کد خبر: 4338257
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۳:۰۵
غم‌نامه/ ۱

فرود آوار و بله‌ای که هرگز گفته نشد

قرار بود مراسم بله‌برون به زودی برگزار شود و شبنم، همان تازه‌عروسی باشد که مهم‌ترین بله زندگی‌اش را می‌گوید، اما آوار، شبنم و آرزوهایش را در دل خود جای داد.

آواری که بر سر آرزوهای شبنم فرود آمددر این روز‌های پراندوه، قلب‌ها از فقدان عزیزان داغدار است. هر نامی در معراج شهدا، پژواکی از یک زندگیست که در اوج شکوفایی، به شکلی تلخ و بی‌رحمانه به پایان رسید. قصه‌هایی که ناگفته باقی ماندند، آرزو‌هایی که برآورده نشدند و عشق‌هایی که به ثمر نرسیدند.
 
ایکنا، با سفر به معراج شهدا و گفت‌و‌گو با خانواده‌های داغدار، با انتشار غم‌نامه به روایت امید‌ها و رویا‌هایی می‌پردازد که با ظلم و ستم از ما ربوده شد.
 
شبنم در سرزمین رویاهایش سه آرزوی بزرگ در سر داشت: استقلال مالی، تشکیل خانواده و عاشق شدن. از میان این سه، تنها عشق میسر شد؛ شعله‌ای که تازه در شرف تبدیل به زندگی مشترک بود، اما پیش از آنکه پیمانی بسته شود، به خاموشی رسید. او به تازگی با مردی آشنا شده بود و قرار بود هفته آینده مراسم «بله‌برون» برگزار کنند؛ اما تقدیر چنان نوشت که داماد بر سر مزار عروس بنشیند. شبنم، زمانی که در محل کار خود مشغول به کار بود، هدف موشک‌های رژیم صهیونیستی قرار گرفت و به شهادت رسید.
 
اینجا معراج شهداست؛ جایی که خاکش بوی اندوه می‌دهد. خانواده‌ها یکی پس از دیگری می‌آیند تا نیم‌تنه‌ای از عزیزشان را برای وداع نهایی تحویل گیرند. عمه‌های شبنم با قامت خمیده و صدای خفه، بر سر و صورت خود می‌کوبند. «شبنم ما هنوز سی‌ ساله هم نشده بود!» ناله‌‌هایشان در هوا می‌پیچد. می‌گویند: «تازگی‌ها به آرزویش رسیده بود؛ ماشینی خریده بود که برای خودش باشد.» اما حالا نه شبنم مانده و نه آن ماشین؛ هر دو زیر آواری سنگین مدفون شدند.
 
عمه که همیشه جانش به جان دختر برادرش بسته بود، با صورتی پریشان، دست به دعا برمی‌دارد: «هیچ چیز از شبنم نمانده است. حتی یک انگشتر هم نبود که با آن شناسایی‌اش کنیم!» پاسخ اولیه به خانواده‌های داغدار مبهم است: «باید تست DNA بدهید.» این یعنی جدایی دوباره؛ یعنی مادرِ شبنم باید زجر بکشد تا شاید بتوانند پیکر تکه‌تکه‌شده دختر زیبایش را برای خاکسپاری در قطعه شهدا آماده کنند.
 
اما مادرها جور دیگری می‌بینند. چند ساعت بعد، گویا سکوت معراج شهدا با فریاد مادر شکسته می‌شود. با وجود سوختگی‌های شدید و ویرانی حاصل از انفجار، مادر با آن قلب صبور، شبنمش را از میان توده‌ای از آوار و خاکستر تشخیص می‌دهد. انگار عشق مادری، قوی‌تر از هر آزمایشی عمل کرده است. حالا قرار است شبنم، عاشقی که تنها آرزویش محقق شد، در کنار دیگر آسمانیان، در قطعه شهدای بهشت زهرا آرام گیرد.
انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha