در ادامه بررسی مباحث یهودشناسی و دشمن شناسی بر اساس قرآن کریم و به منظور بررسی برخی دیدگاهها، اعتقادات و تفکر قوم یهود از منظر آیات، فلسفه و نگاه کلی یهود نسبت به امور سیاسی و اجتماعی، برخی از اوصاف یهود در قرآن در مسائل توحیدی در مصاحبه قبلی «خط بطلان قرآن کریم بر برتری قوم یهود» بیان شد، در این شماره به منظور بررسی نگاه یهود به مسئله نبوت بر اساس ایات قرآن کریم، خبرنگار ایکنا از همدان با حجتالاسلام والمسلمین محمد طبرسی، معاون تبلیغ حوزه علمیه همدان، گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
آیه 160 سوره نساء میفرماید «فَبِظُلْمٍ مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُوا۟ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَٰتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ كَثِيرًا بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم.» این قوم در ابتدا دچار ظلم شدند و نتیجه آن به خود آنها بازگشت، این ظلم آنها مانعتراشی برای رسیدن آگاهی به مردم بود.
علامه طباطبایی اشاره میکند یهود در زمان شریعت حضرت موسی(ع) مانع حق و حقانیت شدند و از این رو دچار عذابهایی شدند، یکی از این ظلمها و گناهان، تهمت زدن به انسانهای پاک بود، همچون تهمتی که به حضرت مریم(س) زدند و این تهمتها نیز دلیل نزول عذاب بر آنها شد. چراکه آنها راه حقانیت خدا را بستند.
قوم یهود به خود ظلم کردند و علاوه بر اینکه این ظلم منجر به انجام گناه شد، خداوند مواردی که برای آنها حلال بود را حرام کرد. همانطور که در زمان پیامبری حضرت موسی(ع) یهود مانع رسیدن افکار و عقاید به عموم مردم میشد، امروز هم این قوم با سانسور خبری و مدیریتی که بر رسانهها و افکار جهانی دارد، مانع رسیدن حق و حقانیت به مردم میشود، اجازه انتخاب به مردم نمیدهد و مانع اختیار و انتخابهای مردم است.
جنگ 40 روزه بین رژیم صهیونیستی و ایران موجب شد تا حدودی این موانع کنار رفته و حقانیت و دین حق بر مردم دنیا آشکار شود و آنچه از سوی آنها در مورد ایران، ایرانی و اسلام شیعی گفته میشد و در اصل حقیقت نداشت، نقض شود و همچنین نشان داد مردم ما، مردمی مبارز و مقاومی هستند که پرقدرت در مقابل ظلم و استکبار میایستند.
یکی از رذالتهای یهودِ صهیونیست؛ بخل ورزی و خساست است، چراکه خود را قوم برتر میدانند و نمیتوانند ببینند دین، مذهب و مکتبی بیشتر از آنها رشد پیدا کند و یا اقبال عمومی داشته باشد، این مسئله تنها به امروز مربوط نیست بلکه از همان ابتدا بر اساس قرآن کریم و به ویژه آیه 53 سوره نساء که میفرماید «أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا آیا آنان را بهرهای از حکومت است [که بخواهند چیزی به مردم دهند و کارساز دنیا و آخرتشان باشند، اگر هم بهرهای باشد] در این صورت به اندازه گودی پشت هسته خرما به مردم نمیپردازند.»
آنها قائل بودند که بتپرستان مشرک از خداپرستی مسلمانان برتر و بالاتر هستند، این آیه با این پرسش که آیا یهود سهمی در قدرت، حکومت و حکم دادن دارد که چنین داوری میکنند؟ بیان میکند اگر چنین بود آنها همه چیز را در انحصار خود میگرفتند و کمترین حق را به مردم نمیدادند. امروز هم با حضور یهود در منطقه و بلاهایی که بر سر غزه و سایر ملتها آوردهاند نمود این تفکر یهود را میبینیم که این قوم کمتر از ریختن خون سایر اقوام راضی نمیشوند.
در مورد حسادت یهود نیز آیاتی نیز به این مسئله اشاره دارد، از جمله آیه 89 سوره بقره «وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ و هنگامی که برای آنان از سوی خدا کتابی [چون قرآن] آمد که تصدیق کننده توراتی است که با آنان است، و همواره پیش از نزولش به خودشان [در سایه ایمان به آن] مژده پیروزی بر کافران میدادند، پس [با این وصف] زمانی که قرآن [که پیش از نزولش آن را با پیشگویی تورات میشناختند] نزد آنان آمد، به آن کافر شدند؛ پس لعنت خدا بر کافران باد.»
در آیه 90 سوره بقره همچنین میفرماید «بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۖ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍ ۚ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُهِينٌ بد چیزی است آنچه خود را به آن فروختند که کفر ورزیدن از روی حسادت به کتابی است که خدا نازل کرده [معترضانه می گویند:] چراکه خدا از فضل و احسانش به هر که از بندگانش بخواهد [کتاب آسمانی] نازل میکند، پس آنان به خشمی بر روی خشمی سزاوار شدند. و برای کافران عذابی خوار کننده است.»
علامه طبرسی نیز در مورد این آیه «بغی» را رفتار از روی حسد عنوان میکند که این قوم به بهای اندکی خود را میفروختند و به آیات الهی کافر شدند و ناراحت بودند که چرا خداوند به قوم دیگر از جمله مسلمانان آیاتی نازل میکند. این آیه در اصل نشان دهنده حسادت آنهاست، علامه طباطبایی علت کفر یهود را همین حسادت آنها بیان میکند که در ذات آنها ریشه دارد که به خاطر این حس نتوانستند در مقابل حقی که بر دیگران نازل شده و با آن حق رشد پیدا میکردند همراه شوند و بپذیرند.
همان چیزی که شیطان از درگاه خود رانده شد و به خاطر حسادت به انسان سجده نکرد، این قوم نیز با همان نوع حسادت شیطانی خود را بیچاره کرده و با عالم و آدم دشمنی میکنند. ذات، فکر، خصلت و شاخصه یهود حسادت به اقوام دیگر است و چشم دیدن رشد در مسائل فکری، اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دیگران را ندارند و همیشه دشمنی میکنند تا خود را برتر بدانند.
در پروتکل آنها آمده است که برای رسیدن به برتری، اخلاق مسئلهای دست و پا گیر است و باید با سیاست، منهای اخلاق، حقانیت و دین به برتری برسند و از هر روشی در این راه میتوانند از جمله دشمنی، نیرنگ، فریب، دروغ و بدعهدی استفاده کنند. از این روست که موارد زیادی مشاهده شده که آتشبس را نقض کردند نمونههای آن در غزه لبنان و حتی ایران هم دیده شده است و این بخاطر جدا کردن اخلاق از سیاست است و هدف آنها حفظ برتری خود است که ناشی از حسادت است.
انتهای پیام