
بازخوانی نهجالبلاغه، همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه 40 شمسی، بیش از یک حرکت ادبی یا دینی بود؛ این بازخوانی پاسخی هوشمندانه به نیاز جامعهای بود که در پیچوخم تاریخ و شرایط سیاسی و فرهنگی خود، به الگویی روشن و پایدار نیاز داشت. متفکران انقلاب اسلامی، نهجالبلاغه را به عنوان چراغ راه اخلاق، سیاست و ایمان اجتماعی میدیدند. اهتمام ویژه به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانی رهبر شهید حضرت آیتالله خامنهای در نخستین کنگره نهجالبلاغه در بهار ۱۳۶۰ مشاهده کرد. ایشان با نگاهی دقیق به وضعیت دنیای اسلام، هشدار دادند که امروز فاصله میان درک واقعی از اسلام و ادعای آن، به اندازه فاصله ایمان و کفر است؛ شعارها یکسان اما جهتگیریها گاهی به شدت متفاوتاند. این شرایط، همان چیزی است که میتوان آن را روزگار نهجالبلاغه نامید.
در ماه مبارک رمضان، وقتی مؤمنان با طرح قرآنی «زندگی با آیهها» هر روز با یک آیه مأنوس میشوند، مرور این آیات از منظر نهجالبلاغه فرصتی فراهم میآورد تا ایمان را به شکل عملی و ملموس در زندگی بررسی کنیم. آیه دوم سوره عنکبوت، «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»، پرسشی جدی و بیدارگر مطرح میکند: آیا انسان میتواند تنها با گفتن ایمان آوردم، از آزمون الهی عبور کند؟ پاسخ قرآن روشن است: ایمان بدون آزمون، ارزشی ندارد و هر فرد و هر جامعهای در گذر زمان و شرایط مختلف، محک خود را پس میدهد.
نهجالبلاغه، که گاه به آن «اخالقرآن» گفته شده، شرحی عملی و زنده از همین سنت الهی ارائه میدهد. امام علی (ع) در خطبهها، نامهها و حکمتهای خود، مفهوم فتنه و امتحان را نه به شکل یک حادثه گذرا، بلکه به عنوان جوهره زندگی اجتماعی و فرهنگی انسان تبیین کرده است. ایمان از نظر او، امری ایستا نیست؛ بلکه فرآیندی پویا است که در کورهگاه ابتلائات اجتماعی و فرهنگی صیقل مییابد و ظرفیتهای واقعی انسان را آشکار میکند.
واژه «یُفتَنون» در آیه، از ریشه «فتن» به معنای گداختن طلا و جدا کردن ناخالصیهاست. این تصویر، دقیقاً همان نکتهای است که امام علی (ع) در خطبه ۱۶ نهجالبلاغه بیان میکند: «وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً». او به صراحت از سنت غربالگری و آزمون سخن میگوید. این سنت، ایمان واقعی را از ادعای ظاهری جدا میکند و نشان میدهد که پایبندی عملی به ارزشها، در شرایط دشوار، تنها معیار سنجش ایمان است.
از منظر اجتماعی، مدعیان ایمان زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهند که در تلاطمهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، پایبندی خود به عدالت و اخلاق را ثابت کنند. آزمون الهی برای کشف مجهولات خدا نیست؛ بلکه برای آشکار شدن ظرفیتهای نهفته انسان و اتمام حجت بر اوست تا پاداش و کیفر، نه بر اساس ادعا بلکه بر اساس عمل عینی باشد. جامعهای که ادعای ایمان دارد اما در برابر بیعدالتی سکوت میکند یا در تقسیم بیتالمال به دنبال رانت است، در واقع در آزمون ایمان شکست خورده است.
یکی از نکات مهم نهجالبلاغه، تبیین ابزارهای امتحان است. امام علی (ع) میگوید دنیا و مظاهر آن یعنی قدرت، ثروت، شهرت و تعلقات مادی ابزارهای اصلی فتنه هستند. در خطبه ۹۳، امام هشدار میدهد که فتنهها امور را بر انسان مشتبه میکنند و حقیقت را میپوشانند. این ویژگی شبههناکی بخش بزرگی از فضای فرهنگی جامعه را در بر میگیرد و انسان مؤمن را ملزم میکند با بصیرت و هوشمندی میان حق و باطل تمایز قائل شود. آیه ۲ سوره عنکبوت هشدار میدهد که صرف ادعای زبانی کافی نیست؛ پایبندی عملی و ایستادگی بر اصول اخلاقی، اساس ایمان واقعی است.
پیوند آیه دوم سوره عنکبوت با آیه ۴۵ سوره بقره نیز قابل توجه است، که نماز و صبر را به عنوان یاریگران انسان معرفی میکند. نهجالبلاغه صبر را رأس ایمان میداند و تأکید دارد که ایستادگی بر حق در فضای مسموم فرهنگی و اجتماعی، آزمونی جدی برای مؤمن است. در حکمت ۸۲ آمده است: «علیکم بالصبر، فان الصبر من الایمان کالراس من الجسد». تحلیل اجتماعی این سخن نشان میدهد که بدون صبر و استقامت، نظام ارزشی جامعه در برابر فشارهای بیرونی و وسوسههای درونی فرو میپاشد.
نهجالبلاغه با کالبدشکافی رفتار گروههای اجتماعی در زمان آزمون، نشان میدهد که برخی افراد تنها در شرایط آسایش و رفاه، ادعای ایمان دارند، اما در زمان سختی و جهاد، از صحنه کنار میروند. خطبه ۳۴، معروف به خطبه جهاد، نمونهای از همین تحلیل است: یاران سستعنصر در مقام سخن، همراهی دارند اما در عمل، آزمون را پس نمیدهند. این دقیقاً همان «أَحَسِبَ النَّاسُ» است که قرآن مطرح میکند. آموزه علوی نشان میدهد که جامعه باید ساختاری داشته باشد که عملگرایی مؤمنانه بر شعارزدگی غلبه کند و صفوف مجاهدان راستین از افراد منفعل جدا شود.
امام علی (ع) نگاه ویژهای به دنیا دارد. در خطبه ۱۱۱، دنیا را «دارٌ بالبلاءِ محفوفَة» معرفی میکند؛ خانهای پیچیده با بلا و امتحان. این توصیف، زیرساخت معرفتی آیه دوم سوره عنکبوت را روشن میکند: دنیا محلی برای آزمون است و انتظار «ایمان بدون آزمون» غیرواقعبینانه و مخالف سنت آفرینش است. دلبستگی به مال و فرزند، که قرآن آنها را فتنه مینامد، در نهجالبلاغه به تفصیل بررسی شده است. ایمان واقعی زمانی است که در تضاد میان منفعت شخصی و حقیقت الهی، انسان حقیقت را برگزیند.
در فضای فتنهها، نهجالبلاغه نقش رهبری الهی را به عنوان کشتی نجات برجسته میکند. خطبه ۵ میگوید: «شقوا امواج الفتن بسفن النجاة». آزمون الهی گاهی در قالب پذیرش یا رد ولایت حق تجلی مییابد. جامعهای که در لحظات حساس تاریخی، معیار خود را پیروی از رهبری عادل قرار دهد، آزمون را با موفقیت پشت سر میگذارد. تجربه دوران خلافت امام علی (ع) نشان میدهد که حتی مدعیان ایمان، بدون پایبندی عملی به عدالت و اخلاق، در آزمون سربلند بیرون نمیآیند.
نگاه علوی به امتحان الهی ایجابی و تربیتی است. امتحان، فرصتی برای رشد و مقاومسازی روح انسان و کالبد جامعه است. همانگونه که فلز در کوره چکش میخورد تا شکل بگیرد، انسان و جامعه نیز در مواجهه با ابتلائات و فتنهها مقاوم و سازنده میشوند. در حکمت ۹۳ آمده است: هیچکس از فتنه و آزمون مصون نیست، بلکه باید از فتنههای گمراهکننده و خطرناک پناه جست. این نگاه، ایمان را از یک تجربه شخصی و ذهنی، به موتور محرک اجتماعی تبدیل میکند.
در نگاه علوی، آزمون تنها سختی بدنی یا فشار اقتصادی نیست؛ بلکه ایستادگی بر حق در لحظات وسوسه، منفعتطلبی و نیرنگ اجتماعی است که ایمان را میسنجند. از منظر روانشناسی اجتماعی، افرادی که در شرایط فشار و فتنه، ارزشها و اخلاق خود را حفظ میکنند، نمونه بارز انطباق ایمان و عمل هستند. نهجالبلاغه با بررسی رفتارهای انسانها در تاریخ، نشان میدهد که بسیاری از شکستهای فردی و اجتماعی، ناشی از عدم درک این رابطه است: ایمان باید با آزمون و تجربه پیوست شود تا پخته شود.
بازخوانی نهجالبلاغه در پرتو آیه دوم سوره عنکبوت، نشان میدهد که ایمان در مکتب علوی، نه یک نقطه پایان، بلکه آغاز یک مسیر پرفراز و نشیب است. قرآن با طرح پرسش «أَحَسِبَ النَّاسُ»، سادهانگاری در دینداری را نفی میکند و نهجالبلاغه با ترسیم نقشه راه عبور از فتنهها، چگونگی زیست مؤمنانه در میدان آزمون را آموزش میدهد. آموزهها، جامعه را به حالت آمادهباش اخلاقی میبرد، جایی که هر عمل، هر سکوت و هر موضعگیری، بخشی از پرونده آزمون الهی است.
نهجالبلاغه نشان میدهد که برای موفقیت در این آزمون دائمی، مؤمنان باید به سلاح بصیرت، زهد و صبر مجهز باشند. ایمان واقعی، گوهری است که در پس آشوبها، ریزشها و رویشهای اجتماعی، درخشش خود را حفظ میکند و انسان را به مقام «نفس مطمئنه» میرساند؛ مقامی که ادعا و عمل به وحدتی متعالی دست یافتهاند. جامعهای که این آموزهها را درک کند، نه تنها در برابر مشکلات اقتصادی و فشارهای سیاسی مقاوم است، بلکه توانمند در شکلدهی به یک فرهنگ اخلاقی و اجتماعی پویا میشود؛ فرهنگی که آزمونهای الهی، آن را تضعیف نمیکند، بلکه صیقل میدهد و تعالی میبخشد.
در پایان، نهجالبلاغه و قرآن دو چراغ روشن در مسیر زندگی مؤمنانه هستند: یکی مسیر را نشان میدهد و دیگری جزئیات عبور از فتنهها و آزمونها را ترسیم میکند. زندگی واقعی، صحنهای است که ایمان همواره در معرض آزمون قرار دارد و ارزش واقعی هر فرد، نه در ادعا بلکه در عملکرد او در میدان فتنه و ابتلاء، نمایان میشود. این نگاه، مؤمن را از یک تجربه فردی به عامل تغییر اجتماعی و فرهنگی تبدیل میکند؛ کسی که نه تنها خود را در آزمون پایدار میکند، بلکه جامعه را نیز به سوی عدالت و اخلاق رهنمون میسازد.
مریم اصغرپور
انتهای پیام