مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: چه در جنگ 12 روزه و چه در جنگ اخیر، دشمن آمریکایی ـ صهیونی توقع داشت که در سایه تهاجم نظامی آنها و ترور عالیترین و مؤثرترین چهرههای جمهوری اسلامی، جامعه ایران از این ضربه ناگهانی و سخت که موجبات ضعیفشدن حاکمیت را فراهم کرده، بهره ببرد و در پی انتقام و اغتشاش و آشوب برآید و خیابانها را به صحنه معارضه با حاکمیت تبدیل کند.
درواقع، پیشفرض این بود که چناچه از جمهوری اسلامی، تصویر سقوط و فروپاشی تولید شود، جامعه نیز درنگ نخواهد کرد و بقیه روند سرنگونی بهصورت خودجوش و اجتماعی، پیش خواهد رفت و حاکمیّت برای همیشه برچیده خواهد شد.
به بیان دیگر، تحلیل دشمن این بود که، چون تهاجم نظامی و حذف شخصیتهای جمهوری اسلامی، حاکمیت را دچار انفعال و استیصال میکند و امکان سرکوب جامعه را از آن میستاند، زمینه برای انقلاب اجتماعی مساعد میشود و مردم مخالف، در مقام مکمل تهاجم نظامی عمل خواهند کرد و جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد.
اما واقعیت اجتماعی که در خیابانهای شهرهای ایران به وقوع پیوست، این گمانهزنی را بهطور کلی، ابطال کرد؛ چنانکه برخلاف آن، بخش عمدهای از جامعه ایران، از همان روز نخست جنگ، تصمیم گرفت که اجتماعات شبانه خیابانی را رقم بزند و با این حضور خودجوش و ارادی، تعلق خاطر خویش را به حاکمیت نمایان کند. این اجتماعات، بیش از 40 روز است که در شهرهای مختلف ایران در جریان است. حال پرسش این است که چرا جامعه، چنین واکنشی را نسبت به جنگ و تهاجم بیگانه از خویش نشان داد؟
این معما را رهبر شهید در یکی از آخرین سخنرانیهای خویش بیان کردند؛ آنجا که گفتند چنانچه حادثهای برای انقلاب رخ بدهد، خدای متعال به صحنه خواهد آمد و مردم را در جهت حفظ انقلاب برخواهد انگیخت و آنگاه این مردم برانگیخته، چالش و بحران را برطرف خواهند کرد. مردم مبعوث از سوی خداوند، گشاینده سرّ این حقیقت حضور این روزهای مردم در خیابانهاست.
در عالم انقلاب اسلامی، همواره چنین بوده که رخدادهای خطیر و هولناک، از سر گذرانده میشدند، در حالیکه هر یک از آنها برای سقوط و فروپاشی، کفایت میکردند. این انقلاب از آغاز، همواره درگیر کارشکنیهای براندازانه بود و بارها در لبه پرتگاه قرار گرفته است، اما هر بار به طریقی معجزهآسا و معمایی، جان سالم به در برده و به حیات خویش ادامه داده است.
گزارههای «شنها مأمور خدا بودند» و «خرمشهر را خدا آزاد کرد» که از سوی امام خمینی(ره) در مقام تفسیر سرّ گذار از بحرانها مطرح شدند، حاکی از حضور دست غیبی در پشت صحنه حوادث انقلاب است.
این تاریخ، بهواقع از ناحیه غیب، هدایت و حمایت میشود و این ملکوت است که ناگهان سربرمیآورد و زنجیره رویدادها را بهسوی دیگری میبرد و شگفتی میآفریند. وقتی خود انقلاب، هدیه الهی و تحفه غیبی خوانده میشود و تکوین و تولد آن، حاصل امر غیبی و ارشادات و تأییدات الهی است، روشن است که در ادامه مسیر نیز، این سنت نهان و آسمانی، همچنان برقرار خواهد بود و انقلاب به پیش خواهد برد.
این عنصری است که در تحلیلها و تفسیرهای سکولاریستی اصحاب تجدد، همواره مغفول بوده است و چون محاسبات و معادلات، تنها براساس ظواهر و مناسبات مادی صورت میگرفته، هر بار خطا از آب در میآمده است. جهان اجتماعی انقلاب اسلامی، تجلیگاه دخالت امر الهی و تصرفات قدسی در نفس و جان آدمیان است و در دوره معاصر، هیچ تاریخی به این اندازه، ربط به ملکوت نداشته است.
انتهای پیام