کد خبر: 4364585
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۱
ظلامات الحسین؛ شبهات و پاسخ‌ها/ ۱

آیه «تهلکه» بر قیام حسینی قابل تطبیق نیست

جریان‌های مخالف با استناد به آیه ۱۹۵ سوره مبارکه «بقره» ادعا می‌کنند که قیام امام حسین(ع) مصداق روشنی از رفتار هلاکت‌بار بوده است، اما این آیه شریفه هیچ ارتباطی با انقلاب حسینی ندارد و درصدد توضیح عدم انفاق تمام اموال است زیرا منجر به هلاکت می‌شود.

آیت‌الله محمدجعفر مروجی طبسی، استاد درس خارج حوزه علمیه قمدر پهنه تاریخ اسلام، حماسه‌ای جاودان و خونینی رقم خورد که نه‌تنها مسیر دینداری را دگرگون بلکه چراغ هدایت را برای همیشه در دل تاریکی‌ها روشن کرد. واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادارش حماسه‌ای است که از یک‌سو، تجلی عظمت ایمان و ایثار بود و از سویی دیگر صحنه توطئه‌ها و کتمان‌های تاریخی را که دشمنان حق همواره کوشیدند آن را به فراموشی بسپارند یا تحریف کنند، برملا کرد.

امروز نیز پس از قرن‌ها، اندیشه‌های آلوده و شبهه‌افکنی‌های هدفمند به‌ویژه در ایام محرم و صفر و عزاداری سیدالشهدا(ع)، از رسانه‌های مختلف تکرار می‌شود. از این‌رو، خبرگزاری ایکنا برآن شده است تا در مجموعه یادداشت‌هایی به قلم آیت‌الله محمدجعفر مروجی طبسی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم پاسخی مستدل، متقن و روشنگر به برخی از این شبهات بدهد. در ادامه متن نخستین شبهه و پاسخ به آن با موضوع «آیه تهلکه قیام امام حسین(ع)» تقدیم مخاطبان ایکنا می‌شود:

جریان‌های مخالف با استناد به آیه ۱۹۵ سوره مبارکه «بقره» ادعا می‌کنند که قیام حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) در سال ۶۱ هجری مصداق روشنی از خودکشی یا رفتار هلاکت‌بار بوده است، حال آنکه قرآن کریم می‌فرماید: «وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست ‌خود به هلاكت می‌فكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى‌دارد.»

آیه تهلکه با قیام امام حسین(ع) ارتباط ندارد

پاسخ‌های متعددی به این شبهه داده می‌شود جواب نخست آن است که این آیه شریفه هیچ ارتباطی با انقلاب حسینی ندارد، زیرا به یک مسئله کاملاً اقتصادی مربوط می‌شود، متأسفانه کسی که این سؤال را مطرح می‌کند از تفسیر این آیه بی‌خبر است و به بخش آغازین آیه توجه نکرده است که می‌فرماید: «و در راه خدا انفاق کنید و خویش را با دست خود به هلاکت نیندازید.» این آیه درصدد توضیح عدم انفاق تمام اموال است زیرا منجر به هلاکت می‌شود.

طبری در پایان تفسیر این آیه می‌نویسد: مفسران در مورد معنای انفاق در راه خدا و معنای هلاکت اختلاف نظر دارند؛ مهم‌ترین موضوع آیه شریفه و منظور از راه خدا، جهاد و جنگ با دشمن است و انفاق در راه خدا آمادگی برای جهاد و جنگ و هلاکت ترک انفاق است. معنای «و خود را به هلاکت نیندازید» این است: انفاق در راه خدا را ترک نکنید، زیرا خداوند در آخرت به شما پاداش می‌دهد و روزتان را افزون می‌کند.

حذیفه بن یمان می‌گوید: «منظور از هلاکت در آیه شریفه، ترک انفاق در راه خداست.»

ابن عباس می‌گوید: «هلاکت به معنای کشته شدن در راه خدا نیست بلکه به معنای خودداری از انفاق در راه خداست.»

عکرمه نیز در مورد معنای هلاکت گفته است: وقتی خداوند به انفاق فرمان می‌دهد، برخی از مردم گفتند: «ما انفاق می‌کنیم و اموالمان از بین می‌رود و چیزی برای ما باقی نمی‌ماند.» از این‌رو خداوند فرمود: «انفاق کنید و خود را به هلاکت نیندازید.» انفاق کنید و من به شما، روزی می‌دهم.

برخی دیگر بر این نظرند که «هلاکت» به معنای بیرون رفتن برای جنگ در راه خدا بدون پول و نیرو است؛ ابن زید می‌گوید: «اگر چیزی برای انفاق ندارید، بدون پول بیرون نروید، مبادا خود را به هلاکت بیندازید.»

براء بن عازب می‌گوید: «هلاکت آن است که انسان مرتکب گناه شود، سپس خود را در هلاکت بیندازد و توبه نکند و بگوید خدا مرا نیامرزد.» برخی از مفسران هم گفته‌اند: «هلاکت ترک جهاد در راه خداست.»

منظور از «هلاکت» در آیه تهلکه خودداری از انفاق است

حاصل آنکه اولین پاسخی که با توجه به این نظرات و دیدگاه‌های متناقض علمای تفسیر و تحویل ارائه می‌شود این است که آیه با آنچه گفته شد بیگانه است. آنچه عالم و مفسر برجسته ابن عباس در تفسیر مفهوم هلاکت بیان کرده، دقیق است زیرا او به صراحت بیان می‌کند که هلاکت در آیه شریفه، مربوط به کشتن انسان در راه خدا نیست بلکه مربوط به خودداری از انفاق در راه خداست. در نتیجه، ربط دادن آن به قیام امام حسین(ع) گواه ناآگاهی سؤال‌کننده از تفسیر این آیه قرآن است.

انقلاب عاشورا و قیام امام حسین(ع) سبب احیای دین جدش رسول خدا شد و اگر این قیام صورت نمی‌گرفت، اثری از اسلام قرآن و عقیده اسلامی باقی نمی‌ماند. این چیزی است که ما به آن اعتقاد داریم و هیچ تردیدی در آن وجود ندارد.

مرحوم سیدمحمدعلی طباطبایی در دایرة‌المعارف فقه خود می‌نویسد: «شکی نیست که شهادت امام حسین(ع) به دلیل اعتراض به شیعیان به صلح برادرش حسن با معاویه، احیای قطعی دین خداست. اگر او نیز صلح می‌کرد، شیعه به‌طور کامل از بین می‌رفت و مذهب اهل سنت و جماعت تقویت می‌شد. چه سودی بالاتر از این و چه فسادی بالاتر از مخالفت با آن؟»

خلاصه اینکه این آیه هیچ ارتباطی با قیام امام حسین(ع) ندارد و کاملاً بی‌ربط به این مناسبت است. بلکه قیام امام حسین(ع) سبب احیای دین جدش شده است.

مرحوم مقرم می‌گوید: «از آنچه بیان کردیم برای ما روشن می‌شود که امامان از زمان و موقعیت‌ شهادت خویش، بی‌اطلاع نبودند، این علم ودیعه‌ای از جانب خداوند متعال نزد آن‌ها بوده است که از طریق منبع دانش الهی درون آن‌ها به امانت گذاشته شده بود که با آن علم وقایع را بررسی می‌کردند، علاوه‌بر آنچه، از صحیفه‌ای که از آسمان بر جدشان منجی اعظم، نازل شده بود، می‌خواندند.»

اقدام به شهادت به‌معنای مشارکت در نابودی جان نیست

اقدام آنان به شهادت، به معنای مشارکت در نابودی جان‌های پاکشان یا انداختن خود در هلاکت نیست، چراکه حفظ جان و پرهیز از قرار دادن آن در معرض هلاکت، تنها در صورتی واجب است که برای صاحبش امکان‌پذیر باشد یا در برابر آن، مصلحت مهم‌تری قرار نگیرد، اما هنگامی که مصلحتی همسنگ و همتراز یا بالاتر یا به خطر انداختن جان وجود داشته باشد؛ در چنین مواردی، خداوند پیامبران، رسولان و مؤمنان را به پیش‌قدمی در این راه فرمان می‌دهد.

از این‌رو، آنان با آمادگی کامل به استقبال شهادت شتافتند. چه بسیارند شهدای سعادتمند و پیامبرانی که در راه دعوت الهی خویش دست برنداشتند تا جان پاکشان را در مسیر الهی تقدیم کنند حتی خداوند گروهی از بنی اسرائیل را به کشتن خودشان دستور داده است، آنجا که فرمود: «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ؛ به‌سوی پروگارتان بازگردید و خود را به دست خویش بکشید» اگر تنها به آنچه در سیاق آیه آمده است، بسنده کنیم آیه از موضوع اصلی خود که هشدار درباره آنچه به هلاکت می‌انجامد؛ خارج می‌شود زیرا این آیه بعد از آیه تجاوز در ماه‌های حرام به مسلمانان آمده است.

خداوند متعال می‌فرماید: «ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمت‌ها را قصاصی است؛ پس هرکس بر شما تجاوز کند، به همان اندازه که بر شما تجاوز کرده، بر او تجاوز کنید و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا با پرهیزگاران است و در راه خدا انفاق کنید و خود را به دست خود به هلاکت می‌اندازید و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.»

بنابراین، نهی از «به دست خود به هلاکت انداختن» تنها به جایی اختصاص دارد که مشرکان در ماه‌های حرام به مسلمانان تجاوز می‌کنند و مسلمانان توان مقابله با آن‌ها را ندارند.

