کد خبر: 4338680
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۱۷
حجت‌الاسلام رفیعی بیان کرد

شایسته‌سالاری و گره‌گشایی؛ درس‌های ماندگار از سیره امام مجتبی(ع) برای امروز

حجت‌الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی در بزرگداشت میلاد امام حسن مجتبی(ع)، با تبیین سیره اخلاقی و گره‌گشایی‌های بی‌نظیر کریم اهل‌ بیت(ع) به موضوع شایسته‌سالاری در نظام اسلامی پرداخت. وی با رد شبهه «رهبری وراثتی»، به زندگی زاهدانه فرزندان رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و تأکید نمود که در مکتب اهل‌ بیت(ع) و نظام اسلامی، ملاک اصلی برای مسئولیت، «شایستگی» است نه «نسب و پیوند خانوادگی».

شایسته‌سالاری و گره‌گشایی؛ درس‌های ماندگار از سیره امام مجتبی(ع) برای امروز

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی؛ استاد جامعه المصطفی(ص) شامگاه 14 اسفندماه در مراسم بزرگداشت میلاد امام حسن(ع) در مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) با بیان اینکه در اعراب رسم بود که فرزندان پسر را نوه می‌دانستند نه فرزندان دختر را، تأکید کرد: قرآن کریم با نزول آیه مباهله  خط بطلان بر این رأی کشید زیرا از حسنین(ع) به عنوان ابناء یاد کرده است.

متن سخنان وی به شرح زیر است:

امام کاظم(ع) به هارون الرشید فرمود خداوند در قرآن فرزندان حضرت زهرا را فرزندان پیامبر(ص) معرفی کرد. پیامبر در مورد امام حسن(ع) فرمود امام حسن(ع) نور چشم من و از من و پاره تن من است. حرف و فرمان او حرف و فرمان من است و هر کسی از او تبعیت کند در حقیقت از من تبعیت کرده است و هر کسی با او مخالفت کند با من مخالفت کرده است و هر وقت من یاد او می‌افتم گریه می‌کنم زیرا فرزند مرا با سم مسموم می‌کنند و او را خوار خواهند کرد و به او دشنام می‎دهند و در این حال ملائکه آسمان برای او گریه می‌کنند و حتی ماهیان دریا بر او خواهند گریست. 

کسی که حسن مرا زیارت کند قدمش در روز قیامت بر صراط نمی‌لغزد؛ ایشان هفت سال با پیامبر و 30 سال با پدرش بود و ده سال هم امامت خودشان و در سن 47 سالگی به شهادت رسیدند. 
یکی از مهمترین خصال آن حضرت گره‌گشایی از زندگی مردم بود؛ راوی گفته است او پول از افراد قرض می‎کرد که به فقرا کمک کند. به بازار می‌رفت و برای خرید جنس برای فقرا چانه می‌د و وقتی برخی می‌گفتند که چرا چانه می‌زنید می‌فرمود من که برای خودم چانه نمی‌زنم بلکه برای فقرا چانه می‌زنم. 

امام حسن(ع) سه بار اموالشان را نصف کردند؛ یک وقت محضر حضرت آقا بودم و ایشان این مسئله را فرمودند که زیاد شنیدید و ادامه دادند در این موضوع تامل کنید شوخی نیست و تنصیف کار خیلی سختی است. 

کسی نزد عثمان رفت و درخواست مال کرد و او 5 در هم به این فرد داد و این فرد گفت این که حاجت مرا برآورده نمی‌کند و این مرد گفت حالا که پول به من نمی‌دهی مرا راهنمایی کن و او این سائل را نزد امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و عبدالله جعفر  که در مسجد با هم بودند فرستاد.  
 
این فرد نزد این بزرگواران آمد؛ در روایت آمده است که وقتی امام حسن(ع) سخن می‌گفت امام حسین(ع) حرفی نمی‌زد و جلوی پای و راه نمی‌رفت و احترام برادر بزرگ را داشت. در نهایت امام مجتبی(ع) به او 500 درهم و امم حسین(ع) هم 490 درهم و عبدالله هم مقداری درهم به او داد. 

امام حسن(ع) در روایتی فرمودند که درست نیست انسان به کسی رو بیندازد مگر در سه موضع؛ اول جایی که خونی ریخته شده است و باید دیه فردی پرداخته شود؛ دوم قرضی که واجب است پرداخته شود و سوم فقر غیرقابل تحمل. گاهی انسان با قناعت می‌تواند فقر را تحمل کند اما در مواردی قابل تحمل نیست. 

جود بی نظیر

این فرد دوباره نزد عثمان رفت و ماجرا را تعریف کرد و عثمان با آن سابقه ناشایست معترف شد که اینها بچه‌های فاطمه هستند و از شیر حکمت و دانش نوشیده‌اند. 

هر سائلی که به ایشان مراجعه می‌کرد رد نمی‌کرد ولو اینکه گاهی برخی افراد دروغ هم می‌گفتند. امام(ع) می‌فرمود من خودم سائل و گدای درگاه خدا هستم و خجالت می‌کشم در حالی که سائل هستم سائل دیگری را رد کنم. 

نقل است برخی افراد به حج رفتند و از آنجا به دیدار امام مجتبی(ع) در مدینه رفتند و وقتی خواستند بروند حضرت به آن‌ها مقداری درهم دادند و این ها گفتند آقا ما غنی هستیم و نیاز نداریم و حضرت فرمودند این روش و مسلک ما هست لذا در زیارت جامعه کبیره داریم که عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم. 

ویژگی دیگر امام(ع) صبر و بردباری است و امیدواریم خداوند به بازماندگان جنگ اخیر به خصوص فرزندان بزرگوار رهبری و حادثه میناب صبر عنایت کند. امام مجتبی(ع) دختربچه‌ای را از دست داد؛ کسی به او تسلیت گفت و امام فرمودند من این مصیبت را به خاطر خدا تحمل می‌کنم؛ تقدیر خدا بوده است و بر بلا و آزمون الهی صبر می‌کنم. دختر من راهی را رفت که همه باید بروند. 

امام حسن(ع) خیلی بردبار و حلیم بوده است؛ خیلی این قصه را شنیده‌ایم که فردی به مدینه آمد و به امام و حضرت علی(ع) فحش و دشنام داد؛ امام جواب نداد و خوب اجازه داد تا همه فحش‌هایش را بدهد و بعد رو به این فرد کرد و سلام داد و لبخند زد و فرمود گویا در این شهر قریب هستی و ما را نمی‌شناسی و بعد هم به این فرد رسیدگی کردند. 

صبر رهبری؛ الگوگرفته از امام مجتبی(ع)

در مورد رهبر انقلاب چقدر توهین و جسارت کردند و سخنان ناسزا بر زبان راندند و چقدر فرزندان ایشان به خصوص آقامجتبی را تخریب کردند. فرزندانی که واقعا پاک زندگی می‌کنند؛ بنده قصد داشتم مبلغی را برای آقا واریز کنم و به آقا مجتبی زنگ زدم که شماره کارت بدهند و ایشان فرمود من کارت ندارم. بسیار زاهدانه و زندگی ساده و معمولی دارند و حتی یک بار ندیدیم در مجالس روضه کنار پدرشان بنشینند و عموما در بین مردم بودند. 

اکنون نیز دشمن تبلیغ می‌کند که می‌خواهند رهبر وراثتی بگذارند اما اگر کسی خودش در قید حیات نیست و اشاره‌ای هم به جانشین خود نداشته است و بعدا مجلس خبرگان رهبری او را انتخاب کنند که وراثتی نیست. ضمن اینکه ما پیرو شایستگی هستیم.

عثمان بن سعید، وکیل امام هادی(ع) و امام زمان(عج) بود، زمانی کهوفات کرد فرزند او به عنوان وکیل انتخاب شد چون شایسته این کار بود و طولانی‌ترین نیابت برای محمد بن عثمان بود. 

امام حسن مجتبی(ع) در برخورد با آن فرد سائل حلم و بردباری به خرج داد و این فرد وقتی این برخورد را دید گفت تا کنون تو و پدرت مبغوض‌ترین فرد در نزد من بودید اما اکنون محبوب‌ترین افراد هستید. بنابراین چند درس را از زندگی امام(ع) یاد بگیریم؛ اول حلم و بردباری، دوم انفاق و دستگیری از مردم. 

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha