به گزارش خبرنگار ایکنا از قزوین، مسعود جانبزرگی، استاد روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در وبینار آموزشی ویژه ماه مبارک رمضان که شب گذشته، 24 اسفندماه به همت دپارتمان درمان معنوی مرکز طلیعه سلامت و مرکز دانشبنیان گسترش و آزمایش روانشناسی معنوی جانبزرگی برگزار شد، گفت: در چند فراز نخست دعای ابوحمزه ثمالی، از توحید سخن گفته و یادآوری شده که با توحید، نجات حاصل میشود.
بیشتر بخوانید:
وی ادامه داد: دعای ابوحمزه نقشه زندگی معنوی را در اختیار ما قرار میدهد و اگر مفاهیم آن را در پیوستگی با یکدیگر بررسی کنیم، درمییابیم که خود یک برنامه درمانی عمیق و ارزشمند است.
این استاد روانشناسی تصریح کرد: در آغاز دعا، امام سجاد(ع) از خداوند میخواهد که با لطف و فضل خویش رفتار کند؛ سپس هویت معنوی انسان را ترسیم میکند و تکلیف ما را با خدا روشن میکند. او ویژگیهای انسان را بیان میکند و میگوید: ما خود را چنین میشناسیم و تو میدانی که من بخیل و تنبلم؛ اگر مرا به دیگران واگذار کنی، حال من بد میشود و اگر به مردم وانهاده شوم، مورد تحقیر و اهانت قرار خواهم گرفت.
وی بیان کرد: در جلسات قبل گفته شد اگر دعای ابوحمزه را بهصورت عملی بهکار گیریم، دائماً این پیام را میدهد که گرفتار پندارهها نباشیم. اما چگونه توحید میتواند رنج را زدوده و رنجزدایی کند؟ از منظر درونی، هنگامیکه در باطن انسان میان «ادراک» و «واقعیت» فاصله میافتد، پنداره شکل میگیرد. اگر این فاصله در شناخت خودمان رخ دهد، به آن خودپنداره میگوییم. وقتی نیت ما از واقعیت دور باشد، عمل ما نیز از نتیجهاش فاصله میگیرد و عملی که میان نیت و نتیجهاش گسست باشد، به رنجی «کثیف» بدل میشود.
جانبزرگی اظهار کرد: رنج تمیز، رنج واقعی است؛ ولی زمانی که به افسردگی منجر شود، دیگر تمیز نیست. در دنیا ظلم بهصورت طبیعی وجود دارد و خداوند به ظالمان مهلت میدهد. اما هنگامی که از شدت ناتوانی شکایت و غر میزنیم، پنداره تولید میشود، به عصبانیت میرسیم و نتیجه مطلوبی نخواهیم گرفت؛ زیرا عملِ برخاسته از پنداره، نتیجهای واقعی ندارد.
وی گفت: امام سجاد(ع) در این دعا هویت واقعی انسان را آشکار میکند و میگوید: ما به وسیله خدا، خودِ خدا را شناختیم. دعا بهصورت گفتوگویی میان بنده و پروردگار پیش میرود. در فراز چهارم، ادراک امام سجاد(ع) یقینی و شفاف است.
این استاد روانشناسی مطرح کرد: این سؤال مطرح میشود که چرا توحید رنجزدایی میکند؟ در پاسخ باید بگوییم که وقتی مبدأ عمل ما غیرواقعی باشد و خدای ساخته ذهن جای خدای حقیقی را بگیرد، ادراک ما از واقعیت مخدوش میشود، نیت از درون آلوده میشود و عمل با نتیجه سازگار نیست؛ از همینجاست که «رنج کثیف» پدید میآید. اما اگر مبدأ را درست بگذاریم، یعنی خداوند را در کنار عمل ببینیم، آنگاه ادراک، عمل و نتیجه به یکدیگر نزدیک میشوند، و رنج، صورت واقعی و قابل فهم میگیرد.
وی اظهار کرد: توحید درمانکننده است، زیرا ما را با خود و با جهان هستی یگانه میکند. در جهان امروز، انسانهایی مانند ترامپ و نتانیاهو هیچ مسئولیتی در برابر رفتار خود نمیپذیرند و هر کاری بخواهند انجام میدهند. این وضعیت تنها با ادراک توحیدی قابل فهم است؛ چون در پرتو توحید میفهمیم چرا شیطان وجود دارد.
جانبزرگی اضافه کرد: نجات در گرو ادراک توحیدی است. اگر توحید از ما گرفته شود، مردم در برابر خطر حاضر نخواهند شد، چون منطق ترس فعال میشود؛ اما آنان که از توحید برخوردارند، نمیترسند، زیرا مرگ را ادامه زندگی میدانند.
وی بیان کرد: سلامت این دنیا به جهان پیش از تولد و پس از مرگ نیز وابسته است. دنیاهای پیش و پس در پیوست با این جهاناند و هنگامی که تفکر توحیدی در انسان حضور دارد، هر عملش زندگی تولید میکند. از همینرو توحید، درمانکننده است و ما را از پراکندگی و بیهدفی نجات میدهد.
این استاد روانشناسی تشریح کرد: تفکر توحیدی پیام روشنی دارد، هرگاه در جلسات باطل شرکت میکنیم، مغز خود را در اختیار آن فضا میگذاریم. مغز محل تولید نیت باطنی و رشد ماست؛ اگر در اختیار دیگران باشد، آنان دادههای نادرست در آن میریزند. دعای ابوحمزه دقیقاً برای همین طراحی شده است؛ از یکسو میگوید توحید نجاتدهنده است و از سوی دیگر گفتوگوی با خدا احیاکننده و حیاتبخش است. دعای ابوحمزه زندگی کردن را به ما میآموزد، توحید احیاگری را مضاعف میکند و میان تفکر و عمل توحیدی چرخهای پویا برقرار میشود. این چرخه، رابطه توحید و روان را متعادل کرده، انسجام درونی پدید میآورد.
وی گفت: انسجام درونی، امید و اعتماد میزاید و امید، سرچشمه تمام سرمایههای پایدار است. وقتی انسجام درونی شکل بگیرد، فعالیتهای انسان هدفمند میشود و از سردرگمی و عقبوجلورفتن در زندگی رها میگردد. خداوند ما را تنظیم میکند و این نقطه، جایی است که بحثی ژرف آغاز میشود.
جانبزرگی بیان کرد: وقتی فعالیت هدفمند شود، چارچوب هیجانی ما حول یک هیجان عاشقانه تنظیم میگردد؛ در اینجاست که انسان از اعماق جان میگوید: «وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى تَحَبَّبَ إِلَىَّ وَهُوَ غَنِيٌّ عَنِّي؛ خدا را سپاس که با من دوستی ورزید، درحالیکه از من بینیاز است.»
وی تأکید کرد: خداوند عاشق بنده بوده و همواره منتظر است که بنده بخواهد، در دعای ابوحمزه ثمالی نیز آمده است «وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى يَحْلُمُ عَنِّى؛ خدا را سپاس که بر من بردباری میکند»، «حَتَّىٰ كَأَنِّى لَاذَنْبَ لِى؛ تا آنجا که گویی مرا گناهی نیست». در این بخش از دعا، امام سجاد(ع) میگوید حمد مخصوص خدایی است که بنده گناهکار را تحمل میکند. بنده وقتی رفتار خداوند را میبیند، گاه به خود شک میکند که آیا گناهی داشته است یا نه؛ همین بزرگواری سبب میشود بسیاری از بندگان حاضر شوند جان خود را برای خدا بدهند، زیرا به مرتبه ادراک عالی رسیدهاند.
انتهای پیام