محمدجواد برزگر، یک مشاور کسب و کار در گفتوگو با ایکنا از فارس، در تحلیلی از وضعیت اقتصادی و روندهای جهانی بیان کرد: ترکیب سهگانه رکود، تورم و جنگ یا تنشهای ژئوپلیتیک، ساختار کسبوکارها را از چند مسیر تحت فشار قرار داده است.
به گفته وی، رکود باعث کاهش فروش یا طولانی شدن چرخه فروش میشود، تورم سود واقعی بنگاهها را فرسایش میدهد و ریسکهای ژئوپلیتیک با ایجاد بیثباتی در زنجیره تأمین، حملونقل، نرخ ارز و رفتار مصرفکننده ریسکهای پیشبینیناپذیر ایجاد میکند. این سهگانه را یکی از پیچیدهترین ترکیبهای تهدیدکننده پایداری کسبوکارها در دهه اخیر توصیف کرد.
برزگر تصریح کرد: نخستین خطایی که در بسیاری از سازمانها تکرار میشود، کاهش ناگهانی و احساسی هزینههاست. این شیوه، هرچند در کوتاهمدت ظاهر اعداد مالی را بهبود میدهد، اما در میانمدت باعث قطع ارتباط سازمان با مشتری، بازار و نوآوری میشود و توان تصمیمگیری را به شدت کاهش میدهد.
این مشاور کسب و کار تأکید کرد: بازطراحی علمی ساختار هزینه و تفکیک هزینهها به حیاتی، تقویتی و تزئینی رویکردی کارآمدتر از حذف یکپارچه و کورکورانه مخارج است.
وی، دومین خطای مرسوم در شرایط پرتلاطم را ادامهدادن مدلهای درآمدی قدیمی دانست و افزود: بسیاری از بنگاهها با وجود تغییر رفتار مصرفکننده، تغییر مسیرهای تأمین، تغییر بسترهای فروش و حتی تغییر ترجیحات بازار، همچنان تنها یک منبع درآمدی ثابت دارند.
برزگر بیان کرد: اتکا به یک جریان درآمدی واحد در شرایطی که اقتصاد جهانی به سمت نوسان دائمی حرکت کرده، ریسک بسیار بالایی ایجاد میکند و مدیران باید به سمت ایجاد حداقل سه مسیر درآمدی حرکت کنند؛ شامل درآمد اصلی، درآمد اشتراکی یا دورهای و درآمدهای دانشی یا اکوسیستمی.
این مشاور کسب و کار، سومین خطای رایج را بیتوجهی به شکنندگی زنجیره تأمین دانست و با اشاره به تجربه چند سال اخیر، از جمله بحرانهای حملونقلی، اختلال در مسیرهای دریایی، تحولات منطقهای و تغییر ناگهانی قیمت ارز گفت: بسیاری از شرکتها همچنان تنها یک تأمینکننده اصلی یا یک مسیر واردات دارند و همین موضوع باعث ایجاد نقاط شکست جدی در سیستم میشود.
برزگر در این زمینه پیشنهاد داد: بنگاهها برای هر ورودی حیاتی حداقل دو تأمینکننده در جغرافیاهای مختلف داشته باشند و سناریونویسی برای اختلالهای احتمالی را جایگزین بودجهنویسی خطی کنند.
وی در ادامه پنج راهکار عملیاتی برای عبور از شرایط ناپایدار اقتصادی و افزایش تابآوری سازمانها ارائه کرد و نخستین راهکار را بازطراحی ساختار هزینه دانست و توضیح داد: سازمانها باید هزینهها را در سه سطح حیاتی، تقویتی و تزئینی طبقهبندی و تنها بخش سوم را حذف کنند.
به گفته برزگر، هزینههای تقویتی نباید حذف شوند، بلکه باید بهینه شوند؛ برای مثال جایگزینی تبلیغات سنتی با بازاریابی دیجیتال یا تغییر بخشی از هزینههای نمایشگاهی به وبینارهای تخصصی.
وی با بیان اینکه راهکار دوم از نظر او طراحی مدل درآمدی مقاوم است، گفت: کسبوکارها باید منابع درآمدی مکمل ایجاد کنند تا ریسکهای ناشی از نوسانات بازار کمتر شود. این موضوع بهویژه برای شرکتهای تولیدی و خدماتی اهمیت دارد، زیرا میتواند بخشی از فشار نوسانات ارزی و افت فروش دورهای را جبران کند.
برزگر با تصریح اینکه سومین راهکار، مدیریت نقدینگی بهصورت پویا بود، بیان کرد: سازمانها باید یک باند ایمن نقدینگی سه تا ششماهه داشته باشند اما این نقدینگی نباید به صورت پول راکد نگهداری شود.
وی، ترکیبی از پول نقد، ابزارهای نقدشونده و موجودی استراتژیک را مدل مناسبتری برای حفظ ارزش و همچنین چابک ماندن سازمان دانست و افزود: نبود نقدینگی یکی از پنج عامل اصلی توقف کسبوکارها در دوران بحران است و بیش از آنکه ناشی از نبود منابع درآمدی باشد، ریشه در نبود سیاستهای پیشگیرانه دارد.
این مشاور کسب و کار، راهکار چهارم را تنوعبخشی به زنجیره تأمین و ریسکهای مرتبط با ارز عنوان کرد و افزود: شرکتها باید قراردادهای خود را از نظر ارزی، مسیر حملونقل و زمانبندی پرداخت بازطراحی کنند تا وابستگی به یک مسیر یا یک ارز به حداقل برسد.
به اعتقاد وی تنشهای منطقهای، تحریمها و تغییر مقررات تجاری اکنون بخشی از واقعیت اقتصاد جهانی هستند و مدیرانی موفق خواهند بود که برای اختلالهای ناگهانی از پیش سناریو داشته باشند.
پنجمین راهکار پیشنهادی این مشاور، اجرای پیووت یا تغییر هوشمندانه در بازار هدف، کانال فروش یا ارزش پیشنهادی بود و در ادامه با اشاره به تجربه شرکتهای بینالمللی که در دوران بحران با تغییر در مدل فروش، تمرکز بر بازارهای جدید یا سادهسازی محصولات توانستند رشد کنند، توضیح داد که بسیاری از کسبوکارها در ایران نیز میتوانند با این رویکرد به افزایش فروش یا حفظ سهم بازار برسند.
مشاور شهردار شیراز تأکید کرد: در دوران نوسان، وفاداری به مسئله مشتری بسیار مهمتر از وفاداری به شکل فعلی محصول است.
برزگر در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: بسیاری از شرکتها با وجود دانستن این توصیهها، در اجرا با چالش مواجه میشوند. راهکار عملی این مسئله ایجاد جلسات هفتگی پایش بحران، طراحی داشبورد ساده مدیریتی با چهار شاخص اصلی و تبدیل استراتژیها به پروژههای ۹۰روزه است.
به گفته وی، اگر پس از ۹۰ روز هیچ تغییری در شاخصهای کلیدی رخ ندهد، به این معناست که استراتژی تنها در حد شعار باقی مانده است.
برزگر در پایان تأکید کرد: مدل کسبوکارهایی که تنها در روزهای آرام کار میکنند، برای شرایط جدید جهان مناسب نیستند. اقتصاد جهانی وارد دورهای شده است که در آن شوکها، نوسانها و بحرانها بخشی از وضعیت عادی محسوب میشوند و سازمانهایی که تابآوری را بهعنوان یک قابلیت ساختاری توسعه دهند، در سالهای آینده به بازیگران اصلی بازار تبدیل خواهند شد.
انتهای پیام