روایتهای مختلف از انسانهای متعدد در پهنه گستردهای از تاریخ، بخشی از محتوای مفاهیم بلند آیات قرآن کریم است. خداوند در جایجای این کتاب مقدس که برای هدایت بشر نازل فرموده است، داستانهایی را بیان میکند که صرفاً قصه نیستند، بلکه حقایقی در پوشش تجارب گذشتگانند که باید آیندگان از آنها درس بگیرند.
سفرنامههای قرآنی نه تنها داستانهایی از حرکت جغرافیایی، بلکه بهنوعی روایتگر سیر معنوی انسانها در مسیر تکامل و قرب الهی هستند. بدین جهت ایکنا همزمان با حلول ماه مبارک رمضان همراه با محمد جوادفر، پژوهشگر و جامعهشناس در قالب سلسله درسگفتارهای «قرآن و سفرنامه» تلاش دارد تا از دریچه سفر، نگاه عمیقتری به آموزههای قرآن پیدا و از هر سفر، درسی برای زندگی فردی و اجتماعی استخراج کنیم.
محمد جوادفر در اولین قسمت این مجموعه به موضوع «سفرنامههای قرآنی» پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میبینید و میخوانید.
ماه رمضان، ماه نزول قرآن است و به همین مناسبت، بحثی را در مورد سفرنامههای قرآنی آغاز میکنیم. سفرنامههای قرآنی ممکن است ترکیب و موضوع جدیدی باشد که پیش از این چیزی در مورد آن نشنیدهاید، اما موضوعی است که اهمیت زیادی دارد.
قصههای قرآنی را زیاد شنیدهایم. اگر بخواهیم این قصهها را دستهبندی کنیم، ژانرهای مختلفی دارد که هر یک از این ژانرها باید معنا پیدا کرده، توضیح داده و توصیف شوند تا مخاطبان متوجه شوند هر کدام از این قصهها چه معنایی میتواند برای آنها تولید کند.
سفرنامههای قرآنی در قالب قصههای قرآنی معنا پیدا میکنند و در واقع آیاتی هستند که خداوند متعال از طریق آنها روایت سفر را برای مخاطبان قرآن، مؤمنان، مسلمانان و سایر مردم بیان میکند.
هر جا که بحث سفر پیش میآید، سفرنامه نیز از این بحث تبعیت میکند. بسیاری از انبیای الهی که نامشان در قرآن آمده است، سفرهای متعددی داشتند. قرآن سفر حضرت یوسف را از کنعان به مصر، سفر حضرت ابراهیم(ع) از اورشلیم به سمت حجاز (بنا به نقلی)، سفر معروف حضرت نوح(ع) با کشتی و ... را روایت میکند. وقتی این موارد را به عنوان سفر میشناسیم(که در حقیقت نیز چنین است)، در واقع همانند سفرنامهها هستند؛ بنابراین خداوند متعال در حال تعریف سفرنامه برای ماست.
وقتی عنوان «سفرنامه» را بر روی داستانهای قرآنی میگذاریم، متوجه میشویم که قواعد سفرنامه در این داستانها رعایت شده و معنا در آنها تولید میشود. در قواعد سفرنامهای، مبحثهایی مانند «سیر»، «نظر» و «عبرت» مطرح هستند. یعنی فردی در مسیری حرکت میکند، نظر عمیق و ژرفی دارد و در نهایت از آن عبرتی میگیرد.
این مبحث در سفرنامههای غیرقرآنی نیز وجود دارد. یعنی فردی که سفرنامه مینویسد، قرار نیست تنها از نشستها و برخواستهای عادی و معمولی خود سخن بگوید، بلکه آن چیزی که لازم است مخاطبان سفرنامه بدانند، لایههای پنهانی اتفاقات و روزمرگیهاست. مثلاً در متن سفرنامهها، از یک اتفاق ساده مثل ملاقات با فردی، لایههای پشت پرده آن ملاقات و جریاناتی که بهطور پنهانی در جریان است، نمایان میشود.
در سفرنامه قرآنی حضرت موسی و خضر نیز رابطه شاگردی و استادی به وضوح مشخص است و میفهمیم که اگرچه این دیدار یک ملاقات ساده به نظر میآید، اما مفاهیم بزرگی از اندیشهورزی، معارف دین و آموزههای زندگی در لایههای پنهان این سفر وجود دارد.
سفرنامههای قرآن محدود به موضوعات کوچک نمیشوند، بلکه اتفاقاً بسیار گسترده هستند. برای مثال، زمانی که خداوند متعال از سفر حج سخن میگوید و مردم را به انجام این سفر ترغیب میکند، در حقیقت باعث میشود که موضوع حج به نقطه اصلی فکری و ذهنی آنها تبدیل شود.
بسیاری از کسانی که به سفر حج میروند، بعد از مطالعه کمی در مورد این سفر، اقدام به نوشتن سفرنامه خود میکنند. میدانیم که قدیمیترین سفرنامه ایرانی، سفرنامه ناصرخسرو است. ناصرخسرو سفرنامهای از حج نوشته است، اما بسیاری به این نکته توجه نمیکنند که محور این سفرنامه، سفر حج است.
کسانی که در این حوزه تخصص دارند، میدانند که سفرنامهنویسی حج تاریخچهای طولانی دارد. سفرنامههای حج، سفرنامههای جنگ، سفرنامههایی با موضوعات سیاسی و ... در قرآن ذکر شدهاند و تمام این موارد میتواند به ما کمک کند تا درک دقیقتری از داستانها و قصههای قرآنی داشته باشیم.
انتهای پیام