اما پذیرش این نهی به‌صورت یک حکم کلی و شامل هر عمل خطرناکی، به این معنا نیست که حرام بودن به خطر انداختن جان، یک حکم مطلق و غیر قابل استثناست بلکه این حکم، تنها زمانی کاربرد دارد که مصلحتی قوی‌تر از مفسده هلاکت وجود نداشته باشد. درواقع، در صورت وجود مصلحتی لازم و ضروری حکم حرمت از بین می‌رود و اصلاً نمی‌توان به آن استناد کرد.

ستایش شهادت و جهاد در راه خدا در آموزه‌های وحیانی

خداوند متعال مؤمنان را به‌دلیل اقدامشان به جنگ و جهاد در راه یاری رساندن به دعوت الهی ستوده است، آنجا که در آیه ۱۱۱ سوره مبارکه «توبه» می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ؛ همانا خداوند از مؤمنان، جان‌ها و اموالشان را در برابر بهشت خریداری کرده است؛ آنان در راه خدا می‌جنگند، پس می‌کشند و کشته می‌شوند.» و در آیه ۱۶۹ سوره مبارکه «آل عمران» می‌فرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛ هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده‌اند بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند و فرمود: و از میان مردم کسی هست که جان خود را در طلب خوشنودی خدا می‌فروشد.»

بر همین اساس پیامبر اسلام(ص) در آموزه‌های گران‌بهای خود به صراحت به امت خویش می‌فرماید: «بهترین شهیدان حمزه بن عبدالمطلب است و مردی که در برابر حاکم ستمگر سخن حقی بگوید و به خاطر آن کشته شود.»

دیدگاه محمد بن حسن شیبانی نیز از این آموزه‌ها دور نیست. او معتقد است که اشکالی ندارد اگر فردی به سپاهی هزار نفره حمله کند، به شرطی که یا خودش نجات پیدا کند یا ضربه‌ای به دشمن بزند. سپس می‌گوید: «همچنین اشکالی ندارد اگر کسی بدون امید به نجات یا ضربه زدن، به دشمنی بزرگ حمله کند، به شرطی که این اقدام، دشمن را به وحشت انداخته و سپاهش را مضطرب کند؛ او این کار را برتر از صرف ضربه زدن به دشمن می‌داند زیرا در انجام این کار، منفعتی برای مسلمانان نهفته است.»

ابن عربی مالکی می‌گوید: «بعضی از علما جایز دانسته‌اند که فردی برای طلب شهادت، به سپاهی بزرگ حمله کند و این کار از مصادیق خود را به هلاکت انداختن نیست زیرا خداوند متعال می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ؛ و از مردم کسی هست که جان خود را در طلب خوشنودی خدا معامله می‌کند،» به ویژه اگر این اقدام، باعث تقویت و راسخ‌تر شدن عزم مسلمان شود؛ زمانی که می‌بینند یکی از آنان در برابر هزاران نفر ایستاده است.

علم امام حسین(ع) به شهادت؛ تسلیم در برابر حکم الهی برای احیای دین

خداوند سبحان، امینان شریعت و خلفای امت از فرزندان پیامبر گرامی(ص) خود را به احکامی خاص اختصاص داده است که از مصالحی ویژه نشئت می‌گیرد که بیشتر آن‌ها از درک بشر فراترند و عقول انسان‌ها از فهم عمق آن ناتوانند.

به این ترتیب، اطلاق آیه با تخصیص یا حکومت ادله جهاد تقید می‌خورد و تعارض ظاهری میان حرمت القا و در هلاکت وجوب جهاد، از این راه مرتفع می‌شود.

از جمله این احکام، الزام آنان به فداکاری در راه خوشنودی خداوند متعال و بذل تمام داشته‌هایشان از مال مقام و حرمت‌هاست. از این‌رو، گاهی آن‌ها را در اعماق زندان‌ها، گاه در تبعید، زمانی در بند اسارت و دوره‌ای در حال تحمل ترس و سختی‌ها می‌بینیم و لحظاتی را نیز به شنیدن کلمات آزاردهنده می‌گذرانند تا سرانجام به شهادت در مسیر الهی نزدیک می‌شوند.

مجوز این اقدامات برای آنان، دانشی است که از جد بزرگوارشان پیامبر گرامی اسلام(ص) به دست آورده‌اند؛ دانشی که برگرفته از وحی الهی است و به امتیازات و مصالحی اشاره دارد که جامعه اسلامی را حفظ می‌کند. به‌گونه‌ای که اگر این آمادگی برای فداکاری نبود دین به مسیر گمراهی و تباهی قرار می‌گرفت. در برابر آنچه خداوند از اسرار نهفته و از اهمیت آن آگاهشان کرده‌اند هیچ راهی برای مخالفت با آنان وجود ندارد. این تکلیف در میان ایشان متفاوت است؛ به برخی دستور به صبر بدون جنگ و جهاد داده شده و به برخی فرمان به مبارزه و کشته شدن و به برخی نیز دستور به نوشیدن سم را اطاعت کرده‌اند. راز این اختلاف در تکلیف، به مصالحی برمی‌گردد که خداوند سبحان براساس شرایط و زمان در نظر گرفته است.

