آیتالله محمدجعفر طبسی، استاد حوزه علمیه قم طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داده است، نوشت: پیروان مکتب اهل بیت(ع) همواره در صف مقدم شهادت بوده و هستند. پیروان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) پیوسته پرچمدار خط شهادت بودهاند.
شیعیان در طول تاریخ هرگز از فدا شدن در راه خدا هراسی به دل راه نمیدادند و در مقابل ظالمان با تمام وجود پایداری میکردند؛ همانطور که امام سجاد(ع) در مقابل اراجیف یزید فرمود: «آیا من را به مرگ تهدید میکنی در حالیکه کشته شدن عادت ماست و شهادت کرامت خداوند برای ماست.»
تاریخ درخشان شیعه این حقیقت را نمایان میکند که در تمام مراحل تاریخی، شیعیان مشتاق شهادت بودند. درواقع همین خط فکری است که ضامن بقای شیعه تا روز قیامت شده است. در این گفتار کوتاه نیمنگاهی به مرزبانان دین و شریعت در ارتباط با ویژگی شهادتطلبی میپردازیم.
۱- سعید بن جبیر
او مفسری نامی از کوفه است که در سال ۹۴ یا ۹۵ هجری به دست سفاکترین شخص در تاریخ یعنی حجاج بن یوسف ثقفی به شهادت رسید. ایستادگی وی در برابر این ستمگر، زبانزد عام و خاص است. سعید بن جبیر بهعنوان مفسر قرآن مورد اعتماد فریقین است و یکی از یاران خاص امام سجاد(ع) بهشمار میرود.
مزی متوفای ۷۴۲ در کتاب تهذیب الکمال جلد ۱۰ صفحه ۳۶۴ با سندی از داوود بن أبی هند نقل کرده است: «هنگامی که حجاج بن یوسف ثقفی سعید بن جبیر را دستگیر کرد، سعید گفت: تو مرا خواهی کشت و به شما خبر میدهم که من و دو نفر از دوستانم وقتی حلاوت و شیرینی دعا را چشیدیم، از خداوند شهادت را خواستیم، آن دو نفر به شهادت رسیدند و من منتظر آن هستم، سالم بن ابی حفصه میگوید: هنگامی که سعید بن جبیر را نزد حجاج بردند، حجاج به او گفت که تو شقی و فرزند شکست خورده هستی، گفت که من سعید بن جبیر هستم، حجاج به او گفت: تو را خواهم کشت، سعید پاسخ داد: پس من همانی هستم که مادرم مرا نامگذاری کرد، پس از آن درخواست کرد تا دو رکعت نماز بهجا آورد، حجاج دستور داد تا روی او را بهطرف قبله مسیحیت کنند اما سعید جواب داد: «أینما تولّوا فثم وجه الله؛ هر طرف رو کنید، همانجا رویِ خداست.» (سوره بقره/ آیه ۱۱۵) (تهذیب الکمال، جلد ۱۰، صفحه ۳۶۴، سیر أعلام النبلاء، جلد ۴، صفحه ۳۲۸).»
در نقلی دیگر حجاج گفت: او را بهصورت بخوابانید و سعید این آیه قرآن را خواند: «منها خلقناکم وفیها نعیدکم؛ شما را از زمین آفریدیم، و به آن بازمیگردانیم.» (سوره طه/ آیه ۵۵) حجاج گفت: او را به قتل برسانید، سعید اینطور گفت: من شهادت میدهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و شریکی ندارد و محمد بنده و رسول خداست، جانم را بگیر تا در قیامت به من برسی. (سیر أعلام النبلاء، صفحه ۳۳۲)
در نقلی دیگر سعید بن ابی حسین میگوید: سعید بن جبیر زمانیکه برای کشتهشدن فراخوانده شد دعا کرد، پسرش در این هنگام گریه کرد، پدر به او گفت: چرا گریه میکنی در حالیکه پدر تو بعد از ۵۷ سالگی باید برود. (سیر أعلام النبلاء، جلد ۴ صفحه ۳۳۲)
۲- مصدع معرقب
او یکی دیگر از شیعیانی است که در راه دین به درجه شهادت نائل آمد. عجلی او را کوفی و تابعی و مورد اطمینان معرفی کرده است. (تاریخ الثقات، صفحه ۴۲۹) عقیلی از سفیان نقل کرده که اهل کوفه میگویند: بشر بن مروان بن حکم اموی رگ گردن مصدع را زد، به سفیان گفتند که چرا این کار را کرد؟ گفت: بهخاطر شیعه بودنش. (الضعفاء الکبیر، جلد ۴، صفحه ۲۶۶، رجال الشیعه، صفحه ۳۴۳)
۳- عبدالله بن شداد
او یکی از فقهای بزرگ شیعه بود که در کوفه در سال ۸۱ به شهادت رسید. ابن حجر درباره او گفته است که یکی از معدود فقها بود و در کوفه به قتل رسید. (تقریب التهذیب، جلد ۱، صفحه ۴۲۲) ابن سعد در کتاب الطبقات الکبری، جلد ۵ صفحه ۶۱ او را یکی از شیعیان بهشمار آورده است و واقدی هم او را در شمار فقهای شیعه دارای احادیث فراوان به حساب آورده است. (التهذیب، جلد ۴، صفحه ۳۳۴، استیعاب، جلد ۳، صفحه ۹۲۶)
عطاء بن سائب میگوید که از عبدالله بن شداد شنیدم که گفت: دوست داشتم بر فراز منبر از صبح تا ظهر فضائل امیرالمؤمنین علی(ع) را بگویم، پس پایین بیایم و (به خاطر تمجید از آن حضرت) گردنم زده شود. (تاریخ دمشق، جلد ۲۹، ص ۱۵۱)
۴- کمیل بن زیاد نخعی
کمیل یکی از یاران باوفای امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) است. ابنابیالحدید معتزلی میگوید: او از شیعیان امیرالمؤمنین(ع) و خواص بود و حجاج به خاطر مذهبش او را به قتل رساند. (شرح نهجالبلاغه، جلد ۱۷، صفحه ۱۴۹)
شیخ مفید متوفای ۴۱۳ در کتاب ارشاد جلد ۱ صفحه ۳۲۷ مینویسد: زمانی که حجاج به حکومت رسید، کمیل بن زیاد را فراخواند، کمیل به حجاج گفت: من پیرمردی سالخورده هستم و عمرم رو به پایان است. حجاج به کمیل گفت: خیلی دوست داشتم تو را بیابم و بر تو مسلط شوم، کمیل گفت: دندانهایت را برای من تیز نکن (مرا تهدید نکن) و غضبت را بر من شدید نکن، به خدا سوگند که چیزی از عمر من باقی نمانده، به هر کاری علیه من دست بزنی، از خداوند پاسخش را در روز موعد خواهی گرفت و پس از کشتن من، حسابی در کار است، امیرالمؤمنین(ع) به من خبر داده که تو قاتل من هستی. حجاج گفت: اکنون شرایط علیه تو است. کمیل ادامه داد: این، تصور توست. حجاج گفت: تو در قتل عثمان بن عفان شریک هستی، سپس دستور داد تا گردن او را بزنند و چنین کاری انجام شد.
۵- رشید هُجَری
شیخ طوسی متوفای ۴۶۰ رشید را از یاران امیرالمؤمنین و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و زینالعابدین(ع) ذکر کرده است. رشید کسی است که هر دو دست و پا و زبانش در راه ولایت قطع شده است.
مرحوم کشی جریان به شهادت رسیدن او را اینگونه نقل کرده است که ابوحیان بجلی از قنواء دختر رشید هجری نقل کرده و گفته است که به قنواء گفتم: آنچه درباره پدرت میدانی را بگو. گفت: از پدرم شنیدم که میگفت: امیرالمؤمنین(ع) به من خبر داد و اینطور فرمود: ای رشید، صبر تو زمانی که حرامزاده بنیامیه دستان و پاها و زبانت را قطع کند چگونه است؟ پاسخ دادم: ای امیرمؤمنان، آیا در نهایت من به بهشت میروم؟ امیرالمؤمنین علی(ع) پاسخ داد: ای رشید، تو در دنیا و در آخرت با من هستی. قنواء (دختر رشید) گفت: به خدا سوگند چند روزی بیشتر نگذشت که تا اینکه عبیدالله بن زیاد حرامزاده سراغ پدرم آمد و از او خواست تا از امیرالمؤمنین برائت جوید، وقتی پدرم از چنین کاری خودداری کرد، آن حرامزاده گفت: چه نوع مردنی را میخواهی؟ پدرم پاسخ داد: دوستم امیرالمؤمنین(ع) به من خبر داده که تو به خاطر برائت نجستن من از امیرالمؤمنین(ع)، دو دستم و دو پایم و زبانم را قطع میکنی. ابن زیاد گفت: به خدا سوگند که طوری تو را میکشم که سخن علی درباره تو دروغ باشد و دستور داد دستها و پاهایش را قطع کنید؛ اما زبانش را قطع نکنید. پس از این جنایت، از پدرم پرسیدم که آیا درد داری؟ پاسخ داد: نه دخترم، حالت کسی را دارم که در میان مردم است. زمانی که پدرم را با این وضع از قصر خارج کردیم و مردم دور او جمع شدند، گفت: قلم و کاغذ بیاورید تا آنچه میگویم ثبت شود و تا روز قیامت بماند؛ اما حجّام آمد و زبان پدرم را قطع کرد و در همان شب به شهادت رسید.
اشاره به برخی از شهدای مشهور شیعه از میان علمای بزرگ شهدا در طول تاریخ تشیع بسیار پرتعداد هستند، از میان شهدا به نام برخی از آنها اشاره میکنیم: شهید اول متوفای ۷۸۶ که در دمشق به شهادت رسید، سپس بدنش به دار آویخته شد و پس از آن سوزانده شد.
شهید ثانی متوفای ۹۹۵ که به همان شیوه شهید اول به شهادت رسید. شهید ابن فتال نیشابوری تاریخ شهادت ۵۰۸، شهید سلطان حسین استرآبادی تاریخ شهادت ۱۰۷۸، شهید محمدتقی براغانی تاریخ شهادت ۱۲۶۳، شهید محمدتقی اعسم تاریخ شهادت ۱۲۸۸ و روی منبر امام حسین(ع) او را به شهادت رساندند.
شهید سیدنصرالله حائری تاریخ شهادت ۱۱۵۴، شهید قاضی نورالله شوشتری تاریخ شهادت ۱۰۱۹ و صدها شهید شیعه که مرحوم علامه امینی در کتاب ارزشمند شهداء الفضیلة نام آنها را ذکر کرده است.
اما شهدای عصر حاضر و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) نیز بسیار زیادند. برخی از مشهورترین آنها عبارتند از شهید محمدباقر صدر، شهید محمدباقر حکیم، شهید سیدمحمد صدر، شهید شیخ محمد صدوقی، شهید عبدالحسین دستغیب شیرازی، شهید اشرفی اصفهانی، شهید اسدالله مدنی تبریزی، شهیدی که به دست یکی از شقیترین افراد به شهادت رسید، یعنی سید مقاومت امام خامنهای و قبل از ایشان، شهید سیدحسن نصرالله که رضوان خدا بر همه آنها باد. تمام این شهدا در راه احیای دین و قرآن و مکتب تشیع به شهادت رسیدند و خط سرخ شهادت را در مکتب تشیع نمایان کردند.
انتهای پیام