در پهنه تاریخ اسلام، حماسهای جاودان و خونینی رقم خورد که نهتنها مسیر دینداری را دگرگون بلکه چراغ هدایت را برای همیشه در دل تاریکیها روشن کرد. واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادارش حماسهای است که از یکسو، تجلی عظمت ایمان و ایثار بود و از سویی دیگر صحنه توطئهها و کتمانهای تاریخی را که دشمنان حق همواره کوشیدند آن را به فراموشی بسپارند یا تحریف کنند، برملا کرد.
امروز نیز پس از قرنها، اندیشههای آلوده و شبههافکنیهای هدفمند بهویژه در ایام محرم و صفر و عزاداری سیدالشهدا(ع)، از رسانههای مختلف تکرار میشود. از اینرو، ایکنای قم بر آن شده است تا در مجموعه یادداشتهایی به قلم آیتالله محمدجعفر مروجی طبسی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم پاسخی مستدل، متقن و روشنگر به برخی از این شبهات بدهد. در ادامه متن دومین شبهه و پاسخ به آن با موضوع «سخن امام حسین(ع) که فرمود: دستم را در دست یزید میگذارم» تقدیم مخاطبان ایکنا میشود:
یکی از شبهات و مطالب مطرح شده در ایام عاشورا، این است که برخی میگویند: امام حسین(ع) فرموده است دست خود را در دست طاغوت و زاده ناپاک، یزید بن معاویه بن ابی سفیان میگذارد.
ابن اثیر در کتاب «الکامل فی التاریخ» چنین نقل کرده است: «گفته شده که حسین(ع) به عمر بن سعد فرمود یکی از این سه پیشنهاد را از من بپذیرید یا به همان مکان که از آن آمدهام بازگردم، یا دستم را در دست یزید میگذارم تا خودش در مورد من و او هرچه را صلاح میداند، تصمیم بگیرد، یا مرا به هر یک از مرزهای مسلمانان که خواستید بفرستید، تا مانند یکی از مرزبانان، هر آنچه برای آنهاست برای من نیز باشد و هر آنچه بر عهده آنهاست بر عهده من نیز باشد.»
در پاسخ به این شبهه، چند نکته مطرح میشود:
۱- ریشه روایت و ضعف آن
این سخن در تاریخ طبری آمده است، اما با لفظ «قیل» که به معنای «گفته شده است» بیان شد، استفاده از این واژه، نشاندهنده ضعف و غیرقطعی بودن این نقل قول است. در ادبیات تاریخی، مورخان زمانی که از صحت مطلبی مطمئن نیستند از این واژه استفاده میکنند.
۲- تناقض با کلام و موضعگیری امام حسین(ع)
این ادعا کاملاً با موضع و سخنان امام حسین(ع) در مدینه تناقض دارد. زمانی که ولید بن عتبه، حاکم مدینه، از امام خواست تا با یزید بیعت کند، امام حسین(ع) در پاسخ به او فرمودند: «ای امیر ما خاندان نبوت، سرچشمه رسالت، محل رفتوآمد فرشتگان و جایگاه رحمت هستیم. خداوند با ما آغاز کرد و با ما به پایان میرساند، اما یزید، مردی فاسق، شرابخوار، قاتل بیگناه و آشکارا مرتکب فسق میشود، کسی مثل من با کسی مثل او بیعت نمیکند؛ اجازه دهید فردا صبح شود تا ببینیم کدام یک از ما به خلافت و بیعت شایستهتر است.»
این سخنان به وضوح نشان میدهد که امام حسین(ع) از همان ابتدا، یزید را شایسته خلافت نمیدانستند و هرگز حاضر به بیعت با او نبودند. بنابراین، پیشنهاد صلح با یزید، با هدف اصلی قیام امام، یعنی اصلاح امت و مبارزه با فساد، در تضاد کامل است.
امام حسین(ع) به برادرش، محمد حنفیه، فرمود: «ای برادرم، به خدا سوگند، اگر در دنیا هیچ پناهگاه و ماوایی هم نداشته باشم، هرگز با یزید بن معاویه بیعت نخواهم کرد.»
در سخن دیگری امام حسین(ع) خطاب به مروان بن حکم فرمودند: «وای بر تو آیا به من فرمان میدهی که با یزید بیعت کنم، در حالیکه او مردی فاسق است؟ چقدر سخن گزاف و باطل میگویی ای کسی که خطاهایت بزرگ است. من تو را برای این سخنت سرزنش نمیکنم زیرا تو همان ملعونی هستی که رسول خدا(ص) تو را لعنت کرد، زمانی که در صلب پدرت، حکم بن ابی العاص بودی. پس کسی که پیامبر(ص) او را لعنت کرده، نمیتواند جز به بیعت با یزید دعوت کند.»
این سخنان صریح و واضح، به روشنی جایگاه و دیدگاه سید جوانان اهل بهشت؛ امام حسین(ع) را درباره بیعت با یزید آشکار میکند. براساس شواهد تاریخی، آنچه گفته شده که امام فرمود: «دستم را در دست یزید میگذارم» تحریف و جعل آشکار حقایق تاریخی و دروغی محض است.
امام حسین(ع) از همان ابتدا، یزید را بهدلیل فسق و فجور، شایسته خلافت نمیدانستند و بارها بر این موضع تأکید کردند که هرگز با او بیعت نخواهند کرد. هدف اصلی قیام ایشان، اصلاح امت، مبارزه با فساد و احیای سنت پیامبر(ص) بود.
انتهای پیام