اقتصاد مقاومتی، عبارتی شناختهشده برای تولیدکنندگان و فعالان صنعتی و اقتصادی است؛ فرهنگی مجاهدانه و انقلابی همراه با تدبیر و تعامل بهمنظور رفع موانع و مشکلات بینالمللی و داخلی برای دستیابی به چشماندازها، در شرایطی که موانع و سنگاندازیهای بسیار در قالب محدودیت و تحریم، پیمودن راه پیشرفت را بیش از پیش دشوار میکند.
این فرهنگ مجاهدان مسیر تعالی ایران اسلامی است که به اذعان رهبر معظم انقلاب اسلامی، فرماندهان جنگ و نبرد اقتصادی هستند و قدمهای آنان همچون مجاهدان فیسبیلالله، مأجور بارگاه الهی است.
خبرنگار ایکنا از قم در گفتوگو با قاسم عسکری، عضو انجمن اقتصاد اسلامی حوزه به تبیین شعار سال پرداخته است که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
از دیدگاه رهبر شهید انقلاب، اقتصاد مقاومتی، اقتصادی برآمده از فرهنگ اسلامی و انقلابی، الگویی الهامگرفته از مکتب اقتصادی اسلام، برآمده از فرهنگ انقلابی، اسلامی و الگویی الهامبخش از مکتب اقتصادی اسلام، مردمی(مردم بنیاد) با رویکرد جهادی، دانش بنیان، فرصتساز و مولد، پویا و پیشرو، درونزا، برونگرا، انعطافپذیر و عدالتمحور است که ضمن مقاومسازی اقتصاد در برابر تهدیدهای نظام سلطه از توان لازم برای تحقق پیشرفت جامعه اسلامی برخوردار است.
خلف صالح ایشان آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای نیز در تعیین شعار سال بر اهمیت تقویت بنیانهای اقتصادی کشور در کنار حفظ وحدت ملی و ارتقای امنیت تأکید کردند که این نامگذاری یک راهبرد کلان است و مسیر حرکت همه دستگاهها و مجموعههای علمی، اجرایی و اجتماعی کشور را مشخص میکند.
اقتصاد مقاومتی زمانی معنا پیدا میکند که مردم یک کشور بتوانند با اتکا به داشتههای خود، ظرفیتهای انسانی و فیزیکی و با همدلی و مشارکت، مسیر پیشرفت را با ثبات و اطمینان ادامه دهند.
یکی از پایههای اصلی تحقق این هدف، وجود وحدت ملی و امنیت پایدار است، وقتی ثبات و همدلی در جامعه برقرار باشد، زمینه برای برنامهریزی، سرمایهگذاری، ارتقای کیفیت خدمات و افزایش بهرهوری فراهم و اقتصاد مقاومتی، از یک شعار به یک رفتار جمعی و الگوی موفق تبدیل میشود.
تحقق اقتصاد مقاومتی در گرو فراهم بودن بسترهای اساسی از جمله امنیت پایدار و انسجام ملی است و بدون این دو مؤلفه، دستیابی به اهداف اقتصادی کشور ممکن نخواهد بود.
از آنجا که رهبر شهید مبدع اصطلاح «اقتصاد مقاومتی» بودهاند باید شاخصهای اقتصاد مقاومتی را با توجه به دیدگاه ایشان در نظر داشت.
ایشان دو پایه اصلی برای اقتصاد مقاومتی موردنظر دارند و هر نسخه و روش اقتصادی که بتواند این دو پایه را تأمین کند، کارساز و راهگشاست، هر نسخهای هر چند مستند به منابع علیالظاهر دینی باشد و نتواند این دو پایه را تأمین کند، اسلامی نیست.
یکی از آن دو پایه «افزایش ثروت ملی» است کشور اسلامی باید کشوری ثروتمندی باشد و بتواند با ثروت و قدرت اقتصادی، اهداف والای خود را در سطح بینالمللی محقق کند. پایه دوم، «توزیع عادلانه ثروت و رفع محرومیت از درون جامعه اسلامی» است که این دو باید تأمین بشود.
اقتصاد مقاومتی دارای شاخصهایی است که از جمله این شاخصها عبارتند از: اقتصاد عدالتمحور، مردمبنیاد، دانشبنیان، با رویکرد جهادی، پیشرو، فرصتساز، مولد، درونزا، برونگرا، انعطافپذیر.
همه این ویژگیها در تحقق اقتصاد مقاومتی مؤثر هستند، اما اهمیت سه شاخص عدالتمحوری، مردمبنیادی و دانشبنیانی بیشتر است.
تحقق اقتصاد مقاومتی در گرو فراهم بودن بسترهای اساسی از جمله امنیت پایدار و انسجام ملی است و بدون این دو مؤلفه، دستیابی به اهداف اساسی اقتصادی کشور ممکن نیست.
امنیت یک کالای عمومی و بسترساز همه صنایع، تولید، اشتغال و مهمترین عنصر شکلگیری کسب و کارهای اقتصادی است و بدون امنیت هیچ تلاش و تولیدی مستمر و پایدار نخواهد بود.
متأسفانه بسیاری از دانشگاههای کشور و رشتههای علمی نقشی در تولید علم مفید نداشتند و ثروتساز نیستند، از جمله رشته اقتصاد که تنها جنبه تشریفاتی دارد و بهترین استعدادهای انسانی کشور را صرف آموزش تئوریها و مدلهای عموما ناقص و تاریخ مصرف گذشته غربی میکند و به هدر میدهد.
