پس از دو ماه و اندی، نفسهای جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه کشورمان تنگ و آتشبس اعلام شد. در همان روزهای نخست، جوانان کشورمان پویش «بازیران» را راهاندازی کردند تا در میان نگرانیها و استرسها، امید را در دل کودکان و نوجوانان زنده نگه دارند؛ کودکانی که والدینشان فرزند جنگ بودند و اکنون آنها جنگ را نه فقط از پشت پنجرههای کلاسهای مجازی، بلکه با جان خود لمس کردند. آنها مفهوم «مقاومت» را نه در کتاب، که در تأخیر اتصال اینترنت و نگرانی چشمهای بزرگترها تجربه کردند. حال در این روزهای پساجنگ، به بازیهایی نیاز دارند که نه فراموشی، که «امید به ایستادن دوباره» را به زبانی ساده و ملموس به آنها بیاموزد؛ بازیهایی که در آنها قهرمان بودن یعنی انتخاب درست، یعنی در زمان درست، در جای درست ایستادن.شاید کمتر پیش بیاید که در یک بازی ویدیویی، رستم دستان و پوریای ولی را کنار هم ببینیم. یکی از دل اساطیر ایران و دیگری از دل تاریخ پهلوانی این سرزمین. اما «نبرد نامداران» ساخته حسنعلی نجاتی، همین کار را انجام داده است. این بازی با گرد هم آوردن چهرههای شاخص از دورههای مختلف تاریخی و اساطیری ایران، نه فقط یک محصول سرگرمکننده، که نمادی از وفاق و همبستگی ملی خلق کرده است. همان نگاهی که باعث شد در یازدهمین جشنواره بازیهای ویدیویی ایران، دیپلم افتخار بخش «هویت و وفاق ملی» را از آن خود کند.
«نبرد نامداران» یک بازی استراتژیک نوبتی برای گوشیهای موبایل است. یعنی شما در هر نوبت، با تفکر و برنامهریزی، قهرمانان خود را هدایت میکنید تا دشمن را شکست دهید. پشت این بازی، تیمی از دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی هستند که دو سال از عمرشان را پای آن گذاشتهاند. جالب اینجاست که تمام هزینه ساخت این بازی، کمتر از یک میلیارد تومان بوده و خودشان آن را تأمین کردهاند، یعنی بدون کمک دولتی و با عشق ساخته شده است. اکنون در کافهبازار بیش از ۵۸ هزار نفر آن را نصب کردهاند و امتیاز ۴.۱ از ۵ را به آن دادهاند. عددی که برای یک بازی کاملاً ایرانی، اصلاً بد نیست.
داستان از جایی شروع میشود که اهریمن دروازهای جادویی باز میکند و همه دشمنان تاریخ ایران همچون ضحاک ماردوش، دیو سپید، اسکندر مقدونی و... را یکجا جمع میکند، دنیا در خطر است و کسی نمیتواند جلوی آنها بایستد.
اینجاست که «سینا»، پهلوان جوان قصه بازی، مأمور میشود نامههایی جادویی به دل تاریخ بفرستد. نامهها به دست چه کسی میرسد؟ به رستم دستان، به زال، به گردآفرید، به آرش کمانگیر. حتی چهرههای علمی و تاریخی مثل پوریای ولی یا بدیعالزمان جزری هم دعوت را لبیک میگویند. همه میآیند تا کنار هم، با هدایت و رهبری بازیکن(گیمر)، سپاه اهریمن را نابود کنند. ترکیب این شخصیتها از دورههای مختلف تاریخی و اساطیری، جذابیتی دوچندان به بازی داده است.
واقعیت این است که «نبرد نامداران» قبل از هر چیز، یک بازی هویتی است. در این بازی خبری از ثور و زئوس نیست. قهرمانان، همانهایی هستند که در شاهنامه خواندهایم یا در تاریخ با افتخار به آنها افتخار بالیدهایم. حضور «گردآفرید»، شیرزن ایرانی، در کنار پهلوانانی مثل رستم و زال، نه فقط یک انتخاب هنری، که یک ضرورت فرهنگی است. همین نگاه ویژه نیز باعث شد در جشنواره هفتخوان بدرخشد و دیپلم افتخار کسب کند.
