کد خبر: 4342972
تاریخ انتشار : ۰۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۱
یک کارشناس مسائل سیاسی:

جنگ رمضان تلفیق فاشیسم، تفکرات آخرالزمانی و تکفیر است

سعید آجرلو؛ تحلیل گر مسائل سیاسی معتقد است: جنگ رمضان، جنگ ترامپ فاشیست، نتانیاهو با تفکرات آخرالزمانی و بن سلمان بنیادگرای تکفیری است یعنی ترکیب فاشیسم و تفکرات آخرالزمانی و تکفیری منجر به این جنگ شده است و در چنین جنگی کشته شدن انسان‌های مظلوم و بی دفاع و دختران دانش‌آموز هم برای آنها طبیعی است.

اراسل/ جنگ رمضان تلفیق فاشیسم، تفکرات آخرالزمانی و تکفیر استبه گزارش ایکنا، سعید آجرلو؛ تحلیلگر مسائل سیاسی، شامگاه ششم فروردین ماه در نشست علمی «بازخوانی اتحاد مقدس و امر ملی در جنگ رمضان» که از سوی تلویزیون اینترنتی فردا برگزار شد با بیان اینکه ترامپ بعد از شهادت مقام معظم رهبری تصور می‌کرد چند اتفاق رخ خواهد داد، گفت: اول شبیه ماجرای عراق، گفت که سلاح‌ها را بر زمین بگذارید؛ سخنان ترامپ در این مقطع بسیار شبیه به بوش پسر بود اما به نتیجه نرسید. ترور رهبر انقلاب شوک بزرگی به مردم وارد کرد و با وجود غم و اندوه، شور و حماسه در جامعه ایجاد کرد. جمله مثلی لا یبایع مثله حماسه در بین مردم خلق کرد و بعد از یک هفته رهبری جدید انتخاب شد. 
 
ادامه سخنان وی به شرح زیر است:
 
قبل از جنگ رمضان، اپوزوسیون بسیار بر طبل این موضوع دمیدند که جنگ و سقوط نظام، باعث رفاه و آسایش مردم خواهد شد اما بلافاصله با شروع جنگ در درون رنگ باخت و درصدی از افراد که تصور داشتند جنگ خوب است پی بردند که شر فراوانی دارد. 
 
آمریکا تصور می‌کرد شاید بتواند برخی افراد را در درون بخرد و مدل سوریه و ونزوئلا را پیاده کند که باز هم موفق نشد؛ در مجموع تصور او این بود که بعد از ترور رهبری و فرماندهان یا جنگ داخلی ایجاد خواهد شد و یا هیئت حاکمه به نتیجه خواهند رسید که باید با آمریکا، مذاکره کنند یا رژیم تغییر می‌یابد و هیچ کدام رخ نداد بلکه وحدت و انسجام اجتماعی و خوشبینی به آینده ایران بالاتر رفت و مردم از حملات کوبنده نیروهای مسلح احساس غرور کردند و به تدریج آفند ما قوی‌تر و پدافند دشمن کم رنگ تر شد. 

توهمات آمریکایی اسرائیلی

محاسبات آن‌ها در مورد ایران توأم با وهم و خیال بود و حتی تصور کرده بودند که ما قدرت کنترل تنگه هرمز را نداریم و جنگ هم منطقه‌ای نخواهد شد و در نهایت ایران چند حمله به پایگاه‌های او خواهد کرد و تمام می‌شود، تصور آنها از ملت ایران و نیروهای سیاسی درون کشور نیز غلط بود و این تصور در ایران ایجاد شد که باید طوری بجنگیم که تا مدت مدیدی دشمن جرأت حمله نداشته باشد و ادراک ایران ضعیف باید از بین برود؛ ادراک ایران ضعیف در چند سال اخیر بسیار تکرار شده بود و برخی هم باور کرده بودند. آوردن ناو هواپیمابر هم برای تضعیف بیشتر ایران به منطقه آورده شد اما هم این ناوها فرار کردند و هم برخی هواپیماهای آنان مورد حملات قرار گرفت و پایگاه‌هایشان در منطقه نیز نابود شد. 
 
اکنون حکام عربی که روزی فکر می‌کردند آمریکا قادر است امنیت آن‌ها را تأمین کند به فکر این هستند که با ایران جدید باید چه مواجهه‌ای داشته باشند،  لذا به فکر فاز دوم جنگ هستند. سالیان متعدد به کشورهای عربی، امنیت‌فروشی کرده بودند اما امروز این تفکر فرو ریخته است.
 
عنصر جامعه‌شناسی این جنگ بسیار مهم است، زیرا دشمن هم بر روی این عنصر سرمایه‌گذاری زیادی کرده بود. جنگ رمضان، حتما ریشه‌های شناختی دارد. دشمنان در حوزه جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و ... تلاش زیادی کردند که نمود آن  در برخی رسانه‌های آنات مانند اینترنشنال و وحیدآنلاین و ... مشهود است و البته این‌ها رسانه نیستند و عنصر تبلیغی دشمن و موساد هستند؛ این رسانه‌ها تلاش کردند تا شناخت ایرانی را تسخیر کرده و روح اجتماعی را در ایران بکشند و تسلیم‌طلب کنند و وجدان جمعی را بکوبند و جامعه را به سمت دو دستگی و انتقام و کینه‌جویی و تخاصم به پیش ببرند.
 
جنگ، جنگ شناخت و ادراک است؛ به برخی در داخل آموزش دادند تا به مردم و بیمارستان و برخی نهادها و ... حمله کنند و این پاشیدن بذر جنگ داخلی است که توسط این رسانه‌نماها انجام شد. 
 
دشمنان از برخی زمینه‌ها مانند اقتصادی برای این کارها بهره بردند؛ جمعیت جنگ‌طلبی در خارج کشور هم وقتی جنگ علیه ایران شروع شد و رهبری را ترور کردند زدند و رقصیدند؛ برخی از این‌ها سلطنت‌طلب بودند و برخی کاسب هستند و پول می‌گیرند تا این کارها را بکنند و رسانه‌ها هم سعی کردند تا این طیف را بزرگ نشان دهند. 

موشک، رهبری و مردم؛ 3 ضلع قدرت

این ترفندها با سه ضلع رهبری، مردم و موشک در جنگ 12 روزه پاسخ نداد، به همین دلیل ضلع رهبری را حذف کردند و تصور داشتند که کشور به سمت جنگ داخلی پیش می‌رود و در این صورت موشک هم کارآیی ندارد. رهبر شهید انقلاب در فاصله جنگ 12 روزه تا جنگ رمضان بر عنصر مردم تأکید زیادی داشتند و از جمله فرمودند که اگر مشکلی برای کشور پیش بیاید مردم توسط خدا مبعوث خواهند شد و این اتفاق رخ داد و در یک هفته که رهبری انتخاب نشده بود خود مردم رهبری کردند.
 
عنصر مهم دیگر هم بسته شدن تنگه هرمز و کوبیدن تمام عیار پایگاه‌های آمریکا بود که تصور دشمن را باطل کرد، لذا امروز ایران از موشک و بسته شدن تنگه احساس افتخار دارد و روند نشان می‌دهد خود را برای جنگی چند ماهه آماده کرده بود.
 
اکنون آمریکا یا باید جنگ را بدون توافق و یا با توافق پایان دهد که طرح 15 ماده‌ای در این راستا قابل ارزیابی است. راه دیگر او ورود به فاز دوم جنگ است مانند اشغال جزایر و کارهای دیگر که به نظر بنده قمار بزرگی است به خصوص اینکه یمن هم ممکن است وارد شود.
 
دشمن باید بداند جامعه ایران، جامعه آگاه و سیالی است؛ جامعه 10 اسفند، جامعه اول فروردین و 18 و 19 دی ماه نیست؛ دشمن قصد داشت خیابان را بعد از ترورها و گرفتن آسمان بگیرد اما به نقطه قوت قدرت ملی ایران تبدیل شد. 

نقش معلمان و استادان

نقش معلمان، استادان حوزه و دانشگاه در این مقطع و بعد از این جنگ و جنایاتی که دشمنان مرتکب شدند بسیار آسان است، زیرا باید قصه‌، داستان و ماجرا از خباثت آمریکا و اسرائیل و پهلوی برای آنان تعریف کنیم و در کلاس درس بازگو شود اما اکنون همه مردم و دانش‌آموزان و دانشجویان ما به صورت عریان همه این جنایات را با چشم خود دیدند؛ کاری که در این 30 روزه کردند نمایش عریان و شفاف دشمنان با ایران بود که نقشه جغرافیا و هویت و سرزمین ما را هدف گرفتند و قصد داشتند کاری را که با سوریه کردند به نحوی بدتر با ما بکنند. 
 
تعابیر آن‌ها هم جالب بود و بارها مطرح کردند که ما یک جنگ دوهزار ساله با ایرانی‌ها داریم و ترامپ گفت که ایرانیان تروریست هستند و سخنانشان نشان داد که مسئله بحث موشک و مسائل هسته‌ای نیست بلکه جغرافیایی ایران است که باید با آن تعیین تکلیف کنند.
 
به نظر بنده این جنگ یک درس تصویری برای نسل جدید ما بود و یک نسل ضدآمریکایی و ضد استکبار جدیدی تولید کرد و تربیت خواهد کرد. معلمان باید این ماجراها را به صورت شفاف و بدون حرف اضافه برای جوانان و نوجوانان بازگو کنند، زیرا برخی حرف‌های اضافه صرفا ماجرا را خراب می‌کند. همین مدرسه میناب را بیان کنند که آمریکا دو بار به آن حمله کرد و اظهار پشیمانی هم نکرد زیرا خود را ژن برتر می‌دانند.

فاشیسم و تکفیر و رویکرد آخرالزمانی 

این جنگ، جنگ ترامپ فاشیست، نتانیاهو با تفکرات آخرالزمانی و بن سلمان بنیادگرای تکفیری است، یعنی ترکیب فاشیسم و تفکرات آخرالزمانی و تکفیری منجر به این جنگ شده است و در چنین جنگی کشته شدن انسان‌های مظلوم و بی‌دفاع و دختران دانش‌آموز هم برای آنها طبیعی است.
 
متأسفانه برخی از معلمان و استادان دانشگاه ما ذهن غرب‌گرا و منحرف دارند که وقایع را برای مخاطبان خود وارونه بیان می‌کنند، باید همه تفکر تسلیم‌شدگی را کنار بگذارند و اگر این نوع مداخلات فکری نباشد نشان دادن ذات پلید استکبار آمریکا آسان است و نهادهای آموزشی ما نباید این فرصت بزرگ را از دست بدهند و باید آن را به جهاد بزرگ تبدیل کنند. 
 
دشمنان از تبیین هم واهمه و ترس دارند؛ شهید لاریجانی سردار راه تبیین بود و از قدرت آگاهی‌بخشی او هراس داشتند. دشمنان منطق ندارند، لذا از تبیین می‌ترسند اما بدانند که با قلدری نخواهند توانست اذهان را تسخیر کنند. حضرت آقا هم اهل تبیین بودند و استادان و معلمان باید از این فضا برای نشان دادن ذات پلید استکبار بهره ببرند و این فرصت جهادی را از دست ندهند.
 
ما چقدر باید تلاش می‌کردیم تا به دانش‌آموز و دانشجوی خود نشان دهیم که پهلوی خود فروخته و بی‌شخصیت و بی‌غیرت است اما این جنگ به وضوح نشان داد که او واجد همه این صفات و وابسته به دشمنان است وقتی از وقوع جنگ ابزار خوشحالی و دفاع کرد؛ وقتی سه سرباز آمریکایی کشته شدند واکنش نشان داد و مظلوم نمایی کرد اما وقتی مردم ایران کشته شدند ابراز خوشحالی می‌کند. ما منافق و وطن فروش را خوب شناختیم و فهمیدیم معادلات جهانی به قول هابز جنگ همه علیه همه است در دنیای بی رحم است و باید در این شرایط فقط قوی باشیم. 
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha