خسرو کنعانی، رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجانشرقی در یاداشتی نوشت: تحولات ژئوپلیتیکی و افزایش پیچیدگی تهدیدات امنیتی در جهان معاصر موجب شده است که مفهوم جنگ از چارچوبهای سنتی نظامی فراتر رود و جهان معاصر با شکلهای پیچیدهتری از بحرانها و تهدیدات امنیتی مواجه شود. جنگهای امروز صرفاً محدود به میدانهای نظامی نیستند، بلکه ابعاد مختلف اقتصادی، رسانهای، روانی و اجتماعی را در بر میگیرند. در چنین شرایطی یکی از اهداف اصلی دشمنان و تهدیدات خارجی، تضعیف و ایجاد اختلال در نظام حکمرانی و کاهش کارآمدی دستگاههای اجرایی است تا از این طریق اعتماد عمومی تضعیف شده و جامعه دچار بیثباتی شود.
بنابراین استمرار خدمترسانی توسط دستگاههای اجرایی به مردم بهعنوان یکی از مهمترین وظایف دولت و نهادهای اجرایی، نقشی حیاتی در حفظ انسجام اجتماعی و آرامش عمومی ایفا میکند. هنگامی که شهروندان در شرایط بحران مشاهده میکنند که خدمات عمومی همچنان بهصورت منظم ارائه میشود، احساس امنیت و اعتماد آنها نسبت به ساختارهای حکمرانی تقویت میشود.
از سوی دیگر، توقف یا اختلال در ارائه خدمات عمومی میتواند بهسرعت به شکلگیری بحرانهای ثانویه اجتماعی و اقتصادی منجر شود. در چنین شرایطی، مدیریت صحیح دستگاههای اجرایی و حضور فعال آنها در میدان خدمترسانی، نهتنها یک وظیفه اداری بلکه بخشی از راهبرد کلان حفظ امنیت ملی و پایداری اجتماعی محسوب میشود.
در ادبیات مدیریت بحران، مفهوم «تابآوری حکمرانی» به توانایی نظامهای مدیریتی و اجرایی برای حفظ عملکردهای اساسی خود در شرایط بحران اشاره دارد. تابآوری به معنای توانایی یک سیستم برای مقاومت در برابر اختلال، تطبیق با شرایط جدید و بازگشت سریع به وضعیت پایدار است.
یکی از مهمترین مؤلفههای تابآوری حکمرانی، تداوم ارائه خدمات عمومی است. خدماتی همچون تأمین بهداشت و درمان، خدمات شهری، تأمین انرژی، حملونقل، آموزش و اطلاعرسانی و... از جمله کارکردهای حیاتی دولت محسوب میشوند که اختلال در آنها میتواند پیامدهای گستردهای برای جامعه به همراه داشته باشد.
در شرایط بحران و جنگ، استمرار این خدمات علاوه بر کارکرد عملی، دارای کارکرد روانی و اجتماعی نیز هست. حضور فعال دستگاههای اجرایی در میدان خدمترسانی پیام روشنی از ثبات و کارآمدی نظام مدیریتی به جامعه منتقل میکند و مانع از شکلگیری احساس ناامنی و بیثباتی در میان شهروندان میشود.
تداوم خدمات عمومی در شرایط بحرانی از چند منظر دارای اهمیت راهبردی است: نخست، استمرار خدمات موجب حفظ اعتماد عمومی به نهادهای حکمرانی میشود. اعتماد اجتماعی یکی از مهمترین سرمایههای هر جامعه است و در شرایط بحران نقش تعیینکنندهای در حفظ انسجام اجتماعی ایفا میکند.
دوم، تداوم خدمات عمومی از شکلگیری بحرانهای ثانویه جلوگیری میکند. در بسیاری از موارد، اختلال در خدماتی مانند تأمین کالاهای اساسی، خدمات درمانی یا حملونقل میتواند به سرعت به نارضایتی اجتماعی، افزایش اضطراب عمومی و بروز رفتارهای هیجانی در جامعه منجر شود.
سوم، استمرار فعالیت دستگاههای اجرایی نقش مهمی در مقابله با جنگ روانی دارد. در جنگهای ترکیبی، یکی از اهداف اصلی دشمنان ایجاد احساس فروپاشی در نظام خدمات عمومی است. ادامه فعالیت منظم دستگاههای اجرایی میتواند این تصویرسازی را خنثی کرده و پیام ثبات و اقتدار مدیریتی را به جامعه منتقل کند.
با توجه به این ملاحظات، میتوان اهمیت راهبردی تداوم خدمات عمومی در شرایط جنگ و بحران را در چند محور اساسی خلاصه کرد: حفظ آرامش روانی و کاهش اضطراب عمومی در جامعه، تقویت اعتماد اجتماعی به نظام حکمرانی و نهادهای مدیریتی، جلوگیری از بروز رفتارهای هیجانی مانند احتکار، هجوم به منابع و شایعهپراکنی، تضمین تداوم فعالیتهای اقتصادی و معیشتی مردم، حفظ نظم اجتماعی و جلوگیری از بروز بیثباتیهای داخلی، افزایش تابآوری اجتماعی در برابر فشارهای خارجی، تقویت سرمایه اجتماعی و همبستگی میان دولت و مردم، جلوگیری از اختلال در زنجیره تأمین کالاهای اساسی و خدمات حیاتی، حفظ کارآمدی ساختار حکمرانی در شرایط اضطراری و ارسال پیام ثبات و اقتدار به جامعه و حتی به محیط بینالمللی در نهایت، باید تأکید کرد که در شرایط جنگ و بحران، تداوم خدمات عمومی تنها یک مسئله فنی یا اجرایی نیست، بلکه به بخشی از راهبرد کلان پایداری ملی تبدیل میشود. جامعهای که بتواند حتی در سختترین شرایط نیز چرخه خدمات حیاتی خود را حفظ کند، در واقع توانسته است ستونهای اصلی ثبات اجتماعی، اعتماد عمومی و امید جمعی را نیز حفظ نماید.
استانداریها بهعنوان نزدیکترین سطح حکمرانی به جامعه، نقش بسیار مهمی در حفظ پایداری خدمات عمومی در شرایط بحران دارد. درواقع استانداریها و دستگاههای اجرایی استانها در عمل خط مقدم مدیریت بحران محسوب میشوند و تصمیمات و اقدامات آنها میتواند تأثیر مستقیمی بر آرامش و ثبات اجتماعی داشته باشد.
از جمله مهمترین وظایف مدیریت استانی در این زمینه میتوان به هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، مدیریت صحیح منابع، نظارت بر تداوم خدمات حیاتی و اطلاعرسانی شفاف و بهموقع به جامعه اشاره کرد. ایجاد هماهنگی مؤثر میان نهادهایی مانند شهرداریها، دستگاههای خدماترسان، مراکز درمانی و نهادهای امدادی از جمله الزامات مدیریت موفق شرایط بحران است.
همچنین مدیریت استانی میتواند با استفاده از ظرفیت نهادهای اجتماعی، دانشگاهها، سازمانهای مردمنهاد و رسانههای محلی در جهت تقویت تابآوری اجتماعی و افزایش مشارکت عمومی در مدیریت بحران اقدام کند.
بیتوجهی به تداوم خدمات عمومی در شرایط بحران میتواند پیامدهای گستردهای برای جامعه و نظام مدیریتی کشور به همراه داشته باشد. نخستین پیامد چنین وضعیتی کاهش اعتماد عمومی نسبت به کارآمدی دستگاههای اجرایی است. کاهش اعتماد عمومی میتواند به تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان جامعه و نهادهای حکمرانی منجر شود.
از سوی دیگر، اختلال در خدمات عمومی ممکن است زمینهساز شکلگیری نارضایتی اجتماعی و بروز رفتارهای هیجانی در جامعه شود. در چنین شرایطی حتی مسائل کوچک میتوانند به بحرانهای بزرگ اجتماعی تبدیل شوند.
علاوه بر این، کاهش کارآمدی خدمات عمومی میتواند زمینه را برای تشدید جنگ روانی و گسترش شایعات فراهم کند. در چنین فضایی، احساس ناامنی روانی در جامعه افزایش یافته و مدیریت بحران با دشواری بیشتری مواجه خواهد شد.
برای حفظ پایداری خدمات عمومی در شرایط بحران لازم است دستگاههای اجرایی برنامههای مشخصی برای مدیریت شرایط اضطراری داشته باشند. تدوین برنامههای تداوم خدمات و آمادگی سازمانی برای مواجهه با شرایط پیشبینینشده از جمله اقدامات ضروری در این زمینه است.
آموزش مدیران و کارکنان دستگاههای اجرایی برای مدیریت شرایط بحران، استفاده از فناوریهای نوین در ارائه خدمات، ایجاد سازوکارهای هماهنگی میان دستگاهها و تقویت ارتباط با جامعه از جمله راهبردهایی است که میتواند به افزایش تابآوری نظام خدمات عمومی کمک کند.
همچنین استفاده از ظرفیت مشارکت مردمی و سازمانهای اجتماعی میتواند نقش مهمی در حمایت از دستگاههای اجرایی و تسهیل فرآیند ارائه خدمات در شرایط بحران ایفا کند.
در شرایطی که ماهیت بحرانها و تهدیدات امنیتی روزبهروز پیچیدهتر میشود، تداوم خدمات عمومی به یکی از ارکان اساسی حفظ ثبات اجتماعی و امنیت ملی تبدیل شده است. دستگاههای اجرایی با حضور فعال و مسئولانه در میدان خدمترسانی میتوانند نقش مهمی در تقویت اعتماد عمومی، حفظ آرامش جامعه و افزایش تابآوری اجتماعی ایفا کنند.
مدیریت صحیح خدمات عمومی در شرایط بحران نهتنها یک ضرورت اجرایی بلکه بخشی از راهبرد کلان حکمرانی برای حفظ انسجام ملی و عبور موفق از شرایط دشوار محسوب میشود. از اینرو تقویت آمادگی سازمانی، ارتقای هماهنگی میان دستگاهها و توجه جدی به تداوم خدمات عمومی باید بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی مدیریت بحران در سطوح مختلف حکمرانی مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام