
این موضعگیری با واکنشهای گسترده و انتقادی در داخل ایران مواجه شد؛ واکنشهایی که از سوی نهادهای رسمی دینی، علما و محافل رسانهای با صدور بیانیهها و پیامهای جداگانه اعلام شد.
در بسیاری از این تحلیلها، این نکته مورد تأکید قرار گرفت که موضعگیریهای شتابزده و یکسویه میتواند به کاهش همگرایی در جهان اسلام و تضعیف جبهه مشترک در برابر تهدیدات خارجی منجر شود.
برخی تحلیلگران همچنین بر این باورند که چنین اختلافنظرهایی میان نهادهای دینی جهان اسلام، ضرورت گفتوگو و تعامل بیشتر میان مراکز دینی را دوچندان میکند و در صورت تداوم، میتواند بر روابط دینی و سیاسی میان کشورهای اسلامی تأثیرگذار باشد.
اکنون دیدگاه دو تحلیلگر و فعال رسانهای عراق را در این باره میخوانیم:
ناجی سلطان زهیری، نویسنده و روزنامهنگار عراقی
مرکز اسلامی الازهر در آغاز تجاوز آمریکایی صهیونیستی به ایران، موضع خوبی اتخاذ کرد و در بیانیهای که در ابتدای جنگ از تریبونهای مرکز اسلامی الازهر منتشر کرد، این موضع مشخص بود، موضعگیری که همان موضع دولت مصر و پیشگامانه و مثبت بود.
به طور کلی باید گفت که موضع مصر همچنان موضعی خوب و مناسب است و ملت این کشور هم موضعی قابل قبول اتخاذ کردهاند، به همین دلیل در خطبه عید فطر دیدیم که چگونه رسانههای خلیجی(کشورهای حاشیه خلیج فارس) موضع دولت و ملت مصر و مرکز اسلامی الازهر را مورد هجمه قرار دادند.
موضع الازهر پس از فشارهای زیاد کشورهای خلیج فارس که به صورت رسمی و غیررسمی بر این مرکز اعمال شد، تغییر کرد و این مرکز بیانیه محکومیت هدف قراردادن کشورهای حاشیه خلیج فارس را صادر کرد و موضعش درباره حمله به ایران همانند قبل ثابت بود.
علاء الخطیب، فعال رسانهای عراق و سردبیر روزنامه المستقل لندن
به نظر میرسد بیانیه الازهر که در آن آنچه تجاوز بر کشورهای حاشیه خلیح فارس خوانده میشد، محکوم شد، متأثر از پروپاگاندای رسانهای است و در آن پایگاههای آمریکایی و صهیونیستی و تعداد نظامیانی که این کشورها، میزبان آنها هستند و برای تجاوز به جمهوری اسلامی به کار گرفته شدند، فراموش شد؛ همانطور که الازهر اقدام جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل در ترور امام خامنهای و دیگر فرماندهان ایران را فراموش کرد.
آمریکا و اسرائیل آغازگر این تجاوز ظالمانه بودند و در آن پایگاههای آمریکایی در منطقه به کار گرفته شد، ایران هم به آنها حمله کرد، از همان ابتدا و پیش از شروع جنگ، ایران هشدار داده بود که منافع آمریکا در منطقه هدف قرار خواهد گرفت و اینها اهدافی مشروع خواهند بود.
این مسئله را باید کشورهای حاشیه خلیج فارس مورد توجه کامل قرار میدادند و بر آمریکا فشار میآوردند که از این پایگاهها به عنوان ابزارهای جنگ استفاده نکند، وجود چنین پایگاههایی به مثابه ائتلاف با ایالات متحده و بدین معناست که این کشورها همانطور که واشنگتن میگوید، همپیمان آمریکا هستند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس، خود مسئول چنین وضعیتی هستند و شریک آمریکا در این جنگ شدهاند. همان کاری که در عراق انجام دادند و روند اشغال و تخریب این کشور را برای ارتش آمریکا فراهم کردند.
نقشی که این کشورها بازی کردهاند، نقشی خطرناک است و با وجود آگاهی الازهر از تمامی این مسائل، بیانیه این مرکز دور از واقعیت و روح اصیل اسلامی بود.
شاید بتوان گفت آنچه آیتالله اعرافی(عالم ایرانی) در پیامی به شیخ الازهر اعلام کرد، کافی و کامل بود. مسئولیت الازهر به عنوان یک مؤسسه دینی اصیل، صدور بیانات محکومیتآمیز نیست؛ بلکه گردهم آوردن مسلمانان و تشویق آنان به وحدت و برادری و محکومیت متجاوز است.
الازهر، مرکز اسلامی بزرگی است که نقش آن باید فعالانه و انگیزهبخش برای محکومیت اول و آخر آمریکا و اسرائیل باشد، در آخر لازم است که این حدیث نبوی را یادآوری کنیم که «من كان يؤمن بالله واليوم الآخر فَلْيَقُلْ خيرا أو ليصمت: کسی که به خدا و آخرت ایمان دارد، باید خیر را بگوید یا اینکه باید سکوت کند».
انتهای پیام