کد خبر: 4336508
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۵
بازخوانی نگاه رهبر شهید انقلاب به مقوله تاریخ

ملتی که گذشته‌اش را فراموش کند، آینده‌اش را واگذار کرده است

«حوادث نباید کهنه بشود؛ حافظه‌ تاریخی یک ملت نباید ضعیف بشود. اگر جوان‌های ما در سرتاسر کشور این حوادث را ندانند، تحلیل نکنند، عمق‌یابی نکنند، در شناخت کشورشان و در شناخت آینده دچار اشتباه خواهند شد. جوان‌ها باید این حوادث را درست بشناسند و بدانند که چه شد، چه اتفاق افتاد، چه کسی بود؛ این‌ها را باید جوان‌ها بفهمند».

تاریخبه گزارش ایکنا، در زمانه‌ای که امواج سهمگین اخبار ضدونقیض، بمباران رسانه‌ای و فشارهای همه‌جانبه، قدرت تحلیل را از انسان امروزی می‌رباید و ذهن‌ها را در هزارتوی روزمرگی گرفتار می‌کند، تنها یک پناهگاه امن برای فهم درست وقایع باقی می‌ماند: «حافظه تاریخی». انسان منقطع از گذشته، همچون مسافری است که در یک بیابان تاریک، بدون نقشه و قطب‌نما رها شده است؛ با هر صدایی می‌هراسد با هر سرابی مسیرش را تغییر می‌دهد و در نهایت طعمه‌ درندگان می‌شود. اما ملتی که ریشه در اعماق تاریخ دارد تندبادهای حوادث تنها شاخ و برگ‌های اضافی‌اش را می‌تکاند و نمی‌تواند قامت استوارش را در هم بشکند.

در منظومه فکری و سپهر اندیشه رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای تاریخ صرفاً مجموعه‌ای از داستان‌های خاک‌ خورده، تقویم‌های ورق‌خورده و نام‌های فراموش‌شده نیست و یک آزمایشگاه بزرگ انسانی، یک کلاس درس زنده و یک ابزار استراتژیک برای مدیریت آینده است. رجوع مداوم ایشان به رویدادهای تاریخی، صرفاً یک زینت کلامی نیست و یک «مدیریت گفتمانی» برای عبور دادن جامعه از بحران‌هاست. در ادامه این گزارش تلاش می‌شود تا از نگاه رهبر شهید انقلاب به مقوله «تاریخ» نگاه کنیم و دریابیم که چرا آگاهی نسبت به گذشته، شاه‌کلید عبور از گردنه‌های سخت امروز و فرداست.

دغدغه‌ای از جنس فراموشی و یک «غصّه» تاریخی

حافظه جمعی یک ملت، آسیب‌پذیرترین و در عین حال ارزشمندترین دارایی او است. وقتی نسل‌های جدید بدون اتصال به تجربه‌های تلخ و شیرین نسل‌های پیشین قد می‌کشند، خطر تکرار اشتباهات هولناک گذشته به‌شدت احساس می‌شود. این همان نقطه‌ حساسی است که زنگ خطر را در اندیشه رهبری به صدا درآورده است.

ایشان در یکی از دیدارهای صمیمانه و مهم خود با دانش‌آموزان و دانشجویان، با دست گذاشتن روی یکی از زخم‌های کهنه اما پر از درس تاریخ معاصر ایران، یعنی حادثه تلخ کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، منطق استدلال خود را بر پایه زمان‌ناپذیری تجربه‌های تاریخی بنا نهاده و فرمودند: «این تجربه را هرگز نباید فراموش کرد؛ بله، از سال ۳۲ تا حالا شصت سال می‌گذرد. اوّلاً در خلال این شصت سال این قبیل حوادث تکرار شده است، ثانیاً حادثه‌ تاریخی وقتی حامل درس است، گذشت زمان تأثیری ندارد و باید از آن درس گرفت».

اما چرا عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی تا این حد بر کلیدواژه‌هایی چون «مطالعه»، «تاریخ» و «عبرت» پافشاری می‌کنند؟ پاسخ را باید در نگاه پدرانه، استراتژیک و آینده‌نگرانه ایشان به نسل جدید جستجو کرد. نسلی که موتور محرک کشور است اما اگر عقبه فکری و تاریخی نداشته باشد، به‌راحتی در تله‌های رسانه‌ای دشمن گرفتار می‌شود. ایشان با بیانی که بوی نگرانی آمیخته با دلسوزی می‌دهد، پرده از این دغدغه بزرگ برمی‌دارند: «یکی از چیزهایی که بنده نگران آن هستم، این است که این نسل جوان بالنده‌ ما که بحمدالله، هم آگاه و با بصیرت است، هم دارای انگیزه است، آماده به‌کار است، وسط میدان است، انقلابی است، به تدریج این حوادث مهم را، این عبرت‌های بزرگ دوران معاصر را از یاد ببرد».

این نگرانی محدود به تاریخ داخلی و مرزهای جغرافیایی ایران نیست. جهان‌بینی یک جوان تراز، باید وسعتی به اندازه کل تحولات دنیا داشته باشد. فقدان نگاه تطبیقی و مقایسه‌ای میان انقلاب اسلامی ایران و سایر تحولات بزرگ جهان، یکی از مسائلی است که مستقیماً مورد اشاره ایشان قرار گرفته و از آن به‌عنوان یک «غصّه» یاد کرده‌اند: «متأسفانه، اغلب جوانان ما، اصلاً از انقلاب‌های دیگر خبر ندارند. من گاهی از این بابت، واقعاً غصه می‌خورم. اصلاً نمی‌دانند انقلاب سوسیالیستی شوروی سابق که بزرگترین انقلاب زمان معاصر تا قبل از انقلاب اسلامی بود و این همه هیاهو در دنیا داشت، در مقایسه با انقلاب ما، از چه ظواهر ناخوشایندی برخوردار بود. انسان وقتی با دید مقایسه به این انقلاب در قبال آن انقلاب نگاه می‌کند، می‌بیند واقعاً فرقشان از زمین تا آسمان است».

این غصه ریشه در این واقعیت جامعه‌شناختی دارد که عظمت دستاوردهای امروز و ارزش ایستادگی‌ها، تنها زمانی قابل درک است که بدانیم دیگران در مسیرهای مشابه چگونه به بن‌بست رسیدند، چگونه آرمان‌هایشان مسخ شد و ما چگونه با تکیه بر مبانی خود، از گردنه‌های صعب‌العبور جان سالم به در بردیم.

تاریخ

کالبدشکافی «تاریخ»

برای درک بهتر چرایی اهمیت تاریخ، باید ابتدا تعریف آن را در منظومه فکری شهید آیت‌الله خامنه‌ای واکاوی کنیم. آیا تاریخ صرفاً روایت پادشاهان، جنگ‌های خونین و معاهده‌های سیاسی است؟ آیا تاریخ همان متون خشکی است که در کتاب‌های درسی با اکراه حفظ می‌کردیم تا نمره قبولی بگیریم؟

نگاه رهبر شهید انقلاب به این مقوله بسیار عمیق‌تر، انسانی‌تر و جامع‌تر است. ایشان تاریخ را آینه‌ای تمام‌نما از تمامت حیات بشر می‌دانند؛ گنجینه‌ای که تمام احساسات، تلاش‌ها، شکست‌ها و تجربیات انسانی در آن رسوب کرده است. ایشان با نفی نگاه حاشیه‌ای و تقلیل‌گرایانه به مقوله تاریخ می‌فرمایند: «تاریخ چیز مهمی است. تاریخ را به‌عنوان یک چیز کوچک یا حاشیه‌یی نباید خیال کرد؛ تاریخ واقعاً مهم است. تاریخ، درس و گنجینه‌ی اطلاعات ما از گذشته‌ بشریت است؛ سرگذشت ماست. مگر می‌شود نسبت به تاریخ بی‌اعتنا بود؟ همه‌ی علوم و همه‌ معارف و همه‌ تلاش‌های بشری و همه‌ی آنچه که امروز در این صحنه‌ی عالم وجود دارد، فقط زمان حال است؛ میلیون‌ها برابر این تلاش‌ها در گذشته انجام گرفته است. سرگذشت اینها، یعنی تاریخ».

در این دیدگاه، تاریخ یک موجود زنده، تپنده و چند وجهی است. تقلیل دادن آن به یک علم خشک و بی‌روح، ظلم به این گنجینه عظیم است. رهبر انقلاب در توصیفی بسیار ظریف، شاعرانه و در عین حال واقع‌گرایانه، ابعاد رنگارنگ تاریخ را این‌گونه به تصویر می‌کشند: «تاریخ، نه سیاست است، نه فرهنگ؛ تاریخ، تاریخ است. تاریخ، یعنی آنچه که از حوادث و وقایع ثبت شده است. البته در این حوادث و وقایع، سیاست هم هست، فرهنگ هم هست، هنر هم هست، عشق هم هست، مصیبت هم هست، درد هم هست، بغض هم هست، کینه هم هست. همه‌ی اینها وقتی با همدیگر ثبت شد، می‌شود تاریخ».

ریشه‌های آسمانی یک دغدغه زمینی

اما این حجم از تاکید بر خواندن و فهمیدن گذشته، از کجا نشئت می‌گیرد؟ مبنای تئوریک این دغدغه چیست؟ پاسخ روشن است: از دل «بینش قرآنی». کلام‌الله مجید که کتاب انسان‌سازی و هدایت است، بخش عظیمی از آیات خود را به قصص انبیاء، سرگذشت اقوام پیشین و تحلیل صعود و سقوط تمدن‌ها اختصاص داده است. شهید آیت‌الله خامنه‌ای با الگوگیری از همین روش الهی، تاریخ را یک رکن اصلی در شناخت جهان می‌دانند: «اگر تاریخ یک چیز اصلی نبود، قرآن با این عظمت -که اصلاً برنامه‌ی انسان‌سازی و برنامه‌ی بشریت است- تاریخ را وارد خودش نمی‌کرد؛ اما شما می‌بینید که در قرآن تاریخ هست؛ البته بخش‌هایی که برای بیان اهداف قرآن کارساز است بنابراین، تاریخ مهم است».

به همین دلیل متقن است که هرگونه قضاوت، تحلیل و موضع‌گیری درباره پدیده‌های روزمره، بدون در نظر گرفتن عقبه تاریخی آن‌ها، تحلیلی ابتر، ناقص و گمراه‌کننده خواهد بود. ایشان صراحتاً شرط قضاوت صحیح را گره زدن پدیده‌ها به ریشه‌هایشان می‌دانند: «ما درباره هر پدیده‌ای که سخن می‌گوییم و قضاوت می‌کنیم، باید به تاریخ آن پدیده نگاه کنیم».

در تقاطع «درس» و «عبرت»

یکی از کلیدی‌ترین و ظریف‌ترین مفاهیم در ادبیات رهبر شهید انقلاب پیرامون مقوله تاریخ، تفکیک استراتژیکی است که میان دو واژه «درس» و «عبرت» قائل می‌شوند. غالباً در محاورات روزمره این دو کلمه را مترادف هم به کار می‌بریم، اما در نگاه تحلیلی ایشان، هر کدام کارکرد ویژه خود را در مهندسی فکر جامعه دارند.

وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم تا الگو بگیریم، راه و چاه را بشناسیم و مسیر موفقیت را شبیه‌سازی کنیم، در حال «درس گرفتن» هستیم. اما وقتی به سرنوشت شوم دیگران، لغزشگاه‌ها، خیانت‌ها و سقوط‌ها خیره می‌شویم تا مبادا ما نیز در همان دام بیفتیم، در حال «عبرت گرفتن» هستیم. ایشان با اشاره به مفهوم عمیق قرآنی، منطق این نگاه را چنین تبیین می‌کنند: «من، همیشه به جوانان و محصّلین و طلاب و دیگران می‌گویم که تاریخ را جدّی بگیرید و با دقت نگاه کنید، ببینید چه اتفاقی افتاده است: «تلک أمة قد خلت». عبرت از گذشتگان، درس و آموزش قرآن است».

ممکن است برخی از روشنفکران سطحی‌نگر یا کسانی که غرق در نظریه‌های مدرنیته هستند، ادعا کنند که گذشته به درد امروز نمی‌خورد دوران تغییر کرده و شرایط زمانی به کلی دگرگون شده است. پاسخ رهبری به این شبهه، قاطع و مبتنی بر نص صریح قرآن است: «نکته‌ای بلیغ در قرآن است که ما را به فکر می‌اندازد. قرآن به ما می‌گوید: نگاه کنید و از گذشته‌ تاریخ، درس بگیرید. حال ممکن است بعضی بنشینند و فلسفه‌بافی کنند که گذشته، برای امروز نمی‌تواند سرمشق باشد کاری به کار آنها نداریم. قرآن که صادق مصدق است، ما را به عبرت گرفتن از تاریخ دعوت می‌کند».

ایشان در بیانی شفاف‌تر، مرز میان درس و عبرت را با اشاره به حادثه عظیم عاشورا این‌گونه می‌شکافند و تئوریزه می‌کنند: «من، یک وقت درباره عبرت‌های ماجرای امام حسین صحبتهایی کردم و گفتم که ما از این حادثه، غیر از درس‌هایی که می‌آموزیم؛ عبرت‌هایی نیز می‌گیریم. «درس‌ها» به ما می‌گویند که چه باید بکنیم؛ ولی «عبرت‌ها» به ما می‌گویند که چه حادثه‌ای اتفاق افتاده و چه واقعه‌ای ممکن است اتّفاق بیفتد». در واقع، درس‌ها برای ما «نقشه راه» می‌کشند تا به سمت قله حرکت کنیم، اما عبرت‌ها «تابلوهای خطر و دره‌های عمیق» در کنار جاده هستند تا ما را از سقوط مصون بدارند.

تاریخ

ثمرات شیرین درختی به نام «آگاهی تاریخی»

حال که با جایگاه، ماهیت و مبانی تاریخ در این منظومه فکری آشنا شدیم، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که مجهز شدن به سلاح «بینش تاریخی»، در عمل چه دستاورد عینی و ملموسی برای ما و جامعه ما خواهد داشت؟ رهبر شهید انقلاب نتایج و ثمرات متعددی را برای این آگاهی برمی‌شمارند که در ادامه به سه محور اصلی آن می‌پردازیم.

۱. عبور از ظواهر فریبنده و شناخت جبهه‌بندی‌های ثابت

دنیا با سرعت سرسام‌آوری در حال تغییر است. ابزارها، لباس‌ها، تکنولوژی‌ها، ادبیات دیپلماتیک و رسانه‌ها مدام نو می‌شوند. کسی که تاریخ نداند، گمان می‌کند حوادث امروز جهان کاملاً استثنایی، بی‌سابقه و تافته‌ای جدابافته است. اما کسی که در عمق تاریخ غواصی کرده باشد، به‌خوبی می‌داند که دعوای اصلی بشر از زمان هبوط آدم تا به امروز، یک دعوای تکراری اما در پوسته‌های جدید است: دعوای میان حق و باطل، ظالم و مظلوم، و استکبار و استضعاف.

«من واقعاً به شما برادران و خواهران عزیز توصیه می‌کنم که با تاریخ آشنا شوید. تاریخ درس است؛ از تاریخ بسیار درس‌ها می‌شود آموخت و بسیار تجربه‌ها می‌شود به دست آورد. عده‌ای سعی می‌کنند حوادث روزگار ما را یک حوادث استثنایی -که به هیچ وجه از تاریخ قابل استفاده نیست- وانمود کنند. این غلط است. رنگ‌های زندگی عوض می‌شود، روش‌های زندگی عوض می‌شود؛ اما پایه‌های اصلی زندگی بشر و جبهه‌بندی‌های اصلی بشر، تغییری پیدا نمی‌کند».

با این نگاه، آگاهی تاریخی به معنای فهم قواعد بازی در عرصه جهانی است. فهم اینکه ملل مختلف چگونه به اوج رسیدند و چگونه به ورطه نابودی کشیده شدند: «نگاه به تاریخ باید ما را از سرنوشت عمومی ملتها و آحاد بشری آگاه کند؛ درس است، راه را نشان می‌دهد. این سرنوشت ملت‌هاست. سرگذشت تاریخ عمومی ملت‌هاست.»

۲. درک شرایط موجود؛ تاریخ، شرح حال ما در صحنه‌ای دیگر

تاریخ هرگز در گذشته متوقف نمی‌شود. یکی از درخشان‌ترین تعابیر رهبر انقلاب، مفهوم «هم‌ذات‌پنداری تاریخی» است. اینکه تاریخ را با افسانه و رمان اشتباه نگیریم. وقتی ماجرای جنگ احد، صفین، یا صلح امام حسن را می‌خوانیم، نباید مثل یک تماشاچی بیرونی روی صندلی سینما باشیم. ما خود بازیگران این صحنه‌ایم که دیالوگ‌هایمان تغییر کرده است.

«در تاریخ چیزی هست که اگر بخواهیم از آن عبرت بگیریم، باید دغدغه داشته باشیم. این دغدغه، مربوط به آینده است تاریخ را با قصّه اشتباه نکنیم. تاریخ یعنی شرح حال ما، در صحنه‌ای دیگر تاریخ یعنی من و شما؛ یعنی همین‌هایی که امروز این‌جا هستیم. پس، اگر ما شرح تاریخ را می‌گوییم، هر کداممان باید نگاه کنیم و ببینیم در کدام قسمت داستان قرار گرفته‌ایم. بعد ببینیم کسی که مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل کرد که ضربه خورد؟ مواظب باشیم آن‌طور عمل نکنیم.» این خوانش پویا از تاریخ، انسان را از انفعال و بی‌تفاوتی خارج کرده و به او مسئولیت‌پذیری شدیدی در قبال شرایط فعلی تزریق می‌کند.

۳. چراغ‌مه‌شکنی برای هموارسازی مسیر فردا

ما تاریخ را نمی‌خوانیم که در گذشته بمانیم و مرثیه‌سرایی کنیم؛ ما به عقب برمی‌گردیم تا بتوانیم با شتاب، دقت و بینش بیشتری به جلو پرتاب شویم. گذشته، سکوی پرتاب ما به سوی آینده است.

«می‌خواهیم از راه شناختن تاریخ خود، گذشته‌ی خود و برجستگان این تاریخ، خود را درست بشناسیم؛ امروزمان را درست بفهمیم و راه فردامان را تشخیص بدهیم و باز کنیم ما به گذشته که نگاه می‌کنیم، با این چشم نگاه می‌کنیم. گذشته برای ما یک وسیله و آئینه‌ای است؛ مایه‌ی عبرتی است تا راه آینده‌مان را هموار کنیم».

 آلزایمر تاریخی، انهدام هویت و اتاق‌های فکر استکبار

هر جا که نقطه قوتی برای یک ملت وجود داشته باشد، طبیعی است که تمرکز حملات دشمن نیز روی همان نقطه بنا شود. اگر آگاهی تاریخی موتور محرک و قطب‌نمای بیداری ملت‌هاست، پس بدیهی است که نظام سلطه تمام توان رسانه‌ای و تئوریک خود را برای شکستن این قطب‌نما به کار گیرد.

ضعیف شدن حافظه تاریخی، معادل مرگ خاموش یک ملت است. ملتی که نداند دیروز چه بر سرش آمده و چه کسانی منابعش را غارت کرده‌اند، فردا به‌راحتی به همان دزدان و قاتلان دیروز اعتماد خواهد کرد. رهبر انقلاب با هشداری جدی و راهبردی نسبت به این پدیده مهلک می‌فرمایند: «حوادث نباید کهنه بشود؛ حافظه‌ تاریخی یک ملت نباید ضعیف بشود. اگر جوان‌های ما در سرتاسر کشور این حوادث را ندانند، تحلیل نکنند، عمق‌یابی نکنند، در شناخت کشورشان و در شناخت آینده دچار اشتباه خواهند شد. جوان‌ها باید این حوادث را درست بشناسند و بدانند که چه شد، چه اتفاق افتاد، چه کسی بود؛ این‌ها را باید جوان‌ها بفهمند».

تاریخ

پروژه کثیف استعمار؛ پاک کردن ردپاها

قدرت‌های استکباری برای اینکه بتوانند ملتی را به بردگی بکشند و سرزمینشان را ببلعند، ابتدا باید ریشه‌های آن‌ها را در خاک تاریخ قطع کنند. انسان بی‌ریشه، هیچ مقاومتی در برابر طوفان هجمه‌ها نمی‌کند. ماجرای پرغصه و خون‌بار فلسطین، زنده‌ترین، تلخ‌ترین و عینی‌ترین مثال برای این استراتژی شوم است. صهیونیسم بین‌الملل دهه‌هاست که با میلیاردها دلار هزینه تلاش می‌کند این دروغ بزرگ را در افکار عمومی جهان جا بیندازد که سرزمینی بدون ملت، برای ملتی بدون سرزمین مهیا شده است!

«آن کسانی که در دوره‌ای از تاریخ قبل از زمان ما سعی کردند ملت‌ها را تصرّف کنند و سرنوشت آنها را به‌دست گیرند، یکی از کارهایشان قطع رابطه این ملت‌ها با گذشته‌شان بود همین امروز شما نگاه کنید، ببینید سعی بر این است که چیزی به نام ملت فلسطین، به‌کلی به فراموشی سپرده شود؛ کانّه هیچ سرزمینی به نام فلسطین و هیچ ملتی که مالک این سرزمین باشد، وجود نداشته است عدم توجّه به ذخایر تاریخ و سرگذشت زندگی -که تاریخ عبارت از مجموعه‌ای از حوادث است- این نتایج را دارد.»

بَزَک کردن دیوها و تحریف واقعیت

وقتی ملتی تاریخ خود را نخواند، دشمن با کمال میل تاریخ را برای او می‌نویسد؛ اما دقیقاً آن‌گونه که خودش می‌خواهد و منافعش ایجاب می‌کند. جریان باطل با استفاده از غول‌های رسانه‌ای و هالیوودی خود، جای جلاد و شهید را عوض می‌کند. دیکتاتورهای فاسد، وابسته و خونریز گذشته را در قامت قهرمانان ملی جلوه می‌دهد و خطاهای استراتژیک و غارتگری قدرت‌های غربی را به‌عنوان اقدامات بشردوستانه قالب می‌کند.

این «تحریف سیستماتیک تاریخ»، سلاح روانی کثیفی است که تنها با زره «آگاهی و مطالعه» می‌توان به مقابله با آن رفت. آیت‌الله خامنه‌ای در یک فراخوان عمومی به جوانان، پادزهر این زهر رسانه‌ای را این‌گونه تجویز می‌کنند: «من به جوانان عرض میکنم، با تاریخ گذشته نزدیک کشورتان آشنا شوید؛ چون یکی از راه‌های فریب و اغواگری، تحریف تاریخ است که امروز متأسفانه این کار به‌وفور صورت می‌گیرد.»

رسالت امروز ما در خط مقدم جنگ روایت‌ها

در روزگاری که مرز میان حقیقت و دروغ به باریکی یک تار مو رسیده است، در دورانی که شبکه‌های اجتماعی هر لحظه در حال تولید روایت‌های فیک، برش‌خورده و دستکاری‌شده هستند، پناه بردن به تاریخ، دیگر یک انتخاب فانتزی برای اوقات فراغت نیست؛ که ضرورتی قطعی و حیاتی برای بقای فکری و سیاسی است.

خوانش تحلیلی تاریخ در مکتب فکری شهید آیت‌الله خامنه‌ای، به ما می‌آموزد که در برابر هیمنه پوشالی ابرقدرت‌ها مرعوب نشویم، زیرا تاریخ گورستان پهناوری است پر از فرعون‌ها، نمرودها و امپراتوری‌هایی که با تمام دبدبه و کبکبه‌شان به زباله‌دان تاریخ پیوستند. این نگاه به ما می‌آموزد که فریب لبخندهای دیپلماتیک دشمن را نخوریم، زیرا تجربه تاریخی از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا عهدشکنی‌های معاصر نشان داده است که دست‌های چدنی همواره زیر دستکش‌های مخملی پنهان شده‌اند.

باید کتاب تاریخ را بگشاییم، گرد و غبار فراموشی را از آن بزداییم، جایگاه فعلی خود را در رویارویی حق و باطل پیدا کنیم و با تکیه بر «درس‌ها» و پرهیز از تکرار لغزش‌های نیازمند «عبرت»، آینده‌ای روشن‌تر برای ایران اسلامی رقم بزنیم. همان‌گونه که گذشتگان کاشتند و ما میراث‌دار آن‌ها شدیم، امروز ماییم که باید در مزرعه تاریخ، بذر آگاهی بکاریم تا فردا، طوفان‌های تحریف نتوانند ریشه‌های این ملت را بلرزانند.

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
captcha