کد خبر: 4341799
تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۷
۳٠ تپش از قلب قرآن/ ۲۹

پیوند حقیقت «سلام» با باطن سوره یس

یک پژوهشگر قرآنی گفت: حقیقت ملکوتی «سلام»، یکی از اسماء حسنای الهی، در پیوندی عمیق با باطن سوره یس، لیلةالقدر و مقام حضرت فاطمه(س) تبیین می‌شود و در کنار آن، مفهوم عهد الهی نیز به‌مثابه پیوند فطری انسان با مسیر هدایت و سرنوشت معنوی او مورد توجه قرار می‌گیرد.

آیه ۵۸ سوره یسماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده می‌درخشد، فرصتی است تا از دریچه‌ای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیده‌اند، نه‌تنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیه‌اش پنجره‌ای به‌سوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی می‌گشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسله‌گفت‌وگوهایی به‌مناسبت این ماه با علی‌اکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره بیست‌ونهم به بررسی سلام و حقیقت فاطمی، فاطمه(س) قلب رسالت و عهد الهی و فطرت انسان پرداخته است. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سوره‌های یس و قدر آشنا می‌کند.

ایکنا ـ در ادامه مبحث پیشین، بفرمایید در معارف قرآنی و عرفانی، کلمه «سلام» چه جایگاهی دارد و چرا از آن با عنوان حقیقتی محوری یاد می‌شود؟

تجلی عرشی در کلمه ملکوتی «سلام» که از اسماء حسنای الهی است، عینیت یافته، چنانکه خدای متعال می‌فرماید: «هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزیزُ الْجَبّارُ الْمُتَکَبِّرُ…؛ اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، همان فرمانروای پاک، سالم از هر عیب و نقص، ایمنی‌بخش، چیره و مسلط، شکست‌ناپذیر، جبران‌کننده، شایسته بزرگی و عظمت است.» (سوره حشر/ آیه ۲۳)


بیشتر بخوانید:


بزرگان تفسیر و تأویل معتقدند همان‌گونه که سوره مبارکه یس قلب قرآن کریم است، به استناد «لِکُلِّ شَیءٍ قَلْبٌ»، آیه «سلام» قلب سوره مبارکه یس، کلمه «سلام» قلب آیه سلام و در نتیجه، قلبِ قلبِ قلبِ قرآن کریم «سلام» است.

براساس محاسبات ابجد کبیر، یاسین مساوی با سلام، یعنی ۱۳۱ است و براساس ابجد صغیر، هر دو معادل ۵ هستند. از سویی، آیه سلام در سوره مبارکه قدر، قلب سوره قدر و قلب آیه سلام در سوره قدر نیز «سلام» است.

ایکنا ـ چه ارتباطی میان حقیقت سلام و جایگاه حضرت فاطمه(س) در معارف اسلامی بیان شده است؟

بنابر روایات معتبر، قلب و باطن لیلةالقدر، فاطمه بنت رسول‌الله علیهماالسلام است؛ یعنی فاطمه(س) تجسم، تبلور و تعین سلم و سلام و سلامتی است. از این رو، پیامبر رحمت(ص) در وصف اُم‌ابیها فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ وَیَرْضى لِرِضاها» و نیز فرمودند: «نُورُ ابْنَتی فاطِمَةَ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَابْنَتی فاطِمَةُ أَفْضَلُ مِنَ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ…»؛ یعنی فاطمه ام‌الحسنین(ع)، صاحب اسم حسنای الهی «سلام»، آیینه تمام‌نمای حضرت سلام جلّت عظمته، «قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ» و در بیانی دیگر «هِیَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» است. 

مطلع فجر فاطمی کی و کجاست؟ او شفیع یوم الجزا، مقام بلند اجرای آیه «وَلَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى» (سوره ضحی/ آیه ۵)، کوثر قرآن، کوثر پیامبر(ص)، کوثر ولایت، کوثر امامت، کوثر رضایت، کوثر حق و حقیقت و کفو ساقی کوثر است. فاطمه «سلام» است. آخرین حجت الهی که ظهورش معجل باد، در مطلع فجر مهدوی طبق اساسنامه و مرامنامه مادرش عمل خواهد کرد که اسوه حسنه او و در تعبیری استثنایی، ام‌ابیهاست؛ پدر نبی معظم و مکرمی که خاتِم و خاتَم سلسله جلیله انبیا، بهانه پربهای خلقت، محمد مصطفی(ص) است؛ پیامبری که عالی‌ترین مصداق سلام و صلوات الهی و الهیون است: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلیمًا؛ خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‌فرستند، اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، بر او درود فرستيد و در برابر اوامر او كاملاً تسليم باشيد.» (سوره احزاب/ آیه ۵۶)

در تعبیری بسیار زیبا و عمیق، امیر بیان و بنان، امام علی(ع) می‌فرمایند: «إِنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ سِبْطا هذِهِ الْأُمَّةِ وَهُما مِنْ مُحَمَّدٍ(ص) کَمَکانِ الْعَیْنَیْنِ مِنَ الرَّأْسِ، وَأَمَّا أَنا فَکَمَکانِ الْیَدِ مِنَ الْبَدَنِ، وَأَمَّا فاطِمَةُ فَکَمَکانِ الْقَلْبِ مِنَ الْجَسَدِ...؛ حسن و حسين دو نوه اين امت هستند و نسبت به محمد چونان جاى دو چشم‌اند براى سر و من چونان جاى دو دستم براى پيكر و فاطمه چونان قلب براى جسم است.» (بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۳۵۲)

اگر اندکی در معنا و کارکرد قلب در پیکر موجودات زنده بیندیشیم و در نقش حیاتی و وجودی این عضو بی‌نظیر تأمل کنیم، نسبت فاطمه(س) با پیامبر(ص) را بسیار فراتر از رابطه عاطفی پدر و دختری خواهیم یافت.

اندکی بیشتر تأمل کنیم؛ این قلب در کدام پیکر است؟ این پیکر کیست و چیست؟ اهمیت کارکردی هر قلب به اهمیت و عظمت صاحب آن است. بی‌تردید ارزش قلب موجودات غیرانسان دون ارزش قلب انسان است و یقیناً ارزش قلب انسان‌های مفید و مؤثر و شایسته، فراتر از ارزش قلوب انسان‌های عادی است. بر همین سیاق، ارزش و اهمیت و عظمت قلب انسانی که بهانه آفرینش کائنات و بدون شک بهترین و برترین موجود عالم وجود است، در مرتبه‌ای خارج از فهم و تصور ماست.

با این اوصاف، قلب در قلب، سلام در سلام، هزار تویی درهم است که نور در نور، نور بر نور، عرش را درمی‌نوردد، سدرةالمنتهی را احاطه می‌کند، ملکوت را می‌پیماید، کرسی را در تصرف درمی‌آورد، افق اعلی را هویت می‌بخشد، جنةالمأوی را صفا می‌دهد و در یک کلام، در ادنی از قاب قوسین، خدا را در جایگاه صدق می‌یابد: «فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ؛ در جایگاهی حق و پسندیده نزد پادشاهی توانا.» (سوره قمر/ آیه ۵۵) و توفیق رؤیت آیات کبری را در مقامات قرب حداکثری، وحدت شهود، فناء فی‌الله و بقاء بالله و در نهایت در مقام جمع الجمعی، به نام قدسی خود و خاندان پاکش سکه می‌زند: «وَلَقَدْ رَأى مِنْ آیاتِ رَبِّهِ الْکُبْرى؛ به‌راستی که بخشی از نشانه‌های بسیار بزرگ پروردگارش را دید.» (سوره نجم/ آیه ۱۸)

مجدداً به فرمایش سراسر حق و صدق امیرالمؤمنین امام علی(ع) توجه می‌کنیم که فرمودند: حسنین(ع) چشمان پیامبرند؛ به این معنا که اِبصار، بصیرت، مشاهده و شهود مقام عالی‌شأن رسالت از برکت وجود این دو سبط بزرگوار است. علی‌ بن‌ ابیطالب، اسدالله الغالب(ع) به‌منزله دست پیامبر اکرم(ص) خود را معرفی کرده‌اند؛ به این معنا که قدرت و اقتدار پیامبر(ص) از برکات وجودی امیرالمؤمنین(ع) است. فاطمه اطهر(س) قلب پیامبر اعظم(ص)، رحمةً للعالمین است؛ به این معنا که کارکرد قلب و فؤاد پیامبر(ص) در تمام جنبه‌های انسانی، فوق انسانی و روحانی‌اش به برکت وجود آن انسیه حوراست.

یکی از مهم‌ترین کارکردهای قلب و فؤاد رسول‌الله(ص)، فرودگاه وحی و منزل قرآن بودن آن عضو سعید و مسعود است: «قُلْ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْریلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَهُدىً وَبُشْرى لِلْمُؤْمِنینَ؛ بگو: هر که دشمن جیرئیل است، دشمن خداست، زیرا او قرآن را به فرمان خدا بر قلب تو نازل کرده، در حالی که تصدیق‌کننده کتاب‌های پیش از خود و هدایت و بشارت برای مؤمنان است.» (سوره بقره/ آیه ۹۷)؛ «وَقالَ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً کَذلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَکَ وَرَتَّلْناهُ تَرْتیلًا؛ و کافران گفتند: چرا قرآن یک‌باره بر او نازل نشد؟ این‌گونه قرآن را به‌تدریج نازل می‌کنیم تا قلب تو را به آن استوار سازیم و آن را بر تو با مهلت و آرامی خواندیم.» (سوره فرقان/ آیه ۳۲)؛ «فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى، ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى؛ آن‌گاه به بنده‌اش آنچه را باید وحی می‌کرد، وحی کرد. آنچه دید، دلش هم به حقیقت یافت و کذب و خیال نپنداشت.» (سوره نجم/ آیات ۱۰ و ۱۱). 

بنابراین می‌توان گفت، قرآن مجید پیش از نزول تدریجی‌اش در طول ۲٠ یا ۲۳ سال، یک‌باره بر قلب نازنین پیامبر(ص)، یعنی بر فاطمه باطنی پیامبر(ص) نازل شده است. شاهد دیگر بر این مدعا در تأویل سوره مبارکه قدر است که لیلةالقدر را وجود ملکوتی صدیقه طاهره می‌داند و بر آن اساس، آیه «إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» این‌گونه معنا می‌شود که ما قرآن را در وجود فاطمه(س) نازل کردیم. از همین رهگذر، فرمایش معروف امام جعفر صادق(ع) در این خصوص تا حدودی رمزگشایی می‌شود: «مَنْ عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِها فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ.» (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۶۵) درباره آیه ۵۸ سوره مبارکه یس در گفت‌وگوهای بعدی بیشتر سخن خواهیم گفت و با اسرار نهفته در این آیه بی‌نظیر و نظرات بزرگان عرفان و تفسیر بیشتر آشنا خواهیم شد.

ایکنا ـ آیه مربوط به عهد در سوره یس چه مفهومی را درباره سرنوشت انسان بیان می‌کند؟

در آیه ۶۰ سوره مبارکه یس به موضوع مهم و پر رمز و راز عهد اشاره شده است: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ؛ ای فرزندان آدم، آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او بی‌تردید دشمن آشکاری برای شماست؟» عهد از سنخ زمان است؛ گاهی به معنای عصر و زمان محض و گاهی به پیمان‌هایی اطلاق می‌شود که زمان‌دار و تاریخ‌مندند. عهد اغلب بر زمان‌های گذشته دلالت می‌کند و بر بستر زمان تعریف می‌شود، البته می‌تواند رو به آینده نیز داشته باشد. در این آیه به پیمانی اشاره دارد که آمیخته به فطرت انسان‌ها در عالمی پیش از عالم مادی و جنینی آدمی است. اطلاعات زیادی از آن عالم در اختیار نداریم و معروف به عالم «ذر» یا «أَلَسْت» است. وجه تشابه آن با لیلةالقدر، اولاً به سنخیت آن با زمان برمی‌گردد و ثانیاً حاوی بخشی از سرنوشت آدمی است که هم‌اکنون به سرگذشت تبدیل شده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات محمدی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha