حجتالاسلام والمسلمین حسین درودی، پژوهشگر حوزه علمیه در یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: در جنگ رمضان امسال آن سؤالی که ذهن همگان را مشغول خود میکند و پر تکرار است که آیا ما در دفاع از انقلاب اسلامی ایران بلند همت برابر شیطان کبیر و صهیونیسم حقیر پیروز خواهيم شد یا احتمالات دیگری از جنس گمانهزنی سیاسی و یا خیالپردازی مادیگرایانه وجود دارد که مانع آرامش قلب انسان مؤمن و متعد میگردد و مردم انقلابی را در بند یأس و ناامیدی و ترس تسلیمی گرفتار میکند؛ آیا راه و راهنمایی جهت رسیدن به ثبات آرامش برای مردم آخرت باور و اهالی آن وجود دارد؟ تا با ضمانت وافی و کافی پاسخگو و حامی دلهای منتظران باشد؟
هچنین سؤال دیگری وجود دارد که قوانین حاکم بر نظام هستی و امور ساکنان زمین چگونه و با مدیریت چه کسی تدبیر و توزیع میشود تا دلهای منتظر بهجای تولید خوف و ظلمپذیری، جرئت و جسارت ایمانی را تأمین کنند.
چرا خداوند حکیم در قرآن میفرماید من و رسولانم پیروز هستیم؟ آیا این نوع گزارشدهی و اطلاعرسانی برای همه انسانها عالم مفید و مؤثر است یا مخاطبین خاص خود را دارد؟ در قرآن کریم آمده است: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ»(مجادله/ ۲۱)؛ خدای متعال در قرآن کریم مکرّر به این نویدبخشی پرداخته است: «کَتَبَ اللهُ لَاَغلِبَنَّ اَنا وَ رُسُلی» که «کَتَبَ اللَه» یعنی قانون قطعی خدا است که راه پیغمبران غلبه پیدا خواهد کرد و دیگر بحثی ندارد.
«اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا»( حج/۳۸)؛ خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد. خدا از مؤمنین، دفاع خواهد کرد؛ در این گزاره هیچ تردیدی وجودندارد.
«وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّة»؛( قصص/ ۵) در این گزاره که مستضعف به تعبیر قائد شهید یک کلید واژه قرآنی و در برابر مستکبر می باشد یعنی کسانی که ظالمان مانع شکوفایی استعداد آنان شدهاند؛ تردیدی وجود ندارد و این قول قطعی و حتمی خدای متعال است.
این راهبرد قرآنی راهگشایی است جهت برونرفت انسان از انواع افسردگیها و همچنین بیماریهای پدید آمده از آن مانند جنونهای متنوع در زیست فردی و جمعی بشر است و مهمتر از این خط بطلانی بر علم انسانشناسی بشر امروز دارد.
در نظریه وحدت عقل آدمی با قلب او قرآن عظیم میفرماید: «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ» ( حج/ ۴۶)
با توجه به این گروه آیات درمانبخش قرآن کریم میتوان استنباط کرد که کوری ظاهری، جسمی، موقتی، محدود و ضعيفتر از حیوانات در انسان سبب جنگ، کودک آزاری و کودککشی نمیگردد، بلکه این قلب منفک شده از الهام الهی است که عقل آدمی را از کار افتاده و به عقل اسیر شیطان مبدل میگرداند و انسان را در مرحله و موقعیت تنهایی و حیرانی بدون ولی و سرپرست نجاتبخش به جاده هلاکت سوق میدهد و افزون بر اینها گروگان شیطانزدگان و نیز به مکتب ظاهرگرایی و خسران سرمایه ماندگار اجبار میکند.
برای استنباط قابل تفکیک نبودن عقل و قلب آدمی میتوان از قانون (ضد) کمک گرفت که خداوند منتقم بسیاری از دشمنان خودش را بعد قطع الهامات متصل کننده به انرژی بینهایت در مقام آدمی و نیز جهان هستی با خاموشی نور عقل که منجر به خودکشی آنان میشود اعلام و اعلان کرده است، چراکه انواع خودکشی همان انتقام خداوند ذو انتقام با خدا فراموشی است که ظالمان دیگر خودشان را دوست ندارند و در نفرت مطلق غوطهور میشوند و از خودخواهی به سوی بینهایت خالی و تهی میشوند.
سنت الهی عبارت است از همان رموز موجود در نظام هستی که قوانین علم مادی و معنوی بر پایه آن استوار میگردد و تخطی از آن مساوی با تخریب و فساد؛ چراکه خلق کردن و ایجاد برپایی رموز در جهان هستی در اختیار بشر و دیگر موجودات عالم نیست تا بتواند تغيير و تحول و تبدل در آن داشته باشند و صحت و سلامت این ادعا از هلاکت انسان و دیگر موجودات در اوراق تاریخ به روشنی قابل اثبات است.
سنت الهی در آیات ۳۸ تا ۴۰ سوره مبارکه یس که میفرماید: «الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ»
سنت خداوندی در جامعه بشری که در آیه ۶۲ سوره احزاب میفرماید: «سُنَّةَ اللّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوا مِن قَبلُ وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبدِيلاً» (62 احزاب)
سنت در عالم هستی طريقه و دستور الهی است پیرامون كسانی که قبلاً بودند و (به سبب ظالم بودن) هلاكت شدند چراکه نسبت به انبياء و مؤمنين ظالمانه رفتار میكردند و هرگز از برای سنت و طريقه(انتقام) الهی تغيير و تحويل و تبديلی نخواهی یافت.
با توجه به سنت ثابت و نامتغیر الهی نظام ظالمانه آمریکا و اسرائیل و حامیان ایشان که بزرگترین آن به شهادت رساندن قائد امت اسلامی حضرت آیتالله العظمی خامنهای رضوان الله تعالی علیه و کودکان معصوم است قطعی و حتمی است.
به فرمایش لسان الغیب:
دور فلکی یکسره بر منهج عدل است
خوش باش که ظالم ره نبرد به منزل
در شهادت قهرمانه امام شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی خامنهای یک شگفتانه قرآنی مشهود است، چراکه معظمله از زمانی که مسئولیت رهبری بر دوش ایشان گذاشته شد مانند گذشته که خیر، بلکه با وسعت بیشتری خودشان را از غذای خوش و لذاتی که برای محرومان جامعه فراهم نیست محدود و محروم کردند و این زهد قرآنی حاصل از الهامات الهی به قلب ایشان سبب گردیده که خون آزادگان جهان در شهادت قهرمانه ایشان به جوش و خروش بیاید و همچنین انتقام الهی برای دشمنان ایشان از جانب خالق هستی ثبت و ضبط قطعی و حتمی گردد.
برخی از مریدان معظمله و مردم جهان سؤالی دارند که چرا ایشان در دفتر کار خود و به همراه خانواده محترمشان به شهادت رسیدند با اینکه امکان پوشش از ترور برای ایشان فراهم بود؛ این سؤال خود گواهی بر آن دارد که ایشان یک عادل حقیقی بودند، چراکه شیرینی اتحاد عقل و قلب از قرآن و عترت را در زندگی خودشان را به خوبی درک و دریافت کرده بودند که در مباحث انسانی و حوادث اجتماعی مانند سائر آحاد مردم خود را مشاهده کنند؛ زیرا حاکم اسلام حقیقی کسی است که زیست خودش را مشروط بر عقل و قلب متحد پایگذاری کند که خدای خویش را خدای ملت بیابد و بداند.
یکی از هزاران آثار تمدنساز شهادت قهرمانه قائد شهید ایجاد ادبیات انقلابی برای پیروان خود در داخل کشور و جهان است که برای سیاستمداران جهان قابل توصیف نيست.
این روزها مصاحبههایی را در شبهای میدانساز سوگواران امام شهید با اشکهای گرم و کوبنده و امیدآفرین در سراسر کشور را شاهدیم که از پیشرفتهترین سلاحهای جهان مؤثرتر است و آن ادامه راه قائد شهید و انتقام قطعی در زیر انواع تهدیدات است؛ این بدان معنی است که آیتالله شهید از آیتالله العظمی خامنهای برای دشمنان خطرناکتر و کشندهتر است.
با جایگزینی امام زمان پسند جانشین ایشان توسط خبرگان رهبری زحمات ربانی و انسانی آن دلبر سفر کرده با سرعتی غیر قابل تصور از دوست و دشمن جهت استقبال از طلوع خورشید عظمی ولایت مهدی موعود عجلالله و ثمربخشی خون شهیدان برای نصرت الهی کام اهل ایمان را شیرین کرده و نتیجه زحمات و هزینههای خودشان را بیش از تصور درک و دریافت میکنند.
انقلاب اسلامی ۴۸ با نبرد بیامان برابر ظلم جهانی و همچنین با جبهه باطل بینالمللی در جنگ است و این بدان معنی است که کفر جهانی زمانی به بطلان خودش پیمیبرد و از پای مینشیند که حکومت عدل مهدوی را در مقابل خویش وجدان بکند و الا بنابر اجبار نفس شیطان زده خویش هر لحظه فرصتی بیابد با اهل ایمان به جنگ خواهد پرداخت، چرا که ریاست آنها با شیطان است که در حکومت آقا امام زمان(عج) ذبح شده و نابود میگردد.
علت آتشبس طلبی آمریکا و اسرائیل بیداری و به خود آمدن از افساد و انحراف خودشان نيست بلکه جهت تجهیز مجدد و ادامه جنگ با اهل ایمان با جنایات جدیدتر و مخربتری است.
شناسنامه تاریخی صهیونیسم میگوید آنها زمانیکه از نبرد سخت مأیوس گردنند به نبرد نرم و رسانهای یا همان جادوگری و شبههسازی اقدام میکنند تا مقدمات نبرد سخت را آمادهسازی کنند چراكه بدون جنگ حیثیت وجودی خود را ناموجود مییابند.
انتهای پیام