به گزارش ایکنا، محسن ربانی، پژوهشگر فلسفه کودک، در نشست علمی «نقش بازخوانی مفهوم کودکی در تبیین عرفان کودک» که از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۲۲ اردیبهشت ماه برگزار شد، بر ضرورت بازخوانی واژگان تأکید کرد.
وی اظهار کرد: در فضای سنتی، واژگانی نظیر «خلقالله» بار معنایی خاصی داشتند که بعدها به «مردم» تغییر یافت؛ همانطور که در حوزه پزشکی، مفهوم «شفا» به «درمان» تبدیل شد.
وی این تغییر در نظام واژگانی را نشاندهنده تغییر در رویکردها دانست و افزود: اساساً سکولاریسم با تهی کردن واژگان از معنای اصلی خود، چنین مسیری را طی میکند. ربانی همچنین با اشاره به تغییر دیدگاه نسبت به مفهوم «زن» در قرن اخیر، تأکید کرد که وقتی یک واژه از معنای بنیادین خود فاصله میگیرد، نوع نگاه و نگرش ما نیز به تبع آن دستخوش تغییر میشود.
وی در ادامه افزود: در گذشته اگر مفهوم «دختر» با واژهای نظیر «نامحرم» پیوند داشت، امروزه این مفهوم به «دوست» تغییر یافته و همین تحول معنایی، موجب تغییر در نوع کنشگری شده است. مفهوم «کودکی» نیز که در گذشته معنای خاص خود را داشت، در دنیای مدرن تعریف جدیدی پیدا کرده است؛ هرچند برخی معتقدند کودکی پیش از مدرنیته هویت مستقلی نداشت و تداومی از دوره بزرگسالی پنداشته میشد، اما در عصر مدرن، کودکی بهعنوان دورهای مستقل شناخته میشود که در ذیل آن مباحثی چون ادبیات، حقوق، سلامت، کودکان کار و ازدواج کودکان مطرح میگردد.
ربانی همچنین بیان کرد: درباره زمان آغاز کودکی اختلافنظر وجود دارد، اما پایان آن معمولاً ۱۸ سالگی در نظر گرفته میشود. ما در دهههای اخیر با دوگانه سنت و مدرنیته روبرو بودهایم و باید تبیین کنیم که نگاه دین در این میان چیست؛ چرا که سنت لزوماً با دین برابر نیست و دین گاه در مقام منتقدِ سنت و گاه همراه با مدرنیته ظاهر میشود.
وی با اشاره به اینکه رویکرد این بحث به مقوله کودکی، فرهنگی و اجتماعی است، تصریح کرد: اگرچه مطالعات حقوقی و روانشناختی نیز در این زمینه وجود دارد، اما در مطالعات جامعهشناختی، کودکی از چند زاویه بررسی میشود. نخست اینکه آیا کودکی پدیدهای طبیعی (زیستی) است یا اجتماعی؟ در نگاه زیستی، رشد بدنی کودکان در سراسر جهان مراحلی یکسان دارد (مانند زمان دندان درآوردن یا راه رفتن) و با این دیدگاه، تفاوت چندانی میان کودکان دنیا وجود ندارد. اما مدرنیته معتقد است اگرچه رشد جسمی طبیعی است، بلوغ اجتماعی کودکان بسته به محیط متفاوت خواهد بود؛ برای نمونه، کودکی که در فضای آپارتمانی رشد میکند، نسبت به کودکی که در محیط کشاورزی حضور دارد، بلوغ اجتماعی متفاوتی را تجربه خواهد کرد.
نگاه بازاری به کودک در غرب
این پژوهشگر با اشاره به اینکه برخی کشورهای اسکاندیناوی با نگاهی اقتصادی به کودک بهعنوان یک «بازار»، در تلاش برای ارتقای سن کودکی تا ۲۵ سال هستند، تصریح کرد: ممکن است کودکی در یک جامعه در ۱۸ سالگی هنوز به رشد لازم نرسیده باشد، در حالی که در جامعهای دیگر، فرد در ۱۵ سالگی به شکوفایی و رشد رسیده باشد. در نگاه دینی، «رشد» مفهومی فرهنگی است و نمو جسمانی تنها یکی از شاخصهای آن محسوب میشود. در قرآن کریم نیز به سه نوع بلوغ اشاره شده است: بلوغ «حُلم» (جسمی)، بلوغ «اَشُد» (که در مورد حضرت موسی(ع) مطرح شده و برخی مفسران سن ۴۰ سالگی را برای آن بیان کردهاند) و بلوغ «نکاح».
وی در ادامه به تبیین دورانهای مختلف کودکی از منظر اسلام پرداخت و افزود: در آموزههای دینی، مراحل مختلفی نظیر خردسالی، کودک ممیز، کودک وزیر و... تعریف شده و دوران کودکی به سه مرحله هفت ساله تقسیم گشته است؛ چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند فرزندان کوچک ما، امیران ما هستند. ربانی درباره رابطه کودکی و بزرگسالی خاطرنشان کرد: در نگاه مدرن، کودکی دورهای کاملاً مستقل، اصیل و سرشار از رهایی و آزادی است که زبان و نیازهای خاص خود را دارد. اما برداشت بنده از نگاه دینی، «هویت مستقلِ وابسته» است؛ به این معنا که دوره کودکی ضمن برخورداری از استقلال در زبان، هویت و نیازها، نوعی پیوستگی و وابستگی را نیز با خود دارد.
ربانی تأکید کرد: پیامبر(ص) بر برخورد مستقل با کودکان، بهویژه در بازه زمانی ۷ تا ۱۱ سالگی که دوره آزادی و استقلال (با ملاحظات خاص) است، تأکید داشتند. پس از این دوره، کودک باید به تدریج مسئولیتپذیر شده و برخی احکام دینی را، ولو به صورت تمرینی، انجام دهد.
وی افزود: مراقبت از کودکِ ضعیف نباید به معنای کنترلگریِ محض باشد و نباید آزادی او را سلب کرد. همچنین با استناد به آیه «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ...»، برخی مفسران معتقدند این اوصاف بیانگر مراحل مختلف زندگی انسان است.
ربانی در بخش دیگری از سخنانش به موضوع «عاملیت» پرداخت و گفت: پرسش این است که آیا کودک در محیط اجتماعی خود کنشگری فعال است یا منفعل؟ در نگاه سنتی، کودک غالباً موجودی منفعل و تحت نظارت ساختارهای اجتماعی و بزرگسالان بود، اما در دوره مدرن، کودکی زمان فعالیت است و کودک میتواند در فرآیند تربیت خویش نقش ایفا کند.
وی در ادامه بیان کرد: در نگاه دینی، عاملیت در دورههای مختلفِ کودکی متفاوت است؛ در هفت سال اول، کودک از آزادی گستردهای (تا جایی که به خود آسیب نزند) برخوردار است. اسلام نهتنها کودک را فعال میداند، بلکه او را بر دیگران نیز اثرگذار قلمداد میکند. برای نمونه، در سیره پیامبر(ص) آمده است که وقتی شربتی برای ایشان آوردند، از کودکی که در سمت راستشان نشسته بود اجازه گرفتند تا آن را به فرد دیگری بدهند و با مخالفت کودک، ایشان نیز خواسته او را محترم شمردند. همچنین رفتار ایشان با حسنین(ع) و سایر کودکان نشان میدهد که کودک از دیدگاه اسلام، موجودی اثرگذار بر جامعه است و نباید او را عنصری منفعل دانست.
دوگانه معصومیت و شرارت در کودک
ربانی در ادامه اظهار کرد: دوگانه دیگر، تقابل «معصومیت و شرارت» است؛ در روایاتی که درباره حضرت عیسی(ع) وجود دارد، بر معصومیت کودک تأکید شده است؛ اما در ادبیات کلیسایی، به دلیل اعتقاد به گناه نخستین، کودک نیز شرور پنداشته میشود. در نگاه سنتی، صفاتی چون غضب، شهوت و حرصِ کودک برجسته بود و بر همین اساس، تأدیب و حتی تنبیه تجویز میشد، اما در نگاه مدرن، اصل بر معصومیت کودک است. البته در مدرنیته دو رویکرد وجود دارد: یکی «معصومیت» و دیگری «لوح سفید»؛ به این معنا که کودک مانند صفحهای نانوشته است و هر چه در آن ترسیم شود، شکل میگیرد.
وی افزود: با این حال، قرآن کریم با مفهوم «لوح سفید» به معنای تام آن سنخیتی ندارد. اگرچه برخی روایات ممکن است به این مفهوم نزدیک باشند، اما آموزههای مربوط به «فطرت» و «طینت» عکس آن را نشان میدهند؛ لذا نگاه دینی بیشتر بر معصومیت و فطرت الهی تأکید دارد تا لوح سفید.
این پژوهشگر با اشاره به اینکه در آیات قرآن، مفاهیمی چون «صبی» و «غلام» متضمن وجود غریزه و شهوت در کودکی است، به موضوع فرزندسالاری پرداخت و تصریح کرد: فرزندسالاری در نگاه دینی تنها تا سن هفتسالگی معنا دارد و پس از آن، دوره آشنایی با مسئولیت و مسئولیتپذیری آغاز میشود. وی هشدار داد نباید در این مفهوم دچار افراط و تفریط شد؛ چراکه حتی در هفت سال اول نیز آزادی بدون قید و شرط و بینظمی مجاز نیست و کنترلهای پیشگیرانه ضرورت دارد. لذا فرزندسالاری نباید در خانوادهها به معنای آزادی مطلق و بیمنطق تعبیر شود.
ربانی بیان کرد: در نگاه مدرن، دوگانه «ناتوانی و اختیار» برای کودک مطرح است، اما در نگاه دینی، مفهوم معادل کودکی، «ضعف» (در ابعاد ارادی، جسمانی، اجتماعی و...) است. واژگانی نظیر «طفولت» بیانگر ضعف فیزیکی، «صبی» نشاندهنده ضعف ارادی و «سفیه» به معنای ضعف عقلی و تدبیری است.
وی تأکید کرد: در تبیین عرفان برای کودکان، باید اقتضائات زمان و مکان لحاظ شده و از زبان روز استفاده شود؛ ما نمیتوانیم با ادبیات دهههای گذشته با کودک امروز ارتباط برقرار کنیم. ایشان با نقد برخی اسناد داخلی که در آنها کودک صرفاً به عنوان فردی «محروم»، «آسیبپذیر» یا فقط «دانشآموز» تعریف شده، افزود: در این اسناد به توانمندیهای کودک اشارهای نشده است. اگر به «کودکیِ ناب» به عنوان دورهای مستقل بنگریم، دیگر کودکان را نادانانی برای هدایت یا قشری آسیبپذیر برای کنترل نمیبینیم، بلکه هویت جامع آنها را مدنظر قرار میدهیم.
ربانی بیان کرد: برای تبیین عرفان، باید به «زیست معنوی» کودک توجه کرد و او را صرفاً ابزاری برای آموزش نپنداشت. همچنین یافتن شیوههای ارتباطی نوین، فهم سطح فکری و توجه به زبان و خواستههای کودک ضروری است. در این مسیر، «بازی» محوریترین راهکار است و باید مباحث متافیزیکی را از طریق «تمثیل» به مطالب ملموس و دنیوی تقلیل داد تا برای کودک قابل درک باشد.
انباشت اطلااعات دینی به معنای دینداری نیست
ربانی در ادامه اظهار کرد: برای تقویت حس معنوی در کودک، لزوماً نیازی به انباشت اطلاعات دینی نیست؛ چرا که صرفِ انتقال معلومات به معنای زیست مؤمنانه نخواهد بود. چه بسیار افرادی که از دانش و مطالعات دینی گستردهای برخوردارند، اما در عمل و در ساحت عبادی (همچون اقامه نماز) پایبندی لازم را ندارند.
وی با هشدار نسبت به «تفریط در به رسمیت شناختن هویت مستقل کودک»، افزود: گاهی تلاش میشود کودک پیش از موعد به یک بزرگسال تبدیل شود؛ برای مثال، فشار بیش از حد برای تبدیل کردن او به یک حافظ کل قرآن یا یک سخنران، نمونهای از این رویکرد است؛ در حالی که هدف اصلی باید رسیدن کودک به «دریافت و شهود معنوی» باشد. اگر برای هویت کودک اصالت قائل باشیم، دیگر نیازی به ارزشگذاریهای ابزاری و برچسبزنیهایی چون «تیزهوش»، «مستعد» و «درسخوان» نخواهد بود؛ چرا که این نوع نگاه با کرامت انسانی کودک در تضاد است.
وی همچنین به مسئله «افراط در کودکی» اشاره کرد و گفت: در حالی که نهادها و ساختارهای اجتماعی گاهی در پی سوق دادن زودهنگام کودک به دنیای بزرگسالی هستند، در مقابل، برخی خانوادهها با حمایتهای افراطی، کودک را بیش از حد در فضای کودکی نگه میدارند، به طوری که نوجوان در ۱۵ سالگی هنوز رفتارهای کودکانه دارد.
ربانی در پایان به محدودیتهای ناشی از «بهانههای امنیتی» اشاره کرد و افزود: گاهی به دلیل نگرانی از امنیت، کودک از حضور در فضاهای اجتماعی نظیر خیابان و پارک منع میشود؛ در حالی که افراط در این مراقبتها و سلب حضور اجتماعی نیز درست نیست و باید توازن در این زمینه رعایت شود.
انتهای پیام