
حجتالاسلام والمسلمین سیدفرید حاج سیدجوادی در نشست تفسیر تاریخمند زیارت عاشورا که در مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر برگزار شد با بررسی تطبیقی رسالههای تاریخی و روایات معتبر، به تبیین جایگاه سندی زیارت عاشورا پرداخت و در ادامه، با تحلیل جامعهشناختی مفهوم «ولاء»، ضرورت ایجاد اعتبار اجتماعی و همبستگی افقی در میان مؤمنان را بهعنوان پیششرط ظهور امام زمان(عج) مورد تأکید قرار داد. مشروح سخنان جلسه دوم را در ادامه میخوانیم.
حاج سید جوادی با اشارهای کوتاه به روند شکلگیری جریاناتی نظیر علویان، کیسانیان و زیدیان، به بررسی «رساله زیدیه» پرداخت؛ رسالهای که از نظر محتوایی با متن موسوم به «خطبه منای امام حسین(ع)» شباهت دارد. به باور او، اعتبار سندی خطبه منا ضعیف است، زیرا تا قرن دهم در کتب مرجع یافت نمیشود و ناقل آن نیز به زیدیه منتسب است؛ هرچند محتوای این خطبه با سایر گزارشهای نقل شده از زید بن علی و کنشهای او همسو و هماهنگ است.
این متن در چهار محور اصلی سامان یافته است: نخست، تبیین مسئولیت تاریخی و شرعی علما در صیانت از دین الهی، معارف، مناسک و عبادات؛ دوم، تأکید بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر بهعنوان مرکزیترین تکلیف شرعی که اقامه سایر فرایض در گرو آن است. محور سوم، نقد تند علمای سوء است؛ یعنی کسانی که با همراهی با دستگاه بنیامیه و پذیرش تفاسیر ایدئولوژیک مؤید حاکمیت، در خدمت آن نظام قرار گرفتند. ایشان در این تحلیل اشاره کردند که این جایگاه، مشابه تعبیر «علمای درباری» در ادبیات انقلابی یا «آخوند اوقافی» در ادبیات سنتی است؛ کسانی که از طریق اوقافِ حکومتی تغذیه میشدند و در مقابل، سکوت کرده و موضع انتقادی در برابر حاکمیت نداشتند. در رساله مذکور، تعابیر تندی علیه این گروه به چشم میخورد. محور چهارم و پایانی نیز، مشروعیت قیام، دعوت امت به یاری و احیای کتاب و سنت است. به طور کلی، تبیین مسئولیتها، فلسفه سیاسی امر به معروف و نهی از منکر، توبیخ علمای سوء و در نهایت، بیانیهای سیاسی در دعوت به تقابل نظامی، مضامین بنیادین این رساله را تشکیل میدهند.
فضای حاکم بر جامعه در آن زمان، فضایی انقلابی برای تهییج بدنه اجتماعی و نخبگان بهمنظور ورود به میدان بود. این جریان در راستای اهداف خود تا حدی موفق بود و در نیمه دوم قرن سوم در طبرستان به تأسیس حکومتی توسط نوادگان امام حسن(ع) (موسوم به بنیالحسن) منجر شد. چرا که عباسیان پس از دستیابی به قدرت و در نهایت خیانت به ائتلاف با بنیالحسن، دست به قمع آنان زدند و همین امر سبب تمایل بنیالحسن به زیدیان شد؛ از این رو، امامان زیدیه از مقطعی به بعد، از سادات حسنی هستند.
این زیارت، مشروعیت سیاسی خود و دیگری (خصم) خود را تعریف کرده و نحوه اقدام علیه آن را نیز مشخص میکند. ایشان تأکید کردند که روش اقدام در زیارت عاشورا، «لعن» است و نه «قیام»؛ به این معنا که زیارت عاشورا، زیارتِ قیام نیست، بلکه انتظار قیامی را میکشد که با ظهور امام منصور محقق شود. در واقع، این زیارت به جای اقدام فوری، در قالب دعا، طلبِ رسیدن به آن اتفاق در آینده میکند. لذا مضمون پرتکرار و مشترک در این زیارت، «لعن و سلام» است. در آن دوران، جامعه هنوز به مرحلهای نرسیده بود که امام بتواند پیروانش را به تصاحب حکومت دعوت کند و چنین برداشتی از زیارت عاشورا صورت نمیگیرد؛ در حالی که این دعوت و برداشت، به وضوح از رساله امام زید استنباط میشود.
منبع زیارت عاشورا
در این زمینه، چهار نقل از دو منبع اصلی (کامل الزیارات و مصباح المتهجدین) وجود دارد که همگی به امام باقر(ع) منتسب شدهاند، اما هر یک از آنها دچار ضعفهای سندی هستند. با این حال، نقل معتبری از «صفوان بن مهران» وجود دارد که فاقد این اشکالات است؛ در این روایت، بحثی در حضور امام صادق(ع) شکل میگیرد و پس از قرائت زیارت، امام آن را تأیید نموده و در مورد ثواب آن سخن میگویند. یکی از روشهای کسب حجت از معصومین(ع)، پذیرش «قول، فعل و تقریر» آنان است؛ بدین معنا که اگر کاری در حضور ایشان انجام شود و ائمه با کلام یا سکوت آن را تأیید کنند، این امر حجت است. در مورد روایت صفوان، تأیید امام(ع) بیشتر از طریق تقریر و سکوت انجام گرفته است و آیتالله العظمی شبیری براساس همین روایت، سند زیارت عاشورا را معتبر میدانند.
در متون بلند، احتمال بروز تفاوتهای جزئی در جملات به دلیل خطای حافظه ناقلان وجود دارد، اما این تفاوتها به معنای صادر نشدن متن از معصوم نیست. حتی میتوان احتمال داد که فرازهای پایانی زیارت در ابتدا سادهتر بوده و به تدریج در طول زمان، صراحت و وضوح بیشتری یافته است. همچنین، نقل رسیده از امام باقر(ع) که این زیارت را از پدرشان و ایشان را از رسولالله(ص) نقل میکنند، نشان میدهد که ابراز ارادت به اباعبدالله(ع) ریشهای قدیمی دارد. علاوه بر این، نبود نام بنیعباس در متن، گواه این است که زیارت مربوط به دوران بنیامیه است و متأخر نیست. نبودِ مناقشه یا تکذیب در برابر این متن و وجود خبرهای تأییدی، اعتبار این دعا را به سطح بسیار بالایی میرساند. پیش از نقد، باید اطمینان حاصل کرد که نیت فرد خیرخواهانه باشد؛ چرا که گاهی برخی افراد به دلیل داشتن مشکل با مفهوم لعن، به دنبال توجیه این موضع از طریق روشهای اعتبارسنجی هستند، در حالی که اعتبارسنجی باید بدون سوگیری صورت گیرد.
بسیاری از موارد نقل شده، متعلق به قرن هشتم و به ویژه پس از قرن دهم (دوران صفوی) هستند که با شکلگیری سنت روضه نویسی و تأثیر کتاب روضه شهدای کاشفی، وقایع عاشورا مورد شرح و بسط قرار گرفته و به سمت دراماتیزه کردن رفتند. این روند در دوران قاجار به اوج رسید و مواردی (مانند طلب آب برای حضرت علیاصغر/عبدالله) برای رقتانگیزتر کردن واقعه اضافه شد. به طور کلی، تم عاشورا از دوره صفویه تا قاجار بیشتر بر محور حزن بود، اما از دهه ۳۰ و بهخصوص دهه ۴۰ شمسی، فاجعه عاشورا به حماسه عاشورا تبدیل شد؛ چنانکه کتاب «حماسه حسینی» دقیقاً با همین ادبیات و برای پاسخ به نیاز جامعه به تفسیری جدید شکل گرفت. چنین تغییر رویکردهایی در طول تاریخ امری متداول بوده است.
ولایت و برائت، دو مضمون اصلی زیارت عاشوراست
در زیارت عاشورا، مفاهیم «ولایت» و «برائت» بسیار پررنگ است و پس از آن، متن بر محور سلام، لعن و دعاهای شخصی استوار شده است؛ دعاهایی با این مضمون که بنده از خداوند توفیق یابد تا عاقبت به خیر شود و در زندگی و مرگ، هممسیر با محمد(ص) و آل محمد(ع) باشد تا در نهایت، توفیق خونخواهی برای امام معصوم را پیدا کند.
«خونخواهی» مضمونی بنیادین در این زیارت است. از همان آغاز زیارت با عبارت «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره» (سلام بر تو ای خونخواسته خدا و فرزند خونخواسته خدا)، به مقام والای این فریضه اشاره شده است. در واقع، خونخواهی امام حسین(ع) تنها یک مسئله فردی یا خانوادگی نیست، بلکه چون این خون در راه خدا ریخته شده، خداوند شخصاً خونخواه ایشان است و ما با این اقدام، در حقیقت در راستای اطاعت از امر الهی و اتصال به اراده او هستیم.
در گذشته، تکریم و تواضع معمولاً در برابر صاحبان قدرت، ثروت و شوکت صورت میگرفت؛ اما در زیارت عاشورا، این سلامها و کرنشها در برابر امامی است که شوکت و قدرت مادی را ملاک قرار نداده، بلکه منشأ هدایت و محور ولایت است. این نهاد، پیش از اسلام نیز وجود داشته و مشابه مفهوم «شهروندی» و «تابعیت» در دوران معاصر است؛ رابطهای که در آن فرد تابع قوانین است و دولت حامی اوست، اما این رابطه بهطور کلی نامتقارن است.
این رابطه را به دو گونه تقسیم میشود: ۱. ولاء در رابطه عبد و مولا: در این ساختار، حتی پس از آزاد شدن بنده، رابطهای میان او و مولایش شکل میگرفت که در آن بنده آزادشده (مولی) موظف به حمایت مالی و پشتیبانی از مولای خود بود (مانند پرداخت دیه). این رابطه، بنده آزادشده را به دایره نزدیکان مولا منتقل میکرد. ۲. ولاء عرضی (افقی): رابطهای متقارن میان آحاد جامعه ایمانی (براساس آیه «المؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض») که در آن حمایت و پشتیبانی متقابل وجود دارد و هیچ برتریجویی در آن نیست.
در مقابل، ولاء عمودی رابطهای است که فرد با رهبر یا شیخ قبیله دارد و منشأ اقتدار و داوری است. ولایت ائمه(ع) در واقع استعارهای از همین مفاهیم آشنای اجتماعی است که به صورت «ولای ایمانی» تعریف شد و در سیر تاریخی تکامل یافت تا به این جایگاه رسید که پیامبر(ص) ولایت خود را به علی(ع) منتقل فرمود.
زیارت عاشورا بر این نکته تأکید دارد که این ساختار ولایتی در اثر حوادث سقیفه، اقدامات خلفا و بنیامیه از بین رفته است. صدمه وارد شده به جامعه مؤمنین، مخدوش شدن رابطه ولای عرضی و بهویژه از بین رفتن کانون ولا (مرکزیت ولایت) است. لذا زیارت عاشورا در صدد بازگرداندن این جایگاه است؛ زیرا از دیدگاه ایشان، تا این ولایت بازسازی نشود، حتی اگر حکومت با کنشی قهرآمیز به دست آید، مشکلات دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) مجدداً تکرار خواهد شد.
تفاوت حکومت ائمه با سایر حاکمان
ائمه(ع) نه اینکه از دستیابی به حکومت اباء داشته باشند، بلکه درصدد تأسیس حکومتی بودند که جامعه در آن، مفهوم «ولاء» را پذیرفته باشد. از دیدگاه ایشان، ولایت اگرچه تکلیفی الهی است، اما پذیرش آن از سوی انسانها امری اختیاری است؛ به این معنا که افراد میتوانند با پذیرش این التزام، در حقیقت امر الهی را محقق سازند یا از پذیرش آن اجتناب کنند.>> ایشان در ادامه، تفکیکی میان «اقتدار» و «قدرت» قائل شدند: ولایت یک تکلیف است و چنانچه این تکلیف در جامعه به سطح پذیرش اجتماعی برسد، امامِ منصوص الهی به اقتدار دست مییابد. اقتدار در اینجا به معنای ارادهای است که مورد پذیرش جامعه قرار گرفته و با زور تحمیل نشده است. در چنین شرایطی، امام میتواند از طریق گروهی که دارای مشروعیت و مقبولیت هستند، قدرت را به دست بگیرد و سایر اقشار جامعه نیز به دلیل تأمین امنیت و اداره امور، از این قدرت تبعیت کنند. ایشان تأکید کردند که امام تا زمانی که به این اشباع اجتماعی نرسد، قدرت را به هر قیمتی طلب نمیکند تا مجبور نشود مانند بنیعباس، حکومت خود را با تکیه بر گروهی محدود و اجیرشده و از طریق زور حفظ کند. ادبیات زیارت عاشورا نشان میدهد که در آن برهه، جامعه در مرحلهای بود که ولایت هنوز باید شکل میگرفت و قوام مییافت. ایشان معتقدند زمان ظهور امام زمان(عج) نیز زمانی است که این ولایت شکل گرفته باشد یا دستکم در آستانه تحقق باشد. به این معنا که ما نباید امام را صرفاً برای تحقق عدالت یا برآوردن مطالبات شخصی بخواهیم، بلکه باید او را به عنوان پاسخی به تکلیف الهی و برای عمل به آن طلب کنیم. برای رسولالله(ص) موقعیتی خاص فراهم شد؛ ایشان وارد جامعهای شدند که با مشکلات اجتماعی بسیاری دست و پنجه نرم میکرد و ورود ایشان راهکاری برای حل آن مشکلات بود. این امر سرمایه اجتماعی بسیار بزرگی ایجاد کرد که منجر به مشروعیت و اقتداری بیبدیل گشت، هرچند که پس از ایشان، اختلافات دوباره در جامعه شدت یافت.
کم کاری شیعیان در ترویج مکتب اهل بیت
مطالعه تاریخ رسولالله(ص) آموزههای فراوانی دارد، اما به نظر میرسد ما در مکتب تشیع، اثر فاخر و اقدام درخوری در این زمینه انجام ندادهایم؛ در حالی که اهل سنت آثاری تولید کردهاند که هرچند با ادبیات الهیات سیاسی شیعه تفاوت دارد، اما قابل تأمل است. واقعیت این است که ما نتوانستهایم مفهوم موالی بودن برای اهل بیت(ع) را به درستی محقق کنیم. ما شیعیانی هستیم که همواره در موضع طلبکار قرار داریم و در زیارات و مناسک خود، عمدتاً به دنبال برآورده شدن حاجات شخصی خویش هستیم، بدون آنکه گامی جدی برای ترویج عملی مکتب اهل بیت(ع) برداریم. برای نمونه، ارامنه در صنوف و مشاغل مختلف به عنوان افرادی قابل اعتماد و خوشنام شناخته میشوند و توانستهاند برای آیین خود اعتبار اجتماعی کسب کنند. اما آیا ما شیعیان توانستهایم چنان صادقانه و امانتدارانه زیست کنیم که انتساب ما به این مکتب، نزد مردم تضمینکننده اعتماد و صداقتمان باشد؟ اگر ما موالی حقیقی بودیم، باید زیست ما مروج نام اهل بیت(ع) میبود؛ اما در حقیقت، ما به جای آنکه یار و یاور این مکتب باشیم، به باری بر دوش آن تبدیل شدهایم و همواره انتظار داریم ائمه(ع) برای ما کاری انجام دهند. این در حالی است که در روایات صریحاً توصیه شده است که با حضور در میان مردم و رعایت اخلاق و امانتداری، مایه زینت و نزدیکی و مودت نسبت به این خاندان باشیم.
امام موسی صدر، نمونه بارز اعتباردهی به شیعه
نمونه بارز تأثیرگذاری اجتماعی و بازگرداندن عزت به جامعه شیعی را در تجربه امام موسی صدر (ره) است. امام موسی صدر در بازه زمانی کوتاهی (کمتر از بیست سال)، جامعه شیعی لبنان را که پیش از ورود ایشان فاقد قدرت و وزن سیاسی بود، به جایگاهی از عزت و اقتدار رساند؛ امری که نشاندهنده پذیرش و تبعیت جامعه از یک رهبری تحولآفرین است. ترویج دین در گرو ایجاد یک جامعه سالم و فراگیر کردن رابطه ولای عرضی (پیوندهای افقی و حمایتی میان مؤمنان) است؛ بهگونهای که هر فرد، سایر اعضای جامعه را مانند برادر خود ببیند. نبودِ این پیوستگی و حمایت متقابل در میان مؤمنین، مانع از آن شد تا آنها با اطمینان خاطر از عدم تنهایی و بیپشتیبانی، به یاری امام حسین(ع) بشتابند. در واقع، درک این نکته که حمایت جمعی وجود دارد، پیششرط تقویت کنشگری در جامعه است. آموزههای زیارت عاشورا همچنان چالش اصلی و مسئله حلنشده جامعه شیعی است. الهیات سیاسی - اجتماعی شیعه را میتوان در مفاهیم این زیارت یافت و دستیابی به نقطه کمال و تحقق آموزههای آن، نه تنها یک هدف اخلاقی، بلکه پیشنیاز ضروری برای فراهم شدن مقدمات ظهور امام زمان(عج) است.
انتهای پیام