باید برای دانشگاهها براساس واقعیات و نیازهای جامعه اسلامی و با استفاده از متون اسلامی، منابع آموزشی تهیه و تدوین شود و براین اساس طرحهای مختلف، طراحی و برای آن کارهای تحقیقاتی علمی و میدانی انجام شود.
در دانشگاههای ما استعدادهای درخشانی وجود دارد در صورتی که نقشه جامع علمی و راهبردهای درست برای آنها تعریف شود و مسئولان جامعه اسلامی زمینهها، مدلها و فرمولهای عملی را برای تحقیق و کار میدانی برای مشارکت دانشجویان ترسیم کنند.
با توجه به ظرفیتهای متعدد و متنوع اقتصادی کشور ایران اسلامی به اهداف اقتصادی مطلوب نائل خواهد شد.
قوام جامعه اسلامی به مردم است و تکیه و تأکید امامین انقلاب نیز بر مردم بوده است، اما تاکنون بهطور کامل محقق نشده است، رهبر شهید تصریح میکنند که «با اراده، سرمایه و حضور همه مردم، اقتصاد مقاومتی تحقق پیدا میکند»، در سخنرانیهای مختلف از مسئولان اعتماد به مردم را مطالبه میکنند و میفرمایند به مردم و به نیروهای داخلی اعتماد کنید که با این اعتماد همه درهای بسته باز خواهد شد»، مسئولان باید زمینهها، مدلها، فرمولهای عملی و قابل فهم عموم و فرمولهای اعتمادبخش را برای مشارکت مردم فراهم کنند.
بر این اساس باید ساختار و مدلهای حضور مردم در عرصههای اقتصادی براساس مبانی و معارف اسلامی طراحی شود تا مردم در چارچوب آن ساختارها و مدلها بتوانند با مشارکت، نقش خود را ایفا و نهادینه کنند.
این ساختارها و مدلها اقتصادی به سه دسته تقسیم میشوند:
نخست؛ مدلهای نظام سرمایهداری: در این ساختار مالکیت منابع و محصول تولیدی و همچنین مدیریت فرایند اقتصادی در اختیار سرمایه و صاحب سرمایه است، اغلب نیرویهای کار(نیروهای کار ماهر، نیمه ماهر و ساده) در این قبیل بنگاههای اقتصادی با دریافت دستمزد ثابت مشغول فعالیت هستند.
در هنگام رکود اینها اخراج و از حقوق حداقلی نیز محروم و در دوران رونق تمام منافع نصیب صاحب سرمایه میشود. این مدل به تمرکز ثروت، منتهی میشود و آن را در جامعه نهادینه میکند. نتیجه نهادینه شدن تمرکز ثروت، نهادینه شدن فقر در جامعه است.
دوم؛ مالکیت عمومی نظام سوسیالیستی: در این ساختار مالکیت منابع و محصول تولیدی و مدیریت فرآیند اقتصادی در اختیار دولت است. نیروهای واقعی مردمی و کارگران در صورتی که موفق به پیدا کردن کاری شوند مجبور هستند به سهم حداقلی که دولت برای آنها معین میکند، اکتفا کنند. در این جوامع نیز اغلب درآمد حداقلی یا فقر گسترده دامنگیر عموم مردم است.
سوم؛ مدلهای اقتصاد دینی: جریان اقتصادی که همه مردم براساس تعالیم دینی ضمن تلاش برای تحقق اهداف اقتصادی، دائماً به لحاظ اخلاقی، اجتماعی و دانش تخصصی در رشد و بالندگی باشند، زمانی محقق میشود که نظام اقتصادی بهگونهای طراحی و اجرا شود تا همه فعالان اقتصادی(صاحبان سرمایه، نیروی کار و مصرفکنندگان) بتوانند به اهداف خود در عرصه اقتصادی دست یابند. همچنین، از همه حقوق اقتصادی خود بهرهمند باشند و به تکالیف خود در عرصه اقتصادی عمل کنند.
ساختار اقتصادی مبتنی بر مبانی دینی، از هدف فعالیت اقتصادی، اصل رفتاری و مالکیت متناسب با هدف اقتصادی تشکیل میشود.
براین اساس ساختار و مدل اقتصاد مقاومتی باید به گونهای طراحی و اجرا شود تا همه گروههای فعال اقتصادی در چارچوب اهداف مشروع، مشارکت واقعی در عرصههای اقتصادی داشته باشند. این مشارکت باید بهگونهای باشد که در برابر تهدیدها و شوکهای اقتصادی، همه فعالان بلکه همه مردم حساسیت لازم را برای حفظ موقعیت اقتصادی خود و کشور داشته باشند.
مقصود از مردمبنیاد تنها بخش خصوصی نیست بلکه مقصود مشارکت واقعی همه فعالان اقتصادی با ویژگیهای مذکور است.(مانند مدل آیتالله شاهآبادی یا بنگاههای اقتصادی کارگر – مالک موندراگون).
اکنون مهمترین مشکلات اقتصادی کشور عبارتند از تورم، رکود، رانت و فساد، قاچاق، بیکاری، تولید ناپایدار و عدم تعادل اقتصادی و مناسبترین راهحل نیز مدلهای مشارکت مردمی در اقتصاد مقاومتی است که ظرفیت تورمزدایی، رکودزدایی، قاچاقزدایی، فسادزدایی، اشتغالزایی متعادل و تولید پایدار را دارند.
انتهای پیام