بنابراین، اقدام آن‌ها به پذیرش قتل یا نوشیدن سم، از روی ناآگاهی نسبت به آنچه حاکمان ستمگر برایشان تدارک دیده بودند، نبوده است بلکه آنان با یقین کامل از قاتل، ابزار قتل، زمان و ساعت آن آگاه بودند، اما این کار را تنها از باب اطاعت از فرمان پروردگارشان و تسلیم در برابر حکم الهی ویژه‌ای که برایشان مقدر شده بود، انجام دادند.

وضعیت آن‌ها در این مسئله، تفاوتی با سایر عوامل خداوند ندارد که از واجبات و مستحبات به آنان ابلاغ شده بود، عقل حکم می‌کند که بندگان باید مطیع امر مولا و پرهیزکننده از نهی او باشند، بدون آنکه لازم باشد مصلحت یا مفسده‌ای که منجر به حکم شده است را بدانند.

به طریق اولی، وقتی خداوند متعال، حکیم مطلق است و در برابر آنچه انجام می‌دهد، از او پرسش نمی‌شود؛ ولی از آنان پرسش خواهد شد پس سزاوارتر است که بدون کاوش در چرایی احکامش، در برابر او فروتنی و تسلیم نشان دهند.

براساس احادیثی که از اهل بیت(ع) به ما رسیده است، آنان هرگاه می‌دانستند که دشمنان قصد جانشان را دارند، یا درد و رنج اسارت بر آن‌ها شدت می‌یافت و یا به تأخیر افتادن غذای الهی برایشان آشکار می‌شد، از هر وسیله‌ای برای رفع این آسیب‌ها و حوادث استفاده می‌کردند.

از جمله این وسایل، دعایی بود که هرگز رد نمی‌شد، یا به جدشان پیامبر(ص) پناه می‌بردند. امام باقر(ع) در این باره می‌فرماید: «ما اهل بیتی هستیم که هر گاه امری ما را به تنگ آورد یا از شر حاکمان ستمگر بیمناک شویم، می‌گوییم: یا کائنا قبل کل شیی و یا ملکوت کل شی ء صل علی محمد و اهل بیته و افعل بی کذا و کذا؛ ای که پیش از هر چیز بوده‌ای و ای ملکوت هر چیز، بر محمد و اهل بیت او درود بفرست و برایم چنین و چنان کن.» در حقیقت به جای کذا و کذا درخواست خود را مطرح می‌کردند.

نتیجه تحقیق در مورد این شبهه آن است که‌ انقلاب مبارک امام حسین(ع) بر احیای اسلام، پاسداری از وحدت مسلمانان و دفاع از اساس دین صورت گرفته است و اگر این قیام نبود، امروز چیزی به نام اسلام و قرآن باقی نمی‌ماند. اقدام ایشان به‌سوی شهادت، به معنای خود را به هلاکت انداختن نخواهد بود بلکه حفظ دین اسلام از شخص امام نیز مهم‌تر است.

آیه تهلکه؛ ویژه‌ ترک انفاق، نه جهاد در راه خدا

در پاسخ به استدلال مذکور، باید گفت که بسیاری از مفسران، حرمت «القاء در تهلکه» را از آیه شریفه ۱۹۵ سوره مبارکه «بقره» «وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» استفاده کرده‌اند. اما بهترین پاسخ آن است که آیات جهاد بر این آیه حاکم هستند زیرا آیه یاد شده به‌صورت عام شامل جهاد نمی‌شود.

توضیح آنکه اگر این آیه بخواهد شامل جهاد نیز شود، در تمام مصادیق جهاد که همواره با احتمال شهادت و خطر مرگ همراه است مستلزم حرمت شرکت در جهاد خواهد بود، در حالی‌که جهاد از واجبات مورد تأکید شرع مقدس است. بنابراین، همانگونه که قاعده «لا ضرر » و «لا حرج» شامل احکامی چون خمس، انفاق و جهاد نمی‌شود، حرمت القا در تهلکه که از آیه مذکور برداشت شده نیز شامل جهاد نمی‌شود.

به عبارت دیگر، مفهوم تهلکه در آیه، ناظر به مواردی غیر از جهاد مشروع است، مانند ترک انفاق در راه خدا، یا به خطر انداختن جان در جایی که شرعاً ضرورتی ندارد.

انتهای پیام
دبیر:
محدثه نعیمی فرد
captcha