به گزارش ایکنا، پرسش از اینکه چرا زبان فارسی ارجمند است، در واقع پرسشی درباره نسبت زبان با هویت و تاریخ یک ملت است. زبان تنها وسیله گفتوگو نیست؛ ظرفی است که تاریخ، فرهنگ، ادبیات و تجربههای مشترک یک جامعه در آن شکل میگیرد و منتقل میشود. در ایران نیز زبان فارسی طی قرنها چنین نقشی را ایفا کرده و به یکی از مهمترین عناصر پیونددهنده ایرانیان با گذشته و سنت فرهنگی خود تبدیل شده است.
در میان اندیشمندانی که به این مسئله پرداختهاند، سیدفخرالدین شادمان جایگاهی ویژه دارد. شادمان (۱۳۰۶–۱۳۴۶) دارای دکترای حقوق از دانشگاه پاریس در ۱۳۱۴ و دکترای علوم سیاسی از دانشگاه لندن در ۱۳۱۸ بود، از سال ۱۳۲۹ در دانشگاه تهران به تدریس تاریخ اسلام اشتغال داشت و از استادان ممتاز بهشمار میرفت. ریاست گروه آموزشی رشته تمدن و فرهنگ اسلامی دانشکده الهیات و معارف اسلامی را نیز بهعهده داشت. او از روشنفکران نسل متأخر و از دانشمندان برجسته در حوزه مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران بود. هرچند آثار او از نظر تعداد چندان زیاد نیست، اما همان نوشتههای محدود نیز به مسائل بنیادینی میپردازد که جنبهای ایجابی و راهحلمحور دارند. او در آثار خود به موضوعاتی چون آموزش و پرورش، انحطاط فکری جامعه، نسبت سنت و تجدد، تمدن ایرانی و نحوه مواجهه ایران با تمدن غرب پرداخته است.
محور اصلی اندیشه شادمان را میتوان در مسئله نحوه رویارویی تمدن ایرانی با تمدن غربی خلاصه کرد. به باور او این مواجهه دو مرحله دارد: نخست جلوگیری از سلطه و تفوق تمدن غرب بر هویت ایرانی و سپس تسخیر تمدن فرنگی. این تسخیر، نه از مسیر تقلید، بلکه از راه شناخت درست غرب و اتکا به توان فرهنگی و تاریخی ایران ممکن میشود.
این ایده بهویژه در مهمترین اثر او، یعنی کتاب «تسخیر تمدن فرنگی» آشکار است. شادمان در این کتاب با اشاره به بیش از یک قرن آشنایی ایرانیان با تمدن غرب مینویسد: «بیش از یک قرن است که با تمدن فرنگی آشنا شدهایم و به لباس فرنگی بیش از کتاب فرنگی توجه کردهایم. گروهی ظاهربین معتقدند اگر تمدن فرنگی ما را بگیرد ایرانِ آبادان و ایرانی سعادتمند خواهد شد».
اما شادمان این تصور را خطایی بزرگ میدانست و هشدار میداد: «روزی که تمدن فرنگی ما را بگیرد، آخرین روز حیات ملت ایران است. تنها راه آن است که ما آن را بگیریم و پیش از آنکه اسیرش شویم، خود مسخرش کنیم.»

شادمان برای توضیح این دیدگاه به تاریخ ایران اشاره میکند. به باور او، فرهنگ ایرانی در طول تاریخ توانسته مهاجمان و فرهنگهای بیگانه را در خود جذب کند. اسکندر، مغولها و بسیاری از مهاجمان دیگر در نهایت در «هاضمه فرهنگی» ایران حل شدهاند و بخشی از تاریخ این سرزمین شدهاند. اما به نظر شادمان، تمدن جدید غرب با دشمنان گذشته تفاوت دارد؛ زیرا افزون بر قدرت نظامی و اقتصادی، از برنامهریزی فکری و فرهنگی نیز برخوردار است.
او در همین چارچوب از پدیدهای سخن میگوید که آن را «فکلی» مینامد؛ اصطلاحی برای توصیف کسانی که شیفته ظاهر تمدن غرب شدهاند و نسبت به فرهنگ و زبان خود بیاعتنا هستند. شادمان درباره این گروه مینویسد: «فکلی از فقر زبان فارسی مینالد، اما یک کتاب پنجاه ورقی بر آن نیفزوده است؛ به تحصیل در پاریس و لندن میبالد، اما دلبسته زبان مادری خود نیست.»
از نگاه شادمان، نخستین گام برای رهایی از این وضعیت تقویت زبان فارسی است. او بر این باور بود که اگر دانش و اندیشه در بستر زبان فارسی تولید و منتقل شود، جامعه ایرانی میتواند در برابر سلطه فرهنگی غرب ایستادگی کند و حتی دستاوردهای آن را به نفع خود به کار گیرد. به همین دلیل در «تسخیر تمدن فرنگی» مینویسد: «برای مسخر کردن تمدن فرنگی به تمام قوای ملت ایران و هزاران ایرانی تمدنشناس نیاز است و باید پیش از آنکه فرنگ را بشناسیم، چشم و گوش و دل آنان را از ایران و زبان ایرانی و مهر ایران آکنده کنیم.»
شادمان حتی درباره نظام آموزشی هشدار میدهد و مینویسد: «مدرسه فرنگی کارخانه فرنگیسازی است و از آن برای ایران نمیتوان چشم امید داشت.» به باور او در سفری که برای شناخت و تسخیر تمدن غرب آغاز میشود، منزل نخست ایران است، نه فرنگستان.
اهمیت زبان فارسی در اندیشه شادمان در آثار دیگر او نیز دیده میشود. در کتاب «تراژدی فرهنگ» که مجموعهای از مقالات اوست، در مقالهای با عنوان «نام بلند سعدی» مینویسد: «ما فرزندان ایران از همه کتابهای بزرگ، سه کتاب اختیار کردهایم که حال و آینده خود را در آن ها میخوانیم؛ شاهنامه میخوانیم و به شکوه و جلال روزهای گذشته پی میبریم، دیوان حافظ میخوانیم و شرح آینده نامعلوم خود را در آن میطلبیم و کلیات سعدی را به جان دوست میداریم چرا که آینه تمام نمای زندگی و ترجمان احساس ماست».

شادمان این آثار را گنجینههای بزرگ زبان فارسی میدانست؛ میراثی که در آن میتوان گذشته، حال و آینده ایران را مشاهده کرد. از نگاه او قدرت زبان فارسی در این است که در عین ثبات و استواری، انعطافپذیر و زاینده بوده و در برابر تلاطمهای تاریخی و فکری دوام آورده است.
به همین دلیل شادمان معتقد بود میراث علمی و فکری غرب باید با زبانی دقیق و استوار به فارسی ترجمه شود. ترجمه در نظر او ابزاری برای غربی شدن نبود، بلکه راهی برای شناخت و در نهایت تسخیر تمدن فرنگی به شمار میرفت.
شاید امروز، با گذشت دههها از زمان نگارش این آثار، بازخوانی اندیشههای فخرالدین شادمان بتواند بار دیگر اهمیت زبان فارسی را یادآور شود؛ زبانی که به باور او شرط اساسی آن است که ایرانیان در سرزمین خود «بنده» نباشند، بلکه با اتکا به فرهنگ و زبان خویش در جهان جدید حضور یابند.
انتهای پیام