سرویس اندیشه ایکنا، به مناسبت ایام عیداللهالاکبر، در گفتوگویی تفصیلی و معرفتشناسانه با حجتالاسلام والمسلمین حسن قاسمی، استاد حوزه علمیه، به بازخوانی ابعاد پنهان و آشکار این واقعه عظیم پرداخته است. ایشان در این گفتار، با نگاهی استدلالی و استناد به بیش از ۱۵۰ آیه قرآن کریم، از پیوند ناگسستنیِ ثقلین سخن گفته و با تبیین فرازهایی چون «آیه تبلیغ»، «آیه اولویت»، «آیه فریاد» و «آیه یأس کفار»، اثبات میکنند که چگونه ولایت، مرز میان اسلامِ ناب و اسلامِ بیبصیرت است. در ادامه مشروح گفتوگو را با هم میخوانیم و میبینیم:
بسم الله الرحمن الرحیم و اللعنُ الدائمُ علی أعداء الله. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت مولانا امیرالمؤمنین علیبنابیطالب و الائمة المعصومین سلام الله علیهم اجمعین.
با تبریک و تهنیت فراوان به مناسبت ایام عیداللهالعظم و عیداللهالاکبر؛ عید سعید غدیر گذشته از اینکه باعظمتترین عید در عالم هستی و بالاترین حقیقت است، روز تجلیِ توحید و نبوت محسوب میشود. غدیر، حقیقتِ نماز، زکات، حج، روزه و سرچشمه تمامی خیرات و مبرات است؛ بهگونهای که تمام خوبیهای عالم به آن بازمیگردد. در یک کلام، غدیر اصل، اساس و روحِ جانبخش دین است. خداوند عالم فرمود:«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت»؛ یعنی از این دین راضیام، از این نمازی که با غدیر است راضیام، از روزه، حج و زکاتی که با غدیر است راضیام. پس روز غدیر یعنی روز همه خوبیها. یوم الغدیر، یوم التوحید، یوم النبوه، یوم الانسانیه و یوم التقواست. تمام خوبیها، تمام عبادات و تمام بندگیها و عبودیتها، همه به غدیر برمیگردد. چه بگوییم؟ زبان ما عاجز و عقل ما از درک عظمت غدیر ناقص است. قرآن کتاب غدیر است و هدایت به غدیر دارد. در روایات میفرماید: «القرآن یهدی الی الامام»؛ از بای بسمالله تا تای تامه، قرآن برای امامت و ولایت است؛ لذا قرآن کتاب غدیر است.
اسرار «باء» بسمالله و حقیقتِ اسمای الهی
یازده امام معصوم ما (که جان عالم به فدایشان) شهید غدیر هستند. سیزده معصوم، یعنی یازده امام، پیامبر(ص) و حضرت زهرا(سلاماللهعلیها)، همگی شهید غدیرند. حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) در دفاع از صاحب غدیر، یعنی امیرالمؤمنین(ع)، جان دادند. ببینید غدیر چقدر عظمت دارد که صدیقه طاهره(س) فدای غدیر میشود. گفتنِ نام حضرت زهرا(س) از دهان مثل منی بزرگتر است؛ گفتنش یک کلمه است، میگوییم حضرت زهرا(س)؛ اما از پیامبر(ص) که بگذریم، ۱۲۴۰۰۰ پیامبر با عالم معنا در گرفتاریهایشان متوسل به حضرت زهرا(س) بودند. حضرت آدم تا «یا فاطر بحق فاطمه» نگفت، ۳۰۰ سال گریه کرد و توبهاش قبول نشد. حضرت موسی تا متوسل به حضرت زهرا(س) نشد از دریا رد نشد، یوسف نبی تا متوسل به حضرت زهرا(س) نشد از آنجا نجات پیدا نکرد و تا ابراهیم «یا فاطمه» نگفت، آتش برایش گلستان نشد. فاطمه(س) یعنی بزرگ عالم هستی و استاد انبیا و اولیا. «ما تکاملت النبوه لنبیٍ حتی اقرَّ بفضلها»؛ هیچ پیامبری به پیامبری نرسید و کمال پیدا نکرد، مگر آنکه به برتری حضرت زهرا(س) بر خودش اقرار کرد. انبیا اقرار کردند به شاگردی در محضر حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) و به اینکه ایشان برتر و بالاتر از خودشان است. این حضرت زهرایی که استاد انبیا و اولیاست، فدایی غدیر است. نه فقط دین اسلام، بلکه تمام ادیان الهی (چون همه مقدمه دین ما هستند و «ان الدین عند الله الاسلام»؛ دین یکی است و آن اسلام است و تمام انبیا مقدمه پیغمبر بودهاند) روح، مغز و جانشان غدیر است. زهرا(س) فدایی این قضیه است و یازده معصوم نیز فدایی این قضیه هستند. حتی جنگ کربلا برای غدیر بود؛ در جنگ کربلا سپاه دشمن مدام میگفتند: «انی علی دین عثمان» و به دین اصحاب سقیفه افتخار میکردند، اما اصحاب سیدالشهدا میگفتند: «نحن علی دین علی». شنیدهاید که در اوج مصیبت مقتل عاشورا، وقتی امام فرمود: «بما تستحلون دمی؟» (به چه جرمی خونم را حلال کردید؟)، گفتند: «بغض منا لابیک» (به سبب دشمنی با پدرت علی). آری، جنگ کربلا هم جنگ غدیر بود.
چرا تمام معصومین(ع) شهید غدیرند؟
یازده امام معصوم و در مجموع ۱۳ معصوم، از پیامبر اکرم(ص) و حضرت زهرا(س) تا امام عسکری(علیهمالسلام)، همگی شهید غدیر هستند. پیامبر را مسموم کردند و به شهادت رساندند؛ چه کسانی؟ دشمنان غدیر. امیرالمؤمنین را به شهادت رساندند؛ چه کسانی؟ دشمنان غدیر. حضرت زهرا را که خود فدایی غدیر بود، چه کسانی شهید کردند؟ دشمنان غدیر. این مسیر تا امام عسکری(ع) ادامه داشت؛ از سران حزب سقیفه گرفته تا صد سال حکومت بنیامیه و پس از آن بنیعباس که یکی از دیگری خبیثتر و همگی دشمنان غدیر بودند. حقیقتی بالاتر از غدیر نیست و مطلبی والاتر از آن نداریم؛ لذا باعظمتترین روز عالم، روز غدیر است و هر کس در حد خودش و به هر شکلی که میتواند، باید آن را تعظیم کند.
کتاب دینی ما قرآن (کتابالله و عترتی) است؛ به قرآن و فرمایشات معصومین که نگاه کنید، میبینید بالاترین و بیشترین مطالب آن درباره امامت و ولایت است، از بایِ «بسمالله» تا سینِ کلمه «ناس». از همان بایِ «بسمالله» که فرمود: «أنا النقطة تحت الباء». تمام حقایق عالم در کتب آسمانی است و تمام آنها در ۶۰۰۰ آیه قرآن جمع شده است. همه اینها باز در هفت آیه سوره حمد است؛ چرا که مغز، مادر و جانِ قرآن، آن هفت آیه است. تمام آن حقایق نیز باز در آیه اول یعنی «بسمالله الرحمن الرحیم» خلاصه شده است. خودِ بسمالله الرحمن الرحیم ۱۹ حرف دارد و فرمودهاند تمام اینها در بایِ بسمالله است؛ اینها اسراری است که ما نمیفهمیم. بایِ بسمالله یعنی تمام حقایقِ بسمالله و باز تمام آن در نقطهاش است که فرمود: من نقطه زیرِ با هستم؛ یعنی تمام حقایق عالم پیش منِ علی است. آن نقطه بالای «فوق ایدیهم»؛ یا امیرالمؤمنین، تو همان نقطه بالای فوق ایدیهم هستی که در وقت تنزل، بابِ تحتِ بسمالله شدی. از بایِ بسمالله به نام و اسمِ خدا میرسیم. اسمِ الله غیر از خودِ خداست؛ همانطور که اسم شما غیر از خودِ شماست. شما الان اسمی داری و خودت هم مسمایی. من شاید الان اسم شما را ندانم اما خودتان را میبینم؛ پس اسم شما غیر از خودِ شماست و اسمِ خدا نیز غیر از خداست.
خدایی داریم که الله الواحد الاحد است. اسم خدا یعنی آن چیزی که نشاندهنده اوست؛ و فرمودند: «نحن اسماءالله الحسنی»؛ اهلبیت اسمای الهی هستند و امیرالمؤمنین «اسمالله» است. این اولین کلمه قرآن بود و اما آخرین کلمه قرآن «ناس» یا همان انسان است. فرمود: انا الانسان. آنگاه که امیرالمؤمنین پای مبارک را به زمین زد و زلزله میآمد، فرمود: ای زمین، آرام باش؛ اسکنی یا ارض. پرسیدند: آقا، با زمین سخن گفتی؟ فرمود: مگر نخواندی که بسمالله الرحمن الرحیم، اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها و قال الانسان مالها...؟ قرآن کتاب ولایت است؛ قرآن کتاب غدیر است.
جدا از تمامی آیات امامت، ما حدوداً ۱۵۰ آیه فقط برای خود غدیر داریم. یعنی در همین ایام (پنجشش روز مانده به غدیر تا ده روز بعد از آن) آیاتی نازل شد که مربوط به ۱۸ ذیالحجه و ماههای آخر عمر پیامبر بود. غیر از اینکه از همان ابتدا آیات امامت وجود داشت، در اواخر عمر پیامبر نیز آخرین آیات باز برای غدیر نازل شد. در ادامه به برخی از این آیات اشاره میکنم.
1- آیه اکمال: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» (امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم.). 2- آیه تبلیغ: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (ای پیامبر، آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر نکنی، رسالت او را نرساندهای.). 3-آیات ابتدایی سوره معارج: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ» (کسی پرسید عذابی واقعشدنی [چه زمانی است]...)؛ از این آیه میفهمیم که اگر این حکم (امامت و ولایت) از جانب خداست، آن کس که زیر بار نرود، عذاب بر او واقع میشود؛ گویی از آسمان سنگ میبارد.
4- آیه ششم سوره احزاب(آیه اولویت): «النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.) این آیه که در مسیر حرکت به سوی حجةالوداع نازل شد، بسیار مهم است. بسیاری از اهل سنت و عامه، خطبه غدیر و قصه غدیر را قبول دارند، اما معنای «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ» را «هر کس من دوست او بودم» میدانند. در حالی که خود قرآن در همین آیه (آیه ۶ سوره احزاب) معنای اوْلى را روشن کرده است؛ یعنی پیامبر(ص) در هر کاری به مؤمنان سزاوارتر است، اولویت دارد و جلوتر است. این به این معناست که در تمام کارها، ابتدا باید دستور دین و پیامبر(ص) را در نظر گرفت، نه میل شخصی. پس «النَّبِیُّ أَوْلَى» یعنی پیامبر جلوتر و سزاوارتر است.» همانطور که بیان شد، پیامبر اکرم(ص) پیش از آنکه جمله تاریخی «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ» را بیان کنند، از جمعیت اقرار گرفتند و پرسیدند: «الستُ اولیٰ بکم من انفسکم؟» (آیا من به شما از خودتان سزاوارتر و مقدمتر نیستم؟). این پرسشِ پیامبر دقیقاً ارجاع به همان آیه ۶ سوره احزاب است که فرمود: «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ». وقتی مردم همگی پاسخ دادند «بله یا رسولالله»، آنگاه پیامبر بلافاصله فرمودند: «پس هر کس من مولای او هستم (یعنی با همان ویژگیِ اولویت و سرپرستی که الان اقرار کردید)، علی مولای اوست.» بنابراین: اولاً یعنی سزاوارتر و مقدم در تصمیمگیری. دوم اینکه مولا در کلام پیامبر(ص)، دقیقاً به معنای همان «اولىٰ» است و نتیجه اینکه ولایت امیرالمؤمنین(ع)، ادامه همان اولویتِ الهی پیامبر(ص) در جان و مال و دین مردم است، نه صرفاً یک دوستی ساده.
5- در بحث وحدت میان مسلمانان، که همه ما بر آن تأکید داریم، باید دید نگاه قرآن به ریشه و محور این وحدت چیست. خداوند در آیه ۴۶ سوره مبارکه سبأ میفرماید: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ»؛ بگو من شما را فقط به یک چیز موعظه میکنم. شأن نزول و روایت این آیه بسیار تکاندهنده است. پس از آنکه پیامبر اکرم(ص) در طول ۲۳ سال احکامی چون نماز، روزه، حج و زکات را ابلاغ کردند، برخی از منافقان گفتند: «آیا دستور دیگری هم مانده که پیامبر بخواهد بگوید؟» در اینجا بود که این آیه نازل شد. این آیه که در روز غدیر و پس از آیه اکمال نازل شده، به «آیه واحده» معروف است. پیام آیه این است: تمام آن تعلیمات ۲۳ ساله (نماز، حج و...) یک ریشه و اساس دارد و آن «واحده» است. آن چیزِ واحد که اصل و اساس همه عبادات است، چیزی نیست جز ولایت علیبنابیطالب(ع). بنابراین، وحدت واقعی باید حول محور ولایت باشد. اگر این وحدت حولِ ولایت شکل میگرفت، همان میشد که حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) فرمودند: «اگر بر سر سفره غدیر مینشستید و با او بیعت میکردید، برکات الهی از زمین و آسمان بر شما نازل میشد.» پس حقیقتِ وحدت و کلیدِ برکت امت اسلام، تمسک به ولایت است.
6- آیه فریاد؛ شکوه و تعظیم شعائر غدیر؛ ما موظفیم غدیر را به عنوان یکی از بزرگترین شعائر الهی در جامعه، خیابانها و مجامع بشری گرامی بداریم. مستند این حرکت، آیات ۹۲ تا ۹۵ سوره مبارکه حجر است که میفرماید: «فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعینَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ». در آیه تبلیغ (آیه ۳ سوره مائده) خداوند فرمان داد: «بَلِّغ» یعنی برسان؛ اما در اینجا فرمان بالاتر است: «فَاصْدَعْ». «صُداع» در لغت به معنای شکافتن و حتی سردرد است؛ یعنی به تعبیر خودمانی، حتی اگر سرت درد گرفت و سختی کشیدی، باز هم دست نکش. «فَصْدَع» یعنی این پیام را فریاد بزن، آن را آشکار کن و با صدای بلند به گوش همه برسان. در قصه غدیر نباید به یک اطلاعرسانی ساده بسنده کرد؛ باید داد زد، باید فریاد کرد و حتی به تعبیر عامیانه، «شلوغبازی» کرد تا همه بفهمند خبر بزرگی در عالم رخ داده است. شب و روزِ غدیر باید در پهنه خیابانها و شهرها چنان جلوه کند که همگان متوجه شوند خبری شده است. این همان تعظیم شعائر و فریاد زدنِ حقیقتی است که خداوند بر آن سوگند یاد کرده و مسئولیتش را بر دوش ما نهاده است.
7- آیه یأس و ناامیدی کفار، آیه 3 سوره مائده «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ» (امروز کافران از [نابودی] دین شما ناامید شدند، پس دیگر از آنها نترسید و از من بترسید). بلافاصله بعد از این کلام، بحث اکمال دین و اتمام نعمت مطرح شده است. کفار و شیاطین از نماز و روزهای که فاقد ولایت باشد، هراسی ندارند. تاریخ گواه است که خوارج نمازخوان بودند و قاتلان امام حسین(ع) در کربلا نیز نماز میگزاردند. حتی خلفایی چون هارون و مأمون نیز اهل نماز بودند، اما همگی «روح دین» یعنی امام معصوم را به شهادت رساندند. دین بدون ولایت، کالبدی بیروح است که دشمن به راحتی میتواند آن را به انحراف بکشاند. امروز نیز پیروان سقیفه، وهابیها و داعشیها با پرچمی که نام خدا و پیامبر(ص) بر آن است، جنایت میکنند. این نشاندهنده «جدایی از غدیر» است. کفار از این نوع اسلام نهتنها ترسی ندارند، بلکه آنها را بازیچه دست خود و صهیونیسم قرار میدهند. اسلام بدون بصیرتِ غدیری، در نهایت به نفع یهود و دشمنان اسلام تمام میشود. تنها عاملی که دشمن را مأیوس میکند، پیوند امت با ولایت است. اگر رهبر دین و روحِ شریعت به طور علنی معرفی و از سوی مردم پذیرفته شود، طمعِ دشمن برای نابودی اسلام قطع میگردد. «الیوم» در این آیه، روز غدیر است؛ یعنی روزی که امنیتِ دین با نصبِ ولیّ خدا تضمین شد. اگر بخواهیم خودمان و فرزندانمان در دام فتنهها و نقشههای شیاطین نیفتیم، راهی جز «غدیری بار آوردن» آنها نداریم. باید بدانیم آن چیزی که دشمن را از نفوذ در نسلهای ما ناامید میکند، صرفاً انجام مناسک نیست، بلکه گره خوردنِ جان و دل با ولایت علیبنابیطالب(ع) است.
8- خداوند در آیات 1 تا 4 سوره مبارکه نجم با سوگند به ستاره میفرماید: «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ». (سوگند به ستاره وقتی فرود میآید، که صاحب شما [پیامبر] نه گمراه شده و نه به کجراهه رفته است؛ و از روی هوی و هوس سخن نمیگوید، هر چه میگوید چیزی جز وحی الهی نیست). اگرچه این آیات بر تمام ۲۳ سال نبوت و تمامی احکام الهی (نماز، روزه و...) حاکم است، اما شأن نزول ویژه آن مربوط به مقاطعی است که برخی در «وحیانی بودن» کلام پیامبر تردید کردند. همانطور که دعای «اللهم کن لولیک» در همه زمانها مستحب است اما جایگاه ویژهاش شب بیست و سوم رمضان است، این آیات نیز در غدیر و در پاسخ به شکاکان، درخشش ویژهای دارد. هنگامی که پیامبر(ص) در غدیر خم، امیرالمؤمنین(ع) را به جانشینی برگزیدند، زمزمههایی از سوی برخی منافقان و دنیاطلبان بلند شد که: «این تصمیمِ خودِ اوست؛ چون علی پسرعمو و داماد اوست، میخواهد قدرت را در خاندانش نگه دارد.» این آیات فرود آمد تا صراحتاً اعلام کند: «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ»؛ یعنی معرفی علی(ع) نه از روی علقه خانوادگی و میل شخصی، بلکه عینِ وحی و دستور پروردگار است. اگر پیامبر در کوچکترین مسائل شرعی و جزئیات احکام از پیش خود سخن نمیگوید، چگونه ممکن است در بزرگترین و سرنوشتسازترین مسئله امت یعنی «امامت و رهبری»، از جانب خود و براساس روابط فامیلی تصمیمی بگیرد؟ غدیر، تجلیِ بارزِ «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ» است.
9- آیه ۳ سوره مبارکه قلم «وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ» (و برای تو پاداشی عظیم و بیپایان/بدون منت است). اگرچه پیامبر(ص) برای تمام هدایتگریها و سختیهای ۲۳ ساله اجر دارد، اما طبق روایات (از جمله در تفسیر شریف فرات کوفی)، این پاداشِ عظیم و بیمنت («أَجراً غَیرَ مَمنونٍ») زمانی به ایشان بشارت داده شد که مأموریتِ بزرگِ ولایت را به سرانجام رساندند. هنگامی که پیامبر(ص) عهد و میثاقِ ولایت علیبنابیطالب(ع) را از مردم گرفتند، این آیه نازل شد تا نشان دهد بالاترین اجر رسالت، در گروِ ابلاغِ ولایت است. از این حقیقت قرآنی میآموزیم که اگر ما هم به دنبال بالاترین اجر و ثواب هستیم، باید بدانیم که هیچ عملی به اندازه «تبلیغ ولایت» پاداش ندارد. هدایتِ مردم به سمتِ نماز و روزه نیکوست، اما نشاندنِ دستِ یک انسان در دستِ امیرالمؤمنین(ع) و پیوند دادنِ دلها با امام زمان(عج)، بالاترین پاداش را نزد پروردگار دارد. امروز هر کس باید در حد توان خود یک «رسانه» برای غدیر باشد. این تبلیغ میتواند به اشکال مختلفی چون؛ تشکیل مجالس خانگی و جمع کردن بستگان برای ذکر فضایل حضرت، جذب دیگران به سفره اهل بیت(ع) با خوشاخلاقی و احسان، هزینه کردن از مال و دارایی برای باشکوه برگزار شدن غدیر و وقف کردن تمام وجود برای خدمت به آستان ولایت انجام شود.
نباید فراموش کنیم که نخستین مدافع و اولین شهیدِ راهِ غدیر، حضرت صدیقه کبری(سلاماللهعلیها) بود. شرمندگی در پیشگاه ایشان زمانی است که ما در امر غدیر کوتاهی کنیم. پیروِ واقعیِ حضرت زهرا(س) کسی است که چون ایشان، تمام هستی خود را فدای تثبیتِ ولایت کند.
خدایا! ما را غدیری زنده بدار، غدیری بمیران و غدیری محشور فرما. ما را در امر غدیر شرمنده حضرت زهرا(س) قرار نده و نسل و ذریه ما را تا قیام قیامت، بر صراط مستقیم ولایت و غدیر استوار بدار. اللهم احیا ما احییت علیه علی ابن ابی طالب علیه السلام و امت علی ما مات علیه علی ابن ابی طالب علیه السلام.