نماز جماعت، فضای مسجد به محیطی نورانی برای تبیین معارف دینی، تقویت اخلاق جمعی و جهتدهی الهی به زندگی فردی و اجتماعی تبدیل میشود.
با وجود این جایگاه رفیع، پرسش اساسی آن است که مسجد امروز تا چه اندازه با کارکردهای اصیل خود فاصله دارد و برای تحقق «مسجد طراز» چه بایدها و نبایدهایی پیش روی متولیان و مردم قرار دارد، بهمنظور پاسخ به این سؤال و بررسی جایگاه مسجد در دین اسلام و بایدها و نبایدهایی که دارد، خبرنگار ایکنا از همدان با حجتالاسلام والمسلمین حسن اسدبیگی، امام جماعت مسجد صادقیه همدان گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
در فرهنگ اهل بیت(ع)، مسجد «خانه خدا» معرفی شده است؛ یعنی مکانی که انسان را به یاد خدا میاندازد و او را از غفلت دور میکند. انسان در جریان زندگی روزمره، گرفتار دنیازدگی و مشغلههای مادی میشود و نیازمند فضایی است که او را از این حالت بیرون آورد و متوجه مبدأ و معاد کند.
مسجد چنین کارکردی دارد؛ همانگونه که کعبه خانه خداست، مساجد نیز نماد حضور الهی در جامعهاند. اگر انسان از مسجد فاصله بگیرد، در حقیقت از یاد خدا فاصله گرفته است. بنابراین، مسجد فقط یک بنا نیست، بلکه کانون بازگشت انسان به هویت الهی خویش است.
مسجد طراز، مسجدی است که پایگاه همه فعالیتهای نیک و اثرگذار در جامعه باشد. در صدر اسلام، مسجد مرکز جهاد، تعلیم، اعتکاف، قضاوت، اصلاح امور اجتماعی و تصمیمسازیهای مهم بود.
اگر مسجدی صرفاً محل اقامه نماز باشد، درواقع کارکردی حداقلی دارد و بیشتر به «نمازخانه» شباهت پیدا میکند؛ هر چند نماز مهمترین رکن مسجد است و سایر فعالیتها نیز باید حول محور آن سامان یابد.
مسجد طراز، محیطی شاداب، امیدآفرین و جذاب است که جوانان را به خود جذب میکند و آنان را نسبت به آینده امیدوار میکند. چنین مسجدی فقط درِ خود را هنگام نماز باز نمیکند، بلکه به مرکزی دائمی برای آموزش، هماندیشی و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل میشود.
وجود کتابخانه، کانونهای فرهنگی، صندوق قرضالحسنه، برنامههای هنری و تربیتی و پرداختن به مسائل روز جامعه، از ویژگیهای مسجد طراز است. همچنین مسجد باید مردمی باشد؛ همه اقشار در آن حضور داشته باشند و درباره مسائل آن اظهارنظر کنند. مسجد نباید در انحصار گروهی خاص باقی بماند.
یکی از شاخصهای مسجد طراز، حضور همزمان پیر و جوان در کنار یکدیگر است. مسجدی که فقط سالمندان را در خود جای دهد و نتواند جوانان را جذب کند، در ایفای رسالت تمدنی خود موفق نبوده است.
مسجد باید زبان نسل جدید را بشناسد، پاسخگوی پرسشهای آنان باشد و فضای گفتوگو و هماندیشی را فراهم کند. اگر جوان در مسجد احساس هویت، امنیت فکری و نقشآفرینی کند، مسجد به کانون انسانسازی تبدیل خواهد شد.
نخستین اصل آن است که مسجد نباید موجب آزار دیگران شود؛ بهطور نمونه، ایجاد سر و صدای نامتعارف که همسایگان را آزرده کند، با روح مسجد سازگار نیست.
از سوی دیگر، مسجد نباید کثیف، بینظم یا در انحصار عدهای محدود باشد. گرچه هیئت امنا نمایندگان مردماند، اما مسجد متعلق به همه است و باید محل طرح پرسشها، گفتوگوها و کرسیهای آزاداندیشی باشد، نه صرفاً منبری یکسویه.
اگر مسجد به پایگاهی برای مشارکت فکری و اجتماعی مردم تبدیل شود، میتواند نقش تاریخی خود را در صیانت از اسلام و انقلاب ایفا کند. در حقیقت، مسجد سنگری فرهنگی و اجتماعی است.
برای پاسخ به این پرسش میتوان به تاریخ اسلام اشاره کرد. در صدر اسلام نیز دشمنان، هنگامی که منافع خود را در خطر میدیدند، به نمادهای دینی حمله میکردند. مسجد همواره محل تربیت نیروهای مؤمن و اثرگذار بوده است.
وقتی مسجد کارکرد واقعی خود را داشته باشد و به مرکز انسانسازی تبدیل شود، طبیعی است که مخالفان جریان دینی آن را مانعی برای اهداف خود بدانند. این موضوع نشان میدهد که مسجد، اگر به رسالت خود عمل کند، همچنان نهادی اثرگذار در تحولات اجتماعی خواهد بود.
انتهای پیام