به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر با درایتی بینظیر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره پدیده فرهنگی و تمدنی «عید نوروز» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند و الگویی برای سبک زندگی اسلامی-ایرانی ارائه دهد.
نوروز امروز، نوروز باستانی نیست
برای درک عمق نگاه این متفکر بزرگ به سنتهای فرهنگی، ابتدا باید زاویه دید ایشان به مفهوم تحول تاریخی عید نوروز را بهدرستی واکاوی و بررسی کرد. در دورانی که برخی تلاش میکنند، تقابلهای کاذبی میان ملیت و دیانت ایجاد کنند، رهبر شهید با یک نگاه عمیق جامعهشناختی و تاریخی، نشان دادند که چگونه هوش و ذکاوت تاریخی ملت ایران توانسته است، یک سنت باستانی را از آلایشهای شرکآلود و سلطنتی پاکیزه سازد. در اندیشه ایشان، نوروز کنونی نه یک میراث راکد از دوران پادشاهان، بلکه محصول پردازش و مهندسی فرهنگی اسلام ناب است.
رهبر شهید در تبیین این استحاله شگرف فرهنگی میفرمایند: «ایرانی زیرک مسلمان، نوروز باستانی را با عقیده خود و به شکل دلخواه خود، تغییر داد؛ قالب نوروز و صورت نوروز را نگه داشت، محتوای آن را عوض کرد. نوروز باستانی، نوروز پادشاهان بود؛ فرصتی برای سلاطین و حکّام مستبد بود؛ برای اینکه شکوه خود و عظمت ظاهری خود را به رخ ملّتها بکشانند و بنشینند از آنها هدیه بپذیرند». ایشان با اشاره به انحرافات تاریخی دربارها تأکید میکنند: «حتّی در زمان بنیامیّه و بنیعبّاس که نوروز به دربارهای خلافت اموی و عبّاسی وارد شد، همان رفتار و سیره پادشاهان و کسرایان فارسی باستان در دربار آنها عمل میشد. امّا ایرانی مسلمان، این نظم را، این قالب را بهنفع خود تغییر داد».

از نگاه این حکیم الهی، هنر بزرگ اسلام، دمیدن روح در کالبدهای بیجان رسوم بود: «اسلام، عید نوروز را گرفت، محتوای انسانی و اسلامی و معنوی به آن داد و به مردم برگرداند». بر همین اساس است که ایشان با قاطعیت و صراحت تمام، خط بطلانی بر باستانگراییهای منهای دین کشیده و اعلام میدارند: «بنابراین این نوروزی که امروز ما داریم، نوروز باستانی نیست، نوروز ایرانی است؛ نوروز ملّت مسلمانی است که از قالب این مراسم کهن، توانسته است برای خود سرمایهای فراهم کند و به سمت هدفهای خود پیش برود». ایشان در فرازی دیگر مجدداً بر این حقیقت تأکید میورزند که: «نوروز امروز، نوروز باستانی نیست، بلکه نوروز ایرانی و نوروز ملت مسلمانی است».
در این منظومه فکری، ویژگی اصلی نوروز دگردیسیافته، خروج از انحصار طبقات مستکبر و پیوند با تودههای مردم است. ایشان یادآور میشوند: «در نوروز ایرانی، حقیقت نوروز یک حقیقت مردمی است؛ مردم بهمناسبت نوروز با یکدیگر با صفا و محبّت رفتار میکنند؛ به یکدیگر تبریک میگویند و هدیه میدهند. رسم و سنّت باستانی و پادشاهی، امروز بعد از گذشت سالها و قرنها، در نوروز وجود ندارد».
«عید نوروز جزو اعیاد بابرکت»
یکی از هنرهای رهبر شهید در تبیین مسائل بنیادین فرهنگی، قدرت ایشان در شکستن بتهای ذهنی و رسانهای بود که متحجران یا غربزدگان درباره تقابل دین و سنن ملی ساختهاند. ایشان با اشراف کامل به متون روایی و فقهی، پرده از این فریب برمیدارند و ثابت میکنند که سنتهای پسندیده نه تنها مغایرتی با دین ندارند، بلکه مورد تأیید و تمجید آن نیز قرار گرفتهاند.
ایشان در دفاع از اصالت این جشن ملی میفرمایند: «کسی خیال نکند که عید نوروز از لحاظ اسلامی چیز بدی است؛ هرکس چنین تصوری بکند، واقعاً اشتباه کرده است». این متفکر شهید برای اثبات این مدعا به منابع روایی ارجاع داده و میفرمایند: «ما روایات متعددی داریم که در آنها از نوروز تجلیل شده و روز نوروز گرامی داشته شده است». و در جای دیگری با اشاره به جزئیات این روایات تأکید میکنند: «اگرچه حالا در بعضی از روایات دارد که النّیروز من ایّامنا: از روزهای ماست - حالا نمیدانیم چقدر این روایات اعتبار و استحکام سندی دارد - اما محتوای دینی در همه حوادث زندگی انسان وجود دارد؛ از جمله در این عید».
این نگاه بلند و جامعنگر سبب میشود تا ایشان همواره این عید را گرامی داشته و بفرمایند: «ما در طول سالهای بعد از انقلاب تا امروز، همیشه عید نوروز را یک عید ملی و فرخنده دانستهایم». و «عید نوروز جزو اعیاد بابرکت برای ما ایرانیهاست». از منظر ایشان این عید محدود به جغرافیای ایران نیست، بلکه: «عید نوروز یک عید شرقی و حامل ارزشهای برجسته و ممتازی است».

عید نوروز، آغاز رویش است
در منطق متعالی ایشان، فرا رسیدن بهار و عید نوروز یک پدیده صرفاً تقویمی یا هواشناختی نیست و ریشه در عمیقترین لایههای معناشناختی هستی دارد. در نگاه رهبر شهید، تغییر فصل، یک کلاس درس بزرگ برای انسانشناسی و خداشناسی است. ایشان در توصیف این پیوند مبارک میفرمایند: «عید سعید نوروز، سرآغاز بهار طبیعت و بهار جسم و جان انسان است». و در بیانی دیگر این پدیده را عامل طراوت روح دانسته و میافزایند: «عید نوروز، سرآغاز طراوت طبیعت و جوان شدن جهان و تازه شدن فضای زندگی طبیعی انسان است. و چه نیکوست که همراه با طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پیدا کند».
این رهبر فرزانه با استفاده از تمثیلهای دقیق و قرآنی، چرخه رویش بهار را با چرخه حیات انسان گره میزنند تا غفلتزدایی کنند. ایشان در یکی از زیباترین بیانات خود، مسیر زندگی را چنین ترسیم میکنند: «سبزهای که در اول بهار از زمین میروید یا از شاخ خشک درخت میشکفد، سبزه زیبایی است؛ انسان از نگاه کردن به برگ سبز و به سبزه بهاری لذت میبرد… چیزی نمیگذرد که تابستان فرا میرسد و این سبزه، آنچه را از استعداد در آن گذاشته شده است، نمایان میکند… باز چیز زیادی نمیگذرد که پاییز فرا میرسد؛ وقتی پاییز فرا رسید، همان سبزه زیبای پرطراوت تبدیل میشود به برگ خشکی و خاشاکی؛ فَاَصبَحَ هَشیمًا تَذروهُ الریاح؛ همان چهره زیبا و جذاب و طراوتبخش، تبدیل میشود به خاشاکی که بادها آن را از اینطرف به آنطرف میبرند».
ایشان بلافاصله این تصویرسازی را به ساحت وجودی انسان تعمیم داده و هشدار میدهند: «ما هم همینجور هستیم؛ این نمایش عینی عمر ما است: از یک جا شروع میشود، کودکی است و جوانی است و طراوت است و شادابی است… بعد میرسیم به میانسالی، آنچه از استعدادهایی که در ما وجود داشته است، به قدر همتمان، به قدر تلاشمان، بُروز پیدا میکند؛ بعد سرازیر میشویم به سمت کهنسالی». از این رو، پیام اصلی نوروز در اندیشه ایشان بیداری است: «عید نوروز، آغاز رویش است. این رویش همچنان که در طبیعت محسوس است، میتواند در دلهای ما و جانهای ما و حرکت رو به پیشرفت ما نیز خود را مجسم و نمایان کند».
نوروز بهانهای برای ارتباط قلبی
یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید در تبیین مسیر تعالی، نگاه واقعبینانه به ظرفیتهای معنوی جامعه ایرانی است. ایشان با افتخار به رفتارشناسی ملت ایران در لحظات آغازین سال نگریسته و این لحظه را نقطه عطفی برای اتصال به عالم غیب میدانند. در این منظومه فکری، نوروز به سکویی برای پرواز روح تبدیل میشود: «نوروز بهانهای و وسیلهای است برای ارتباط قلبی میان مردم و میان مبدأ عظمت و عزّت، یعنی ذات مقدّس باریتعالی».
ایشان با اشاره به آمیختگی رسوم ملی با مناسک دینی میفرمایند: «ایرانیان با تعلق خاطری که به ارزشهای اسلامی دارند، همواره عید ملی نوروز را با ذکر و نیایش و دعا و معنویت آمیختهاند و عید نوروز را با مظاهر زیبایی همچون حضور در اماکن مذهبی، نماز و روزه، صله رحم، کمک به محرومان و… آراستهاند». اوج این تجلی معنوی در لحظه تحویل سال نمایان میشود: «نوروز برای ملت ما، امروز عبارت است از اوّلاً: توجّه مردم به خدا. اوّل تحویل سال که میشود، مردم دعا میخوانند، یا محوّل الحول والاحوال میگویند. این، ارزش است».

رهبر شهید با نگاهی موشکافانه به پدیده حضور مردم در اماکن مقدسه اشاره کرده و آن را نشانهای از عمق دیانت مردم میدانند: «در ایّام نوروز و تحویل سال نو، شلوغترین و پرازدحامترین مراکز در کشور پهناور ما عبارت است از بارگاههای مقدّس ائمّه و امامزادگان (سلام الله علیهم). دیشب ــ در نیمه شب ــ در این آستان مقدّس، صدها هزار مؤمن با دلهای پاکیزه، متوجّه مرکز عظمت و قدرت شدند، با خدای خود سخن گفتند، از گرداننده حالها گردش نیکوی حالت خود را طلب کردند و مراسم دینی به جا آوردند».
ایشان این سنت حسنه را حتی در شهرهای کوچک نیز جاری دانسته و میفرمایند: «خوشبختانه مردم ما توجه دارند، دعا میخوانند، ذکر میگویند، در مشاهد مشرفه شرکت میکنند؛ حتّی کسانی که به شهرها و مراکزی میروند که علیالظاهر مشاهد مشرفه معروف هم ندارد، آنجا اگر امامزادهای پیدا شود، ساعت تحویل را حتماً توی امامزاده میگذرانند؛ اگر مثلاً فرض کنید عید را به شیراز میروند، ساعت تحویل را در شاهچراغ میروند؛ این یک عادت بسیار پسندیدهای است در بین مردم ما». در نهایت، ایشان نتیجهگیری میکنند که: «حقیقت این است که مردم عزیز کشور ما در طول سالیان متمادی و بهخصوص در اوقات حاکمیت نظام اسلامی بر کشور، از عید نوروز هم برای معنویت، برای معرفت، برای نزدیکی به خدا استفاده کردهاند». و در دعاهای آغاز سال خود همواره میفرمودند: «سلام خاکسارانه عرض میکنم به ساحت حضرت بقیّة الله الاعظم (ارواحنافداه) و یاد امام بزرگوارمان و شهیدان را در این فرصت، گرامی میداریم».
نوروز، یعنی نو شدن سال
در نگاه رهبر شهید، مدیریت زمان و استفاده از فرصتها یک مجاهدت بزرگ است. ایشان با نگاهی فرادستی به مفهوم زمان، لحظه تحویل سال را از یک تغییر تقویمی صرف خارج کرده و به ساحت اندیشه و برنامهریزی بسط میدهند: «ساعت تحویل و هنگام تحویل، در حقیقت حد فاصلی است بین یک پایان و یک آغاز؛ پایان سال گذشته و آغاز سال نو. البته نگاه عمده ما باید به طرف جلو باشد؛ سال نو را ببینیم، برای آن خودمان را آماده کنیم و برنامهریزی کنیم، اما حتماً نگاه به پشت سر و راهی که طی کردهایم هم برای ما مفید است».
برای تحقق این جهاد درونی، ایشان ضرورت ایجاد ایستگاههای ارزیابی در مسیر عمر را یادآور شده و میفرمایند: «نوروز هم، یعنی نو شدن سال… چیز خیلی خوبی است. در حرکت زندگی، مقطع قرار دادن خیلی خوب است. اگر زندگی همین طور یکنواخت ادامه پیدا کند و انسان به مقاطع جدید نرسد، قاعدتاً به فکر نوسازی و نوآوری نخواهد افتاد. مقطع قرار دادن در حرکت عمر و مسیر عمر، یکی از فوائدش همین است که انسان میگوید خب، این سال کهنه شد، تمام شد، حالا شد سال نو؛ سال نو هم کار نو، فکر نو، همت نو و انگیزه نو را قهراً با خودش همراه میآورد».
در مکتب فکری ایشان، نو شدن یک اتفاق جبری نیست، بلکه نیازمند اراده و اقدام است: «نوروز، یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثهای که اتفاق میافتد، آن را نو میکنید». و با لحنی بیدارگر خطاب به جامعه میفرمایند: «اگر شما میخواهید روز اوّل فروردین را هم برای خودتان روز «نو» و نوروز قرار دهید، شرط دارد. شرطش این است که کاری کنید و حرکتی انجام دهید؛ حادثهای بیافرینید. اگر حال خود را عوض کردید، اگر توانستید گوهر انسانی خود را درخشانتر کنید، حقیقتاً برای شما نوروز است!» بنابراین از دیدگاه ایشان: «آغاز سال جدید هجری شمسی، فرصتی برای شروع یک زندگی و منش و اخلاق شخصی و اجتماعی جدید برای آحاد ملت ایران است».
بخش سلبی این تحول، در پاکسازی روح از زنگار گناهان تجلی میابد. ایشان راهکار عملیاتی این مقوله را چنین بیان میکنند: «به نظر من اولیترین نقطهای که انسان خوب است به فکر بیفتد، رابطه خودش با خداست… یک رابطه جدیدی با خدای متعال تعریف کنیم؛ هم در جنبههای ایجابی، هم در جنبه نفیای. جنبه نفیای یعنی گناه. انسان به بعضی گناهها عادت کرده، بعضی گناهها را کوچک شمرده و به آنها تن داده. سال نو یکی از کارهایی که میشود کرد، همین است؛ آدم ببیند چطور میشود گناهان را کم کرد». طراوت واقعی زمانی رخ میدهد که قلب با نیکیها آبیاری شود: «طراوت جان و دل با ذکر خدا، با درخواست کمک از پروردگار، با رویاندن نهال خیرخواهی و نیکخواهی برای همه برادران و خواهران و برای همه بشریت».

نماد مهربانی و محبت به یکدیگر
اگرچه در منظومه فکری رهبر شهید، خودسازی فردی در نوروز اهمیت بالایی دارد، اما ایشان انسان و جامعه را شبکهای درهمتنیده میبینند که استواری آن نیازمند تقویت پیوندهای اجتماعی است. از منظر ایشان، نوروز یک بستر بینظیر برای تجلی محبت، رفع کینهها و تقویت دیپلماسی عمومی در سطح ملی و بینالمللی است.
ایشان در تبیین نقش نوروز در سیاست همسایگی و بینالمللی تأکید میکنند: «عید نوروز وسیلهای برای احساس همبستگی ملتهای متعدّدی است که امیدواریم این همبستگی، روز به روز میان ملتهای برادر و همسایه و مؤمن بیشتر شود». در سطح داخلی نیز، کارکرد اصلی این ایام، بازسازی روابط انسانی است: «ثانیاً نوروز را بهانهای برای دید و بازدید و رفع کدورتها و کینهها و محبّت به یکدیگر قرار میدهند». در نگاه ایشان، ملت ایران توانسته است از این فرصت عالیترین بهره را ببرد: «امروز عید نوروز در میان ملتهای ارجگذار به این آیین و بهخصوص مردم مؤمن و فداکار ایران، تبدیل به نماد مهربانی و محبت به یکدیگر، سرکشی برادران از یکدیگر، محبت خانوادههای خویشاوند به یکدیگر، محکم کردن روابط دوستی و مهربانی میان دوستان، آشنایان و زدودن کینهها شده است».
این متفکر برجسته، نوروز را فارغ از ریشههای تاریخیاش، یک فرصت روانشناختی برای تزریق نشاط به کالبد جامعه میدانند: «عید نوروز هم واقعاً یک فرصتی است برای ما ایرانیها. با قطعنظر از جنبه ارتباط این روز معیّن با آنچه در تاریخ اسلام است -که حالا بعضیها تطبیق میکنند با روز غدیر و بعضیها با روزهای دیگر، که من نمیتوانم قضاوتی نسبت به صحّتوسقم این تطبیقها بکنم- خود این عید که اوّل سال خورشیدی ما و منتسب به هجرت پیغمبر اکرم است، واقعاً یک فرصت بزرگ و خوبی است… این احساس ورود در دوره جدید به انسان کمک میکند که نشاط تازهای پیدا کند، برنامهریزی جدیدی بکند، ابتکاری به میدان بیاورد».
اوج این نگاه راهبردی به انسجام ملی را میتوان در رویکرد ایشان به دیدارهای نوروزی مسئولان نظام مشاهده کرد. ایشان انسجام در لایههای مدیریتی را از برکات این عید دانسته و در جمع مقامات کشور فرمودند: «یک برکت دیگر عید نوروز، این دیدارها و هماهنگیها است. الان شما که اینجا جمع شدهاید، عمده مسئولین کشور هستید… از قوّه مجریّه، از قوّه مقنّنه، از قوّه قضائیّه و از نهادهای انقلابی، همه دور هم نشستهاند و یک وحدتی را دارند نشان میدهند؛ این خیلی چیز باارزشی است و برای یک کشور خیلی مهم است».
در منظومه فکری و تمدنساز ایشان، «عید نوروز» همان ظرفیت عظیم فرهنگی است که تسخیر مؤمنانه آن به معنای تضمین سلامت روانی، انسجام اجتماعی و پیوند با مبدأ هستی است. از این رو، مرور اندیشههای این رهبر شهید در باب این سنت کهن، تجویزی راهبردی برای پاسداری از هویت اسلامی-ایرانی و رسیدن به قلههای پیشرفت معنوی و مادی جامعه محسوب میشود؛ راهی که ایشان با بصیرت تمام گشودند و اکنون پیمودن آن بر عهده وجدان بیدار جامعه است. امیدواریم که به فرموده ایشان: «این آغاز بهار طبیعت که آغاز سال نوی هجری شمسی است، برای ملّت ایران و برای همه ملّتهایی که نوروز را گرامی میدارند مبارک باشد».
انتهای پیام