کد خبر: 4348927
تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۷
کودکان بعد از بحران؛ آنچه دیده نمی‌شود/ ۵

دشمن پنهان آرامش کودکان + صوت

شاید ما بزرگتر‌ها بتوانیم یک قدم عقب بایستیم و فکر کنیم «این فقط یک خبر است»، اما کودک هنوز این توانایی را ندارد؛ یعنی نمی‌تواند میان واقعیت بیرونی و تصویری که در ذهنش ساخته شده است، تفاوت قائل شود.

5جنگ سرانجام به پایان می‌رسد، آتش‌بس اعلام می‌شود و خرابی‌های بسیاری بر جای می‌ماند. بااین‌حال، همان ویرانه‌ها بستری برای بازسازی و آبادانی می‌شوند و امید را در دل‌ها زنده می‌کنند. در این میان، مهم‌ترین بازسازی، بازسازی «خود» انسان‌هاست؛ به‌ویژه کودکانی که عمیق‌ترین تأثیرات روانی را تجربه کرده‌اند.
 
کودکان معمولاً مفهوم انتزاعی جنگ را درک نمی‌کنند، اما صدای انفجار، آرامش آنها را به هم می‌ریزد و نشانه‌های ترس، اضطراب و تغییر در رفتار والدین یا اخبار تلویزیون برایشان کاملاً ملموس است. کودکان بزرگ‌تر نیز ممکن است از طریق رسانه‌ها یا صحبت با دوستان، تصویری ناقص و گاهی ترسناک از درگیری داشته باشند، بی‌آنکه علل یا راه‌های مقابله با آن را بدانند.  
 
برای کودکی که صحنه‌های بمباران و از دست دادن عزیزان را تجربه کرده است، پیامد‌های روانی جنگ می‌تواند سال‌ها ادامه یابد. آنچه پس از بحران در ظاهر دیده می‌شود، بازگشت تدریجی به زندگی عادی است. با این‌ حال، آنچه کمتر دیده می‌شود، زخم‌های پنهان روانی است؛ کابوس‌های شبانه، اضطراب جدایی، کاهش تمرکز، گوشه‌گیری و گاه رفتار‌های خشونت‌آمیز. پس از بحران، والدین و مربیان باید امنیت عاطفی روانی کودک را بازسازی کنند.  
 
خبرگزاری ایکنا در راستای آگاهی والدین و خانواده‌ها برای فراهم کردن آرامش روانی خود و فرزندانشان درس‌گفتار‌هایی را با عنوان «کودکان بعد از بحران؛ آنچه دیده نمی‌شود» تهیه کرده است. فائزه پریشان، دانش‌آموخته روانشناسی تربیتی و روان درمانگری در شماره پنجم از این درس‌گفتار‌ها به موضوع «رسانه، اخبار و شبکه‌های اجتماعی؛ دشمن پنهان آرامش کودک» پرداخت.
 
کودکان صرفاً از رویداد‌های بیرونی دچار نگرانی و اضطراب نمی‌شوند. گاهی آنچه در خانه، از طریق تلویزیون تا تلفن همراه والدین، دیده و شنیده می‌شود، آرامش آنها را بیش از هر زمان دیگر بر هم می‌زند. بیایید بسیار ساده به موضوع نگاه کنیم؛ هنگامی که کودک اخبار را می‌بیند، نمی‌تواند مانند ما تحلیل کند که این رویداد‌ها در کجا رخ می‌دهند، چرا اتفاق می‌افتند و میزان جدی بودن آنها چقدر است. اما کودک یک توانایی بسیار قوی دارد و آن «حس گرفتن از فضا» است.
 
حس گرفتن از فضا یعنی اینکه وقتی کودک تصویر‌های نگران‌کننده و خشن می‌بیند، یا صدای اخبار را می‌شنود، یا اضطراب را در چهره و رفتار ما مشاهده می‌کند، در ذهنش پیامی شکل می‌گیرد با این مضمون که «دنیا جای امنی نیست».
 
نکته بسیار مهم دیگر این است که کودک هنوز توانایی تفکر درباره زمان و مکان را به دست نیاورده است؛ به عبارت دیگر، اگر چیزی ببیند، سریعاً آن را به یک واقعیت نزدیک تبدیل می‌کند. به همین دلیل، یک خبر دور برای او به یک خطر نزدیک بدل می‌شود. در واقع می‌خواهم بگویم که کودکان بیش از آنکه از آنچه می‌شنوند، از آنچه می‌بینند و حس می‌کنند تأثیر می‌پذیرند. در دنیای امروز، این «دیدن و حس کردن» بیش از هر زمان دیگر از طریق رسانه‌ها وارد ذهن کودک می‌شود، بی‌آنکه او بتواند آن را درست بفهمد.
 
شاید ما بزرگتر‌ها بتوانیم یک قدم عقب بایستیم و فکر کنیم «این فقط یک خبر است»، اما کودک هنوز این توانایی را ندارد؛ یعنی نمی‌تواند میان واقعیت بیرونی و تصویری که در ذهنش ساخته شده است، تفاوت قائل شود. نتیجه این وضعیت آن می‌شود که کودک بیشتر می‌ترسد، بیشتر وابسته و چسبنده می‌شود، یا ممکن است ساکت و گوشه‌گیر شود، خوابش به هم بریزد، پرخاشگرتر شود یا مدام سؤال بپرسد. حتی گاهی والدین به من می‌گویند: «من که چیزی نگفتم!» در حالی که خود فضا حرف می‌زند.
 
نکته بعدی این است که کودک فقط از محتوای رسانه آسیب نمی‌بیند. مشکل اصلی این است که این حجم از تصویر، خبر و صدا، هورمون‌هایی در مغز ترشح می‌کنند که فرصت فکر کردن، هضم کردن و تمرکز کردن را از او می‌گیرند. مشکل فقط دیدن محتوای ترسناک نیست؛ مشکل این است که محتوای رسانه‌ای خیلی زیاد، خیلی سریع و بدون فرصت پردازش در ذهن شکل می‌گیرد. در حالی که کودک برای آرامش یافتن نیاز دارد فکر کند، سؤال بپرسد و معنا ببخشد. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی با ارائه تصویر پشت تصویر و خبر پشت خبر، بدون توقف، این ظرفیت تأمل و تفکر را از کودک سلب می‌کنند؛ بنابراین کودک فرصت فکر کردن پیدا نمی‌کند و هر چیزی را همان‌طور که هست می‌پذیرد؛ همه چیز برای او واقعی و نزدیک می‌شود و به تبع آن، مضطرب می‌شود.
 
به زبان ساده، پیش از این اگر کودک یک چیز نگران‌کننده می‌دید یا می‌شنید، سؤال می‌پرسید، فکر می‌کرد و آرام می‌شد. اما اکنون می‌بیند، دوباره می‌بیند و باز هم می‌بیند، بدون آنکه فرصت کند، بفهمد اصلاً چه اتفاقی افتاده است. اکنون ببینیم دقیقاً ما والدین چه اقداماتی می‌توانیم برای این مسیر انجام دهیم:
 
نخستین نکته: کاهش ورودی‌هاست. گاهی اشتباه رایج این است که می‌گوییم «بگذار ببیند، بعداً برایش توضیح می‌دهم»، در حالی که وقتی کودک بیش از حد دید، دیگر قابل جبران نیست؛ بنابراین محدود کردن تصویر، صدا و خبر، مهم‌ترین اقدام پیشگیرانه‌ای است که ما می‌توانیم انجام دهیم.
 
دومین نکته: مدیریت خودمان و الگو بودن است. پیش از هر تکنیکی برای فرزندمان، از خود بپرسیم: «من الان چقدر درگیر این فضا‌ها هستم؟» اگر مدام خبر چک می‌کنیم، با اضطراب حرف می‌زنیم یا دائماً سرمان در رسانه‌های مختلف است، کودک همان حالت را دریافت می‌کند؛ بنابراین تعیین زمان مشخص برای خبر، فاصله گرفتن از آن و برگرداندن خود به حالت عادی، اقدام مهمی است که هر والدی باید انجام دهد.
 
سومین نکته: اگر کودک در معرض خبر قرار گرفت و چیزی دید یا شنید، نخستین کار این است که سریعاً نگوییم «چیزی نیست» یا موضوع را عوض کنیم، بلکه کنجکاو شویم و بپرسیم: «چه دیدی؟ چه شنیدی؟» سپس به اصلاح برداشت او بپردازیم؛ یعنی به او بگوییم آنچه دیده و شنیده، همه ماجرا نیست. در ادامه، محدود کردن موضوع با پرسش‌هایی مانند «به نظر تو چه شده؟ فکر می‌کنی این اتفاق برای اینجا است یا جای دیگر؟» حتی نقاشی کردن درباره احساسات کودک و سپس امنیت دادن به او با این عبارت که «ما الان کنار هم هستیم و در امانیم» بسیار مؤثر است.
 
چهارمین نکته: کاهش سرعت زندگی است. رسانه‌ها سریع عمل می‌کنند، اما ذهن کودک این همه سرعت را نمی‌تواند پردازش کند؛ بنابراین زمان‌هایی را بدون گوشی، بدون صدا و تصویر، در سکوت و با یک فعالیت مشترک با هم ارتباط برقرار کنیم تا ذهن کودک ترمیم پیدا کند.
 
پنجمین نکته: ایجاد وقفه است. یکی از مهم‌ترین کار‌ها پس از هر مواجهه، مکث کردن، حرف زدن و معنا بخشیدن است؛ کاری که دقیقاً رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و کارتون‌ها آن را حذف کرده‌اند.
 
آخرین و مهم‌ترین نکته: کودکان در این شرایط ممکن است به خاطر اضطراب‌ها، ترس‌ها، نگرانی‌ها یا حتی بی‌حوصلگی خود یا والدین، زمان زیادی را پای گوشی و تلویزیون بگذرانند. به عنوان والدین مسئولیم که به جای صدا و تصویر، به کودکان خود «تجربه» بدهیم؛ زیرا صدا و تصویر زیاد، محرک اضطراب است و تجربه واقعی، منبع آرامش. این کار را می‌توانیم به سادگی با بازی، لمس، ارتباط، حضور و درک کردن احساساتشان انجام دهیم؛ بنابراین رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و اخبار نه تنها آرامش را از کودک می‌گیرند، بلکه قدرت فکر کردن و فهمیدن را نیز از او سلب می‌کنند. همان‌طور که در روایات نیز آمده است، فهم و درک، نوری است که در دل ایجاد می‌شود؛ اما این نور در شلوغی و هجوم این همه تصویر و صدا‌های مجازی شکل نمی‌گیرد و کودک از این می‌ترسد که نتواند خبر‌ها را بفهمد و تنها بماند.
 
امیدوارم بتوانیم در این روزها، از ذهن و دل کودکانمان مراقبت کنیم و فرصت فکر کردن را برای آنها نگه داریم.
انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
captcha