کد خبر: 4340281
تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۲
قدر، توسعه دهنده زیست انسان/ ۳

فراموشی رنج در تماشای محبوب؛ درسی از رابعه عدویه برای شب قدر

در سنتِ فکری و شهودی عارفان، شب قدر نه یک برهه‌ زمانیِ محصور میان غروب و طلوع، که ساحتِ گشودگیِ جان به روی حقیقتِ محض است. نوشتار حاضر با عبور از تلقی‌های کلیشه‌ای و معطوف به جزا و پاداش، در پیِ تبیینِ گوهرِ مفقوده‌ی ایمان در عصرِ حاضر، یعنی نشاطِ صِرف و حیاتِ طیبه در پرتوِ عشقِ الهی است. نویسنده با واکاوی در دیالوگ‌های ماندگارِ تاریخِ تصوف و تکیه بر سنتِ نبوی در بازگشت به قلب به مثابه‌ کانونِ تشخیصِ حق و باطل، می‌کوشد پیوندِ ناگسستنیِ میان معرفت‌الله و بهجتِ درونی را ترسیم کند؛ شبی که در آن، استغفار نه از ترسِ عقاب، که از شرمِ حضور در محضرِ محبوبی است که پیش از خلقت، بذرِ عشق را در جانِ آدمی نشانده است.

قدر؛ زیستن عاشقانه و احساس نشاط، تحرّک و رهایی

سرویس اندیشه ایکنا در قالب درس‌گفتار «قدر، توسعه دهنده زیست انسان» به سراغ پویا پایداری، مدرس دانشگاه و پژوهشگر دینی رفته تا پیرامون این موضوع که شب‌های قدر چگونه می‌توانند نقطه‌ای برای بازاندیشی در زیست ایمانی انسان باشد بیاموزد و بیندیشد.  این نوشتار با مروری بر حکایتِ مناظره‌ رابعه عدویه با عارفانِ هم‌عصرش و تحلیلِ حدیثِ وابصه، بر این نکته پای می‌فشارد که حقیقتِ دین‌داری نه در اصرار بر اشک‌ریزی، بلکه در سبکیِ روح و بازگشت به فطرتِ بیدارِ انسانی نهفته است؛ آنجا که عشق، معنابخشِ زندگی و زایل‌کننده‌ هرگونه بدخواهی و منیت می‌شود. در این مجال بخش سوم این درس‌گفتار تقدیم مخاطبان می‌شود.

تجربه عاشقانه در چند صباحی که انسان زندگی می‌کند، زمینه توسعه یک حال مداوم برخواسته از نشاط، تحرک و حیات است نه بد دلی، بد خواهی و نامبارکی. 

شب قدر یک شب که از غروبی تا طلوعی ادامه دارد نیست شب قدر یک تحول ادامه دار است. یک شب به بلندای روشنی نه تاریکی و سیاهی

معمولا به انسان عاشق می‌گویند و خدا را معشوق می‌خوانند، اما خداوند خیلی زیبا در گفتگوهایش با داود نبی کل مخلوقات را نشانه‌ای برای شناخت عالم بالا و خودش می‌داند به این مضمون که من گنجی پنهان بودم، دوست داشتم شناخته شوم، خلائق را آفریدم تا شناخته شوم، پس رابطه عشق رابطه‌ای دو سویه هست و خدا هم بیش از ما عاشق ماست. اگر شمه‌ای از چنین عشقی در این شبها در مسیر زندگی ما جاری شود. به دنبال اصرار بر اشک‌ریزی بابت کرده‌ها و نکرده‌ها نخواهیم بود. به دنبال لیستی از خواست و نیازهای صرفا مادی نیستیم، چه بسیار عارفانی که در نگاه‌ها و آثارشان هنوز دلبستگی‌ها، دلبندی‌ها و منیت‌ها آشکار است. 

بیان داستان کوتاهی از مواجهه چهار عارف و پیام نهایی رابعه عدویه، چراغ روشنی در آستانه این شب برای ما خواهد بود.

روزی حسن بصری، مالک دینار و شفیق بلخی به دیدن رابعه عدویه که بیمار بود رفت. حسن بصری گفت: هیچ‌کس در عشق خود نسبت به خداوند صادق نیست مگر اینکه ضربه‌های خدای خود را با شکیبایی تحمل کند.

رابعه گفت: ازین گفته بوی منیت می‌آید.  شفیق بلخی گفت: هیچ‌کس در دعوی خویش صادق نیست مگر اینکه در مقابل ضربه‌های خداوند شکر به جای آورد. 

رابعه گفت: بهتر از این باید گفت؛ این سخن هنوز بوی منیت می‌دهد. مالک دینار گفت: در دعوی خود صادق نیست هر که از ضربه‌های دوست خویش لذت نبرد. 

رابعه گفت: خوب است اما بهتر از این باید گفت، هنوز سایه ضعیفی از منیت در آن نهفته است. 

همه گفتند اکنون تو خود بگو. او گفت: هیچ‌کس در دعوی خویش صادق نیست اگر با مشاهده محبوب خویش رنج و درد خود را فراموش نکند. 

شب قدر، شب عاشقانه‌هاست، شب فراموش کردن هر رنج و محنت و درد. شب دیدن نادیده‌هاست، شب حال خوش، نشاط و تحرک. 

این عشق است که به زندگی ما معنا می‌بخشد و از ایستایی و سکون رهایی می‌دهد. استغفار از گناه لازم نیست، انسان اگر عاشق شود گناه در زیست او بی معناست.

گناه یعنی هر فعلی غیر از نگاه پروردگار

وابصه نزد پیامبر از معنای اثم پرسید

رسول خوبی‌ها با دو انگشت‌شان به سینه وابصه اشاره کردند و فرمودند: «استفت قلبک، استفت قلبک» این سؤال را از قلب خودت بکن، جواب این پرسش را از قلب خودت بگیر، یعنی این یک حقیقتی است که انسان از قلب و درون و وجدان خود احساس می‌کند که این کار نیک است یا بد، چون احساس روشنایی و سبکی و تحرک و نشاط کردی در مسیر درستی و اگر حس سنگینی، کسلی، کدر و مکدری داری بر مسیر بدی قرار داری و اینها را از قلب خود احساس می‌کنی. 

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است، کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد.

انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha