کد خبر: 4340037
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۳۱
یادداشت:

دو دستگی، وفاداری و پرسشگری؛ درس‌های تاریخی برای نسل امروز

کتاب «دشنام» روایت جوانی است که میان فشار قدرت و وفاداری به اصول اعتقادی خود گرفتار می‌شود. این داستان، اگرچه تاریخی است، اما آینه‌ای دقیق از جامعه امروز ایران است، جایی که نسل جوان میان دو دستگی اجتماعی، رسانه‌های جهت‌دار و فشارهای قدرت در تلاش برای یافتن حقیقت و حفظ ارزش‌ها قرار دارد. درس اصلی داستان، اهمیت وفاداری و پرسشگری حتی در شرایط سخت و پرابهام است.

کتاب دشنام

کتاب «دشنام» داستانی است که در لایه‌هایش تاریخ و سیاست، دین و دنیا، وفاداری و مصالح زندگی با هم تنیده شده‌اند. روایت درباره زید، جوانی اهل حائل با گرایشات علوی است که در برابر دستورات معاویه که دشنام به امیرالمؤمنین علی(ع) را به سنتی عمومی تبدیل کرده بود قرار می‌گیرد. او باید بین حفظ اصول اعتقادی و پیروی از جریان قدرت انتخاب کند. این مضمون، اگرچه تاریخی است، اما به شکل شگفت‌انگیزی امروز در جامعه ایران قابل مشاهده است؛ جامعه‌ای که میان فشار قدرت‌های جهانی، رسانه‌های رسمی و غیررسمی و دوگانگی ارزش‌ها گرفتار آمده است.

یکی از عناصر اصلی داستان، دو دستگی اجتماعی است. معاویه با استفاده از ابزارهای خود نامه‌ها، فرستادگان و حتی ازدواج‌های سیاسی سعی می‌کند جامعه را به دو دسته تقسیم کند: کسانی که از اهل بیت پیروی می‌کنند و کسانی که با جریان رسمی و قدرت همراه هستند. این تقسیم‌بندی، بر اساس ترس و فشار اعمال می‌شود. اگر به ایران امروز نگاه کنیم، می‌بینیم این الگو دوباره تکرار شده است، اگرچه شکل آن مدرن و دیجیتال است. رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی، اخبار و روایت‌ها را به گونه‌ای منتقل می‌کنند که افکار عمومی به سمت دوگانگی هدایت شود: طرفداران جریان رسمی و کسانی که منتقدند، گاه به فاصله‌ای عمیق از هم افتاده‌اند و اعتماد متقابل کاهش یافته است.

در داستان، زید میان دین و دنیا گرفتار است. از یک سو گرایشات علوی و وفاداری به اصول اعتقادی‌اش او را به مقابله با جریان رسمی هدایت می‌کند؛ از سوی دیگر فشارهای قدرت، منافع خانوادگی و مصالح دنیوی‌اش را محدود می‌کنند. این تصویر، انعکاس مستقیمی از وضعیت امروز ایران است. نسل جوان، روشنفکران، فعالان اجتماعی و حتی بخشی از جامعه مذهبی، همواره میان ارزش‌های اخلاقی، اعتقادی یا اجتماعی و فشارهای واقعی و سیاست‌های قدرت قرار دارند. پرسش‌هایی که زید مطرح می‌کن دنیا دست چه کسی است؟ و اسلام واقعی چیست؟ در ذهن نسل امروز نیز زنده است، هرچند قالب و زبان آن تغییر کرده باشد. جوانان امروز با چالش‌هایی مواجه‌اند که پیشینیان در قالب سفر و نامه و فرستاده تجربه می‌کردند، اما حالا در قالب اخبار، شبکه‌های اجتماعی و محدودیت‌های سیاسی و اقتصادی رخ می‌دهد.

نکته مهم دیگر، ابزارهای کنترل و جهت‌دهی افکار عمومی است. در داستان، قدرت با فرستادگان و ازدواج‌های سیاسی نفوذ می‌کند؛ امروز نیز ابزارهای قدرت همان کارکرد را دارند، اما مدرن شده‌اند. رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، جریان‌های خبری و حتی سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی، ابزارهایی برای جهت‌دهی افکار عمومی و ایجاد ترس یا دوگانگی هستند. همان‌طور که معاویه تلاش می‌کرد با ایجاد ترس و لعن، مردم را علیه یکدیگر بشوراند، امروز نیز جریان‌های رسمی و رسانه‌ای می‌توانند با ایجاد ابهام، خبرسازی و جهت‌دهی اطلاعات، جامعه را به دو قطب متضاد تقسیم کنند. این امر نه تنها اختلافات سیاسی را تشدید می‌کند، بلکه اعتماد عمومی را نیز کاهش می‌دهد و مردم را در فضایی پرابهام قرار می‌دهد که انتخاب درست را دشوار می‌سازد.

همزمان، داستان نشان می‌دهد که وفاداری به اصول و ارزش‌ها، حتی در برابر فشار شدید قدرت، امکان‌پذیر است. زید با وجود تهدید، تلاش می‌کند لیست افرادی که ممکن است به جرم وفاداری به اهل بیت کشته شوند، مخفی و نابود کند. این وفاداری تا پای جان، در کنار هوشمندی و صبر، باعث می‌شود خطری متوجه آنان نشود. در جامعه امروز ایران نیز، نمونه‌های مشابه زیادی وجود دارد. افرادی که با شجاعت در مقابل فشارهای سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی ایستاده‌اند و به اصول انسانی و اخلاقی خود وفادار مانده‌اند، نشان می‌دهند که مقاومت و پایبندی به ارزش‌ها هنوز امکان‌پذیر است، حتی وقتی رسانه‌ها، قوانین و سیاست‌ها فشار وارد می‌کنند.

یکی دیگر از وجوه مهم داستان، بازنویسی واقعیت و تاریخ است. معاویه با جعل روایت‌ها و تفرقه‌افکنی، تلاش می‌کند حقیقت را تحریف کند و جامعه را به نفع خود جهت دهد. در ایران امروز، نیز روایت‌ها و اخبار به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی می‌توانند بازنویسی یا جهت‌دهی شوند. این موضوع باعث سردرگمی، بی‌اعتمادی و گاهی دو دستگی میان مردم می‌شود. به عنوان مثال، در مواردی که تاریخ، وقایع اجتماعی یا سیاست‌های معاصر به گونه‌ای روایت می‌شود که منافع جریان دشمنان حفظ شود، عموم جامعه ممکن است دچار سردرگمی و تردید شود؛ مشابه همان اثرگذاری فشارها و روایت‌سازی‌های معاویه در داستان.

اما شاید مهم‌ترین وجه، نقش نسل جوان و پرسشگری آنها باشد. همان‌طور که زید از پدر خود می‌پرسد اسلام واقعی چیست و مسلمین کدام‌اند؟، نسل امروز نیز به دنبال پاسخ به پرسش‌های اساسی درباره عدالت، آزادی، دین و سیاست است. این نسل نمی‌پذیرد که روایت رسانه‌های غربی تنها حقیقت باشد و به دنبال شفافیت، عدالت و صداقت است. همین پرسشگری، اگرچه گاهی با فشار و محدودیت مواجه می‌شود، اما نشان‌دهنده زنده بودن تفکر انتقادی و امید به اصلاح جامعه است.

داستان دشنام علاوه بر جذابیت ادبی و تاریخی، پیامی مستقیم برای جامعه امروز ایران دارد: هرچقدر هم فشار قدرت و تفرقه‌افکنی شدید باشد، افراد با وفاداری به ارزش‌ها و اراده برای تغییر می‌توانند مسیر تاریخ را تحت تأثیر قرار دهند. شکاف‌های اجتماعی، دو دستگی و فشار قدرت امری طبیعی در هر جامعه‌ای است، اما تصمیم‌ها و انتخاب‌های فردی می‌تواند روند آن را تغییر دهد.

در واقع، این کتاب به ما یادآوری می‌کند که تاریخ تکرار می‌شود، اما انسان‌ها همچنان در مرکز آن قرار دارند. قدرت‌ها می‌توانند فشار بیاورند، روایت‌ها را تغییر دهند و شکاف ایجاد کنند، اما وفاداری، شجاعت و پرسشگری انسان‌ها می‌تواند تعادل ایجاد کند و مسیر جامعه را شکل دهد. ایران امروز نیز در چنین نقطه‌ای قرار دارد: شکاف‌های اجتماعی، فشار اقتصادی و سیاسی، و دوگانگی ارزش‌ها وجود دارد، اما افرادی که از اصول خود کوتاه نمی‌آیند و برای صداقت و عدالت می‌ایستند، نقش زیدهای امروز را بازی می‌کنند.

در پایان، شاید مهم‌ترین درس دشنام برای امروز ما این باشد: دو دستگی، ترس و فشار قدرت، ابزارهایی تاریخی برای کنترل جامعه بوده‌اند و هستند، اما مقاومت اخلاقی و وفاداری به اصول، همیشه راه امید و تغییر را باز نگه داشته است. نسل امروز ایران با پرسشگری، تحلیل و انتخاب‌های آگاهانه می‌تواند تاریخ را نه فقط تماشا کند، بلکه آن را شکل دهد.

مریم اصغرپور

انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
خبرنگار:
مریم اصغرپور
captcha