کد خبر: 4343973
تاریخ انتشار : ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۸
یک عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) مطرح کرد

تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران در معادلات قدرت و اقتصاد

روح‌الامین سعیدی با تشریح ابعاد حقوقی و ژئوپولیتیکی تنگه هرمز، این گذرگاه آبی را یکی از ابزارهای مهم اقتدار ایران در شرایط صلح و جنگ دانست و تأکید کرد: این ظرفیت می‌تواند در کنار دیگر مؤلفه‌های قدرت، بر بازار انرژی و معادلات اقتصادی جهان اثرگذار باشد.

ارسال/ انسداد تنگه هرمز ساختار تحریم‌ها را تغییر خواهد دادبه گزارش ایکنا، روح‌الامین سعیدی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)، شامگاه 12 فروردین‌ ماه در نشست علمی «بررسی ظرفیت راهبرد کنترل تنگه هرمز و فشار بر بازار انرژی» که از سوی اندیشکده نفت و انرژی این دانشگاه برگزار شد، تأکید کرد: ابزار تنگه هرمز نه تنها در شرایط فعلی بلکه بعد از صلح هم ابزاری مهم برای تحمیل اقتدار ایران در کنار سایر مؤلفه‌های اقتدار باقی خواهد ماند و می‌تواند منافع اقتصادی ما را تا حدودی تامین کند.

متن سخنان وی به شرح زیر است: 

امروز در وضعیتی به سر می‌بریم که تا همین چند سال پیش هم سخن از پایان دوره ژئوپولوتیک و جغرافیا به خاطر تحولات عظیم ارتباطات و رسانه، حمل و نقل، رسانه و فضای مجازی و ... جغرافیا و مرززدایی از روابط بین کشورها و کنشگران دولتی و غیردولتی در میان بود و معتقد بودند روابط بدون مرز شده است و جغرافیا ارزش گذشته را ندارد و از ویژگی‌های جهانی شدن، مرززدایی و جغرافیازدایی شده است. مثلا سنگاپور با این که جغرافیای چندانی ندارد می‌تواند در عرصه اقتصادی از یک کشور پهناور، اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

در دوره جدید داشتن تنگه و کوه و بیابان ارزشی مانند قرن بیستم ندارد و خلق ثروت در بازارهای بورس و توسط ارتباطات و فناوری اطلاعات و در فضای مجازی و ... صورت می‌گیرد و مرز و جغرافیا نمی‌تواند مانع چندانی در روابط بین کشورها باشد و دولت‌ها فقط باید تسهیل‌کننده بازار جهانی سرمایه باشد و نمی‌تواند مانع ایجاد کند.

در چنین شرایطی قدرت‌های جهانی در قالب قوانین تجارت آزاد مانند wto، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی و یا در قالب گروه هفت و g7 و ... بر اقتصاد و بازار جهانی تسلط داشتند و رژیم‌هایی هم برای کنترل ایجاد کرده بودند و سایر کشورها هم فقط موظف به اجرا بودند؛ در قالب همین رژیم‌ها کشورها را تحریم کرده و امکانات و فضایی می‌دادند تا کشوری از حاشیه به نیمه حاشیه و یا بالعکس تبدیل شود و طبیعتا قدرت‌های میانه هم چاره‌ای جز پذیرش این قوانین نداشتند.  

حتی چین با وجود این همه رشد و پیشرفت هنوز جزء جی سون و گروه هفت نیست و تلاش می‌کنند چین را هم مهار کنند. البته در سالیان اخیر اتفاقات مهمی رخ داد و از جمله اینکه جغرافیا به نقش گذشته خود در حال بازگشت است. وقتی جنگ روسیه و اوکراین شروع شد و کریمه را تصرف کرد مسائل ارضی مهم شد یا ترامپ سخن از گرینلند و کانادا کرد و به ونزوئلا دست‌اندازی کرد. اینها نشانه بود تا اثبات شود جغرافیا از معادلات حذف نشده است و گسترش ارضی مهم است. 

رژیم صهیونی هم همیشه مدعی تصرف ارضی بوده است. در جنگ رمضان، ایران توانست به خوبی به رخ ابرقدرت‌ها بکشد که بر خلاف تصوراتی که شما داشتید جغرافیا هرگز از صحنه تحولات حتی اقتصادی کنار نرفته است.  

ایران با انسداد تنگه هرمز نشان داد که به عنوان یک قدرت میانه می‌تواند بر اقتصاد جهانی اثر بگذارد. کشوری که سالیان سال توسط همین قدرت‌ها تحریم شد و از او نفت نخریدند و تحت بدترین تحریم‌ها قرار دادند. در طول یک ماه از انسداد تنگه معادلات انرژی و اقتصاد جهانی به شدت متأثر شده است و حتی بازار کود شیمیایی و مواد غذایی و ... هم تحت تأثیر است. 

ایران چون در طول این چند دهه فقط تهدید به انسداد تنگه هرمز کرده بود دشمنان تصور می‌کردند تهدید به بسته‌شدن یک بلوف سیاسی است و نخواهد توانست آن را عملیاتی کند اما ایران در طول این یک ماه به صورت هوشمندانه آن را کنترل کرده است و قیمت نفت و میعانات گازی و ال ان جی در ححال افزایش است و بر بازار بورس هم اثر خود را دارد.

این مسائل نشان می‌دهد تحمیلی که بر ما داشتند و می‌گفتند شما اساسا کاری در عرصه جغرافیای خود نخواهید توانست انجام دهید همه تغییر کرد و حتی شرایط بدی را برای اقتصاد جهانی پیش‌بینی می‌کنند و مسئولان آمریکا که ابتدا مدعی بودند تنگه را باز می‌کنند امروز عقب‌نشینی می‌کنند و روند بازارها از جمله قیمت نفت تا 150 دلار و بالاتر هم قابل پیش‌بینی است و فشار زیادی هم بر روی مسئولان آمریکایی تحمیل شده است.

البته آمریکا مدعی است که نیازی به نفت منطقه ندارد و کسانی که دوست دارند خودشان بروند تنگه را باز کنند. البته بستن تنگه یکی از ابزارهای تأثیرگذار برای ایران است که اگر به خوبی از این  ابزار استفاده شود می‌توانیم بهره‌های فراوانی ببریم و همه عوامل نیست. مسئله دیگر رژیم حقوقی تنگه هرمز است. در دنیا منافع تنگه‌ها عمدتا توسط کشورهای ذینفع و در قالب قراردادهایی تقسیم شده است و قوانینی برای آن وضع کرده‌اند؛ تنگه هرمز این وضعیت را ندارد یعنی هیچ قراردادی بین ما و عمان وجود ندارد و می‌توانیم با بستن قرارداد وضعیت تنگه را تعیین کنیم.

مقرارت تنگه هرمز در وضع فعلی

البته چون قراردادی وجود ندارد تحت مقررات عام حقوق بین‌الملل دریاها قرار می‌گیرد که تابع دو کنوانسیون است؛ یکی کنوانسیون 1958 و دیگری 1982؛ ایران عضو کنوانسیون 1958 بوده است اما عضو کنوانسیون دوم نیست. طبق کنوانسیون 1958 کشتی‌ها در زمان صلح می‌توانند در صورتی که ضرری برای کشور ساحلی نداشته باشند از آب سرزمینی آن عبور کنند. براساس این کنوانسیون کشورهای ساحلی در زمان صلح نباید عبور و مرور این کشتی‌ها را متوقف کرده یا مزاحمتی برای آن داشته باشند.

آمریکا عضو معاهده 1958 نبوده است و ایران مدعی است که من این حق عبور و مرور را فقط برای کشتی‌هایی قائل می‌شوم که امضاءکننده این معاهده بوده‌اند، بنابراین این نوع کشورها باید برای عبور از تنگه هرمز، از ما اجازه بگیرند. البته آمریکا با اینکه امضاء نکرده است اما به صورت عرفی قوانین عبور و مرور را قبول داشته است و وضعیت تنگه تاکنون بدون وضع قوانینی پیش رفته است و البته در مواردی که یک کشتی به آب‌های ساحلی ما نزدیک شده است و به هشدارها توجه نداشته است ملوانانش دستگیر شدند که در دستگیری ملوانان انگلیسی و آمریکایی این مسئله رخ داد. 

در کنوانسیون 1982 آمده است که کشورهای ساحلی نباید مزاحمت برای عبور کشتی‌‌ها داشته باشند اما می‌توانند وجوهی برای تأمین امنیت عبور و مرور و خدماتی که ارائه می‌کنند دریافت کنند که مصر و ترکیه این کار را انجام دهند اما ما انجام ندادیم و از این به بعد می‌توانیم داشته باشیم.  

این مقرارت همگی برای زمان صلح است نه جنگ، لذا وقتی جنگ رمضان شروع شد بلافاصله ایران تنگه را کنترل کرد و کسی نمی‌تواند به ایران خرده بگیرد، زیرا محمل حقوقی دارد و ایران می‌گوید کشتی‌های متخاصم حق عبور و مرور ندارند. ایران تاکنون بسیار هوشمندانه در کنترل تنگه هرمز عمل کرده است گرچه گاهی مصاحبه نسنجیده برخی مسئولان ما باعث کاهش قیمت نفت و ... می‌شود. 

گذشت زمان به نفع ایران است

در مورد تنگه دو چیز به نفع ما هست؛ اول خاک و دوم زمان زیرا تنگه جزء خاک ما هست و قدرت کنترل آن را داریم و اگر سربازان آمریکایی بخواهند وارد کشور شوند قطعا آسیب جدی خواهند دید؛ از طرف دیگر هم گذشت زمان به نفع ایران است، زیرا باعث بالارفتن بیشتر قیمت‌ها خواهد شد. آمارها نشان می‌دهد که ما در این مدت فروش نفت زیادی داشتیم، زیرا چین از اعراب خرید نفت ندارد و همه نفتش را از ایران می‌خرد و هند هم بعد از چند سال اقدام به خرید نفت کرده است. 

گفته می‌شود ایران از هر کشتی حدود 200 میلیون دلار عایدی دریافت می‌کند که البته این خبر نه تأیید و نه رد شده است اما به هر حال ایران می‌تواند مبالغی را از این پس دریافت کند. با گذشت زمان مسئله تعیین‌کننده اراده و تاب‌آوری است؛ امروز به شدت ترامپ تحت فشار داخلی و خارجی است و مقامات اروپایی و عربی و خود آمریکا هم به شدت نشان داده‌اند قدرت تاب‌آوری ندارند و همه تأکید دارند که باید جنگ تمام شود. 

ایران ابزارهای فشاری مانند تنگه و قدرت حمله به پایگاه‌های آمریکا و رژیم صهیونی را دارد تا صلح را طبق نظر خود به پیش ببرد. برای زمان صلح مقامات ما تأکید دارند که دیگر شرایط تنگه به قبل برنخواهد گشت، زیرا این چه منطقی است که ایران تحت بیشترین فشار تحریم باشد و نفت او را تحریم کنند و کشتی‌های پر از نفت کشورهای عربی از تنگه هرمز عبور کنند و ایران فقط تماشاگر باشد.

امروز ایران احساس می‌کنند در این عرصه می‌تواند نقش‌آفرین بادشد و از این ابزار خدادادی استفاده کند و بازار تحریم را کنترل کند. بنابراین  در شرایط صلح هم این ابزار در دست ما باقی خواهد ماند. البته همانطور که گفتم تنگه یکی از ابزارهای اعمال قدرت است که باید با همکاری عمان انجام شود و اقدامات حقوقی لازم در این زمینه در حال انجام است.

به نظر نمی‌رسد رقم‌هایی مانند 200 میلیون دلار برای هر کشتی را در زمان صلح تداوم بخشید و برای شرایط جنگی است و در دوره صلح باید طبق مقرارت حقوق مقررات بین‌المللی دریاها پیش برویم اما به ازای خدمات خاص می‌توانیم وجوهی را بگیریم که باز قابل توجه هست و البته این مسئله مسلم است که شرایط به قبل برنمی‌گردد و ساختار تحریم‌ها هم مانندگذشته نخواهد بود و کسی جرئت نخواهد کرد کشتی ما را توقیف کند.  بنابراین ابزار تنگه در کنار ابزارهای دیگر می‌تواند در آینده کمک زیادی به ما داشته باشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha