حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: بهدرستی گفتهاند، ملتی که تاریخ ندارد، هیچ ندارد و اگر تاریخ ملتی بر حافظهاش ننشیند و یا حافظه تاریخی آن دستخوش تحریف و اختلال شود، دچار آشفتگی هویتی و خودفراموشی شده و در مقابل تهاجم بیگانگان، تاب مقاومت نخواهد داشت و سایر تلاشها و سرمایههای ملی نیز سترون خواهد بود. بنابراین، حافظه تاریخی سرمایه ارزشمند برای شناخت خود و فهم تحولات گذشته و درس آموختن برای درک تحولات آینده و توانا شدن در مقابل هجمههاست زیرا آگاهی تاریخی عبرتآموز است چنانکه امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «وَ إِنَّ لَكُمْ فِيالْقُرُونِ السَّالِفَةِ لَعِبْرَةً.»
حافظه تاریخی، تجلی گذشته مشترکی است که گروه اجتماعی یا جماعتی را بهگونهای به هم پیوند میدهد. نظر به آنکه در هر تمدن و جامعهای فضاهای جمعی واجد نظم زمانیاند، به همین دلیل در ادبیات قرآنی از ظرف زمانی رخدادهای مهم؛ به ایامالله یاد میشود که ایامالله، روزهای جلوه ویژه خدای متعال است؛ گاهی نیت مردم، همت مردم، اراده مردم، یک چنین روزی را میآفریند.
این فضای معنادار، هم محصول ساختارهای فیزیکی و ادراکات ذهنی مخاطبان و هم محصول اعمال رفتار و کنشهای بهرهبرداران در آن فضا و هم به جهت بستر وقوع واقعهای مهم و معنادار است. بهسبب اهمیت آن است که رهبر شهید فرمود: حوادث نباید کهنه بشود حافظه تاریخی یک ملت نباید ضعیف بشود.
تاریخ شناسنامه یک ملت است و ضعف تاریخی سبب خودفراموشی و بیهویتی جمعی خواهد شد. چنانکه ایشان فرمود: ما باید شناسنامه خودمان را فراموش نکنیم. یکی از اهداف شیاطین عالم، خودفراموشی ماست؛ نباید بگذاریم.
از دیدگاه آن عالم بصیر، روشنابینی و بصیرت بدون کسب آگاهیهای تاریخی ممکن نخواهد بود و فهم تاریخی از موضوعات و پدیدهها یک امر بنیادین و کلیدی است و ما درباره هر پدیدهای که سخن میگوییم و قضاوت میکنیم، باید به تاریخ آن پدیده نگاه کنیم.
این امر هنگامی اهمیت مییابد که بدانیم در نگاه امام شهید، تاریخ از یک کلیت و قاعدهای کلی پیروی کرده و حاکم بر رفتارهای جمعی جامعه و ملتهاست.
از اینرو حافظه تاریخی، قرار گرفتن یک تجربه، رفتار، سنت و یا اعتقاد در مسیر خودآگاهی جمعی نوع انسانی و تبدیل شدن آن به تعینی برای نوع انسانی و به تعبیری امری هویتبخش برای یک اجتماع است و خلق انسان فراتاریخی است و این امر با تکرار تجربه زیستهای صورت میگیرد که از الگوی یک فعلیت واحد پیروی میکند و هر بار به شکلی خود را در بستر از زمان و مکان نشان میدهد و هیچ رخدادی یک امر استثنایی نبوده و نیست.
عدهای سعی میکنند حوادث روزگار ما را یک حوادث استثنایی که به هیچ وجه از تاریخ قابل استفاده نیست، وانمود کنند. این غلط است. رنگهای زندگی عوض میشود، روشهای زندگی عوض میشود؛ اما پایههای اصلی زندگی بشر و جبههبندیهای اصلی بشر، تغییری پیدا نمیکند.
از این نگاه، تجربه و حافظه تاریخی علاوه بر آنکه نقش بنیادین در شناخت خود و تکوین هویت جمعی همانند هویت تمدنی، ملی و مذهبی دارد، مبنای فهم امروز و راهنمای آینده است. این نگاه برگرفته از آموزه علوی است که فرمودند: «كَفى مُخبِرا عَمّا بَقِيّ مِنَالدُّنيا ما مَضى مِنها؛ آنچه از دنيا گذشته، در آگاه کردن از آنچه باقى مانده است، كفايت مىكند.»
بر بنای این اندیشه، رهبر شهید فرمود: «میخواهیم از راه شناختن تاریخ خود، گذشته خود و برجستگان این تاریخ، خود را درست بشناسیم؛ امروزمان را درست بفهمیم و راه فردامان را تشخیص بدهیم و باز کنیم، ما به گذشته که نگاه میکنیم، با این چشم نگاه میکنیم. گذشته برای ما یک وسیله و آیینهای است؛ مایه عبرتی است تا راه آیندهمان را هموار کنیم.» این همان چیزی است که از آن به بصیرت یاد میشود.
بینش تاریخی امام شهید، ایشان را بهعنوان معلمی شفیق و آگاه برای جامعه و جوانان حقیقتجو درآورده و مشفقانه توصیه میفرماید: «اگر جوانهای ما در سرتاسر کشور این حوادث را ندانند، تحلیل نکنند، عمقیابی نکنند، در شناخت کشورشان و آینده دچار اشتباه خواهند شد.»
چنانچه تقریر گشت، بصیرت، ژرفبینی رخدادها و حوادث است که بدون آگاهی به هویت و تاریخ خود حاصل نخواهد شد، چنانکه فرمود: «اگر بصیرت نبود، همان ایمان ممكن است انسان را به بیراهه بكشاند. كسی كه علم ندارد، بصیرت درست ندارد به آنچه پیرامون او دارد میگذرد، گاهی اوقات میشود كه راه را به اشتباه طی میکند.»
انتهای پیام