کد خبر: 4346316
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۰
بازخوانی الگوی معرفتی امام صادق(ع) در گفت‌وگوی ایکنا با یک پژوهشگر

سه رکن مکتب جعفری

یک پژوهشگر اسلام با تبیین ابعاد پروژه معرفتی امام صادق(ع) در یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های سیاسی تاریخ اسلام، سه رکن «مقصد مشترک»، «مبانی ثابت» و «مرجعیت هدایت‌گر» را کلید فهم کارآمدی مکتب جعفری در مدیریت تنوع و تکثر علوم دانست و تأکید کرد این سه مؤلفه امروز نیز می‌توانند راه‌گشای بحران پراکندگی معرفتی در جهان مدرن باشند.

چگونه امام صادق(ع) دانشگاهی ساخت که ۴۰۰۰ شاگرد را در دل بحران سیاسی تربیت کرد؟

سرویس اندیشه ایکنا هم‌زمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع)، در گفت‌وگویی به سراغ حجت‌الاسلام سیدامین‌الله‌ دادگر، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در جهاد دانشگاهی رفت تا با رجوع دوباره به تاریخ اسلام، یک پرسش محوری را مورد بازبینی قرار دهد: چگونه مکتب امام صادق(ع) توانست در دلِ تنوع گسترده فکری، نه‌تنها دچار فروپاشی نشود، بلکه بزرگ‌ترین خیزش علمی جهان اسلام را رقم بزند؟

گفت‌وگو از این نقطه آغاز شد که مدرسه علمی امام صادق(ع) عملاً نماینده طیف وسیعی از گرایش‌های فکری بود؛ از جابر بن حیان با رویکرد تجربی و آزمایشگاهی، تا هشام بن حکم با استدلال‌های کلامی و عقلی، زراره در فقه و اصول، مفضل با پرسش‌های هستی‌شناختی و مؤمن‌الطاق با مناظره‌های اجتماعی ـ کلامی.

دادگر بر این نکته تأکید کرد راز موفقیت مکتب امام صادق(ع) در مدیریت این تنوع، در سه اصل خلاصه می‌شود: مقصد مشترک، مبانی ثابت و مرجعیت هدایت‌گر. او بر این باور است آنچه در تاریخ با نام «مکتب جعفری» شناخته می‌شود، در واقع یک مدل مدیریتی برای سامان‌دهی تکثر علمی است؛ مدلی که امروز، با توجه به گسترش حوزه‌هایی چون هوش مصنوعی، زیست‌فناوری، علوم انسانی جدید و مطالعات میان‌رشته‌ای، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. او یادآور شد همچنان همان سه رکن می‌توانند مانع فروپاشی هویتی شوند: مقصد مشترکِ حقیقت‌طلبی، مبانی ثابتِ اخلاق و عقلانیت و مرجعیتی که بتواند نقش هدایت‌گر معرفتی را ایفا کند.

تربیت 4 هزار شاگرد در دل بحران‌های فکری - سیاسی

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا - در آغاز بفرمایید امام صادق(ع) چگونه در شرایط دشوار سیاسی و اجتماعی زمان خود توانستند پروژه بزرگ احیای مکتب شیعه و نهضت معرفتی را پیش ببرند؟

مهم‌ترین اصل در حرکت علمی امام، تأکید بر «پیوند اجتماعی» و «مقصد مشترک» بود. ایشان فرمودند با یکدیگر پیوند داشته باشید؛ یعنی جامعه باید حول یک هدف واحد جمع شود. امروز این مقصد مشترک می‌تواند تمدن‌سازی اسلامی، حل بحران‌های جهانی مانند عدالت، محیط زیست، فقر یا تولید علم نافع برای بشریت باشد.

امام صادق(ع) بر مبانی ثابتی ایستادگی کردند: توحید به‌عنوان سنگ بنای معرفت، عدالت به‌عنوان معیار سنجش و عقل و نقل معتبر به‌عنوان منابع شناخت. بدون این مبانی، تنوع علوم به هرج‌ومرج می‌انجامد. در عصر امام، مرجعیت هدایت‌گر در شخص خود ایشان بود؛ امروز این مرجعیت می‌تواند در نهادهای علمی تمدنی، مراکز حکمرانی معرفتی یا شبکه‌های نخبگانی با التزام مشترک تجلی پیدا کند.

مکتب علمی امام صادق(ع) یک الگوی منسجم برای مدیریت دانش در شرایط سخت است؛ الگویی که با محوریت توحید، توانست گستره شگفتی از علوم را در دل خود جای دهد بدون اینکه پراکندگی ایجاد شود.

ایکنا - یکی از ویژگی‌های عصر امام صادق(ع) تنوع چشمگیر شاگردان از هشام بن حکم تا جابر بن حیان بود. امام چگونه این گستردگی معرفتی را سامان می‌دادند تا به پراکندگی تبدیل نشود؟

برای پاسخ باید به شرایط تاریخی اشاره کرد. امام صادق(ع) در دوره‌ای می‌زیستند که حکومت اموی رو به سقوط و عباسیان در آغاز استقرار بودند. این فضای نسبیِ باز سیاسی امکان فعالیت علمی بیشتری را فراهم کرد و امام آن را به‌صورت کاملاً هوشمندانه به فرصت تبدیل کردند.

راهکارهای امام چنین بود: بهره‌گیری از فرصت سیاسی که مدینه را به بزرگ‌ترین حوزه علمی جهان اسلام تبدیل کردند. همچنین تأسیس دانشگاه عظیم علوم اسلامی که بیش از ۴۰۰۰ شاگرد موثق تربیت شدند که ۵۵۰ نفرشان ایرانی بودند و رویارویی علمی با جریان‌های فکری زمانه از مناظرات گرفته تا پالایش عقاید و تولید علم بنیادین. امام همچنین تقیه را به‌عنوان سپر حفاظتی تا معارف شیعه از گزند سرکوب محفوظ بماند.

اما مدل امام برای حفظ و توسعه دانش در عصر سرکوب چند پایه داشت‌؛ شبکه‌سازی سازمان‌یافته در قالب «شبکه وکالت» که شیعیان سراسر قلمرو را به هم متصل می‌کرد.

نظام‌سازی و تربیت شاگردان متخصص همچون زراره، هشام بن حکم و محمد بن مسلم نیز به تبیین دقیق مبانی فکری شیعه و ترسیم چارچوب‌های معرفتی و تعمیق اندیشه‌های تمدنی و ایجاد نهضت علمی برای قدرت‌سازی می انجامید.

ایکنا - در حوزه جمع‌بندی علوم امام بر چه اصل محوری تکیه داشتند؟ 

«توحید» شاقول همه معرفت‌هاست. به همین دلیل علوم مختلف شیمی، فلسفه، فقه، عرفان یا پزشکی با جهت‌گیری توحیدی به هم پیوند می‌خوردند و تناقض تولید نمی‌کردند.

ایکنا - اشاره کردید که مناظره، گفت‌وگوی علمی و مرجعیت علمی امام از عوامل انسجام‌بخش مکتب جعفری بود. نمونه‌ای از این مدیریت معرفتی را برای ما شرح دهید.

امام صادق(ع) در مکتب خود «جامعیت در عین تخصص‌گرایی» را ایجاد کردند. علوم دینی، فقه و تفسیر، همراه با پزشکی، فلسفه، روان‌شناسی، ادبیات، شیمی و حتی سیاست و حکومت، همه در مدار معرفتی واحد به هم منضم می‌شدند.

ابزارهای امام برای انسجام چنین تنوعی عبارت بود از کرسی‌های آزاداندیشی و مناظرات دقیق علمی؛ فضایی که در آن طرح شبهه آزاد بود اما پاسخ علمی و منطقی داده می‌شد.

مرجعیت علمی امام که از دورترین نقاط بلاد اسلامی برای بهره‌گیری از آن به مدینه می‌آمدند و روش گفت‌وگوی علمی همراه با سادگی بیان که انس و پیوند میان شاگردان ایجاد می‌کرد. به همین دلیل شاگردانی همچون هشام بن حکم—جوانی که در مناظرات همواره پیروز بازمی‌گشت—یا جابر بن حیان، بنیان‌گذار علم شیمی شیعی، توانستند افق‌هایی تازه در علم بگشایند.

ایکنا - با توجه به شرایط جهان امروز که علوم و رویکردهای معرفتی با سرعت تکثر می‌یابند، چه کسی یا چه نهادی می‌تواند نقش مرجعیت هدایت‌گر را به‌تبع الگوی امام صادق(ع) ایفا کند؟

همان‌گونه که بیان شد سه رکن «مقصد مشترک»، «مبانی ثابت» و «مرجعیت هدایت‌گر» امروز هم ضروری‌ هستند. اگر این سه مؤلفه با هم دیده شوند، می‌توان از پراکندگی معرفتی عبور کرد.

مرجعیت هدایت‌گر امروز می‌تواند در قالب‌های نهادهای علمی و تمدنی که بتوانند علوم را در افق‌های کلان تعریف کنند و همچنین مراکز حکمرانی معرفتی بین‌رشته‌ای که هماهنگی رشته‌ها را ممکن سازند. از سوی دیگر شبکه‌های نخبگانی با التزام به مبانی معرفتی ثابت نیز می‌توانند تسهیل گر این امر باشند. 

امام صادق(ع) نهضت علمی را هم‌سنگ مبارزه با طاغوت می‌دانستند. در منظومه ایشان، «علم» یک ضلع مهم قدرت برای تشکیل حکومت و تمدن اسلامی بود. سه محور این نهضت عبارت بود از: تبیین و تبلیغ اصل امامت، بیان احکام دین و تفسیر قرآن بر مبنای فقه شیعی و ایجاد تشکیلات پنهانی، تربیت نخبگان و توسعه قدرت علمی. 

تربیت شاگردان نخبه از هشام تا محمد بن مسلم زیرساخت نرم اقتدار علمی جهان اسلام را شکل داد. امروز هم مراکز علمی ما باید از این الگو بهره بگیرند: ترکیب بندگی و تعبد با عقلانیت، آزادی علمی و تخصص‌گرایی.

ایکنا _ اگر سخن پایانی دارید بفرمایید.  

امیدوارم دانشگاه‌ها و مراکز علمی ما با بهره‌گیری از این مکتب، بتوانند شاگردانی تربیت کنند که هم برای جامعه اسلامی و هم برای بشریت نافع باشند؛ شاگردانی که هم ایمان و تعبد دارند و هم عقلانیت و خردورزی، دقیقاً همان‌گونه که امام صادق(ع) می‌خواستند.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha