کد خبر: 4357146
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۴
در نشست علمی مطرح شد

نقد مبانی معرفتی «الحاد جدید» و بررسی جایگاه علم‌گرایی در دیدگاه ملحدان معاصر

عبدالرئوف افضلی، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص)، در نشست علمی «نقد علم‌گرایی به مثابه شالوده معرفتی الحاد جدید» به کالبدشکافی دیدگاه‌های جریان‌های نوظهور الحاد پرداخت. وی در این نشست با بررسی آثار چهره‌هایی چون داوکینز و سام هریس، تهاجم این جریان به دین و تکیه افراطی آن‌ها بر «علم‌گرایی» را به عنوان ابزاری برای تحقیر روش‌های غیرتجربی و شهودی تحلیل کرد.

ارسال/ برخورد تهاجمی الحاد مدرن با  دینبه گزارش خبرگزاری ایکنا، عبدالرئوف افضلی، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص)، در نشست علمی «نقد علم‌گرایی به مثابه شالوده معرفتی الحاد جدید» که توسط مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد، به سخنرانی پرداخت.
وی در این نشست اظهار کرد: «الحاد جدید» پدیده‌ای نوظهور است و علم‌گرایی را یکی از مهم‌ترین مبانی آن دانست. افضلی افزود: الحاد جدید جریانی است که در اوایل قرن بیست‌ویکم توسط افرادی نظیر ریچارد داوکینز، دنیل دنت، سام هریس و دیگران بنیان نهاده شد. وی همچنین با اشاره به آثار این افراد، کتاب «توهم خدا» نوشته داوکینز را سرشار از شبهات فکری و ذهنی دانست و به کتاب «خدا بزرگ نیست» اثر کریستوفر هیچنز نیز اشاره کرد.
 
وی در ادامه بیان کرد: الحاد جدید تفاوت بنیادینی با الحاد قدیم ندارد، اما در برخی ویژگی‌ها متمایز است؛ برای نمونه، این جریان نگرشی بسیار منفی به دین داشته و آن را تهدیدی به‌ شدت خطرناک معرفی می‌کند. در همین راستا، سام هریس مدعی است که قرآن با تقبیح کافران و وعده عذاب به آن‌ها، زمینه را برای تقویت خشونت‌های رفتاری و گفتاری فراهم می‌سازد. افضلی خاطرنشان کرد هرچند در قرآن آیات متعددی درباره عذاب کافران و مشرکان وجود دارد، اما تلقی هریس این است که چنین ادبیاتی خطرناک است.
وی افزود: حتی آیاتی در قرآن وجود دارد که بیان می‌کند خداوند برخی از کافران را رها کرده است تا بیشتر گناه کنند و عذابشان افزون شود؛ از این رو کسی چون هریس می‌پرسد «این چه خدایی است که چنین نگاهی دارد؟». سام هریس همچنین مطرح کرده است که با بررسی صفحات قرآن، می‌توان دریافت که این کتاب سراسر حاوی مطالبی است که مخاطب را به بی‌احترامی و خشونت علیه کفار تشویان می‌کند.
استاد جامعه المصطفی(ص) در ادامه با اشاره به این گفته‌ هریس که «هر کس در خشونت‌زای بودن دین تردید کند، باید به روان‌پزشک مراجعه کند»، نتیجه گرفت که یکی از ویژگی‌های بارز الحاد جدید، وجود سوءظن بسیار زیاد نسبت به دین است.

برخورد تهاجمی ملحدین با دین

وی در ادامه تصریح کرد: ویژگی دیگر الحاد جدید، رویکرد تهاجمی آن است. برخلاف ملحدان قدیم که آستانه تحمل بالایی در برابر مخالفان داشتند، ملحدان جدید خواهان حذف کامل دین و مظاهر آن از سطح جامعه هستند؛ آن‌ها با این توجیه که دین باعث تخریب علم و تضعیف عقل می‌شود، بر این خواسته پافشاری می‌کنند.
استاد جامعه‌المصطفی(ص) افزود: این جریان، دین را به دو بخش «بنیادگرا» و «غیربنیادگرا» تقسیم می‌کند. در حالی که بسیاری از مسلمانان گروه‌هایی چون داعش و القاعده را جریان‌هایی انحرافی و ظاهری می‌دانند، داوکینز معتقد است اگرچه در مورد خطر این گروه‌ها اتفاق‌نظر وجود دارد، اما نباید به غیربنیادگرایان نیز خوش‌بین بود؛ چرا که آن‌ها هم «بی‌عقلی» را به کودکان و مردم آموزش می‌دهند. از دیدگاه این افراد، دوران کودکی زمان یادگیری صحیح است، اما دین باعث می‌شود کودکان از همان ابتدا با خشونت آشنا شده و در واقع نیروهایی برای جریان‌های بنیادگرا تربیت شوند.

علم‌گرایی؛ مبانی مهم الحاد

استاد جامعه المصطفی(ص)، اضافه کرد: یکی از مبانی مهم الحاد، علم‌گرایی است که سه معنا برای آن بیان شده است؛ اول علم‌گرایی یعنی اعتماد و احترام بیش از حد به علم که این موضوع را توماس سوئل بیان کرده است. معنای دیگر را روزنبرگ مطرح کرده و گفته است که علم‌گرایی یعنی تنها روش قابل قبول در سنجش واقعیت. 
 
افضلی ادامه داد: این تعریف مسبوق به سابقه از زمان آگوست کنت در قرن نوزدهم تا حلقه وین و پوزتیویست‌ها است که فقط روش علمی و تجربی و ازمایشگاهی را می‌پذیرفتند و روش نقلی و شهودی و ... را قبول نداشتند. 
 
وی افزود: پیترسون هم یک نظری را با رویکرد غیرمنطقی بیان کرده و گفته است ما دو معنا می‌توانیم برای علم‌گرایی مطرح کنیم؛ یعنی علم‌گرایی تنها راه وصول به حقیقت است و یا تعمیم روش‌های تجربی به غیرتجربی. یعنی روش تجربه را به علوم غیرتجربی هم توسعه دهیم.
 
وی ادامه داد: این نظریه هم اشکال جدی دارد زیرا چه کسی گفته است این دو روش لزوما در تضاد با همدیگر هستند یعنی امکان دارد بین آن دو جمع شود. لذا این تفکیک به لحاظ منطقی وجهی ندارد و ما از این نظریات صرفنظر می‌کنیم. 
 
افضلی با اشاره به اینکه استنادات ما نشان می‌دهد که ملحدان جدید به شدت علم‌گرا هستند و از این اسلحه علیه دیگران استفاده می‌کنند، بیان کرد: این افراد بر انحصار روش علمی تاکید دارند یعنی تنها روش قابل قبول برای نیل به حقیقت، علم است. او می‌گوید هر چیزی که با علم و عقل در تضاد باشد مردود است و البته منظور او از عقل، عقل تجربی است و نه قدسی و شهودی.

تحقیر روش غیرتجربی توسط ملحدین

استاد جامعه المصطفی(ص) تاکید کرد: همچنین این افراد روش غیرتجربی را تحقیر کرده و یکی از آنها می‌گوید دین متعلق به دوره بیسوادی و عقب ماندگی بشر است و حتی کم سوادان دوره معاصر از متکلمان گذشته فهم بهتری از جهان دارند. 
 
استاد جامعه المصطفی(ص) اضافه کرد: از جمله عقاید آنان این است که آموزه‌های دینی، غیرعلمی و خردستیز است و هدف ما هم پایان‌دادن به خردستیزی است. هریس مذهبی بودن را مساوی با هذیان و دیوانگی می‌داند؛ این تعابیر تحقیرآمیز است.
 
افضلی اظهار کرد: مسئله دیگر هم اینکه گزاره‌های غیر تجربی را ناموجه می‌دانند و می‌گویند ایمان دینی نوعی باور غیرقابل توجیه در مسائل بنیادین است با اینکه ما این همه استدلال و برهان در این زمینه ارائه می‌کنیم.
 
وی افزود: شخصی به نام گلد در قرن بیستم در غرب کتابی نوشت تا نزاع کهنه میان ارباب معرفت را حل کند که تعارضی بین علم و دین وجود ندارد؛ او ایده حوزه‌های ناپوشا را مطرح کرد و گفت که ما باید بین حوزه دین و علم تفکیک قائل شویم و این دو را از هم جدا کنیم در  این صورت تعارضی نخواهد بود.
 
وی افزود: از منظر وی، دین مرتبط با مسائل اخلاقی و زندگی است و علم، مربوط به هست‌ها است یعنی در طبیعت چه می‌گذرد. اگر ما مرز بین این دو را روشن کنیم تعارضی ایجاد نخواهد شد. 
 
افضلی تصریح کرد: ملحدان جدید به شدت حرف گلد را رد کردند و گفتند که این تفکیک نه متدینین را و نه اهل علم را راضی می‌کند. داوکینز می‌گوید هر گزاره دینی می‌تواند زیر تلسکوپ علم قرار بگیرد و آن را بررسی کند؛ حتی گزاره خدا وجود دارد و قیامت وجود دارد گزاره‌هایی است که باید مورد ارزیابی قرار بگیرند؛ سام هریس می‌گوید علم به زودی به عرصه معنویت و اخلاق ورود خواهد کرد و معنا ندارد ما کمربند ایمنی ایجاد کنیم.

بی توجهی به قیاس از سوی ملحدان

وی با تبیین نقدهای جدی وارد بر «علم‌گراییِ» ملحدان، اظهار داشت: نخستین نقد این است که اگر «قیاس» از تجربه کنار گذاشته شود، تجربه عقیم شده و کارآیی خود را از دست می‌دهد؛ چنان‌که بوعلی سینا معتقد است پذیرش استدلال تجربی تنها از طریق قیاس ممکن است و در غیر این صورت، تجربه بی‌ثمر خواهد بود.
افضلی در ادامه افزود: موضوع دیگر، عدم بدیهیات تجربه و همچنین وابستگی علم به «اصل علیت» است. وی اشاره کرد که علم‌گرایان در حالی به شعارهای خود می‌پردازند که اصل علیت، امری «فراتجربی» است و نه تجربی. در این راستا به «هیوم» اشاره شد که به دلیل تجربه‌گرایی افراطی، اصل علیت را رد کرد و مدعی شد چنین اصلی وجود ندارد، اما در عمل، همواره به آن پایبند است.
وی تأکید کرد: فلاسفه مسلمان، اصل علیت را فراتجربی می‌دانند؛ زیرا تلاش برای اثبات علیت از طریق تجربه، منجر به «دوران» (استدلال دوری) می‌شود. ما علیت را به عنوان یک پیش‌فرض می‌پذیریم، چرا که اگر اثبات آن را متوقف بر تجربه بدانیم، دیگر از طریق تجربه قابل اثبات نخواهد بود. دسترسی ما به مفهوم علت و معلول، از طریق «علم حضوری» و تجربه درونی است. در این زمینه، علامه مصباح معتقد است گزاره «هر معلولی نیازمند یک علت است»، یک «قضیه تحلیلی» است و نیازی به اثبات ندارد؛ درست مانند این نکته که هر فرد متاهلی همسر دارد؛ بنابراین، این قاعده از نظر ایشان بدیهی است.
 
افضلی در ادامه بیان کرد: اصل علیت امری بدیهی است؛ برای نمونه، ما می‌دانیم که پدیده «کرونا» قطعاً علتی دارد، اما شناسایی دقیق آن علت، نیازمند آزمایش و تجربه است.
 
 وی اظهار کرد: بسیاری از افراد میان «اصل علیت» و «تعیین مصداقِ علت» تفکیک قائل نمی‌شوند و همین امر آن‌ها را دچار تعارض می‌کند. بر این اساس، اصل علیت امری بدیهی، اما تعیین مصداق آن تجربی است. وی تأکید کرد که علم‌گرایان باید بدانند تمامی گزاره‌های علمی بر اصل علیت استوار هستند و اگر این اصل از آن‌ها گرفته شود، علم کارآیی خود را از دست خواهد داد.
وی در پایان گفت: موضوع دیگر، معناداری گزاره‌های متافیزیکی است؛ این گزاره‌ها (مانند قاعده «هر معلولی نیازمند علت است» و ده‌ها قاعده فلسفی دیگر) هرچند تجربی نیستند، اما کاملاً معنادار محسوب می‌شوند. به گفته‌ی ایشان، مراجعه به وجدان نشان می‌دهد که گزاره‌های غیرتجربی و در عین حال معنادار، در نظام معرفتی ما فراوان هستند.
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha