به قلم احمد شهگلی؛ عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه

واقعیت این است که ما، اساتید دانشگاه و نهاد دانشگاه ـ به ویژه در حوزه علوم انسانی ـ نشان دادهایم در این میانه جنگ، جایگاه چندان مؤثری در تحولات اجتماعی ایران نداریم. در حالی که جنگی تمامعیار در حال رخ دادن بود، نه در میدان و نه در خیابان، از یکی از مهمترین نهادهای کشور، یعنی دانشگاه، خبری نبود.
این، تصویر کلی از وضعیت دانشگاه و اساتید است؛ هرچند در گوشه و کنار، برخی دانشگاهها و برخی اساتید حضور فعال و قابل توجهی داشتند و نباید آن را نادیده گرفت. فعالیت مجدانه و دلسوزانه یکی از استادان فلسفه غرب در عرصه علمی و عملی، نمونهای موفق از تلاشهای اساتید دانشگاهی در خدمت به وطن است. فعالیت موکب دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران در قم در این شرایط حساس اجتماعی، از جمله اقدامات تحسینبرانگیز، جذاب و اثرگذار است.
اما فضای غالب، با وجود این تعداد و امکانات، چندان رضایتبخش نیست. یکی از مهمترین نهادهای کشور، با وجود گستردگی، امکانات و ظرفیتهای قابل توجه، تأثیرگذاری اندکی در بحرانیترین شرایط کشور دارد. پیش از جنگ نیز در دیماه 1404 برخی فعالیتهای ضد وطنی از سوی تعدادی از دانشجویان در دانشگاهها ـ همراه با شعارهای رکیک و فعالیتهایی همچون آتشزدن پرچم ایران ـ پیام مهمی برای ما دانشگاهیان برای بازنگری در عملکرد این نهاد به همراه دارد. فارغ از تقسیمبندیهای سیاسی، گمان نمیکنم کسی با هر سلیقهای با این نوع ادبیات ناپسند موافق باشد؛ رفتارهایی که زمینه بروز جنگ رمضان را فراهم کرد.
در میان شیوهها و راهکارهای متعددی که برای حضور دانشگاه در عرصه میدانی وضعیت ایرانِ امروز مطرح است، یکی از روشهای مؤثر، عینی و سریع برای فعالسازی دانشگاهها، برپایی موکبهای فرهنگی و علمی است؛ موکبهایی که در آنها از تخصص استادان و دانشگاهیان در رشتهها و حوزههای گوناگون برای ارائه خدمات تخصصی به جامعه استفاده شود. علاوه بر این خدمات تخصصی، نفسِ برپایی چنین موکبهایی از سوی دانشگاهها در این اجتماع تاریخی ملت ایران میتواند بسیار اثرگذار و الهامبخش باشد.
نکته دیگر مربوط به خود اساتید است: ما باید در هر رشته و جایگاهی که هستیم، ظرفیت اندوختهها و دانش خود را برای ورود به این مباحث و حضور در اجتماع مؤمنین به کار بگیریم.
بیتردید ظرفیتهایی در دانش و تجربه ما وجود دارد که از آن غافل ماندهایم. چگونه ممکن است استادی سی سال درس بخواند، سالها تدریس کند و از مزایای نظام دانشگاهی بهرهمند شود، اما در فضای عینی و عملی جامعه هیچ نقشی نداشته باشد؟ این پرسشی جدی است که هر یک از ما باید صادقانه با آن روبهرو شویم. امروزه فضای مجازی حتی برای برخی زنان خانهدار نیز به بخشی مهم از عرصه اثرگذاری تبدیل شده است؛ چگونه اساتید دانشگاه از این بستر استفاده نمیکنند؟
انتهای پیام