
جامعه ما روزهایی را تجربه میکند که با فضای جنگ، مقاومت، ایستادگی و در عین حال معنویت ماه مبارک رمضان همراه است؛ روزهایی که بسیاری از مفاهیم دینی و قرآنی که از کودکی با آن انس داشتیم و با زبان و جانمان آن را درک کردهایم، بار دیگر در مرکز توجه ما قرار گرفته است. در چنین شرایطی، بازخوانی این مفاهیم میتواند به فهم عمیقتر رخدادهایی که با آن مواجه هستیم یاریمان کند؛ رخدادهایی که یادآور میشوند تاریخ تنها مجموعهای از حوادث پراکنده نیست، بلکه مجموعهای به هم پیوسته از علل و عوامل ظاهری و باطنی است که سنتها و قوانین در عالم را تنظیم میکند.
با همین دغدغه، سرویس انديشه ایکنا به سراغ اکرم رحیمی، عضو هیأت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه پیام نور تهران رفتیم و پرسشهایمان را مطرح کردیم. از مفهوم «نصرت الهی» و شرایط تحقق آن از منظر قرآن کریم پرسیدیم. در این گفتوگو، نسبت نصرت الهی با عواملی همچون ایمان، صبر، تقوا و وحدت در سرنوشت ملتها بررسی شد و با اشاره به سرگذشتهایی مانند داستان طالوت و جالوت و نیز واقعه اُحد، از سنتهای الهی در پیروزی یا شکست جوامع سخن گفته شد.
رحیمی با طرح مفاهیمی از «جهاد اکبر» تا «جهاد کبیر» برای تحقق نصرت الهی بر این نکته تأکید میکند که بسیاری از پیروزیها و شکستهای تاریخی پیش از آنکه در میدانهای بیرونی شکل بگیرد، در عرصه درونی انسانها رقم میخورد؛ به عبارت دیگر جهاد اکبر یعنی جهاد درون و جهاد کبیر یعنی جهاد برون که خود یکی از انواع جهاد اصغر است و لازمه جهاد کبیر، جهاد اکبر است، از اینرو خودسازی، مهار نفس و اصلاح درون زمینه جهاد کبیر و سرانجام تحقق نصرت الهی در سطح فردی و اجتماعی است.
مشروح گفتگو را در ادامه میخوانیم:
ایکنا - در متون دینی و به ویژه در قرآن کریم، از «نصرت الهی» بهعنوان یکی از وعدههای خداوند به مؤمنان یاد شده است. برخی این مفهوم را صرفاً در قالب پیروزیهای ظاهری یا نظامی تفسیر میکنند؛ در حالیکه به نظر میرسد معنای آن گستردهتر و عمیقتر از این برداشت محدود باشد. از منظر قرآنی، «نصرت الهی» دقیقاً به چه معناست و چه ابعاد و جلوههایی در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنان دارد؟
در نگاه قرآن، نصرت الهی صرفاً به معنای غلبه در یک نبرد یا پیروزی نظامی نیست، بلکه مفهومی بسیار گستردهتر دارد و به هر نوع یاری، هدایت، تقویت و پشتیبانی الهی در مسیر حق اطلاق میشود. در حقیقت، نصرت الهی زمانی تحقق مییابد که انسان یا جامعه در مسیر ارزشهای الهی حرکت کند و در این راه پایبند به ایمان، تقوا و عدالت باشد و سیر حرکت از درون به برون را بپیماید.
قرآن کریم در سوره محمد آیه 7 میفرماید: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» یعنی اگر شما دین خدا را یاری کنید، خداوند نیز شما را یاری خواهد کرد و گامهایتان را استوار میسازد. این آیه نشان میدهد که نصرت الهی رابطهای عمیق با تعهد انسان به مسیر الهی دارد.
از منظر قرآن، این یاری میتواند جلوههای گوناگونی داشته باشد. گاهی دفعی و یکباره است و گاهی تدریجی، گاهی در قالب پیروزی ظاهری، گاهی شهادت و گاهی درونی و باطنی است، اما در بسیاری از موارد به شکل هدایت قلبی، آرامش درونی، بصیرت در تصمیمگیری، استقامت در برابر سختیها و حفظ انسان از لغزشها جلوه میکند. به همین دلیل قرآن در سوره عنکبوت آیه 69 میفرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» یعنی کسانی که در راه ما تلاش و مجاهده کنند، ما راههای خود را به آنان نشان خواهیم داد.
بنابراین، نصرت الهی تنیدگی خاصی نسبت به عالم درون و عالم برون دارد، به این معنا که از گذرگاه جهاد اکبر که در عالم درون است به جهاد کبیر که در عالم برون است میرسد؛ به بیان دیگر ابتدا لازم است جهاد اکبر رخ نماید به این صورت که در جهاد اکبر روابط درون مولکولی بسیار به هم تنیده میشود و کاملا مستحکم میگردد، نفس انسان کاملا مهیا و آماده است که در عرصه بیرونی فعالیت مؤمنانه داشته باشد و در جهاد کبیر که مربوط به مقابله با دشمنان و عدم اطاعت از آنان است و مبتنی بر روابط ظاهری و برون مولکولی است با ایجاد وحدت بین مؤمنان به شناخت دشمنان و واکنش به آنها که به تعبیر قرآن عدم اطاعت از دشمنان است منجر میشود؛ در واقع جایی که انسان با نفس خود، با وسوسهها، با ضعفها و با گرایشهای نادرست مبارزه کند نتیجه چنین جهاد اکبری از درون به برون سرایت کرده و ظهور و بروز آن را در وحدت آحاد جامعه در عدم تبعیت از کافران مشاهده میشود. اینجاست که وعده محقق الوقوع الهی را باید به نظاره نشست به شکل تقویت اراده، روشنشدن مسیر حق و توان ایستادگی در برابر انحرافات و سپس به غلبه بر دشمنان اسلام .
به بیان دیگر، در منطق قرآن نصرت الهی بیش از آنکه یک پیروزی صرفاً بیرونی باشد، نوعی همراهی و پشتیبانی الهی در مسیر حق است؛ همراهی که هم در زندگی فردی و هم در حیات اجتماعی انسانها آثار عمیق و ماندگاری برجای میگذارد.
ایکنا - آیا ممکن است جامعهای مؤمن باشد، اما در یک نبرد یا رویارویی دچار شکست ظاهری شود؟ قرآن کریم این مسئله را چگونه تبیین میکند و آن را با وعده نصرت الهی چگونه جمع میکند؟
براساس این آیه، مجاهده در راه خدا ـ که یکی از مهمترین جلوههای آن مجاهده با نفس است ـ با هدایت و پشتیبانی الهی همراه میشود. بنابراین هرچه انسان و جامعه در مسیر تزکیه نفس، تقوا و خودسازی گام بردارند، زمینههای دریافت نصرت الهی نیز بیشتر فراهم میشود.
به تعبیر دیگر، نصرت الهی تنها یک امداد بیرونی نیست؛ بلکه ریشه آن در اصلاح درون انسانها و پیروزی در جهاد اکبر قرار دارد. وقتی این پایههای درونی تقویت شود زمینه جهاد کبیر که اطاعت نکردن از دشمنان اسلام است را به همراه دارد به تعبیر آیه کریمه 52 از سوره فرقان (فلا تطع الکافرین و جاهدهم جهادا کبیرا) بنابراین جامعه توان بیشتری برای ایستادگی در مسیر حق و بهرهمندی از یاری الهی پیدا خواهد کرد.
ایکنا - با توجه به اینکه اکنون در ماه معنوی و مبارک رمضان قرار داریم و این جنگ نیز در همین ایام به جامعه تحمیل شده است، در کنار تلاشها و مجاهدتهای اجتماعی، چه عواملی میتواند به تقویت امید، آرامش و روحیه استقامت در جامعه کمک کند؟
در چنین شرایطی، در کنار تلاشها و مسئولیتهای اجتماعی و فرهنگی، توجه به بعد معنا و معنویت در زندگی اهمیت ویژهای پیدا میکند. ماه مبارک رمضان خود فرصتی برای بازگشت بیشتر به خداوند، تقویت ایمان و اراده و بازسازی روحی انسان است. در ماه مبارک رعایت اخلاق، قلب پاک، نیت خالص و عبادات و انفاق میتواند بهرهمندی واقعی از ماه مبارک باشد که میتواند نقش مهمی در افزایش امید و آرامش در جامعه ایفا کند.
یکی از مهمترین عوامل تقویت روحیه در این شرایط، دعا و استمداد از خداوند است. دعا در فرهنگ دینی تنها یک عمل عبادی فردی نیست، بلکه نوعی پیوند عمیق میان انسان و خداوند ایجاد میکند و به انسان احساس اتکا، امید و اطمینان میبخشد. هنگامی که جامعه در کنار تلاش و مجاهدت، دلهای خود را متوجه خداوند میکند، این پیوند معنوی میتواند قدرت روحی و پایداری بیشتری در برابر دشواریها ایجاد کند.
در کنار دعا، توسل به اولیای الهی نیز در سنت دینی ما جایگاه مهمی دارد. یاد و توسل به پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) میتواند به تقویت روحیه معنوی، همبستگی اجتماعی و امید در دلهای مردم کمک کند. این توجه معنوی به جامعه یادآوری میکند که انسان در مسیر حق تنها نیست و همواره میتواند از لطف و رحمت الهی بهرهمند شود.
در حقیقت، قرآن میخواهد به انسان بیاموزد که نصرت الهی تنها یک امداد بیرونی نیست، بلکه نتیجه یک سبک زندگی ایمانی و مجاهدانه است؛ سبکی از زندگی که در آن انسان و جامعه در جهت ارزشهای الهی حرکت میکنند و از این رو شایسته یاری و حمایت خداوند میشوند.
ایکنا - قرآن کریم در آیات متعددی به «سنتهای الهی» در تاریخ اشاره میکند و سرنوشت ملتها را تنها وابسته به قدرت ظاهری یا امکانات مادی نمیداند. از منظر قرآن، چه قوانین و سنتهایی در پیروزی یا شکست ملتها نقش دارند و حوادث دشواری مانند جنگها چه نسبتی با سنت «امتحان الهی» پیدا میکنند؟
قرآن برای تاریخ بشر سنتهای ثابتی را بیان میکند که از آنها به «سنن الهی» تعبیر میشود. از طرف دیگر در سوره رعد آیه 11 میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» تغییر سرنوشت ملتها منوط به تغییر خود آنهاست. بر اساس این سنتها، پیروزی و شکست ملتها تابع عواملی مانند ایمان، استقامت، عدالت و پایبندی به ارزشهای الهی است. اگر جامعهای دچار سستی، اختلاف یا دنیاطلبی شود، ممکن است از نصرت الهی محروم گردد.
در نگاه قرآن، بسیاری از رخدادهای بزرگ تاریخی ـ به ویژه حوادث سختی مانند جنگها ـ صرفاً یک رویداد سیاسی یا نظامی نیستند، بلکه میدانی برای امتحان الهی به شمار میآیند؛ امتحانی که در آن میزان ایمان، صبر، اطاعت و استقامت انسانها آشکار میشود.
برای نمونه، قرآن در داستان طالوت و جالوت نشان میدهد که نصرت الهی پس از گذر از آزمونهای دشوار تحقق مییابد. در این ماجرا ابتدا به فرمان الهی، طالوت بهعنوان رهبر برگزیده شد؛ اما پیش از رویارویی با دشمن، یاران او در آزمونی سخت قرار گرفتند. بسیاری در این آزمون از همراهی بازماندند و تنها گروه اندکی که صبر و استقامت بیشتری داشتند در کنار او باقی ماندند. قرآن درباره آنان میفرماید که با وجود کمیِ تعداد، با ایمان و توکل به خداوند به میدان آمدند و سرانجام نصرت الهی شامل حال آنان شد.
در مقابل، قرآن در واقعه جنگ اُحد نمونهای از شکست ظاهری مسلمانان را بیان میکند. در حالی که پیامبر اکرم(ص) در میان آنان حضور داشت، بخشی از سپاه به دلیل نافرمانی از دستور پیامبر(ص) و گرایش به منافع دنیوی، موضع خود را ترک کردند و همین امر زمینه تغییر شرایط جنگ را فراهم کرد. قرآن این رخداد را نتیجه ضعف در اطاعت و دنیاطلبی برخی از افراد میداند.
این ماجرا نشان میدهد که در نگاه قرآن، سنتهای الهی حتی در حضور پیامبر(ص) نیز جاری است؛ به این معنا که پیروزی و نصرت الهی تنها به ادعا یا حضور ظاهری در جبهه حق وابسته نیست، بلکه به ایمان، اطاعت، صبر و پایبندی عملی به فرمان الهی بستگی دارد. اگر جامعهای این اصول را رعایت کند، زمینه نصرت الهی فراهم میشود؛ اما اگر از این مسیر فاصله بگیرد، ممکن است با شکستها و دشواریهایی روبهرو شود که خود بخشی از فرآیند بیدارسازی و اصلاح آن جامعه به شمار میآید.
باید توجه داشت که بسیاری از عوامل شکست یا پیروزی که قرآن به آنها اشاره میکند، ریشه در وضعیت درونی انسانها دارد. همانگونه که در واقعه اُحد دیدیم، عواملی مانند دنیاطلبی، سستی یا نافرمانی میتواند مسیر یک جامعه را تغییر دهد. از همین جاست که در تعالیم اسلامی بر مفهومی عمیق به نام «جهاد اکبر» تأکید شده است .
ایکنا - شما به نقش ایمان، صبر، تقوا و وحدت در تحقق نصرت الهی اشاره کردید. قرآن کریم برای تحقق وعده «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ» چه شرایط و الزاماتى بیان میکند؟
در منطق قرآن کریم، نصرت الهی وعدهای قطعی است، اما این وعده در چارچوب سنتها و قوانین الهی تحقق مییابد. به بیان دیگر، نصرت الهی امری تصادفی یا بدون مقدمه نیست، بلکه تحقق آن با مجموعهای از شرایط معنوی، اخلاقی و اجتماعی پیوند دارد به عبارت دیگر تلفیق و مجموعه ای از جهاد ها (جهاد اکبر و جهاد کبیر). از همین رو قرآن در آیه «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (محمد: ۷) در واقع یک رابطه متقابل را بیان میکند؛ یعنی یاری خداوند در گرو آن است که انسانها و جوامع مؤمن در عمل به یاری دین خدا برخیزند.
شرط ایمان حقیقی یکی از مهمترین شروط تحقق نصرت الهی محسوب می شود. ایمان در قرآن علاوه بر باورمندی قلبی، تعهد عملی و پایبندی به ارزشهای الهی و اقرار زبانی است. جامعهای که ایمان را در رفتار و ساختار زندگی خود جاری کند، زمینه بهرهمندی از یاری الهی را فراهم میسازد، ایمان هم در جهاد کبیر و هم در جهاد اکبر نقش بسزایی دارد.
شرط دیگر تقوا است؛ تقوا یعنی دارا بودن یک قدرت روحانی قوی که در همه احوالات انسان جریان دارد، یعنی ادب حضور در پیشگاه حضرت حق (جل جلاله)، یعنی مراقبت دائمی از رفتار و تصمیمها در پرتو رضایت الهی. قرآن بارها تأکید میکند که تقوا عامل گشایش و یاری الهی است. انسانی که در پرتو تقوا زندگی میکند، از لغزشها و انحرافهایی که میتواند مسیر او را از حق دور کند، مصونتر میماند.
شرط مهم دیگر صبر و استقامت است. مسیر حق همواره با دشواریها، آزمونها و فشارها همراه است. قرآن تصریح میکند که یاری خداوند در کنار مصلین و صابران است: «استَعینُوا بِالصَّبرِ و الصَّلاة إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ». بنابراین جامعهای که در برابر مشکلات دچار سستی و عقبنشینی نشود و با استقامت راه خود را ادامه دهد، بیشتر در معرض نصرت الهی قرار میگیرد.
همچنین وحدت و پرهیز از اختلاف از شروط مهم نصرت الهی به شمار میرود. قرآن در اينباره هشدار میدهد: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ» (انفال: ۴۶) یعنی با یکدیگر نزاع و اختلاف نکنید که سست میشوید و قدرت شما از میان میرود. این آیه نشان میدهد که اختلاف و تفرقه میتواند زمینههای شکست را فراهم کند و جامعه را از نصرت الهی دور سازد.
بر این اساس میتوان گفت نصرت الهی در قرآن وعدهای مشروط به حرکت انسان در مسیر الهی است. هرگاه ایمان، تقوا، صبر، اطاعت و وحدت و حرکت آحاد جامعه در عرصه های گوناگون تقویت شود، زمینههای تحقق نصرت الهی نیز فراهم میشود؛ اما اگر این عناصر تضعیف شوند، جامعه ممکن است با دشواریها یا حتی شکستهای موقت روبهرو گردد.
جهاد اکبر در واقع به معنای مبارزه انسان با نفس، خواستههای نادرست و ضعفهای اخلاقی درونی است. انسان در این میدان با عواملی مانند غرور، حرص، دنیاگرایی، ترس و خودخواهی روبهرو میشود. اگر این عوامل در درون انسان مهار نشوند، میتوانند حتی در بزرگترین صحنههای اجتماعی و تاریخی نیز اثر بگذارند و زمینه لغزش و شکست را فراهم کند..
تغییر مسیر جامعه نه تنها به وضعیت درونی انسانها وابسته است بلکه به شرایط بیرونی هم وابسته است که در تعالیم اسلامی و اولین بار امام شهید انقلاب (قدس الله نفسه الزکیه) به آن تأکید وافری داشتند « جهاد کبیر» است که یکی از انواع جهاد اصغر میباشد و در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی میتواند مؤثر باشد همانطور که بارها و بارها از زبان قائد و امام شهید انقلاب جهاد تبیین را شنیدیم که میتوان آن را استنتاج از جهاد کبیر دانست که در همه عرصههای بیرونی جامعه مورد توجه است.
ارتباط «جهاد اکبر» و «جهاد کبیر» به این صورت است که جهاد اکبر مقدمه و لازمه جهاد کبیر است، پیروزی در میدانهای بیرونی تا حد زیادی با موفقیت در جهاد درونی پیوند دارد. جامعهای که افراد آن در مسیر خودسازی، تقوا و کنترل نفس حرکت میکنند، در برابر وسوسهها و انحرافها مقاومتر است و میتواند در شرایط دشوار نیز بر اصول خود پایدار بماند و نه تنها از درون بلکه از بیرون پیروز شوند
قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره میکند که تلاش و مجاهدت صادقانه در راه خداوند، زمینه هدایت و یاری الهی را فراهم میسازد. خداوند میفرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (عنکبوت: ۶۹) یعنی کسانی که در راه ما مجاهده کنند، ما راههای خود را به آنان نشان خواهیم داد. از سوی دیگر مجاهدت در راه خدا دارای مراتبی است اعم از قلبی، زبانی و عملی.
در مرتبه قلبی که از ایمان نشأت میگیرد مقدمه و موتور محرکه مراتب بعدی است. در جنگ رمضان انگیزه قلبی و جوش و خروشی که از قلبهای داغدار و حزین ابرملت ایران برخاسته و به همدلی و همگرایی ملی و اسلامی مبدل شده است، وحدتی است که متضمن یاری و نصرت الهی است.
در مرتبه زبانی با بیان و بنان دستورهای الهی و ارزشهای انسانی را با محوریت مساجد، عالمان، نخبگان، فرزانگان، خطیبان، به یاری و نصرت الله میشتابند.
مرتبه عملی، دفاع از اسلام و اطاعت نکردن از دشمنان است که عرصههای مختلفی اعم از سیاست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ دارد.
از منظر قرآن کریم، ایمان به خداوند به معنای مصونیت کامل از همه شکستهای ظاهری و دشواریها نیست. ممکن است جامعهای مؤمن در مقاطعی با سختیها، فشارها یا حتی شکستهای ظاهری روبهرو شود. قرآن این واقعیت را به صراحت بیان میکند تا روشن سازد که نصرت الهی در چارچوب سنتها و قوانین الهی تحقق مییابد و تحقق آن وابسته به مجموعهای از شرایط معنوی و عملی است.
یکی از روشنترین نمونههای این مسئله در جنگ اُحد دیده میشود. در آغاز این نبرد، مسلمانان با ایمان و اتحاد وارد میدان شدند و نشانههای پیروزی نیز آشکار شد. اما بخشی از نیروها که مأموریت داشتند از موضعی راهبردی محافظت کنند، به دلیل غفلت از فرمان پیامبر اکرم(ص) و تحت تأثیر تمایل به غنیمتهای جنگی، جایگاه خود را ترک کردند. همین نافرمانی سبب شد دشمن از همان نقطه حمله کند و شرایط میدان نبرد تغییر یابد.
قرآن کریم این رخداد را چنین تحلیل میکند: «وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّىٰ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُم…» (آلعمران: ۱۵۲) یعنی خداوند وعده خود را تحقق بخشید آنگاه که دشمن را به فرمان او شکست میدادید، اما هنگامی که سستی کردید، اختلاف ورزیدید و نافرمانی نمودید، شرایط تغییر کرد.
این آیات نشان میدهد که نصرت الهی امری بیقید و شرط نیست؛ بلکه با ایمان، اطاعت، وحدت، صبر و پایبندی به اصول الهی پیوند دارد. هرگاه این عوامل تضعیف شود، حتی جامعهای مؤمن نیز ممکن است با مشکلات یا شکستهای موقت روبهرو شود.
در عین حال، قرآن چنین رخدادهایی را صرفاً شکست نمیداند، بلکه آنها را فرصتی برای تربیت، بیدارسازی و اصلاح جامعه مؤمنان معرفی میکند. در ادامه همین آیات، خداوند به حکمتهای این حوادث اشاره میکند؛ از جمله آشکار شدن صداقت ایمان، پالایش صفوف مؤمنان و رشد روحی جامعه.
بنابراین در منطق قرآن، شکستهای ظاهری لزوماً به معنای نبود نصرت الهی نیست. گاه این حوادث بخشی از فرآیند آزمون، تربیت و تکامل جامعه مؤمن به شمار میآید. مهم آن است که جامعه از این تجربهها درس بگیرد، به اصلاح درونی بپردازد و دوباره با ایمان، انسجام و توکل بیشتر در مسیر حق گام بردارد.
انتهای پیام