
در استانی که بهواسطه نزدیکی به پایتخت به یکی از اصلیترین مقصدهای مهاجرت داخلی تبدیل شده، چهره فقر نیز شکل متفاوتی به خود گرفته است. البرز کوچک از نظر جغرافیا اما فشرده از نظر جمعیت، امروز با ترکیبی از مسائل انباشته اجتماعی مواجه است؛ از مهاجرتهای بیوقفه و تغییر ساختار خانوار گرفته تا زنانه شدن فقر و رشد سالمندی.
در این میان، کمیته امداد امام خمینی(ره) استان البرز بهعنوان یکی از نهادهای اصلی مواجهه با فقر ساختاری، با واقعیتی روبهروست که دیگر فقط با پرداخت مستمری قابل مدیریت نیست. ترکیب مددجویان از غلبه زنان سرپرست خانوار گرفته تا افزایش سالمندان و ورود مستمر مهاجران از سراسر کشور تصویری پیچیده از فقر در این استان ترسیم کرده است.
رضا البرزی، مدیرکل کمیته امداد امام خمینی(ره) البرز در گفتوگو با ایکنا از البرز از تغییر ماهیت فقر، فشار ناشی از مهاجرت، محدودیتهای ساختاری استان و تلاش برای گذار از حمایت صرف به سمت توانمندسازی سخن میگوید؛ مسیری که از اشتغال خرد تا نیروگاههای خورشیدی تجمیعی را دربرمیگیرد و قرار است الگوی جدیدی از فقرزدایی در یکی از متراکمترین استانهای کشور را شکل دهد.
واقعیت این است که ترکیب مددجویان ما در البرز تفاوت معناداری با میانگین کشور دارد. حدود ۷۰ درصد مددجویان ما را زنان سرپرست خانوار تشکیل میدهند، در حالیکه این رقم در سطح کشور نزدیک به ۵۰ درصد است. این اختلاف ۲۰ درصدی نشان میدهد که ما با یک الگوی متفاوت از فقر مواجه هستیم الگویی که در آن زنانه شدن فقر به شکل پررنگتری دیده میشود. در کنار این موضوع، ما حدود ۱۸ هزار سالمند و نزدیک به ۲۶ هزار سرپرست خانوار تحت پوشش داریم که پشت هر کدام یک وضعیت اجتماعی پیچیده قرار دارد.
مهمترین عامل مهاجرت است. البرز و تهران بهدلیل موقعیت جغرافیایی، اشتغال نسبی و نزدیکی به پایتخت، مقصد اصلی مهاجرت از سراسر کشور هستند. ما عملاً با جریان دائمی ورود جمعیت از 30 استان کشور مواجه هستیم. این مهاجرتها اغلب بدون پشتوانه اقتصادی کافی انجام میشود. فرد یا خانوادهای که از استان دیگر وارد البرز میشود، معمولا در بازار کار پایدار تثبیت نشده و در نهایت به چرخه حمایت نهادهای حمایتی وارد میشود.
بله. ما با یک جمعیت سیال مواجه هستیم. ورود و خروج مددجویان همیشه وجود داشته، اما در شرایط فعلی، بهدلیل وضعیت خاص اقتصادی و اجتماعی، خروج از چرخه حمایت تقریباً به حداقل رسیده است. درواقع ما فقط در موارد خاص مثل فوت مددجو امکان خروج از پرونده را داریم. سایر موارد بسیار محدود شدهاند. این یک وضعیت اضطراری نیست، اما یک وضعیت پایدار هم نیست؛ بلکه یک وضعیت گذار است که نیاز به مدیریت دقیق دارد.
ما در کمیته امداد یک اصل غیرقابل تغییر داریم، حفظ کرامت سالمندان. امروز حدود ۱۸ هزار سالمند تحت پوشش داریم. بسیاری از آنها در سنین بالای ۷۵ یا ۸۰ سال هستند. در شرایط فعلی قطع مستمری برای این گروه نه ممکن است و نه اخلاقی. ما این را بهعنوان یک تعهد دائمی پذیرفتهایم. حتی اگر در آینده سیاستها تغییر کند این گروه باید در اولویت باقی بمانند.
هدف ما خروج تدریجی از حمایت صرف و حرکت به سمت توانمندسازی است. ما معتقدیم حمایت مالی بدون ایجاد ظرفیت اشتغال، یک چرخه وابستگی ایجاد میکند. به همین دلیل همزمان با پرداخت مستمری، آموزشهای مهارتی و طرحهای اشتغال را فعال کردهایم تا افراد بتوانند به درآمد پایدار برسند.
در سال گذشته، سه هزار و ۷۸۱ فرصت شغلی ایجاد شد. نکته مهمتر از عدد ایجاد شغل پایداری شغل است. براساس پایش ۱۲ ماهه، نرخ پایداری طرحهای ما ۹۱.۵ درصد بوده که عدد بسیار قابل قبولی است.
نمیتوان یک دلیل واحد برای آن مطرح کرد، اما مهمترین عوامل شامل نوسانات اقتصادی، افزایش هزینههای تولید، و برخی تنشهای اجتماعی در دورههای مختلف بوده است. واقعیت این است که اشتغال در دهکهای پایین جامعه بسیار حساس و آسیبپذیر است. کوچکترین تغییر در بازار میتواند یک کسبوکار خرد را از بین ببرد.
ما دو محور اصلی داریم. اول آموزش پیش از ورود به بازار کار. دوم، نظارت و پشتیبانی پس از شروع فعالیت. تجربه نشان داده که اگر فرد فقط سرمایه بگیرد، اما مهارت نداشته باشد، احتمال شکست بالا میرود. بنابراین، ما تلاش کردهایم مدل آموزش تا پایداری را اجرا کنیم.
از سال ۱۴۰۲ طرح نیروگاههای خورشیدی مقیاس کوچک آغاز شد. هدف این بود که برای خانوادههایی که امکان اشتغال سنتی ندارند، یک درآمد پایدار ایجاد شود. برق تولیدی بهصورت تضمینی توسط وزارت نیرو خریداری میشود. این یعنی درآمد مددجو وابسته به بازار کار یا فروش مستقیم نیست.
مهمترین چالش ما زمین است. البرز از نظر وسعت سیویکمین استان کشور است، اما از نظر جمعیت بسیار متراکم است. همین موضوع تأمین زمین را دشوار میکند. با این حال با همکاری استانداری زمینی در نظرآباد برای نیروگاههای تجمیعی اختصاص یافته و بخشی از پروژه در حال اجراست.
ما مدل نیروگاههای تجمیعی را طراحی کردیم. یعنی به جای نصب در منازل، پنلها در یک زمین متمرکز نصب میشود و برق تولیدی به شبکه تزریق میشود. سپس درآمد آن به حساب مددجویان واریز میشود. این مدل مشکل جابهجایی و نداشتن ملک را حل کرده است.
بهطور میانگین، هر طرح بین چهار تا شش میلیون تومان درآمد ماهانه ایجاد میکند. پس از کسر اقساط، حدود چهار میلیون تومان سود خالص باقی میماند. با توجه به قرارداد ۲۰ ساله خرید تضمینی برق و افزایش سالانه نرخها، این درآمد در آینده رشد خواهد کرد.
آنچه امروز در کمیته امداد البرز دنبال میکنیم، عبور تدریجی از حمایت صرف به سمت توانمندسازی پایدار است. ما به این نتیجه رسیدهایم که پرداخت مستمری اگرچه یک ضرورت اجتماعی است اما بهتنهایی نمیتواند مسئله فقر را حل کند. بنابراین، تلاش ما بر این است که حمایتها در کنار ایجاد ظرفیتهای واقعی اشتغال و درآمد پایدار معنا پیدا کند.
طبیعتاً البرز در مقایسه با بسیاری از استانها شرایط پیچیدهتری دارد. ما با استانی مواجه هستیم که هم مقصد مهاجرت است و هم با محدودیت جدی زمین و زیرساخت روبهروست. اما همین محدودیتها باعث شده به سمت مدلهای جدیدتر حرکت کنیم؛ مدلهایی که مبتنی بر اشتغالهای خرد، آموزش مهارتی و طرحهای نوآورانهای است. به بیان ساده ما تلاش کردهایم محدودیت را به فرصت تبدیل کنیم.
این طرحها ابزارهای توانمندسازی اجتماعی هستند. وقتی یک خانواده بتواند بدون وابستگی به بازار کار سنتی، از یک منبع پایدار مانند انرژی خورشیدی درآمد ماهانه داشته باشد، عملا وارد مرحلهای جدید از استقلال اقتصادی میشود. ما این مدل را بهعنوان یکی از مسیرهای پایدار کاهش فقر دنبال میکنیم.
براساس تجربههای اجراشده پاسخ مثبت است. طرحهای اشتغال ما در سال گذشته نرخ پایداری بالای ۹۰ درصد داشتهاند و در حوزه انرژی خورشیدی نیز خانوادههایی داشتهایم که به درآمدهای ماهانه قابل اتکا رسیدهاند. این یعنی اگر مدل درست طراحی و پشتیبانی شود، میتواند به نتیجه واقعی منجر شود.
چشمانداز ما روشن اما واقعبینانه است. هدف این نیست که حمایتها حذف شود، بلکه این است که وابستگی کاهش یابد. اگر بتوانیم آموزش، اشتغال و حمایت هدفمند را همزمان و هوشمندانه پیش ببریم، بسیاری از خانوادهها میتوانند از چرخه فقر مزمن خارج شوند. این مسیر زمانبر است، اما تجربه نشان داده که قابل تحقق است؛ به شرط استمرار، برنامهریزی دقیق و حمایت نهادی.
انتهای پیام