به گزارش ایکنا، عباس حسیننژاد، مدیر دفتر طنز حوزه هنری و نویسنده کتابهای «مناجاتنامه» و «خدایانامه»(از تولیدات انتشارات سوره مهر)، در گفتوگو با ایکنا به تشریح تجربه شخصی خود در نگارش مناجاتنامههایی با زبان صمیمی، بیتکلف و نزدیک به زیست انسان معاصر پرداخت.
وی با اشاره به بهرهگیری از فرصت کوتاه سحرگاهی در سالهای گذشته، گفت: همیشه سعی میکردم آن حدود هشت دقیقهای را که برای احتیاط بین اذان و اقامه صبح توصیه میشود، غنیمت بدانم. این مسئله بهویژه در ماه رمضان که اغلب بیدار هستیم و دلها آمادگی بیشتری دارد، پررنگتر بود و همین زمانهای کوتاه کمکم به فرصتی جدی برای نوشتن تبدیل شد.
حسیننژاد افزود: نوشتن مناجات در ابتدا با نیت انتشار کتاب نبود، بلکه از دل یک نیاز شخصی آغاز شد. در آن لحظهها، شروع به نوشتن حرفهای دلم با خدا کردم؛ با همان زبان صمیمی که در خلوتهایم داشتم. باور من همواره این بوده که باید بتوان با خدا راحت حرف زد و وقتی این گفتوگو را مکتوب میکردم، تلاش داشتم همان صمیمیت حفظ شود و حتی گاهی با نگاهی لطیف و اندکی طنز همراه باشد.
این نویسنده ایده محوری آثارش را «عادیسازی گفتوگو با خداوند» دانست و تصریح کرد: همه ما با خدا حرف میزنیم، اما وقتی قرار است این حرفها به ادبیات تبدیل شود و در قالب کتاب ـ بهعنوان متعالیترین جلوه فرهنگ ـ عرضه گردد، کار دشوارتر میشود. تمام تلاش من این بود که نشان دهم میشود با خداوند راحت سخن گفت.
وی با بیان اینکه حاصل این مسیر، شکلگیری دو کتاب با فاصله زمانی چند ساله بوده است، تأکید کرد: زبان و مضامین این آثار از خلأ نیامدهاند. سالها با دعا زیستهایم؛ از دعای کمیل هفتگی و مناجاتهای حضرت سجاد(ع) گرفته تا متون ادبی مانند مناجاتهای خواجه عبدالله انصاری، اشعار قلههای ادب فارسی و آثار معاصر مثل مناجاتهای سید مهدی شجاعی و شهید چمران. همه اینها در ذهن من تهنشین شده بود و بهشکل این کلمات بیرون آمد تا بتوانم بیانی تازه به آنها بدهم و از زاویهای دیگر به این گفتوگو بنگرم.
مدیر دفتر طنز حوزه هنری، نوشتن در این فضا را کاری دشوار توصیف کرد و ادامه داد: امسال که دوباره در این شبها مینویسم، حس میکنم کار سختتر شده است. شاید ذهن نیاز به آمادگی خاصی دارد و آن سالها این آمادگی در من بیشتر بود. بر همین اساس، به دوستان جوانم توصیه میکنم فرصت جوانی را برای تولید آثار نوشتاری خوب از دست ندهند.
وی درباره روند انتشار آثارش توضیح داد: نوشتههای من ابتدا در شبکههای اجتماعی منتشر میشدند، اما پس از دریافت بازخورد مخاطبان، به این نتیجه رسیدم که اگر این متنها در قالب کتاب منتشر شوند، اتفاق خوبی رقم میخورد. امروز گرچه هدفمندتر مینویسم، اما از کتابهایم راضی هستم، چراکه بازخوردهای دلگرمکنندهای گرفتهام؛ هرچند همیشه جا برای بهتر شدن وجود دارد.
حسیننژاد در بخش دیگری از سخنان خود به پروژههای در دست انجام خود اشاره و اظهار کرد: علاوه بر ادامه نوشتن مناجاتها و متنهای عاشقانه، حدود دو تا سه سال است که روی مجموعهای کار میکنم که احتمالاً «اشارات» نام خواهد گرفت. در این مجموعه، هر روز از هفته با انسان حرف میزند و هر کدام اشارهای به مسیر زندگی، شیوه حرف زدن، راه رفتن و فکر کردن دارند. در حال حاضر با مشورت دوستان اهل فن، به دنبال یافتن شیوه مناسبی برای عرضه این متنها به صورت کتاب هستم.
این نویسنده با ابراز خرسندی از استقبال مخاطبان، یادآور شد: کتاب «مناجاتنامه» به چاپ نهم رسیده است و دلیل این ارتباط مؤثر، اصالت متن است. بارها از سوی عالمان، نویسندگان و حتی افراد کاملاً ناشناس پیامهایی دریافت کردهام که گفتهاند این جملات حرف دل آنهاست. آدمها فقط به یک بهانه برای حرف زدن با خدا نیاز دارند و این کتابها تا حدی آن بهانه را فراهم کردهاند.
وی اضافه کرد: برخی مخاطبان حتی گفتهاند که با باز کردن کتاب، جملهای دقیقاً متناسب با حالوهوای آن لحظهشان آمده است که این موضوع برای خود من نیز تجربهای معنادار بود.
حسیننژاد در پایان با تأکید بر اینکه راه برای صمیمیتر حرف زدن با خداوند همیشه باز است، به بیان خاطرهای تکاندهنده پرداخت و اظهار کرد: مدتی پیش دختری مناجاتی از کتاب را با این مضمون که «خدایا، ما را شکار کن با دستودلبازیهایت» برای دوستش فرستاده بود و در صفحه شخصیاش منتشر شد. مدتی بعد، خبر شهادت همان دختر در حادثه تروریستی کرمان منتشر شد. این اتفاق برای من بسیار عجیب بود و نشان داد که کلمات گاهی فراتر از آنچه فکر میکنیم، زندگی میکنند.
این نویسنده در پایان گفت: مسئله اصلی، به زبان آوردن این گفتوگو با خداست و این کتابها تلاشی برای سادهتر کردن زبان دعا بود تا بتوانیم راحت بگوییم و با گفتنش، نفس راحتی بکشیم.
انتهای پیام