گیمپلی فکری، نه تکراری
بازی نوبتی است، اما خشک و تکراری نیست. هر شخصیت چند توانایی دارد و این تواناییها در طول مبارزه تصادفی، به گیمر داده میشود. یعنی هر بار که میجنگد، جور جدیدی باید فکر کند. این تصادفی بودن، بازی را از یکنواختی خارج میکند و تا مدتها تازگی دارد.
گرافیک با رنگ و بوی ایرانی
طراحی شخصیتها و مکانها، نقطه قوت دیگری است. انگار تکهای از یک فرش ایرانی یا یک نگارگری قدیمی را درون گوشی خود میبینید. رنگها گرم و سنتی هستند و لباسها و ابزار هر قهرمان، به همان دورهای که به آن تعلق دارد، وفادار است. حتی قابلیت «رَجز»(همان استیکرهای معروف) هم با همان حال و هوای پهلوانی طراحی شده است که در نوع خودش ایدهای بکر است.
منصفانه با جیب کاربر
بازیهای آنلاین معمولاً منبع خاصی دارند که اگر پول ندهید، سخت میتوانید به آنها برسید. اما اینجا منبعی به اسم «فیروزه» هست که به نسبت راحتتر به دست میآید. یعنی بدون اینکه مجبور شوید پول زیادی خرج کنید، میتوانید قهرمانهایتان را قویتر کنید و از بازی لذت ببرید.
با همه خوبیها، وقتی چند روز بازی کنید، تکراری شدن شخصیتها را حس میکنید. دشمنان هم که همیشه یک شکل هستند و بازی به شدت نیاز به آدمها و شخصیتهای تازهای دارد تا بازیکن بعد از مدتی خسته نشود.
اینجا قلب بازی میگیرد. صداها را خیلی کم میشنوید و اگر هم بشنوید، مدام تکرار میشوند. گویندهها خوب هستند، اما فقط چند دیالوگ محدود دارند. موسیقی نیز ضعف بزرگی است. فقط صفحه اول موسیقی دارد و وقتی وارد نبرد میشوید، سکوت مطلق است، یعنی در گرمترین لحظات جنگ، هیچ صدایی نیست تا حال و هوای حماسی را تکمیل کند.
وقتی رستم دست به شمشیر میبرد، دوست دارید حرکتش روان و باابهت باشد؛ اما انیمیشنها آن طور که باید، پخته نیستند. بعضی شخصیتها واقعاً نیاز به بازسازی اساسی دارند. طراحی میدان جنگ هم گاهی شلوغ میشود و چشم را اذیت میکند.
تعادل قدرت بین شخصیتها
چون «فیروزه» نسبتاً راحت به دست میآید، بعضیها خیلی زود قهرمانهایشان را تقویت میکنند و بعد با آدمهای ضعیف روبهرو میشوند. آن وقت دیگر چالشی در کار نیست و ادامه بازی برای آنها لذتبخش نخواهد بود.
حرف آخر
«نبرد نامداران» یک بازی دوستداشتنی است. شاید از نظر فنی با غولهای خارجی رقابت نکند، اما مزیتی دارد که آنها ندارند و آن روح فرهنگ و تاریخ ایرانی است. همان چیزی که باعث شد در جشنواره هفتخوان هم در بخش فنی نامزد شود و هم عنوان بهترین بازی سال را بچشد. اگر به دنبال یک تجربه تازه با طعم فرهنگ خودمان هستید، نصبش کنید و چند ساعت را با رستم و گردآفرید بگذرانید. حسنعلی نجاتی و تیمش نشان دادهاند میشود با کمترین امکانات، کاری کرد که هم سرگرم و هم به ریشهها وصل کند.
انتهای پیام