امام رضا(ع) در شرایطی زندگی میکرد که میبایست به صورت پنهان به تبلیغ دین و تقویت تشیع میپرداخت، چراکه عباسیان همواره در کمین ایشان بودند. بهمنظور بررسی چگونگی مبارزات سیاسی امام رضا(ع) خبرنگار ایکنا از همدان با حجتالاسلام والمسلمین مصطفی سلیمانیان، مدرس حوزه علمیه در همدان گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
در دوران حکومت امام رضا(ع) شرایط به گونهای نبود که حضرت بتوانند به صورت آشکارا اقدام سیاسی انجام دهند اما موانع سر راه آنها موجب نشد که از تربیت جامعه شيعه جا بمانند. ایشان با سخنرانیهای و سایر اقدامات اثرات سیاسی در جامعه گذاشتند.
در زمانی که امام موسی کاظم(ع) پدر بزرگوار امام رضا(ع) در زندان هارون بودند، امام رضا(ع) با سخنان خود تذکری به شیعیان دادند و فرمودند: «شیعیان بغداد بر روی تختها نشستهاند و میگویند ما شیعیان موسی بن جعفر(ع) هستیم درحالی که پدر ما در زندان است.»
این سخنرانی ایشان تأثیر مهمی در تربیت جامعه شیعی داشت. بغداد در آن زمان مرکز حکومت هارون و عباسیان بود و بازار بغداد نیز کلید اقتصادی حکومت آنها محسوب میشد، بیشتر بازاریان بغداد نیز محبین اهل بیت علیهمالسلام بودند، آنها علاقه ویژهای به اهل بیت داشتند اما درباره زندانی شدن امام موسی کاظم(ع) اقدامی انجام نداده بودند.
اگر این بازاریان به مدت یک هفته بازار بغداد را به دلیل اعتراض به زندانی شدن حضرت تعطیل میکردند، رکن اقتصادی حکومت هارون با مشکل جدی مواجه میشد و حکومت مجبور میشد امام(ع) را از زندان آزاد کند.
این سخنرانی و تلنگر امام رضا(ع) اثر تربیتی خاصی بر روی شیعیان گذاشت که مردم نباید در برابر اقدامات ظالمانه ساکت بمانند. اگر هم نمیتوانند عکسالعمل نظامی انجام دهند، عکسالعملی داشته باشند که دشمن ظالم را تحت فشار قرار دهند مانند تعطیل کردن بازار بغداد. این سخنرانی امام اثر تربیتی خاصی بر روی شیعیان داشت که نباید نسبت به مسائل سیاسی ساکت ماند.
دومین حرکت سیاسی امام رضا(ع) هنگام به خلافت رسیدن مأمون رخ داد. مرکز حکومت هارون و عباسیان بغداد بود، آنها به مرو آمده بودند تا فتوحاتی در شمال شرق ایران انجام دهند؛ اما هارون در زمانی که در مرو بود دار فانی را وداع گفت و درگیری بین امین و مأمون بر روی خلافت رخ داد که سرانجام مأمون پیروز شد و به خلافت رسید اما از آنجا که مادرش ایرانی بود و عربهای بغداد نسبت به نژاد ایرانی تعصب داشتند، بنابراین حس میکرد اگر به بغداد برود و آنجا را پایتخت قرار دهد ممکن است مردم او را نپذیرند لذا در مرو ماند اما همین امر مشکلات سیاسی زیادی را در عراق ایجاد کرد.
در این زمان بود که امام رضا(ع) به مأمون تذکر داد که در مرو نماند چراکه عموی مأمون به همراه وزیر اعظم وی در حال توطئه برای انجام کودتا بودند و این جریان توسط امام رضا(ع) به مأمون اطلاع داده شد.
گرچه مأمون در نهایت امام رضا(ع) را شهید کرد و فضل ابن سهل که وزیر اعظم بود را کشت اما به سفارش امام(ع) عمل کرد و مرکز حکومت را در مرو قرار داد که این جریان وضعیت مسلمانان را بهبود بخشید. اگر کودتا اتفاق میافتاد انسجام کشور اسلامی در برابر کشورهای غیر اسلامی از بین میرفت و این یکی از حرکتهای سیاسی و موثر امام رضا(ع) بود.
سومین حرکت سیاسی امام رضا(ع) نیز مربوط به سخنانی است که امام در مجلس مأمون انجام میدهد. در مجلسی که مأمون برای ایشان تدارک دیده بود و به امام گفت که در مسند خلافت بنشیند امام(ع) در این مجلس سخنانی فرمودند که همه نخبگان سیاسی متوجه شدند که حکومت عباسی حکومت طاغوت است و حکومت برحق نیست. امام رضا(ع) قبول نکردند که در مسند خلافت بنشینند و خطاب به مأمون فرمودند: «اگر این خلافت حق الهی توست و خداوند به تو عطا کرده، پس چرا چیزی را که خداوند به تو عطا کرده و تو را شایسته دانسته به دیگران میبخشی و اگر حق الهی تو نیست چرا چیزی که حق تو نیست به دیگران میبخشی؟!»
وقتی این سخن حضرت به گوش بسیاری از تحلیلگران و نخبگان سیاسی رسید این برداشت را داشتند که حکومت مأمون و عباسیان بر حق نیست.
دیگر اقدام سیاسی امام رضا(ع) را میتوان، ورود ایشان به کشور ایران دانست، وقتی ایشان وارد مشهد شدند سادات مختلفی از بنیهاشم و خاندان امام موسی کاظم(ع) به سمت ایران حرکت کردند و همین امر موجب ایجاد امامزادگان بسیاری در ایران شد.
همین امر و وجود فرزندان ائمه به تقویت تشیع و ایجاد حرکتهای سیاسی شیعیان منجر شد. امام رضا(ع) به دلیل مسائل ولایتعهدی نمیتوانست صریحا علیه حکومت صحبت کند اما وجود سادات و کاروانهای مختلف از آنها حقیقت را آشکار میکرد و طاغوت بودن حکومت عباسی را به مردم نشان میداد. یکی از این حرکتها، حرکت کاروان حضرت معصومه(س) بود.
اما وقتی مأمون متوجه شد که سادات تزلزل سیاسی در حکومت او ایجاد میکنند با آنها مقابله و تعداد زیادی از آنها را به شهادت رساند.
انتهای پیام