ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و موسم بازخوانی عمیقترین آموزههای الهی برای ساماندهی حیات فردی و اجتماعی انسانهاست. در میان شبهای این ماه پربرکت، شبهای قدر جایگاهی ویژه دارند؛ شبهایی که قرآن کریم در آن نازل شده و به تعبیر قرآن، از هزار ماه برتر است. در چنین فضایی، توجه به آموزههای قرآنی در عرصه اداره جامعه و حکمرانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در سنت اسلامی، یکی از برجستهترین جلوههای حکمرانی مبتنی بر آموزههای قرآن، حکمرانی علوی است؛ الگویی که در سیره و سخنان امیرالمؤمنین علی(ع) بهویژه در نهجالبلاغه نمود یافته و بر اصولی همچون عدالت، کرامت انسانی، رعایت حقوق مردم، مسئولیتپذیری حاکمان و اخلاق در قدرت تأکید دارد. بازخوانی این شاخصهها در ایام ماه رمضان و در آستانه شبهای قدر میتواند الهامبخش مدیران و مسئولان برای نزدیک شدن به الگوی مطلوب حکمرانی در جامعه اسلامی باشد.
در همین راستا، ایکنا در گفتوگویی با محمود واعظی، رئیس سابق دانشکده الهیات دانشگاه تهران به بررسی مؤلفهها و شاخصههای حکمرانی علوی و نسبت آن با الگوهای حکمرانی در جهان امروز پرداخته است. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانیم:
ایکنا _ مهمترین ویژگیها و مؤلفههای حکمرانی علوی چیست؟ به عبارت دیگر، اساساً حکمرانی علوی چه نوع الگویی از حکمرانی است و چه تفاوتی با الگوهای مرسوم حکمرانی در دنیای امروز دارد؟ همچنین شناخت این نوع حکمرانی برای مسئولان تا چه اندازه ضرورت دارد؟
مفهوم حکمرانی یا که در ادبیات جهانی بسیار مطرح شده است، مفهومی گسترده و چندلایه است. آنچه از آن با عنوان «حکمرانی خوب» یا «حکمرانی مطلوب» یاد میشود، مؤلفههای فراوان و زیرشاخههای متعددی دارد. در واقع این واژه مفهومی کلان است که مجموعهای از نظامهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی خانوادگی را در سطح کلان در بر میگیرد و همگی ذیل مفهوم حکمرانی قرار میگیرند.
از اینرو، سخن گفتن درباره همه ابعاد حکمرانی بحثی بسیار گسترده و طولانی است؛ اما با توجه به اینکه در آستانه هفته بزرگداشت نهجالبلاغه قرار داریم، مناسب است به یکی از اصولی که امیرالمؤمنین علی(ع) در اداره جامعه و حکمرانی بر آن تأکید فراوان دارند اشاره کنیم و آن را یادآوری کنیم؛ اصلی که توجه و التزام به آن برای جامعه امروز نیز بسیار راهگشاست.
یکی از مهمترین اصول در حکمرانی علوی، اصل کرامت انسانی است. کرامت انسانی به این معناست که حقوق انسانها، فارغ از نژاد، نسل، موقعیت اجتماعی یا شرایط زندگیشان، مورد احترام و رعایت قرار گیرد. هر انسانی دارای شأن و جایگاه خاص خود است و باید مورد تکریم و احترام واقع شود.
در مکتب علوی، تکریم انسان و حفظ حرمت و ارزشهای او یک اصل بنیادین است و رعایت آن نه تنها لازم، بلکه واجب شمرده میشود. این اصل در سطوح مختلف زندگی اجتماعی نمود دارد.
برای نمونه، امام علی(ع) در سخنان خود به رعایت حقوق کودکان تأکید میکنند و میفرمایند که باید با کودکان با محبت، رحمت و مهربانی رفتار کرد. در مقابل، درباره سالمندان نیز سفارش میکنند که بزرگترها و سالخوردگان مورد تکریم قرار گیرند. پدربزرگها و مادربزرگها در سنینی قرار دارند که بیش از هر چیز به حفظ احترام و جایگاه خود نیاز دارند.
در نگاه امام علی(ع)، جامعه سالم جامعهای است که هم به کودک توجه کند و هم به سالمند احترام بگذارد. بنابراین نه میتوان کودک را رها کرد و از تربیت و محبت به او غافل شد و نه میتوان شأن و احترام سالمندان را نادیده گرفت. وقتی به کودکان محبت میکنیم، در حقیقت در حال حفظ شأن و کرامت انسانی آنان هستیم.
از سوی دیگر، در فضای اجتماعی نیز امام علی(ع) نسبت به مسائلی مانند غیبت حساسیت بسیار زیادی نشان میدهند. در روایات نقل شده از آن حضرت، غیبت عملی بسیار ناپسند شمرده شده است؛ تا جایی که آن را همسنگ گناهی بزرگ دانستهاند.
این تأکید نشان میدهد که در نگاه علوی، نباید شخصیت و اعتبار افراد در جامعه تخریب شود. غیبت و بدگویی، در واقع نوعی تخریب پلهای پشت سر شخصیت افراد است و میتواند اعتماد و سلامت اخلاقی جامعه را از بین ببرد. بنابراین یکی از اصول مهم در حکمرانی علوی، حفظ آبرو و حرمت انسانها .در عرصه اجتماعی است.
ایکنا _در سیره حکمرانی امام علی (ع)، اصل کرامت انسانی چگونه در روابط اجتماعی و در تعامل حاکم با مردم نمود پیدا میکند؟
در مکتب علوی، شخصیت انسانها در همه شئون و در همه عرصهها محترم شمرده میشود. یکی از مصادیق مهم این مسئله، پرهیز از غیبت و بدگویی درباره دیگران است. اگر انسان سخنی حق دارد، چرا آن را در غیاب فرد مطرح میکند؟ چرا بهجای آنکه در حضور او سخن بگوید، پشت سر او صحبت میکند؟
قرآن کریم نیز در آیهای صریح میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا». در مکتب علوی، غیبت عملی بسیار مذموم و گناهی بزرگ شمرده شده است؛ زیرا این رفتار در حقیقت نوعی تخریب شخصیت افراد است. تمسخر نکردن دیگران، پرهیز از تحقیر شخصیت افراد و سخن نگفتن از آنان در غیابشان، همگی در راستای حفظ کرامت انسانی قرار میگیرد.
نمونهای بسیار زیبا از این نگاه را میتوان در شیوه برخورد امام علی (ع) با نیازمندان مشاهده کرد. در زمان حکومت آن حضرت، گاهی افرادی برای طرح درخواست، پرسش یا بیان مشکلات خود نزد ایشان میآمدند. ادبیاتی که امام در این موقعیتها به کار میبردند، ادبیاتی بسیار والا و کمنظیر در تاریخ حکمرانی است.
در روایات آمده است که امام وقتی احساس میکردند فردی برای طرح نیاز یا درخواست مالی نزد ایشان آمده است، میفرمودند: «من دوست ندارم آثار ذلت و درخواست در چهره تو دیده شود.» در واقع امام نمیخواستند کرامت انسانی فرد خدشهدار شود یا او احساس حقارت کند.
به همین دلیل به او میفرمودند: «حاجت خود را روی زمین بنویس.» یعنی به جای آنکه مشکلات زندگی خود را با زبان بیان کنی و در برابر دیگران احساس شرمندگی داشته باشی، تنها با نوشتن یا اشارهای کوتاه درخواست خود را مطرح کن تا من آن را برآورده سازم.
این رفتار نشان میدهد که امام علی (ع) حتی در جایگاه حاکم جامعه نیز به شدت مراقب حفظ شخصیت و آبروی انسانها بودند. در حقیقت، ایشان میخواستند بگویند که شخصیت انسان برای حاکم اسلامی باید محترم و محفوظ باشد و نباید نیازمندی افراد موجب تحقیر آنان شود.
بر این اساس، میتوان گفت که حکمرانی علوی، حکمرانی کرامتمحور است. این نکته بسیار مهم و اساسی است و جامعه ما نیز باید از آن الگو بگیرد. در چنین نگاهی، همه روابط اجتماعی باید بر پایه احترام متقابل و حفظ شأن انسانها شکل گیرد.
این اصل تنها به رابطه حاکم و مردم محدود نمیشود، بلکه در همه سطوح جامعه باید جاری باشد؛ از مسئول نسبت به زیردستان خود گرفته تا استاد نسبت به دانشجو، معلم نسبت به دانشآموز، پدر نسبت به اعضای خانواده و حتی روابط میان همسایگان.
متأسفانه گاهی در روابط اجتماعی تنها به منافع شخصی توجه میشود و افراد میپرسند که از یک رابطه چه سودی نصیبشان میشود؛ در حالی که این نگاه در فرهنگ علوی جایگاهی ندارد. در مکتب امام علی (ع)، اصل اساسی رعایت کرامت انسانها و توجه به شأن و جایگاه آنان است، نه صرفاً تأمین منافع فردی.
ایکنا _ جایگاه گفتوگو در حکمرانی و فرهنگ اجتماعی در مکتب علوی چیست و چه نقشی در تحقق کرامت انسانی دارد؟
فرهنگ علوی فرهنگی است که مبنای آن حفظ احترام دیگران و پاسداشت کرامت انسانی است. یکی از شاخصههای مهم و قابل توجه در مکتب علوی که در روزگار ما نیز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، تبیین عملی کرامت انسانی در قالب اصل گفتوگو است.
در نگاه امام علی(ع)، گفتوگو صرفاً سخن گفتن نیست؛ گفتوگو به معنای واقعی کلمه یعنی گفت و شنود. یعنی همانقدر که انسان سخن میگوید، به همان اندازه نیز باید آمادگی شنیدن داشته باشد. متأسفانه گاهی ما گفتوگو را با صرف حرف زدن اشتباه میگیریم؛ شروع میکنیم به سخن گفتن و وقتی سخنانمان تمام شد، گفتوگو را نیز تمامشده تلقی میکنیم.
برای مثال، گاهی مشاهده میشود استادی با دانشجوی خود صحبت میکند و تا زمانی که خود او در حال سخن گفتن است انتظار دارد دانشجو با دقت کامل گوش دهد. اگر دانشجو لحظهای توجهش کم شود یا به موضوع دیگری نگاه کند، مورد تذکر یا حتی سرزنش قرار میگیرد. اما هنگامی که نوبت به سخن گفتن دانشجو میرسد، همان اندازه توجه و فرصت برای شنیدن سخنان او در نظر گرفته نمیشود.
در حالی که در نگاه علوی، گفتوگو زمانی تحقق پیدا میکند که دو طرف به یک اندازه در سخن گفتن و شنیدن مشارکت داشته باشند. امام علی(ع) در سخنی بسیار بلند و عمیق میفرمایند:
«گوشت را به خوب شنیدن عادت بده، همانگونه که زبانت را به خوب سخن گفتن عادت میدهی.»
ما معمولاً در بخش سخن گفتن تمرین کردهایم که چگونه حرف بزنیم و چه بگوییم؛ اما در مکتب علوی، بخش دوم این فرآیند یعنی گوش دادن به سخنان دیگران نیز اهمیت فراوانی دارد. هر اندازه که دوست داریم دیگران به سخنان ما توجه کنند، باید همان اندازه نیز به سخنان آنان توجه کنیم.
در حقیقت، گوش دادن به دیگران یکی از جلوههای مهم کرامتمحوری در روابط انسانی است. وقتی به سخنان فردی گوش میدهیم، در واقع شخصیت و جایگاه او را به رسمیت شناختهایم.
در جامعه امروز، بیش از هر زمان دیگری به فرهنگ گفتوگو نیاز داریم. گفتوگو به این معناست که به همان اندازه که سخن میگوییم، برای شنیدن نیز وقت بگذاریم. نه سخن گفتن یکطرفه مطلوب است و نه شنیدن منفعلانه بدون مشارکت در گفتوگو.
در مکتب علوی، نه تنها حرف زدن یکطرفه پذیرفته نیست، بلکه شنیدن بدون مشارکت در گفتوگو نیز مطلوب نیست. گفتوگو زمانی معنا پیدا میکند که سخن گفتن و شنیدن مانند دو بال در کنار یکدیگر قرار بگیرند و روابط اجتماعی را شکل دهند.
نکته مهم دیگر آن است که وقتی با فردی گفتوگو میکنیم، در حقیقت شخصیت او را به رسمیت شناختهایم. بنابراین باید در جریان گفتوگو، احترام او را حفظ کنیم و با ادب و توجه با او سخن بگوییم.
از این منظر، گفتوگو در فرهنگ علوی تنها یک روش ارتباطی نیست، بلکه ابزاری برای پاسداشت کرامت انسانی و تقویت روابط سالم اجتماعی به شمار میرود.
ایکنا _ در فرهنگ علوی، رعایت ادب و استدلال در گفتوگوها چه جایگاهی دارد و این مسئله چه تأثیری در سلامت روابط اجتماعی دارد؟
اصل احترام در روابط انسانی، بهویژه در گفتوگوها، جایگاه بسیار مهمی دارد؛ موضوعی که جامعه امروز، بهویژه نسل جوان، بیش از گذشته به آن نیازمند است. یکی از آموزههای مهم در مکتب علوی ادب در گفتوگو است.
گاهی مشاهده میشود که حتی در گفتوگوی میان دو دوست، پس از چند جمله ابتدایی، سخنان به تعابیر نامناسب یا الفاظ نادرست تبدیل میشود. این شیوه گفتوگو با فرهنگ علوی فاصله زیادی دارد؛ زیرا مکتب امام علی(ع) بر استدلال و ادب استوار است.
شاگردان مکتب امام علی(ع) کسانی هستند که بر اساس آموزههای آن حضرت در حکمتهای نهجالبلاغه، حق و باطل را از یکدیگر تشخیص میدهند. امام در سخنی معروف میفرمایند: فاصله میان حق و باطل تنها به اندازه چهار انگشت است؛ یعنی فاصله میان شنیدن و دیدن.
به بیان دیگر، آنچه انسان با چشم خود میبیند میتواند ملاک قضاوت قرار گیرد، اما بسیاری از سخنانی که صرفاً شنیده میشود، ممکن است نادرست یا تحریفشده باشد. از همین رو، در فرهنگ علوی سخن گفتن باید بر پایه دلیل و استدلال روشن باشد.
در چنین نگاهی، گفتن عباراتی مانند «بعضی میگویند» یا «شنیده شده است» نمیتواند مبنای سخن و داوری قرار گیرد. ممکن است افراد عادی و ناآگاه چنین سخنانی را مطرح کنند، اما کسانی که در مکتب علوی تربیت یافتهاند و خود را پیرو آن میدانند، نمیتوانند بدون دلیل و سند سخنی را مطرح کنند.
بنابراین، هم سخن گفتن باید مبتنی بر استدلال باشد و هم پذیرش سخنان دیگران باید با دلیل همراه باشد. در مکتب علوی، سخنی که بدون مدرک و سند مطرح شود، نباید پذیرفته شود.
نکته مهمتر آن است که حتی اگر انسان نسبت به صحت سخنی اطمینان ندارد، نباید آن را منتشر کند. انتشار سخنان بیپایه و شایعات میتواند به گسترش فساد اخلاقی یا اجتماعی در جامعه منجر شود.
در آموزههای اسلامی نیز آمده است که اشاعه فحشا در جامعه حرام است و حتی گسترش دادن سخنی که به چنین فضایی دامن بزند، میتواند همانند خود عمل ناپسند، پیامدهای منفی داشته باشد.
از این رو، در حکمرانی اسلامی و بهویژه در حکمرانی علوی، توجه به ادب در گفتوگو، استدلال در بیان سخن و پرهیز از انتشار شایعات و سخنان بیپایه، از اصول بسیار مهم و بنیادین به شمار میرود.
ایکنا _ در حکمرانی علوی چه سازوکارهایی برای حفظ کرامت مردم و شنیدن نقدها و مطالبات آنان وجود داشته است؟
در مکتب علوی، همه این اصول در جای خود اهمیت دارند، اما اصل گفتوگو برای حفظ کرامت انسانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این نگاه، همه افراد جامعه ــ چه کوچکترها نسبت به بزرگترها و چه بزرگترها نسبت به کوچکترها ــ موظفاند در تعامل با یکدیگر با حفظ احترام و بر پایه استدلال و مدارک سخن بگویند.
در چنین فضایی، هر کسی به همان اندازه که سخن میگوید باید به همان اندازه نیز آمادگی شنیدن سخنان دیگران را داشته باشد. این مسئله در روابط مختلف اجتماعی صادق است؛ از ارتباط میان دانشجویان با یکدیگر گرفته تا روابط میان اقشار مختلف جامعه.
بر این اساس، در جامعه علوی کرامت انسانی حرف اول را میزند و یکی از مهمترین راهکارهایی که برای تحقق این اصل در مکتب امام علی(ع) مطرح شده، گفتوگو است. امام علی(ع) آنقدر به این اصل باور داشتند که حتی در مقام حاکم و زمامدار جامعه اسلامی نیز سازوکارهایی برای شنیدن سخنان و شکایات مردم فراهم کردند.
در تاریخ نقل شده است که امام علی(ع) در دارالحکومه خود صندوقی را تعیین کرده بودند که به آن «بیتالقصص» گفته میشد. این صندوق برای کسانی بود که میخواستند شکایتی مطرح کنند، نقدی داشته باشند یا درباره مسئلهای از حاکم جامعه درخواست رسیدگی کنند.
افراد میتوانستند مطالب و شکایات خود را در آن صندوق قرار دهند تا مورد بررسی قرار گیرد. این اقدام در واقع نوعی سازوکار رسمی برای تظلمخواهی و بیان مطالبات مردم بود و از نظر تاریخی نیز یکی از نخستین نمونههای چنین ابتکاری در نظام حکمرانی به شمار میآید.
از سوی دیگر، در نهجالبلاغه نیز شواهدی وجود دارد که نشان میدهد امام علی(ع) مردم را به گفتوگوی صریح و بدون تکلف با خود دعوت میکردند. آن حضرت به مردم میفرمودند که با من آنگونه سخن نگویید که با پادشاهان و حاکمان مستبد سخن میگویند.
امام میفرمودند: من دوست ندارم با من به گونهای سخن بگویید که گویی با دیکتاتورهای عالم سخن میگویید. سخن خود را راحت، صریح و روشن بیان کنید. البته این سخن گفتن باید همراه با ادب، انصاف و استدلال باشد و در مقابل نیز پاسخها باید با همین معیارها ارائه شود.
در مجموع میتوان گفت که حکمرانی علوی حکمرانیای کرامتمحور است؛ حکمرانیای که در آن به شأن انسانها و نقش مردم در اداره جامعه توجه جدی میشود. در چنین الگویی، گفتوگوهای منطقی، علمی و اقناعکننده جایگاه ویژهای دارند و در سیره امام علی(ع) نیز نمونههای فراوانی از این رویکرد دیده میشود.
امیدواریم خداوند متعال همه ما را از پیروان واقعی مکتب امام علی(ع) و عملکنندگان به آموزههای آن حضرت قرار دهد.
انتهای پیام